آموزه‌های اسلامی

دانلود پایان نامه

« براندن » معتقد است که سلامت روان انسان به حرمت نفس او منوط است و بیماریهای روانی که از کمبود « حس احترام به خویشتن» سرچشمه می گیرد. وی درباره ضرورت حرمت نفس می گوید: انسان تمایل به داشتن حرمت نفس را امری ضروری و الزام آور می داند؛ اعم از اینکه ضرورت را در وجود خود به وضوح شناسایی نماید یا نه؛ نمی تواند منکر این واقعیت شود که ارزشیابی او ازخویشتن ارزش حیاتی دارد و به اندازه مساله مرگ و زندگی مهم است. انسان آن چنان مشتاق و نیازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خویش است که امکان دارد در این راه حقیقت را نادیده انگارد، تضادش را تحریف و ذهن خود را تجزیه کند و احساسات نامناسب را سرکوب سازد تا از رودررویی با حقایقی که ارزشیابی او را در مورد خویش خدشه دار می کند و به آن جهت منفی می دهد پرهیزنماید. پس فقیری که عزت نفس ندارد از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیست و همواره مورد تحقیر قرار می گیرد. احتمالاً بتوان گفت که بیشترین آثار روانی فقر از نگرش منفی مردم نسبت به آن نشأت می گیرد
مردم با فقرا به شیوه ای کاملاً متفاوت از ثروتمندان رفتار می کنند. این نگرش منفی و تحقیرآمیز در مورد مستضعفان را در مدرسه، فروشگاه، مطب پزشک، بیمارستان، بانک و مراکز اجتماعی دیگر می توان.انسان مشاهده کرد. فرد فقیر احساس می کند که بینوا، فقیر، بی دست و پا، بی لیاقت و کمتر از همه است. او باور می کند که همین هویت را دارد. قبول تحقیر دیگران به تدریج درونی می شود و فرد را به این نتیجه می رساند که خود را تحقیر کند و عزت نفس و اعتماد به نفسش را از دست بدهد و این تصور در وی ایجاد شود که مسبب اصلی همه بدبختی ها و ناشایستگی ها، تنها خود اوست.
آموزه های اسلامی نیزبرای عزت نفس اهمیت فراوانی قائل است و به افراد اجازه نمی دهد که هیچگاه شخصیت خود را در مقابل دیگران خدشه دار نمایند. قرآن کریم نیازمندانی را که جامعه اسلامی موظف به تأمین معشیت آنان است، چنین توصیف می کند: آنان چنان خویشتن دار و عفیفند (عزت نفس دارند) که افراد ناآشنا به احوالشان، آنان را بی نیاز و ثروتمند تصور می کنند، ولی از چهره هایشان می توان فقر و نیاز را در آنان تشخیص داد و به هیچ وجه با اصرار چیزی از مردم درخواست نمی کنند. همچنین در روایات متعددی آمده است که خداوند کارهای مؤمن را به خود وی واگذار کرده است، اما اجازه ذلت پذیری به وی نداده است. به همین دلیل، به کسی که قرار است نیاز فقیری را برطرف کند، توصیه شده است که این کار را قبل از درخواست وی و قبل از آنکه آبروی خود را خرج کند، انجام دهد. در ذیل همین روایت امام صادق( علیه السلام ) تأکید فرمود: به خدا قسم، اگر پس از درخواست و لطمه دیدن آبرو و عزت نفس فقیر، همه اموال خود را در اختیار او بگذاری، نمی توانی آسیب وارده به شخصیت وی را جبران کنی. امام سجاد علیه السلام حاجت خواهی از مردم را مایه ذلت و از بین برنده حیا می داند و می فرمایند:« طَلَبُ الْحَوائِجِ إلَى النّاسِ مَذَلَّهُ لِلْحَیاءِ وَ مَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ الحاضِرُ؛ حاجت خواهی از مردم مایه ذلت زندگی می شود و حیا را از میان می برد و از وقار و شکوه آدمی می کاهد و این همان فقر آشکار است.»
از لقمان (علیه السلام) روایت شده که به پسرش گفت: «پسرم ! شیره ی درخت صبر را چشیدم و پوست درخت را هم خوردم، ولی چیزی که از ناداری تلخ تر باشد، نیافتم .پس اگر روزی به ناداری مبتلا شدی، آن را برای مردم، آشکار نکن ؛ چون تو را خوار می شمارند و هیچ فایده ای به تو نمی رسانند باز گرد به سوی کسی که تو را به فقر مبتلا کرد و او بر گشایش کار تو تواناتر است، و از او حاجت بخواه.
3-2-2-2- اضطراب و تشویش خاطر:
لازمه وجود آرامش در زندگی، تأمین شدن حداقل امکانات معیشتی است. بدون وجود این امکانات، فرد دچار اضطراب و نگرانی می شود و زمینه ابتلا به بیماری روانی شدیدتر ایجاد می گردد. – پس برای آنکه چنین فردی دچار حالت تشویش و نگرانی نشود باید به فکر برنامهای جهت تأمین معاش خویش باشد . باید بتواند در زمینه کار و تلاش فعالیت خود را مضاعف نماید و در مقابل آن از هرگونه اسراف و ریخت و پاشی به دور باشد تا از لحاظ روحی و روانی نیز دچار مشکل نبوده و آرامش خاطر داشته باشد امام صادق(علیه السلام) در حدیث طولانی و معروفی که در مقام بحث با مدعیان زهد و متصوفه زمان خود داشتند، به روش زندگی سلمان اشاره می کند و می فرمایند: سلمان وقتی نصیب سالانه خود را از بیت المال می گرفت، به اندازه یک سال مخارج خود را ذخیره می کرد به او گفتند: تو با این همه زهد و تقوا به فکر ذخیره یک سال خود هستی؟ شاید امروز یا فردا بمیری و به آخر سال نرسی. سلمان در جواب گفت: شاید هم نمردم. چرا فقط مردن مرا فرض می کنید و زنده ماندنم را در نظر نمی گیرید؟اگر زنده ماندم، نیازهایی دارم که باید برآورده شوند. ای نادان ها، شما نمی دانید که انسان اگر به مقدار کافی وسایل زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کوتاهی می کند و نشاط و نیروی خود را در این راه از دست می دهد، ولی اگر به قدر کافی وسایل زندگی فراهم شد، آرامش و اطمینان خاطر می یابد. پس فقر و نیازمندى، آدم با هوش را در استدلالش گنگ مى‏کند. یعنى اگر انسان در بیان، خیلى قوى هم باشد، وقتى که فقیر است و نیازمند، در مقابل یک بى‏نیاز که مى‏خواهد حرف بزند زبانش بند مى‏آید، پس فقر به این دلیل که انسان را کوچک مى‏کند بد است. عجز و ناتوانى براى انسان آفت است نه کمال.
3-2-2-3-یاس و نامیدی:
آنچه آدمی را وادار به کار و کوشش و تلاش در راه موفقیت خود و رسیدن به اهداف عالیه اش می نماید امیدواری است . امید است که به زندگی انسان جهت می دهد و او را به سمت جلو سوق می دهد. اما زمانی که این امید از دست برود و فرد در همه شئون زندگیش احساس یاس و ناامیدی کند ،از حرکت باز ایستاده ،هیچ چیز را جهت دار نمی پندارد و احساس پوچ و بیهودگی به او دست می دهد. این خصلت در دین ما بسیار نکوهش شده و خداوند نیز در قران کریم ناامیدان را جز قوم کافر تلقی می کند آنجا که می فرماید: « لا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون ؛ از رحمت خداوند ناامید نمی شوند مگر کافران.» پس ناامیدی از رحمت الهی مساوی است با کفر و چون افراد فقیر به هر دری می زنند آن را بسته می بینند و گشایشی در امور زندگیشان حاصل نمی شود کم کم رو به ناامیدی رفته و دیگر امیدوار به رحمت الهی نیستند. حضرت علی(علیه السلام) بزرگترین بلا را ناامیدی می دانند و می فرمایند: ناامیدی صاحب خود را می کشد.
3-2-2-4-عدم اعتماد به نفس:
از دیگر آثار روانی به جا مانده از فقر در افراد فقیر و نیازمند« عدم اعتماد به نفس » است . افراد فقیر به علت شأن و حاکم شدن آثار سوء فقر به آنان هیچ اعتمادی به خود و رفتارهای خود ندارند. همچنان خود را کوچک انگاشته و به تحقیر خود میپردازند. به خود اجازه نمی دهند که در رواتط اجتماعی که با دیگران دارند نظر دهند یا صحبتی عنوان نمایند همیشه درون خود ترس و واهمه ای را احساس می کنند و چنین می پندارند که اگر حرفی بزنند و ناکامی و شرمساری نتیجه ای برایشان به ارمغان نمی آورد و با برخورد جدی از طرف دیگران روبه رو میشوند. انسان فقیر وقتی تحقیر ها، شرمساری ها و ناکامی ها ی فقر را تحمل می کند، جز رنج کشیدن راهی ندارد. این رنج، احساسات متضاد به همراه می آورد: از یک سو شرم و ناتوانی و از سوی دیگر پرخاشگری و طغیان. انسان فقیر احساس می کند که «بینوا» «فقیر» «بی دست و پا» ، «بی لیاقت» و «کمتر از همه» است. او باور می کند که چنین هویتی دارد .قبول تحقیر دیگران به تدریج درونی می شود و فرد را به این نتیجه می رساند که خود را تحقیر کند عزت نفس و اعتماد به نفس را از دست بدهد. فرد از خود، خانواده و اطرافیانش شرمنده می شود. شرم و گنهکاری معمولا به دنبال هم می آیند. بدین صورت که انسان شرمنده خود را ملامت می کند و تمام گناهان را به گردن می گیرد و خود را مسبب اصلی فقر می داند. لارچمن و ویور در سه مطالعه وسیع دریافتند آنهایی که درآمدهای یایین تری دارند، افسردگی بیشتر، همچنین وضعیت سلامتی بدتر و رضایت مندی کمتری از زندگی را گزارش کردند. افراد فقیر کمتر قادرند با استرس مقابله کند. آنها همچنین بیشتر تحت استرس هستند که بخشی از آن مالی است و بخشی از فقر ،از بی کاری و وضعیت بد سلامتی ناشی می شود. رنج فقربسیارسنگین است وشخص درمقایسه با دیگرافراد جامعه معمولا مدت کمتری زندگی می کنند و بر اثرسوء تغذیه و محرومیت از امکانات بهداستی به کاستیهای جسمی و فکری بیشتری مبتلا می شود، تحصیلات پایین تری دارد و درنتیجه موفقیت های کمتری به دست می آورد و از ناملایمات های اجتماعی و اقتصادی بیشتر آسیب می بیند.
حضرت علی علیه السلام در سفارش خود به امام حسن علیه السلام می فرمایند«لَا تَلُمْ إِنْسَاناً یطْلُبُ قُوتَهُ فَمَنْ عَدِمَ قُوتَهُ کَثُرَ خَطَایاهُ یا بُنَی الْفَقِیرُ حَقِیرٌ لَا یسْمَعُ کَلَامُهُ وَ لَا یعْرَفُ مَقَامُهُ وَ لَوْ کَانَ الْفَقِیرُ صَادِقاً یسَمُّونَهُ کَاذِباً وَ لَوْ کَانَ زَاهِداً یسَمُّونَهُ جَاهِلًا یا بُنَی مَنِ ابْتُلِی بِالْفَقْرِ فَقَدِ ابْتُلِی بِأَرْبَعِ خِصَالٍ بِالضَّعْفِ فِی یقِینِهِ وَ النُّقْصَانِ فِی عَقْلِهِ وَ الرِّقَّهِ فِی دِینِهِ وَ قِلَّهِ الْحَیاءِ فِی وَجْهِهِ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفَقْر.» فرزندم؛ انسانی را که به دنبال روزی خویش است ملامت نکن،زیرا کسی که چیزی ندارد لغزشهایش بسیار است.فرزندم انسان فقیر حقیر و کوچک است. کسی سخنش را گوش نمی دهدودر بین مردم جایگاهی ندارد.اگر راستگو باشد او را دروغگو می پندارند و اگر زاهد باشد جاهلش می خوانند.پسرم؛ هرکس به فقر مبتلا شد به چهار خصلت مبتلا می گردد(که عبارتند از): ضعف در یقین،کاستی در عقل، سستی در دین، وکاهش حیا.پس به خدا پناه می بریم از فقر.
نتیجه آن است که انسان بی قدرت و فقیر انسانی است که اولا عمری کوتاه دارد ؛ثانیا ازیک زندگی سالم برخوردار نیست؛ وثالثا حق انتخاب یا گزینه های بسیارمحدودی دارد. این تمایزات را به صورت دیگری نیز می توان بیان کرد: و از دیدگاه توسعه انسانی می توان گفت که در هر سطحی از توسعه یافتگی که مسامحتا معرف درگیرفقر نبودن است وجود سه عامل ضروری است:
1-رسیدن به یک زندگی طولانی توام با سلامت؛
2- دسترسی به امکانات کسب علم ودانش؛
3- دسترسی به منابع موردنیاز یک زندگی مناسب و شایسته.
بی قدرتان و فقرا کسانی هستند که به دلیل دسترسی نداشتن به این گزینه های ضروری ازبسیاری از فرصت های دیگر درزندگی محرومند و این درواقع همان «تله محرومیت » است که درست نظیر باتلاقی خلاصی ناپذیر،پیوسته و بی انقطاع فرد را به کام خود کشیده و هرروز او را بیش تر از روز پیش درلجنزاربی قدرتی، فقرو حق انتخاب نداشتن فروتر می برد.
فصل چهارم:
شیوه های مبارزه با فقر
باید دانست که فاصله طبقاتی زیاد تعادل روانی جامعه را بر هم می زند و عده ای از آحاد جامعه را به سوی اسارت روحی و تحقیر مستمر سوق می دهد. از این رو در جامعه حق مدار فقر مطرود است و نوعی بیماری خطرناک تلقی می شود. پس باید به سرعت درمان شده و ریشه کن گردد. زیرا فقر قابلیتهای رشد و تکامل فرد را می کاهد و استعدادهای تعالی را منحرف می سازد و اصول اخلاقی را از بین برده و اخلاق و دین را ناکارآمد جلوه می دهد. جامعه درگیر فقر هرگز نمی تواند جامعه دینی و مورد رضایت پروردگار باشد. پس مقبول ترین عبادت در ارتباط با فقر اقدامی است که آن را ریشه کن می سازد. در این راستا موارد ی ذکر می گردد که انجام آنها به صورت صحییح می تواند اثر بسزائی داشته باشد که عبارتند از:
4-1- اهمیت به کار و تلاش:
اولین موضوعی که در بحث فقر و غنا باید از نظر دینی مورد توجه قرار گیرد این است که اسلام دین کارو فعالیت وآیین سعی و عمل است . تمام مردم برای تامین زندگی با عزت و شرافتمندانه باید از پی کار و کوشش بروند و در جامعه وجودی موثر داشته باشند که اگر چنین نکنند در اسلام مورد بد بینی و انزجارند.
همه می دانیم که کار یکی از نیازهای روحی و روانی انسان نیز هست. اگر کار نباشد نشاط و شادابی از بین خواهد رفت و زندگی خسته کننده و ملال آور خواهد شد.

مطلب مشابه :  قراردادهای بیمه