آیت الله مکارم شیرازی

دانلود پایان نامه

1-8- جمع بندی و نتیجه گیری
فصل دوم:
مفهوم فقر و انواع فقر
2-1- مفهوم فقر
2-1-1- فقر از دیدگاه اهل لغت
فقر به معنای کندن ،حفر کردن ،فرود امدن حادثه بر کسی و شکستن پشت او ،پشت شکستن و درویشی است .گاه از فقر ،معنی فاقد بودن عموم مایحتاج حیات اراده میشود و به این معنی همه موجودات جز ذات اقدس الهی فقیرند که هرکس و هر چیز در افاضه فیض به باری تعالی عزاسمه نیازمند می باشد . غنی الذات تنها خداوند است و گاه فقر به نداشتن مال مراد باشد که برخی احادیث در ذم و نکوهش آن آمده و برخی احادیث در مدح وستایش آن . آری اگر فقر با صفاتی چون رضا و قناعت توام باشد فقیر به فقر و نداری خود راضی باشد و براین باور است که خدای مهربان این وضع را برای او پسندیده است .ولی اگر فقر بر فردی خام و بی مایه از معرفت به خدا درآید باری گران و آزمایشی بس خطرناک است که وی را به عیوبی چون ضعف نفس و حسد وغیبت و دروغ و دزدی و خیانت دچارسازد و چه بسا ناتوانی او از کشش این بار گران وی را به کفر کشاند.
مرحوم نراقی در تعریف فقرمی فرماید: فقر ضد غناست و آن عبارت است ازموجود نبودن آن چیزهایی که در زندگی به آنها نیاز بوده باشد.
آیت الله مکارم شیرازی دراین باره چنین می نویسند: فقر عبارت است از فقدان یا کسری درآمد به نحوی که شخص مبتلا به این حالت مخارج شرعی و عرفی اش بیش از درآمد او باشد. به عبارت دیگرکسی است که مخارج سال خود و عیالاتش (زن و فرزندان و تحت تکلفش) را ندارد.
فقر در لغت نامه دهخدا چنین تعریف شده است: فقرنداشتن مایحتاج است و تفاوت آن با فقد این است که فقد نداشتن چیزی است که بدان نیازی نباشد و آن را فقر نتوان گفت. بنابراین فقرا مردم مسکین و بی چیز را گویند، کسانی که حرفه ای ندارندیا صاحبان حرفه که حرفه آنها زندگیشان را کفایت نکند.
خلیل بن احمد میگوید: «اَلْفَقْرُ فِى النَفسِ لا فِى الْمالِ تَعْرِفُهُ- وَ مِثْلَ ذاکَ الغنَى فِى النّفْسِ لا الْمال- یعنى فقر و نیازمندى حقیقى فقر نفسانى است نه فقر مالى که تو آنرا می شناسى، و هم چنین بى‏نیازى همان بى‏نیازى نفسانى یا عزت نفس و بزرگوارى است نه بى‏نیازى از جهت مال و ثروت.
در قاموس فقر بدین معنا امده است:
فقر: حاجت. فَقِیر: حاجتمند واحتیاج را از آن جهت فقر گفته‏اند که آن بمنزله شکسته شدن فقار ظهر (ستون فقرات) است در تعذّر رسیدن بمراد (مجمع).
ناگفته نماند: حاجت یکدفعه حاجت ذاتى است مثل‏ یا أَیهَا النَّاسُ أَنْتُمُ‏ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ اى مردم شما بخدا محتاجید و خدا اوست بى‏نیاز ستوده. این شامل حال همه است حتى میلیاردرها،و یک دفعه بمعنى نادارى و بى‏چیزى است مثل‏:« وَ مَنْ کانَ‏ فَقِیراً فَلْیأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ‏»
فاقِرَه‏: داهیه بزرگ. این از آنست که بلاى بزرگ پشت انسان را میشکند وَ وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ باسِرَهٌ. تَظُنُّ أَنْ یفْعَلَ بِها فاقِرَهٌ.چهره‏هائى در آنروز درهم کشیده است توقّع دارد که بلائى کمرشکن بسرش آید.
ابن فارس درباره معنای فقر می گوید: فقر:الفاء و القاف و الراء: أصل صحیح یدل على انفراج فی شی‏ء من عضو أو غیر ذلک، من ذلک الفقار للظهر، الواحده فقاره، سمّیت للحزوز و الفصول الّتى بینها. و الفقیر: المکسور فقار الظهر من ذلّته و مسکنته. و من ذلک فقرتهم الفاقره، و هی الداهیه، کأنّها کاسره لفقار الظهر. و بعض أهل العلم یقولون: الفقیر: الّذى له بلغه من عیش. و أمّا الفقیر: فانّه مخرج الماء من القناه، و قیاسه صحیح، لأنّه هزم فی الأرض و کسر .
ابن فارس می گوید: فقر عبارت است از: فاء و قاف و راء که اصل صحیح کلمه است و دلالت می کند بر گشایش در چیزیکه از عضو بدن باشد یا غیر آن و از این جهت «فقار اظهر» گودی پشت است و مفرد آن فقاره می باشدکه برای شکاف و گشایش در ستون فقرات است و فقیر به معنی شکسته شدن .و اهل لغت می گویند فقیر کسی است که آرزوی رسیدن به زندگی خوب را دارد و فقیر جایی است که آب خارج می شود از قنات و سنجیدن این نیز درست است . برای اینکه در زمین شکستی ایجاد شده و خرابی بوجود آمده است.
در جایی دیگر نیز فقر بدین معنا آمده است:
الفقر و الفقر: ضدّ الغنى، مثل الضعف و الضعف. و رجل فقیر من المال، و قد فقر فهو فقیر، و الجمع فقراء، و الأنثى فقیره من نسوه فقائر. و الفقیر:الّذى له ما یأکل، و المسکین الّذى لا شی‏ء له. و الفقره و الفقره و الفقاره واحده فقار الظهر، و هو ما انتضد من عظام الصلب من لدن الکاهل الى العجب .
2-1-2- فقر از دیدگاه اصطلاحی :
راغب اصفهانی می گوید فقر به چهار معنابه کار می رود:
اول: وجود نیاز ضروری . این معنا همه انسانها را تا زمانی که در دنیا هستند و بلکه تمام موجودات را شامل می شود . به همین معناست آیه « ای مردم شما نیازمند خدایید و خدا بی نیاز و ستوده است »
دوم: تهیدستی که در این ایات فقر به این معناست :« این صدقات برای ان نیازمندانی است که در راه خدا فرومانده اند …از شدت خویشتنداری فرد بی اطلاع آنان را توانگر می پندارد » و « صدقات در حقیقت ازآن نیازمندان ومستمندان است »

مطلب مشابه :  اساسى ترین هدف در تشکیل خانواده، اعلامیه جهانی حقوق بشر، هدف از تشکیل خانواده