آموزش مهارت های اجتماعی

آموزش مهارت های اجتماعی

آموزش مهارت های اجتماعی

منظور از مجاورت، حرکت دادن کل یا بخشی از بدن است. مجاورت بدنی، تقویت کننده است زیرا معمولاً به کنار یا نزدیک کسانی می نشینیم یا می ایستیم که بیشتر مورد علاقه ما هستند. برای مثال، خم شدن به جلو در هنگام نشستن علامت توجه و علاقه مندی است. در این راستا از شکل های مختلف تماس نیز می توانیم به منظور ابراز حمایت یا تشویق استفاده کنیم (مثلاً دست دادن برای تبریک گفتن یا در آغوش گرفتن عزیزانمان). در این بین حیطه پیرازبان نیز اهمیت زیادی دارد- یعنی نحوۀ بیان پیام نه محتوای آن. اگر با صدایی گرفته و بی حال بگوییم «خیلی جالبه» ارزش تقویت کنندگی این جمله از بین می رود و به این ترتیب استفادۀ نادرستی از از زبان کردهایم. به عبارت دیگر، برای اجرای ماهرانۀ تقویت باید از پیرازبان به نحو مناسبی استفاده کنیم تا محتوای کلام را ارتقا دهیم (یعنی خود جملۀ «خیلی جالبه» باید برای شنونده جالب بنظر رسد) (هارجی و همکاران، 2002، ترجمه بیگی و مهرداد فیروزبخت، 1384).
بر اساس مطالب ذکر شده می توان گفت که هر شخصی در زندگی خود به مهارت های اجتماعی نیازمند است و هر چقدر مهارت اجتماعی فردی بالاتر باشد روابط اجتماعی او گسترده تر و مفید تر خواهد بود، و بر این اساس تعیین نوع مهارت هایی که باید به کودکان اموزش داده شود امری ضروری است. و مواردی همچون سن کودک، میزان رشد او، کمبود مهارت های خاص، محیط فرهنگی و اجتماعی در هنگام آموزش مهارت های اجتماعی در نظر گرفته شود. هم چنین در این قسمت مشخص شد که فرایندهای شناختی و رفتار در بکارگیری مهارت های اجتماعی دو عنصر ضروری است. و ارزیابی مهارت های اجتماعی به شیوه های مختلف و با اهداف متفاوت سنجیده می شود. در آخر نشان داده شد که دو نوع تقویت کننده مهم مهارت های اجتماعی عبارتند از تقویت کننده های کلامی و غیر کلامی.
مبانی نظری مشکلات رفتاری
2-3-1- رفتار بهنجار و ناهنجار
نخستین مسأله در روانشناسی ناهنجار تشخیص رفتار بهنجار از ناهنجار است. بیشتر ویژگی های رفتاری می توان در یک خط و مسیر پیوسته ترسیم نمود، تفاوت های رفتاری بیشتر از لحاظ درجه است تا نوع؛ این نکته در مورد رفتار غیرعادی نیز صادق است. یعنی علی رغم عقیده عمومی نمیتوان بین افراد هنجار و ناهنجار، حط فاصل مشخص و معینی را ترسیم نمود؛ زیرا رفتار افراد ناهنجار معمولاً اغراقآمیز و انواع مشخصی از رفتار است که در درجات مختلف و گوناگونی وسیله افراد بهنجار نیز بروز میکند. از آنجا که همۀ مردم نوع و درجهای از مکانیزم های دفاعی را استفاده میکنند، چگونه میتوان در مورد حالت دقیقی که رفتار بیش از حد حالت دفاعی پژوهش پیدا میکند، تصمیم گرفت؟ با در نظرگرفتن اینکه همۀ مردم بعضی از مواقع غیر واقع بینانه عمل میکنند، چگونه میتوان رفتاری را که بیش از اندازه غیرواقع بینانه عمل میکنند، چگونه میتوان رفتاری را که بیش از اندازه غیرواقع بینانه است شناخت؟ و از آنجا که هیچ فرد انسانی به طور کامل از منابع و داشته های ذهنی، عاطفی و اجتماعی خویش استفاده ممکن را نمیبرد، چگونه میتوان فردی را که بیش از اندازه توآن های بالقوهاش را به هدر میدهد مطالعه و شناسایی کرد؟ متخصصان و روانشناسان مختلف تعاریف زیاد و گوناگونی برای رفتار ناهنجار ارائه میدهند، ولی کلاً میتوان ضوابط ناهنجاری را در سه طبقه تعریف و تشریح نمود که عبارتند از: ضوابط آماری، نظری و کلینیکی( نوابی نژاد، 1387).
2-3-2- قضاوت درباره مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان
والدین و معلمان، اغلب رفتاری از کودکان و نوجوانان را که مخل نظم و کارآیی در خانه و مدرسه است، رفتار دشوار یا مشکل رفتاری توصیف میکنند. مثلاً کودکی که مانند بزرگسالان به خواب بعدازظهر علاقمند نیست، و یا به محض آن که او را در رختخواب یا تختش میگذارند، یک لیوان آب میخواهد، کودک دشوار مینامند زیرا رفتارش مزاحم است. مطالعات نشان داده است دزدی های کوچک در بین بچه های کلاس های اول و دوم، و دروغگوئی در سنین قبل از دبستان، و خرابکاری و ناسزا گفتن و بیتوجهی به سرووضع و کار مدرسه، در کلاس های ابتدائی بسیار رایج است، و در رابطه با تغییرات موجود در کودک، کاملاً طبیعی و هنجار به نظر میرسد، جز آنکه معیارهای اخلاقی و یا تعلیمات دینی خانواده احتمالاً مانع از ارتکاب برخی از آنان میشود. هر اندازه این رفتارها برای بزرگسالان ناراحت کننده باشد، کاملاً غیرمنصفانه است که آن ها را مشکلات رفتاری کودک بدانند، و او را به خاطر آن و یا رفتاری مشابه آن تنبیه نمایند. متأسفانه عدم درک و شناخت رفتار هنجار کودکان و نوجوانان در سنین مختلف را باید بیشتر اختلافات بین والدین و فرزندان و معلمان و دانشآموزان دانست( نوابی نژاد، 1387).
غالب اشکال رفتار به واقع دشوار، برای سنین پائینتر کاملاً هنجار است. غالباً کودکان به رفتار ناپخته و نادرست تنها به این دلیل دست میزنند، که یاد نگرفتهاند چگونه نیازهای خویش را با شیوه های پخته برآورده کنند. مثلاً کودک هنگامی که از حسادت رنج میبرد به رفتار بچگانه دست میزند و از توجهی که به بیپناهی او میشود، خشنود میگردد. اگر این الگوی رفتاری را در سنین بالاتر پس از یادگیری الگوهای پختهتر به کار برد، بیشک نشانه و علامت نارسائی و ناراحتی در روابط اجتماعی اوست، و آن وقت است که به راستی با مشکل رفتاری روبرو میشود( نوابی نژاد، 1387).
هاوینگ هارتس (2003)، اظهار می کند در عین حال باید توجه داشت که به صرف آن که اشکال معینی از رفتار ب
رای سنینی که در آن رخ میدهد، هنجار است، به هیچ روی آن رفتار را توجیهپذیر و مورد قبول نمیسازد، و بدان معنی نیست که بدون هیچ گونه کوشش جهت اصلاح و بهبود، آن رفتار باید تحمل گردد. برای مثال اگر کودکی قادر به یادگیری و به کاربردن کلمه «نه» است، طبعاً توانائی یادگیری «متشکرم» را نیز دارد؛ و همین طور هم اگر ماهیچه های او از هماهنگی کافی برای برداشتن اسباب بازی بچۀ دیگر برخوردار است، در شرایط و امکانات یکسان، ماهیچه های او توان دادن یکی از اسباببازی های خویش را به بچه دیگر نیز دارد؛ و تنها با راهنمائی و هدایت کودک است که او متوجه میشود که پارهای از رفتارها، جامعهپسند و پارهای از لحاظ اجتماعی مورد قبول نیست. طبیعتاً نمیتوان از کودک انتظار داشت که مانند برگشالان عمل کند؛ ولی میتوان توقع داشت که هر سال که از سن او میگذرد، بیشتر الگوهای رفتاری مورد قبول را بیاموزد؛ و بدینسان رفتار کودکانه و غیراجتماعی او به تدریج جای خود را به رفتارهای مورد قبول بدهد. ای شان در ادامه می نویسد هیچ نوع رفتار دشوار کودک را نباید به صرف آن که از نوع مشکلات سنی کودک است و از بین خواهد رفت، کم اهمیت و نادیده گرفت؛ چرا که احتمال ابقای هر نوع رفتاری وجود دارد. علاوه بر این، اگر این گونه رفتارها نادیده گرفته شود، کودک احتمالاً تصور میکند که رفتار پسندیدهای است. رفتاری که متناسب با سطح رشد کودک در سنین مختلف نیست، بیشک علامت هشداردهندهای از مشکل احتمالی آینده اوست؛ و به هر صورت باید مورد درمان قرار گیرد، قبل از آنکه به صورت یک شیوه و عادت سازگاری فرد درآید؛ به ویژه آنکه در اکثر موارد نشانه ها و یا مشکلات رفتاری کودکان ناشی از یک علت است. در فصل سوم جند نمونه مشکل رفتاری مورد بحث قرار میگیرد، به امید آنکه این نمونه ها و راه های حل آن ها، نقطه نظری سودمند ارائه دهند تا در زمینه کار با مشکلات دیگر سازگاری نیز مفید واقع شوند (زارع و احمدی، 1386).
2-3-3- طبقه بندی انواع اختلالات رفتاری کودکان
کودکان با اختلالات رفتاری، بنابر ماهیت رفتارهای شان احتیاجات روانی، تربیتی و آموزشی متفاوتی از سایر کودکان دارند. لذا برای آموزش، تربیت و بازپروری و ترمیم رفتارهای آنان، لازم است، چگونگی دستهبندی این اختلالات با توجه به انواع دشواری های رفتاری آنان، تعیین شود. درباره چگونگی دستهبندی اختلالات رفتاری، اختلاف نظرها و بحثهای گوناگون و فراوانی موجود است. دشواری دستهبندی اختلالات رفتاری از آنجا ناشی میشود که:
1- علل متفاوتی میتواند زیر بنای مشکلات رفتاری مشابهی باشد، و نیز انواع متفاوت مشکلات رفتاری میتواند از علل مشایهی حاصل آمده باشد.
2- فراوانی و گوناگونی رفتارهای ناسازگار بسیار گسترده است.
3- چگونگی شروع این گونه رفتارها وکیفیت رشد و پیشرفت آن ها متفاوت است.
4- میزان و درجه رشد آن ها مختلف است.
5- چگونگی پاسخدهی این گونه رفتارها به روش های درمانی گوناگون، متفاوت می باشد (سیف نراقی و نادری، 1386).
2-3-3-1- گروهبندی براساس مزاج
بقراط حکیم (460- 377 ق. م)، احتمالاً اولین کسی است که اختلالات رفتاری را به ترشحات بدن نسبت داده است. بقراط معتقد است که اختلالات روانی یا رفتاری به علت اسیب مغزی یا بیماری های مغزی و یا زیاد شدن نسبت یکی از ترشحات بدن یا اخلاط چهارگانه ایجاد میشود. بقراط عقیده دارد، این چهار خلط بطور عادی در مقاطعی از دوران رشد انسان غالب است و لذا هر دوره ویژگی مزاجی خاصی را به همراه دارد و نیز احتمال ثبات یا اختلال در هر دوره میرود. این چهار نوع مزاج عبارتست از:
دموی یا خونی: این دوره که خون بر سایر اخلاط غالب است، از کودکی تا پانزده سالگی به طول می انجامد. در این دوره محیط بدن گرم و مرطوب است و بنابراین زمینه های رشد کاملاً مساعد می باشد. جنب و جوش، شادابی و طراوت از مشخصات این دوره است و درک مفاهیم برای فرد، سطحی می باشد، مساله و مشکل، معنای چندانی ندارد و نیز به آینده بیتوجه است.
صفراوی: از 15 سالگی تا حدود 35 سالگی غلبه صفرا به شدت خود میرسد. محیط بدن در این دوره سرد و مرطوب است. تلاش و جستجوگری، بیقراری، تندخوئی و حالات بسیاری از دوره جوانی، از ویژگی های این مقطع از رشد است.
سوداوی: از 35 سالگی تا حدود 60 سالگی، سودا بر سایر اخلاط تسلط دارد. محیط بدن در این دوره گرم و خشک است. از ویژگی های این دوره و این نوع شخصیت، بروز حکمت در گفتار و کردار، ارائه پند و اندرز، ظهور معرفت و عقل، انتظام در امور زندگی، دوراندیشی و صحت نظر در عواقب امور، ثبات دررای و کم شدن تلون است.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~