آموزش مهارت های زندگی

دانلود پایان نامه

زرگر و همکارانش (1390)، پژوهشی با هدف بررسی فرایندهای خانواده شامل: انسجام و احترام متقابل خانواده، مهارت ارتباطی خانواده، مهارت مقابله ی خانواده و مهارت تصمیم گیری و حل مسأله ی خانواده به عنوان پیش بین های مشکلات رفتاری در دانش آموزان پایه ی دوم دبیرستان شهر یاسوج انجام دادند. نمونه پژوهش به حجم 590 نفر دانش آموز بود که به روش خوشه ای مرحله ای از 38 دبیرستان دخترانه و پسرانه شهر یاسوج انتخاب شد. از این میان افرادی که نمره ی آن ها در آزمون مشکلات رفتاری آشنباخ (YSR)، مساوی و بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین بود، به عنوان گروه دارای مشکلات رفتاری (75N=)، و افرادی که نمره ی آن ها در این آزمون، مساوی و پایین تر از یک انحراف معیار از میانگین بود، به عنوان گروه بدون مشکلات رفتاری (75N=)، انتخاب شدند. سپس دانش آموزان این دو گروه پرسشنامه ی فرایندهای خانواده، فرم ویژه ی فرزندان، را تکمیل نمودند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل تمایز مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها بیانگر این بود که ترکیب خطی متغیرهای فرایندهای خانواده، قادر است مشکلات رفتاری را در دانش آموزان پایه ی دوم دبیرستان شهر یاسوج پیش بینی کند.
مطالعه قاسمپور (1390)، با هدف تعیین و مقایسه توانایی های اجتماعی و مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به صرع و سالم سن مدرسه انجام شده است. در توانایی های اجتماعی پسران، در دو گروه مبتلا به صرع و سالم اختلاف معنادارآماری مشخص گردید (P=0.02)، کودکان در گروه های مبتلا به صرع و سالم، در حیطه مشکلات ارتباط با همسالان (P=0.01)، و مشکلات عاطفی نیز اختلاف معنی دار آماری با یکدیگر داشتند (P=0.03)،
مطالعه موسوی (1390)، به منظور بررسی تاثیر اختلال وسواسی- جبری مادران در رفتارهای ناهنجار کودکان انجام شده است. نتایج حاکی از این است که مقیاس های شکایات جسمانی (045/0=p)، اضطراب و افسردگی (023/0=p)، مشکلات اجتماعی(012/0=p)، در کودکان با مادران وسواسی- جبری افزایش معنی داری داشته است و نیز برون گرایی و درون گرایی در این کودکان به طور معنی داری بیشتر بود(001/0=p)، انزوا طلبی، اختلال توجه، مشکلات تفکر و بزهکاری در کودکان دو گروه تفاوت مشخصی از نظر آماری نداشته است. نمره کلی اختلالات رفتاری در کودکان با مادران دچار اختلال وسواسی جبری به طور معنی داری بیشتر بود
پژوهش بلالی (1390)، با هدف تعیین میزان اثربخشی برنامه آموزش والدین بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان صورت گرفت. روش پژوهش نیمه تجربی با گروه آزمایش، گواه، پیش-آزمون، پس آزمون و پیگیری 4 ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان سوم تا پنجم مقطع ابتدایی دارای مشکلات رفتاری شهر تهران در سال تحصیلی90- 89 و نمونه پژوهش شامل والدین 18 کودک دارای مشکلات رفتاری بود که به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و پس از پاسخگویی به پرسشنامه اختلال رفتاری راتر 1975 به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شد. والدین کودکان گروه آزمایش برنامه آموزش والدین را در 8 جلسه 60 دقیقه ای در 2 ماه دریافت کرد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس تحلیل شد.نتایج نشان داد که مشکلات رفتاری آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طورمعناداری کاهش یافت، به علاوه پس از گذشت 4 ماه نتایج مداخله در کودکان گروه آزمایشی پایدار بود.
پژوهش ممقانیه (1390)، به منظور بررسی تاثیرگذاری نظام ارتباطی مبادله تصویری (PECS)، بر مشکلات رفتاری صورت گرفته است. در پایان دوره آموزش، نتایج به دست آمده تاثیرات مثبت PECS را در کاهش مشکلات رفتاری سه کودک (75٪)، نشان داد، هر چند که سرعت یادگیری آن ها متفاوت بود
هدف پژوهش پاکدامن (1390)، تعیین نقش کیفیت دلبستگی به پدر در پیش بینی مشکلات رفتاری و هیجانی نوجوانان بود. یافته ها نشان داد دلبستگی به پدر و همه مؤلفه های آن در دختران بیش از پسران با نشانگان برونی سازی و درونی سازی رابطه دارد. در دختران مهم ترین عامل پیش بینی کننده منفی نشانگان درونی سازی شده، دلبستگی به پدر و بیگانگی از پدر مهم ترین عامل پیش بینی کننده مثبت نشانگان برونی سازی شده بود. در پسران بیگانگی از پدر هم در پیش بینی نشانگان برونی سازی-شده و هم نشانگان درونی سازی شده بیشترین سهم را داشت.
در پژوهش که ابوالقاسمی و همکاران (1389)، بر روی 5136 دانش آموز مدرسهی ابتدایی دخترانه و پسرانه انجام دادند مشخص شد که 2 درصد دانش آموزان ابتدایی، مبتلا به اختلال های هیجانی هستند. این پژوهش نشان داد که 3 درصد دانش آموزان، اختلال سلوک، 2 درصد اختلال هیجانی، 1/3 درصد اختلال نقص توجه، 3/3 درصد اختلال بیش فعالی، 4/3 درصد اختلال نقص توجه همراه با بیش فعالی و 6/2 درصد اختلال بی اعتنایی مقابله ای دارند. این پژوهش، نشان داد که پسران، در مقایسه با دختران، بیشتر به اختلال های سلوک، نقص توجه بیش فعالی و نقص توجه همراه با بیش فعالی مبتلا هستند.
فرزاد فرد و هومن (1387)، اثربخشی آموزش مهارت های والدگری بر پیشگیری تنیدگی در یک نمونه غیربالینی از مادران و کاهش مشکلات رفتاری کودکان آن ها مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق شاخص تنیدگی والدین در یک نمونه 198 نفری از مادران اجرا شد. 51 نفر از مادرانی که نمره های بالایی در تنیدگی والدین داشتند به تصادف در دو گروه آزمایش (26 نفر)، و کنترل (25 نفر)، قرار گرفتند و به فهرست مشکلات رفتاری کودکان پاسخ دادند. یافته ها نشان دادند که پس از مداخله: الف)، مادران گروه آزمایشی در مقایسه با مادران گروه کنترل سطح تنیدگی کمتری داشتند، ب)، کودکان مادران گروه آزمایشی از کودکان مادران گروه کنترل مشکلات رفتاری نشان دادند.
ترکلادانی و همکاران (1387)، در تحقیقی تأثیر آموزش مهارت های زندگی به مادران بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان مقطع سوم تا پنجم ابتدایی شهر اصفهان را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون پس ازمون با گروه گواه بوده. جامعۀ آماری را کلیۀ دانشآموزان پایه های سوم تا پنجم ابتدایی در سال تحصیلی 87-86 تشکیل داده است. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش برای انتخاب مدارس خوشهای چند مرحل های و برای انتخاب آزمودنیها براساس امتیاز مشکلات رفتاری آن ها است. بدین ترتیب که از 5 ناحیۀ آموزش و پرورش اصفهان، یک ناحیه به طور تصادفی انتخاب و سپس از این ناحیه یک دبستان دخترانه و یک دبستان پسرانه به طور تصادفی انتخاب شد. آنگاه از این دو مدرسه با انجام پیش آزمون از کلیۀ دانش آموزان پایۀ سوم تا پنجم، 96 نفر دانشآموز که دارای مشکلات رفتاری بودند مشخص و به عنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند، سپس این 96 نفر به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. به مادران گروه آزمایشی طی 9 جلسه آموزش مهارت های زندگی داده شد. هم چنین به منظور بررسی میزان مشکلات رفتاری از آزمون مشکلات رفتاری راتر استفاده شد. نتایج نشان داده که بین عملکرد گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش مهارت های زندگی به مادران بر کاهش مشکلات رفتاری تأثیر دارد.
امیری(1386)، در پژوهشی مهارت های اجتماعی در گروه های منزلت اجتماعی از زاویه روابط با همگنان را شناسایی کرده است. به این منظور از مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر اصفهان بصورت تصادفی تعداد 24 کلاس (دخترانه و پسرانه)، که در برگیرنده 826 نفر دانشآموز در مقاطع مختلف دوم ابتدایی، پنجم ابتدایی و دوم راهنمایی بودند انتخاب شده. جهت تعیین منزلت اجتماعی آزمودنی هادر بین همگنان از روش جامعه سنجی استفاده شد. پس از اجرای جامعه سنجی بر روی همه دانش آموزان و تنظیم جامعه نما 288 نفر در چهار گروه منزلت اجتماعی پذیرفته شده، به خود رها شده، متوسط و طرد شده برگزیده شدند. برای سنجش مهارت اجتماعی در گروه های مختلف منزلت اجتماعی از فرم ایرانی مقیاس مهارت اجتماعی متسون که در برگیرنده پنج عامل (مهارت اجتماعی مناسب، جرات نامناسب، برانگیخته/متمرد، اعتماد بنفس بیش از حد و حسادت/ گوشهگیری)، است استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین گروه پذیرفته شده و طرد شده در هر پنج مهارت وجود دارد. هم چنین نتایج نشان داد مهارت 1 در گروه پذیرفته شده و مهارت 2،3،4،5 در گروه طرد شده میانگین بالاتری را نشان دادند. در مهارت 2 بین گروه پذیرفته شده و به خود رها شده و متوسط، در مهارت 3 بین گروه متوسط و پذیرفته شده، در مهارت 4 بین گروه طرد شده و به خود رها شده و بین گروه متوسط و پذیرفته شده، در مهارت 5 بین گروه پذیرفته شده و به خود رها شده و متوسط تفاوت های معنی داری وجود دارد. زارع و احمدی (1386)، در تحقیقی با هدف ، بررسی اثربخشی بازی درمانی به شیوه شناختی- رفتاری در کاهش مشکلات رفتاری کودکان 7 تا 9 سالهی پسر انجام دادند آن ها پنج کودک پسر 7 تا 9 ساله، به شیوهی غیرتصادفی و هدفمند، انتخاب کردند. بازی درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری طی ده جلسهی انفرادی و گروهی و هفت های دو بار در محل اقامت آن ها انجام شد. نتایج این تحقیق گویای آن است که جلسات بازی درمانی شناختی – رفتاری، موجب کاهش مشکلات رفتاری کودکان شده است.
رحمتی و همکاران (1386)، در تحقیقی با عنوان ” مقایسه میزان اختلالات روانی دختران نوجوان با توجه به شیوه های فرزند پروری والدین در دبیرستآن های شهرستان جیرفت” به این نتیجه رسیدند که؛ در افسردگی، وسواس، اجبار، حساسیت در روابط متقابل، هراس، روان پریشی و شکایت جسمانی، دانش آموزانی که میزان بیشتری از اختلالات را نشان داده اند، دارای والدین بی توجه و مستبدی بودند. و در مقیاسهای اضطراب، خصومت و تفکر پارانوئیدی تفاوتی در چهار شیوه فرزند پروری مشاهده نشد.
فاتحی زاده و همکاران(1384)، در پژوهشی مهارت های اجتماعی دانش آموزان با روش کیفی مورد بررسی قرار داداند. آن ها ابتدا چک لیستی مشتمل بر 369 مهارت اجتماعی در 9 گروه اصلی تهیه و روایی محتوایی آن توسط متخصصین تأیید کرده اند. سپس چهار نفر از کارشناسان پس از گذراندن دوره آموزشی وآشنایی با مهارت های اجتماعی و روش تحقیق کیفی، به مدت سه هفته به اجرای آزمایشی طرح پرداخته و در این مدت کاملاً با مدرسه و کادر آن آشنا شدند. سپس به مشاهده رفتارهای چهارگروه شامل دبیران کلیه دروس و کلیه پایه ها، مشاوران، دبیران پرورشی و کادر دفتری (شامل مدیر، معونین آموزشی و پرورشی)، مشغول شدند. مشاهده و ثبت فراوانی مهارت های اجتماعی به صورت کمی و کیفی انجام گرفت. علاوه برآن، شیوه تدریس دبیران، وجود یا عدم وجود فعالیت های گروهی در کلاس و مدرسه و چگونگی اجرای آن نیز به مدت چهار ماه مشاهده و ثبت گردید. در این مدت در مجموع، 72207 مهارت مشاهده و ثبت گردید. درصد فراوانی مهارت های اجتماعی مشاهده شده و به ترتیب عبارت بودند از: مهارت های ارتباطی 46/55، مسئولیت پذیری 57/6، خودگردانی07/4، مقابل های 62/3، پرکردن اوقات فراغت 58/2، درک ارزشهای اجتماعی 84/1 و آشنایی با قوانین اجتماعی44/0 درصد. نتیجه به دستآمده بیانگر آن است که اگر مدرسه عملکرد واقعی و مؤثری در انتقال کلیه مهارت های ضروری اجتماعی به دانش آموزان داشته باشد، باید فرصت های عمدی، برنامه های مدون و طرحهای قابل اجرا در این زمینه عملکرد دورۀ متوسطه را در ایجاد و پرورش داشته باشد و وضعیت موجود پاسخگوی تأمین همه نیازهای اجتماعی دانش آموزان نیست.
نظیری (1384)، در پژوهشی تحت عنوان «نقش احساس گناه در فرایند پردازش اطلاعات بیماران وسواسی – اجباری و بررسی ریشه های آن در شیوه ی فرزند پروری کمال گرا» به این نتیجه دست یافت که والدین گروه مبتلا به وسواس- اجبار در مقایسه با گروه گواه که گروه افسرده خو و بهنجار بودند، شیوه ی فرزند پروری کمال گرایانه تری داشتند؛ و گروه افسرده هم نسبت به گروه بهنجار شیوه ی فرزند پروری کمال گرایانه تری را اعمال کرده اند.
حسینی فرد(1381)، در پزوهشی با عنوان «بررسی همه گیر شناسی اختلالات روانی در دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان رفسنجان و ارتباط آن با شیوه های فرزند پروری» به این نتیجه دست یافت که مادران دانش آموزان مبتلا به اختلالات روانی بیشتر از شیوه های آزاد گذاری یا استبدادی در پرورش فرزندان خود بهره می گیرند؛ در حالی که مادران دانش آموزان بدون اختلال، از شیوه های اقتدار منطقی بهره می گیرند.

مطلب مشابه :  رفتارهای شهروندی سازمانی، پنج عامل بزرگ شخصیت، رفتارهای ضدتولید

فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه
روش انجام تحقیق یکی از مهمترین عواملی است که بر تحقیق و نتایج حاصل از آن اثر جدی دارد ، پایه هر علمی ، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانین هر علمی به روش شناختی مبتنی است که در آن علم به کار می رود(دلاور، 1389)،
در این فصل که روش اجرای پژوهش نامیده می شود، نوع تحقیق، جامعه آماری و روش تعیین گروه نمونه آماری، حجم نمونه آماری و روش انتخاب آن، ابزار های اندازه گیری به ویژه شواهد و ویژگی ها و شواهد مربوط به روایی و اعتبار ابزار پژوهش، روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده شده است.
3-1- نوع تحقیق