ابزارهای اندازه گیری

ابزارهای اندازه گیری

ابزارهای اندازه گیری

پسر 01/6
35/6 39/294 46/0- 64/0
NS
جدول 4-33 بیانگر آن است که بین گروه دختر و پسر شرکت کننده در پژوهش فقط در بعد پرخاشگری بدنی از متغیر پرخاشگری تفاوت وجود دارد (70/28= میانگین نمره گروه دختران و 38/30 میانگین نمره پسران و 04/0= سطح معناداری) و این تفاوت به نفع گروه پسران می باشد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

5-1- مقدمه
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان (اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان) بود. افراد نمونه عبارت بودند از 300 دانش آموز (دختر و پسر)، که از مدارس راهنمایی نواحی چهار گانه شیراز به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری استفاده شده در این پژوهش جهت گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر، پرسشنامه مقیاس عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه پرخاشگری و پرسشنامه سلامت عمومی. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس فرضیه های پژوهش انجام شد که در این فصل بحث و نتیجه گیری فرضیه های اصلی و جانبی بر اساس یافته های پژوهش، ارائه شده است.
5-2- یافته های فرضیه های اصلی پژوهش
فرضیه اصلی شماره 1: بین تعارض والدین و رفتار پرخاشگری فرزندان رابطه وجود دارد.
فرضیه اصلی شماره 2: بین تعارض والدین و اعتماد به نفس فرزندان رابطه وجود دارد.
فرضیه اصلی شماره 3: بین تعارض والدین و سلامت روان فرزندان رابطه وجود دارد.
5-3- یافته های فرضیههای جانبی پژوهش
فرضیه های فرعی شماره یک تا شماره پنج: بین تاکتیک های حل تعارض پدر و ابعاد پرخاشگری نوجوان رابطه وجود دارد.
در بررسی این فرضیات ملاحظه شد که بین پرخاشگری فیزیکی و استدلال پدر با پرخاشگری بدنی و خشم نوجوان، پرخاشگری کلامی پدر با خصومت نوجوان، پرخاشگری فیزیکی پدر و کل پرخاشگری نوجوان رابطه وجود دارد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری فیزیکی پدر پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی، خشم و نمره کل پرخاشگری فرزندان نوجوان می باشد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری کلامی صرفاً پیش بینی کننده مثبت خصومت فرزندان بوده است و تاکتیک استدلال پدران پیش بینی کننده منفی پرخاشگری (بدنی، خشم) فرزندان نوجوان بوده است. صرف نظر از علامت بتا تاکتیک های حل تعارض، قدرت پیش بینی پرخاشگری فیزیکی 5/4 برابر استدلال کلامی است این نکته نشان می دهد که تأثیر تخریبی پرخاشگری فیزیکی پدر خیلی بیشتر از رویکرد استدلالی پدر بر روی پرخاشگری بدنی نوجوان مؤثر است. این یافته ها با نتایج تحقیق مرکز آمار و تحقیقات کانادا (2001) که نشان می دهد کودکان و یا نوجوانانی که در معرض نزاع فیزیکی بزرگسالان در خانه هستند، احتمال بیشتری دارد که پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری غیر مستقیم، اختلالات عاطفی نشان دهند همسو می باشد. مشابهاً صمدی (1380) در پژوهش خود به این یافته ها دست پیدا کرد که شیوع اختلالات رفتاری دانش آموزانی که تعارضات خانوادگی دارند بیشتر از دانش آموزانی است که تعارضات خانوادگی ندارند و همچنین بین تعارضات خانوادگی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد.
دیویس و همکاران (1998) نیز به نتایج مشابهی دست پیدا کردند که نشان می دهد رفتار پرخاشگرانه قوی ترین رابطه ترتیبی با کشمکش های بین والدین و قوی ترین رابطه پیش بینی با افزایش عملکرد پرخاشگرانه کودکان دارد. مجموع این یافته ها حاکی از آن است که در خانواده هایی که واکنش خشونت و پرخاش از سوی والدین در آن دیده می شود کودکان نیز با توجه به الگویی که از والدین خود می گیرند همین رفتار را ادامه می دهند.
فرآیند انتقال بین نسلی نشان می دهد که الگوهای خشونت از یک نسل به نسل بعدی از طریق سرمشق گیری و یادگیری اجتماعی منتقل می شود. انتقال بین نسلی حکایت از آن دارد که خشونت خانوادگی الگوی رفتار آموخته شده است. برای مثال کودکانی که خشونت بین والدین خود را مشاهده می کنند، یاد می گیرند که خشونت روشی برای حل کردن تعارض و جزء جدایی ناپذیر رابطه نزدیک است. در صورتی که روابط موجود بین افراد خانواده، روابط سالمی بوده باشد قطعاً بر شکل گیری روابط فرزندان خانواده نیز اثر مثبت خواهد داشت، خاصه در دوران کودکی و سنینی که فرزندان از طریق تقلید، اعمال و حرکات والدین را تکرار می نمایند.
یافته های حاضر در سطح ابعاد پرخاشگری نوجوانان حاکی از آنست که هرچه پدر در خانه برای حل تعارض خود با همسرش، از پرخاشگری فیزیکی نظیر(کتک زدن و پرتاپ شیء) بیشتر استفاده کند، این امر باعث می شود بعد عاطفی و هیجانی زندگی نوجوان بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته (خشم بیشتر) و نوجوان در ارتباط با دیگران از ابزارهای آسیب رسان و خشونت بار بیشتری استفاده کند (پرخاشگری بدنی بیشتر). در مقایسه تأثیرگذاری رویکرد مخرب پرخاشگری با رویکرد سازنده استدلال کلامی مقایسه ضرایب بتا نشان می دهد قدرت پیش بینی بعد پرخاشگری بسیار بیشتر از بعد استدلال کلامی است. هرچند نمی توان از تأثیر تاکتیک حل تعارض استدلالی بر کاهش پرخاشگری نوجوان چشم پوشی کرد با این حال یافته ها حاکی از نقش قوی تر و پررنگ تر بعد مخرب حل تعارض پرخاشگرانه در افزایش رفتار پرخاشگرانه در فرزندان می باشد. همچنین پدری که برای حل تعارضات خود از پرخاشگری کلامی (داد و فریاد، فحش و ناسزا) استفاده می کند، باعث تأثیر بر روی بعد شناختی نوجوان می شود و احساس غرض ورزی، دشمنی و کینه توزی او را نسبت به دیگران افزایش می دهد (خصومت بیشتر).
کودکانی که در خانواده های پر تنش رشد کرده اند از مهارت های ارتباطی مثبت کمتر در زندگی شان استفاده می کنند و همچنین نسبت به دیگران رفتارهای پرخاشگرانه نشان می دهند و ممکن است به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دست بزنند. همان طور که یافته های این فرضیات پژوهش نشان داد علی رغم این که ممکن است پدر به علت مشغله کاری حضور کمتری در خانه داشته باشد ولی همین حضور هرچند اندک اگر به ش
کل مناسب خود نباشد می تواند در رفتار های پرخاشگرانه فرزندان نوجوان تأثیرات عمده ای ایجاد کند.
فرضیه های فرعی شماره هشت تا شماره دوازده: بین تاکتیک های حل تعارض مادر و انواع پرخاشگری نوجوان رابطه وجود دارد.
در بررسی این فرضیات نیز ملاحظه شد که بین پرخاشگری کلامی و پرخاشگری فیزیکی مادر با پرخاشگری بدنی و خشم نوجوان، پرخاشگری کلامی مادر با خصومت و کل پرخاشگری نوجوان رابطه وجود دارد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری کلامی مادر پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی، خشم، خصومت و کل پرخاشگری نوجوان می باشد. همچنین تاکتیک حل تعارض فیزیکی مادر نیز پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی و خشم نوجوان می باشد. بتا حل تعارض پرخاشگری کلامی مادر 5/1 برابر بتا حل تعارض پرخاشگری فیزیکی مادر می باشد. این مطلب نشان دهنده آن است که تأثیر تخریبی پرخاشگری کلامی مادر بیشتر از پرخاشگری فیزیکی مادر بر روی خشم نوجوان می باشد.
در بررسی این فرضیات مشخص شد که بین پرخاشگری کلامی و فیزیکی و استدلال مادر با پرخاشگری کلامی نوجوان رابطه ای وجود ندارد و این تاکتیک ها قادر به پیش بینی پرخاشگری کلامی نوجوان نیستند. با توجه به همبستگی خیلی بالا بین پرخاشگری کلامی مادران با پرخاشگری فیزیکی (86/0) و استدلال کلامی (45/0) آنها و نقش همبستگی تفکیکی در این میان این یافته دور از ذهن نیست.
بر خلاف انتظار در این پژوهش تاکتیک استدلالی مادر با پرخاشگری و سلامت عمومی همبستگی مثبت و با عزت نفس همبستگی منفی نشان داده است همین تاکتیک، با تاکتیک پرخاشگری فیزیکی و کلامی مادر همبستگی مثبت نشان داده است (29/0r= و 45/0=r). مجموع این یافته ها نشان می دهد تاکتیک استدلالی مادر توسط نوجوان به نوعی شبیه به تاکتیک پرخاشگرانه ادراک شده است نه استدلال منطقی، لذا در این راستا همبستگی مثبت این تاکتیک با پرخاشگری و سلامت پایین تر نوجوان منطقی به نظر می رسد.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~