آموزش مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-2-4-3- انتخاب رفتارشناختی و رفتارعاطفی
از آن جا که در حال حاضر فرایندهای شناختی و عاطفی در تعیین عملکرد اجتماعی نقش بسیار پراهمیتی دارند، این دو فرایند را در رشد و به کارگیری مهارت های اجتماعی دو عنصر ضروری می شناسند. هر چند به گفته لوئیس و مایکلسون (1983)، تئوری های مختلفی در زمینه ماهیت ارتباط میان عواطف و فرایندهای شناختی وجود دارد، ولی پیوستگی این دو فرایند به یکدیگر کاملاً شناخته شده است. به اعتقاد عدهای، بروز عواطف منبعث از فرایندهای شناختی است، و به عقیده برخی دیگر، عکس العمل های عاطفی مستقل عمل می کنند و مبنای شناختی ندارند. به نظر لوئیس و مایکالسون …. در نظر گرفتن الگوهای سادۀ یک خطی از ارتباط بین شناخت و عاطفه نارسا می نماید. روابط میان این دو زمینه کاملاً پیچیده و دایمی است و بیش از آنچه معمولاً در الگوهای سنتی ترسیم شده بافتی ظریف دارد.برای مفهوم بخشیدن به ارتباط میان عاطفه و شناخت نباید یکی را معلول دیگری دانست بلکه بهترین الگو آن است که دو فرایند پیوسته و به نحوی پیش رونده به دنبال هم قرار گیرند و همانند نوای سازهای مختلف، رشته رفتارهای جدا از هم را به شکل ترکیبی واحد درآورند. پرورش مهارت های اجتماعی شناختی و عاطفی به رفتار صرفاً اجتماعی ومشهود مربوط نمی شوند بلکه با فرایندهای درونی ارتباط دارند و غالب برنامه های آموزشی در زمینه این دو بعد دارای عناصری شناختی و عاطفی هستند. کودکانی که اغلب نیازمند چنین آموزشی به نظر می رسند خویشتن دار نیستند، تحریکپذیر و پرخاشگرند، نسبت به خود ارزیابی منفی دارند و ارتباط آن ها با همسالان اندک است(شفیع آبادی، 1386).
2-2-5- ارزیابی و سنجش مهارت های اجتماعی
روش های ارزیابی، از مشاهدات زودگذر گرفته تا ثبت منظم سوابق و به کاربردن آزمونهای استاندارد شده انواع مختلف دارند. چرا باید ارزیابی در برنامه آموزش مهارت های اجتماعی منظور شود: تردیدی نیست که آموزش این مهارت ها، گاه بدون صرف وقت زیاد برای ارزیابی مقدار مهارتی که در پیشینۀ رفتاری کودک است، امکان پذیر است. ولی امر ارزیابی برای پژوهشگران ضروری به نظر می رسد تا از آن طریق بتوانند در مورد اثرات آموزش مهارت های اجتماعی بر تغییر رفتار، مبنای سنجشی داشته باشند. در کار معلمان و روان شناسان بالینی نیز ارزیابی مؤثرترین عامل محسوب می شود، زیرا آن ها نیز باید از نتایج کوشش های شان آگاه شوند. ارزیابی گاه تعیین می کند که آیا باید رفتار جدیدی را به کودک آموخت یا آن که محیط را به گونهای فراهم آورد تا کودک تشویق شود و آنچه را که در پیشینه رفتاری خود دارد ولی عرضه نمی کند از خود ظاهر سازد.
الگویی که ماگر و پایپ (1970)، ارائه داده اند از نظر توجه به مساله ارزیابی در آموزش مهارت های اجتماعی مفید است. به نظر آن ها گاه علت وجود مشکل رفتاری (در این مورد، نبودن مهارت اجتماعی در برخی زمینه ها). آن است که رفتار پسندیده شناخته شده نیست یا آموزش داده نشده است چرا که شرایط لازم برای تشویق و تقویت رفتار فراهم نیست، یا این که امکانات موجود بیشتر سبب تقویت رفتار ناپسند می سود. بنابراین ممکن است کودک، به دلیل بی اطلاعی یا ناتوانی در اجرای رفتار مورد نظر، یا به علت نبودن تشویق در محیط به رغم آشنا بودن او با طرز اجرای رفتار و یا رسیدن به منافعی در قبال انجام ندادن رفتار اجتماعی مطلوب فاقد مهارت اجتماعی باشد. گذشته از این ها، گاه دلیل آشنا نشدن به مهارت اجتماعی مورد پسند وجود احساسات ناخوشایندی چون ترس یا اضطراب در اجرای آن رفتار است که کودک برای دوری از آن، از انجام رفتار خودداری می کند. برای مثال، کودکی که در درگیری با کودک دیگر قدرت لازم برای دفاع را در خویش نمی بیند به این علت است که نمی داند چه بگوید یا چگونه عمل کند تا به طرزی شایسته از خود دفاع کرده باشد، یا این که سخن گفتن یا عملکردن در این مورد را بی ثمر می بیند، یا احساس می کند با عقب نشینی موقت می تواند از اضطرابی که ممکن است در مسیر درگیر کردن خود در جدال به سراغش آید اجتناب کند. گاه این بحث مطرح می شود که غالب رفتارهایی که مهارت های اجتماعی خوانده می شوند، نوعی هدف را به همراه دارند، و کودک ممکن است ناگزیر باشد هدفی را از میان چند هدف مشابه هم برگزیند. معلم یا روانشناس بالینی می تواند از طریق ارزیابی، برای تشخیص این که کدامیک از عوامل فوق درکارند (یعنی تعیین این که مسأله مربوط به نقص مهارت است یا انگیزه)، مناسبترین نحوۀ اقدام را مشخص کند(شفیع آبادی، 1386).
2-2-6- تقویت کننده های مهارت های اجتماعی
تقویت کننده های مهارت های اجتماعی شامل تقویت های کلامی و غیرکلامی است. این دو نوع تقویت را می توان برحسب رفتارهای عملی مورد تحلیل قرار داد (شکل 2-1 ).
الف- تقویت کننده های کلامی
منظور از تقویت کننده های کلامی، کلمه هایی هستند که فرد برای تشویق رفتارها یا فعالیت های دیگران بر زبان می آورد و بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:
تصدیق/ تأکید
منظور از تصدیق/تأیید، کلمه هایی هستند که برای تصدیق و تأیید گفته ها و اعمال دیگران بر زبان آورده می شود. برخی از این تقویت کننده ها عبارتند از : «بله»، «صحیح است»، «درست است»و غیره این کلمه هایا جمله ها به طرف مقابل نشان می دهند که منظور او را فهمیده ایم.
شکل 2-1- تقویت کننده های مهارت اجتماعی(هارجی و همکاران، 2002، ترجمه بیگی و مهرداد فیروزبخت، 1384).
تحسین/ حمایت
این نوع تقویت کلامی از تصدیق قوی تر است، زیرا سخنگو را آشکارا تشویق و حمایت می کند. برخی از نمونه های آن عبارتند از: «آفرین»، «کاملاً با تو موافقم»، «از لباست خیلی خوشم آمد».
توسعۀ پاسخ
در این نوع تقویت با تکیه بر حرف های سخنگو و بسط دادن آن ها او را تقویت می کنیم- به عبارت دیگر پاسخ او را توسعه می دهیم. این روش یکی از مؤثرترین شکل های تقویت است؛ زیرا نشان می دهد که شنونده گفتگو را به دقت دنبال می کند و برای حرف های بیان شده به قدری ارزش قایل است که آن ها را شرح و بسط می دهد.
ب- تقویت کننده های غیرکلامی
منظور آن رفتارهای غیرکلامی است که به نحوی مثبت و به منظور تشویق استفاده می شوند. این تقویت کننده ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
ژست
ژست ها حرکات کوچک دستها، سر و صورت می باشند؛ ژست هایی از قبیل لبخندزدن، سر تکان دادن و نگاه کردن به دیگران و حرکت دست ها (مثلاً «نشان دادن انگشت شست»)را می توان جزء تقویت کننده های غیرکلامی دانست.
مجاورت

مطلب مشابه :  تعلیم و تربیت عمومی