اتاق بازرگانی بین المللی

دانلود پایان نامه

3. در صورتی که قابلیت واگذاری منافع با درج شرطی در خود اعتبار منع شده باشد این موضوع می تواند به تقلیل ارزش اعتبار در تأمین مالی معاملات بیانجامد. واگذاری منافع اعتبار زمانی مفید و مُثمر ثمر خواهد بود که خود فروشنده واقعاً قصد ارسال و ارائه اسناد با بانک را داشته باشد. صرف صدور دستوراتی از سوی واگذارکننده به بانک مبنی بر اینکه با ارائه اسناد مناسب،کل یا بخشی از اعتبار را به واگذارشونده پرداخت کند از واگذارشونده حمایت نمی کند زیرا این دستورات ممکن است به وسیله ی فروشنده با دستورات معارضی از بین بروند.
بخش دوم: مقایسه و بیان تفاوت ها
گفتار اول: تفاوت بین انتقال اعتبار و واگذاری عواید حاصل از اعتبار
1. ازآنجا که طلب جزیی از دارایی طلبکار قلمداد می شود مطابق اصل انتقال پذیری حقوق مالی،طلب نیز قابل واگذاری به دیگری است منتها مطابق این قاعده که «هیچ کس نمی تواند بیش از آنچه دارد به دیگری انتقال دهد» به موجب انتقال، طلب همراه با کلیه ی تضمینات و ایرادات به منتقل الیه انتقال می یابد. دو عمل انتقال و واگذاری معمولاً در خصوص یک چیز با هم استفاده می شوند. مثل زمانی که می گویند فردی می خواهد تمام دارایی ها و مسئولیت هایش را طبق قراردادی انتقال دهد و واگذار نماید. «انتقال» در اصطلاح عام به معنای انتقال چیزی به دیگری است ودر علم حقوق به معنای انتقال مسئولیت ها، بدهی ها، مطالبات معوقه،تعهدات و خسارت تأخیر تأدیه به کار می رود. در مقابل لغت «واگذاری» وجود دارد که برای دارایی ها، اموال،دریافتی ها، حق و منافع استفاده می شود. پس وقتی گفته می شود یک نفر می خواهد دارایی ها و مسئولیت هایش را منتقل و واگذار کند واقعاً به معنای این است که می خواهد دارایی هارا واگذار کند و مسئولیت ها را انتقال دهد. در واقع انتقال جابه جایی دارایی منفی و واگذاری، جابه جایی دارایی مثبت تلقی می شود.
2. در انتقال اعتبار منتقل الیه، قائم مقام و جانشین ذینفع است و نه تنها مالک حقوق وی خواهد شد بلکه شرایط استیفای آن حقوق نیز باید توسط وی اجرا گردد. منتقل الیه می بایست اسناد حمل را به بانک تحویل دهد در حالی که واگذار شونده که منافع اعتبار به او واگذار شده است، اجرای چنین شرایطی را عهده دار نیست و تنها پس از ارائه اسناد مطابق با اعتبارنامه توسط ذینفع می تواند نسبت به برداشت وجه اقدام کند. همچنین شخص ثالث در واگذاری عواید اعتبار برخلاف منتقل الیه در انتقال اعتبار اجازه ندارد در چارچوب اعتبار تقاضای پرداخت کند.
3. هم در ماده 38 مقررات متحدالشکل اعتبار اسنادی(یو سی پی600) و هم در ماده 33 مقررات متحدالشکل ضمانت نامه های عندالمطالبه(یوآر دی جی 758) اصل بر غیر قابل انتقال بودن اعتبارات اسنادی و ضمانت نامه های بانکی است و قابل انتقال بودن نیاز به تصریح در متن اعتبار یا ضمانت نامه دارد ولی برعکس، واگذاری عواید در هر دوی مقررات فوق مجاز فرض شده است. مضاف بر اینکه اگر اعتبار یا ضمانت نامه بانکی قابل انتقال اعلام نشده باشد این امر مانع واگذاری عواید آن به شخص ثالث نمی شود.
4. واگذار کردن عواید حق کشیدن برات یا حق اجرای آن طبق ورقه اعتبار را به واگذارشونده نمی دهد. برات باید به نام ذینفع کشیده شود هرچند حق دریافت عواید به واگذارشونده واگذار می شود. انتقال ورقه اعتبار به ذینفع دوم یعنی انتقال گیرنده اجازه ارائه اسناد مطابق ورقه اعتبار و در نتیجه پرداخت آن را می دهد. بنابراین نقش منتقل الیه به تبع ذینفع بودن نسبتاً منفعلانه تر خواهد بود. زیرا در واگذاری عواید ، به همان اندازه که پرداخت ورقه اعتبار اهمیت دارد واگذارشونده باید منتظر زمانی باشد که عواید ورقه اعتبار به وجود می آید در حالی که انتقال گیرنده در انتقال اعتبار می تواند نقش فعالی در کشیدن ورقه اعتبار ایفا کند.
5. و تفاوت مهم دیگر این است که چرا در مقررات یو سی پی آن گونه که برای اعتبارات اسنادی قابل انتقال توضیح داده شده است برای واگذاری عواید توضیح مفصل داده نشده است؟ به این خاطر که ماده 39 مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی در نشریه 600، نمی تواند اجبار قانونی در جهت واگذاری عواید وضع نماید. این امر ارتباط کامل به قوانین داخلی هر کشور دارد. به همین دلیل ماده 39 مقررات یو سی پی به وضوح بیان می دارد که ذینفع اعتبار اسنادی طبق قوانین جاریه، حق دارد عواید اعتبارات اسنادی خود را به دیگری واگذار نماید.
گفتار دوم: تفاوت بین اعتبار اسنادی قابل انتقال و اعتبار اسنادی اتکایی
1. اعتبار اسنادی قابل انتقال یک اعتبار اسنادی مستقل است اما در عملیات اعتبار اسنادی اتکایی دو اعتبار اسنادی مستقل وجود دارند.
2. برای اینکه اعتبار اسنادی قابلیت انتقال داشته باشد بایستی عبارت «قابل انتقال» در متن اعتبار درج شود اما در عملیات اعتبار اسنادی اتکایی درج هیچ واژه و عبارتی ضرورت ندارد و فقط شخص واسطه و بانک وی از اعتبار دوم آگاهند.
3. هنگامی که بانک انتقال دهنده اعتبار قابل انتقال، اسناد ارائه شده توسط انتقال گیرنده را از طریق بانک ابلاغ کننده خود دریافت می نماید، بلافاصله برای دریافت فاکتور ذینفع اصلی(اولی) به او مراجعه می کند. سپس این فاکتور جایگزین فاکتور انتقال گیرنده شده و به همراه اسناد دیگر برای بانک گشاینده اعتبار اصلی ارسال می شود. با این حال اگر بانک موفق به دریافت فاکتور صادره توسط ذینفع اولیه نشود براساس ماده 38 می تواند همان اسنادی را برای بانک گشاینده بفرستد که تحت اعتبار انتقال یافته از کارگزار خود دریافت نموده است. ولی در اعتبار اتکایی چنانچه بانک ابلاغ کننده به فاکتور صادره توسط ذینفع اول دسترسی نداشته باشد این مسئله به عنوان مغایرت محسوب شده و هیچ چاره ای به جز کسب موافقت بانک گشایش کننده در این مورد وجود ندارد. به همین دلیل در اعتبار قابل انتقال نیازی به آن نیست که فاکتور در ابتدا از ذینفع گرفته شود اما در اعتبار اتکایی این اقدام احتیاطی بسیار مهم است.
4. در اعتبار اسنادی اتکایی بانک واسطه ریسک وی را پذیرفته و در واقع مشتری خود را تأمین مالی کرده است. اما در اعتبار قابل انتقال، بانک گشاینده ریسک خریدار را پذیرفته است.
5. در اعتبار اسنادی قابل انتقال، تغییر شرایط و الزامات اعتبار اسنادی اولیه در اعتبار انتقال یافته محدود به مجوز مندرج در ماده 38 یو سی پی 600 خواهد بود در حالی که در اعتبار اسنادی اتکایی انعطاف بیشتری وجود دارد.
6. از نظر ریسک بانک از دیدگاه ذینفع اولیه و ثانویه نیز تفاوت هایی بین این دو نوع اعتبار وجود دارد.
گفتار سوم: تفاوت بین اعتبار اسنادی اتکایی و واگذاری عواید ناشی از اعتبار
اعتبار اسنادی اتکایی شامل دو اعتبار جداگانه است. یکی به نفع ذینفع اولیه گشایش می یابد و دیگری به حساب ذینفع اولیه به نفع ذینفع دوم که فروشنده کالاست گشایش می شود. ذینفع اعتبار اسنادی اولیه متقاضی اعتبار اسنادی دوم خواهد بود. به موجب این ترتیبات به نظر می رسد ذینفع اعتبار دوم در مقایسه با واگذارشونده در «واگذاری عواید» از حمایت بیشتری برخوردار می باشد. لیکن از لحاظ پیچیدگی و زحماتی که بر دوش واسطه قرار دارد مسلماً فرآیند اعتبار اسنادی اتکایی در مقایسه با واگذاری عواید پیچیده تر و پرزحمت تر می باشد.
مسائل و پرونده های فصل چهارم:
1) در یک مورد یک شرکت واسطه از اتاق بازرگانی بین المللی سوالی را بدین شرح مطرح می کند: از مشتری خود خواسته ایم تا نسبت به افتتاح اعتباری غیر قابل برگشت به نفع ما اقدام کند و در مقابل ما نیز اعتباری اتکایی برای تولید کننده خارجی گشایش کنیم. اینک با ماده 38 مواجه شده ایم که ترتیبات مشابهی را برقرار می کند. در این راستا خواستار راهنمایی شما در مورد این ماده و خرید کالای تجاری که ما درگیر آن هستیم می باشیم زیرا اعتبار اتکایی در یو سی پی مورد بررسی قرار نگرفته است.
الف) هنگامی که اعتباری با مبلغی کمتر از اعتبار اصلی انتقال پیدا می کند آیا ذینفع دوم که اعتبار به او انتقال یافته می تواند ذینفع را نادیده گرفته و به طور مستقیم با بانک گشاینده وارد معامله شود؟
ب)اگر اعتبار اولیه به صورت مدت دار 360 روزه و بدون بهره افتتاح شده باشد و در انتقال آن درخواست شود که 60 روز اول بدون بهره بوده و الباقی بهره بر عهده ذینفع باشد آیا چنین درخواستی براساس یو سی پی 600 قابل قبول است؟

مطلب مشابه :  دیوان بین المللی دادگستری