برنامه ریزی در دوره پیش از دبستان

برنامه ریزی، به منزله ی امری مهم و ضروری، در همه ی سازمان ها و نهادها موثر است؛ مخصوصا در تعلیم تربیت جایگاه خاص و تعیین کننده ای دارد. علت اهمیت آن به ماهیت تعلیم و تربیت برمی گردد. تعلیم و تربیت فرایندی انسانی است که برای تحول انسان انجام می گیرد و مقوله ی پیچیده ای است که باید از طریق برنامه ریزی و باعبور از مطالعات پیچیده و چندبعدی تدوین شود (ملکی، 1388).

«لاجرم مطالعات چند رشته ای و میان رشته ای، مباحثی چون برقراری پیوند تعاملی بین علم و زندگی و درک جهان هستی که حاصل درهم تنیدگی و ارتباط ظریف و متقابل امور و پدیده هاست، فراروی علم برنامه ریزی درسی قرار گرفته است، اکنون نظام آموزش و پرورش متعهد به تربیت شهروندانی باسواد است که برای حضور در جامعه، ملزم به تحصیل و توانایی بهره گیری از آن در جنبه های گوناگون زندگی هستند» (بازرگان، 1384، ص 87).

بر این اساس باید تعلیم و تربیت را فرایندی منظم و مستمر در نظر بگیریم که هدف آن هدایت و رشد همه جانبه ی شخصیت فراگیرندگان در جهت شکوفایی استعدادهایشان باشد. به منظور تحقق این هدف داشتن برنامه از ضرورت های تعلیم و تربیت کارآمد و علمی به حساب می آید (ملکی، 1388).

از طرفی امروزه اهمیت آموزش و پرورش برنامه ریزی شده ی پویا به حدی است که در جوامع پیشرفته، چگونگی آموزش را از دوران جنینی در پژوهش های برنامه ریزی قرار داده اند. بنیان های دانشی، مهارت و نگرش ها از دوره ی پیش از دبستان شکل می گیرند و اهمیت و ضرورت آنها برای خاص و عام پذیرفته شده اند. پس ضروری است هر تحول و نوآوری آموزشی را از سال های اولیه ی کودکی مورد توجه قرار داد و برنامه ریزی برای دوران کودکی و بعد از آن را برپایه و بنیان قوی بنا نهاد (بازرگان، 1384).

مطلب مشابه :  سلامت روان از دیدگاه های متفاوت

علاوه بر آن برنامه ریزی موفق است که به حداکثر مولفه های تاثیرگذار توجه کند. «برنامه ریزی که به پرورش کل شخصیت انسان، با توجه به حداکثر استفاده از امکانات و شرایط موجود بیندیشد و چشم اندازهای آینده جامعه ی بشری، امروز و گذشته ی آن را مدنظر داشته باشد (بازرگان، 1384).

 

رویکرد کل نگر در آموزش و پرورش پیش از دبستان

رویکرد کل نگر، رویکردی ریشه دار در بنیان های تمدن جامعه ی ماست. آنچه که فصل مشترک عرفان و اشراق و رویکردهای انسان گرایانه[1] و ماورای فردی[2] جهان امروز است. رویکرد کل نگر با توجه به هدف های آموزش کودکان و توجه به ابعاد اصلی و محوری این کلیت، زمینه های ضروری در پرورش کل شخصیت کودک را بازمی شناسد و شرایط تحقق امر یادگیری را در سطوح اجرایی برنامه ریزی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. کاربرد این رویکرد، مستلزم نگاهی همه جانبه به آموزش کودک و فراهم آوردن محیطی غنی و شوق انگیز برای یادگیری اوست. رویکردی که میان آموزش از پیش طراحی شده و آزمایشگاهی از یک سو و یادگیری خودجوش کودک از سوی دیگر، پلی بسازد. این رویکرد، ابعاد آموزش را که در تفاوت های فردی و زمینه های خودانگیخته و پایدار شخصیت کودک ریشه دارد، بر آموزش از پیش طراحی شده می گشاید. روحیه ی تعصب در انتقال دانش صرف و فشار برفراگیرنده برای دستیابی به استاندارهایی که به دلایلی آنها را برای کودک ضروری می داند را درهم می شکند. این رویکرد با توجه به ابعاد شخصیتی کودک و شناخت عمیق از آنها، راه ها و فنونی برای دستیابی کودک به بنیان ها و مقدمات دانش، نگرش ها و مهارت های دنیای در حال تحول پیش بینی کرده و کودک را در هر مرحله گام به گام رهنمون می سازد. بی شک با غنی سازی علمی و نظام دار محیط کودک براساس ویژگی های او (در کل و در هر برنامه) از چیره شدن روحیه عزلت و بی تحرکی در کودکی و بی تفاوتی در سنین بالاتر در مواجهه با دنیای پیچیده و متحول جلوگیری می شود (بازرگان، 1384).

مطلب مشابه :  ذهن ­آگاهی و ارتباط آن با شناخت ضمنی و آشکار

 

اصول برنامه ریزی در برنامه زبان آموزی

برنامه ریزی، تولید مواد، اجرا و ارزشیابی برنامه زبان آموزی دوره پیش از دبستان مانند هر برنامه آموزشی دیگر تابع مجموعه ای از اصول کلی است که با پرتوافکنی بر کل برنامه موجب انسجام اجزای آن خواهد شد. این اصول برآمده از سیاست های آموزشی و فرهنگی کشور، ارزش های حاکم بر جامعه، یافته های علومی چون زبان شناسی، روانشناسی رشد کودک، روانشناسی یادگیری، روانشناسی تربیتی و غیره می باشد (زندی، 1386).

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

[1] Humanitism

 

[2] Transpersonal

دسته بندی : داغ ترین ها