اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

رقصندگان، که اهمیت هنری باله مدرن در وجودشان نهفته بود، باید زحمات بیشتری می کشیدند. گرچه مجامع بین الملل دهه پنجاه بالرین هایی چون مارگوت فونتین، ایوت شوویره، گالینا اولا و ماریا تالشیف را تمجید و تحسین می کردند. برای مثال هنرمندانی چون تاگلیونی، السر، گریسی و سریتو، که در حدود یکصد سال پیش شهرتی بهم زده بودندـ اما مروزه دیگر آن جایگاه را نداشته و تعیین کننده کیفیت طراحی آن است. بالانشین سال های سال بالرین های برجسته ای پرورش نداد، با وجود این بهترین باله های او (که به طور کلی باله های گروهی هستند: «چهار فرد آتشین مزاج»، «آگون» و «اپیزودها» ماهرانه ترین آثار هنری زمان خود او به شمار می روند. با همه اینها باید تذکر داد که تکنیک رقص در ارتباط با ادعاهای طراحان آن فوق العاده پیشرفت کرده است، و به ترقی خود نیز ادامه می دهد ـ نه تنها درمورد زنان بالرین که تعدادشان روز به روز گسترش می یابد و جایگاه های مربوط به آن به زودی دیگر کافی نخواهد بود، بلکه درمورد مردان که در هیچ زمانی تاریخ باله هنرمندانی نظیرشان را هم نخواهد دید: ادوارد ویله لا، اریک برون، ردلف نورینف، ولادیمیر والیسیف و یوری شولوویف. باله با این همه داستان و طراحان بی تردید، در آینده به ترقیات افزون تری هم نایل خواهد آمد.
5.3. رقص نمایشی
رقص نمایشی در واقع مشتقی است از بالت، رقص مدرن و نمایش. از اوائل قرن نوزدهم میلادی رقص های بالت که معمولا تحت تاثیر اپرا بودند به شدت متحول شدند. “دلسارته “مربی تعلیم و تربیت و مربی تربیت بدنی و فنّ بیان، در واقع کسی بود که اولین جرقه های پدیداری فرم های جدید تحرکی را پایه گذاری کرد. از تحول این فرم های جدید حرکتی در هنر رقص؛ رقص های مفهومی به دنیا آمدند. این فرم های حرکتی جدید به شدت با فرم های بالت های معروفی مثل” قوی سیاه” و “گیزل” در تضاد بودند. در این نوعِ رقص فشارهای بیهوده به بدن اساسا نفی شده و تکنیک اساسا تنها وسیله ای برای رساندن مفهوم است. حتی وابستگی رقص به یک موزیک خاص در رقص های مفهومی به شدت موردِ انتقاد قرار گرفت. این تغییراتِ اصلاحی رفته رفته فرمی جدید را در رقص نمایشی پدید آوردند که با رقص های بالتِ آن زمان به شدت تفاوت داشت. در سال 1900 میلادی “ایسادورا دانکان” تعریفی جدید از رقص ارائه داد؛ رقصِ آزاد. منظور از رقصِ آزاد در این تعریف جدید؛ رهایی هنر رقص از تمام قواعد دست پا گیر اخلاقی و حتی هنری” غالبا به معنای تکنیکی اش” است. اولین بار لغت «رقص نمایشی» پس از تحولات اساسی در رقص قبل از جنگ جهانی دوم استفاده شد. ماری ویگمن؛ گرت پاولا و جین ویدمت سه رقصنده ی معروف آلمانی بودند که در طراحی رقص های خود به شدت تحت تاثیر تغییراتِ حاصل شده در هنرِ رقصِ آن دوره قرار گرفتند.
در همین دوره در آمریکا تحولات رقص بالت به سمت رقص مدرن در حالِ شکل گیری بود.
پینا باوش رقصنده و طراحِ رقصِ معروفِ آلمانی و از پیشتازانِ آمیزش هنر رقص و تئاتر در جهتِ اولین گام های پیدایش و تحول هنر رقص نمایشی است. او اولین کسی بود که رقص را با آواز، پانتومیم و بازیگری به شکلی آمیخت که مرزهای بین این ها را مخدوش کرده و از تلفیقِ آنها به نقطه ی جدیدی در رقص نمایشی رسید.
 بسیاری بر این عقیده اند که پینا پایه گذار رقص نمایشی مدرن محسوب می شود. او همچنین اولین رقصنده و طراحِ رقصی بود که بر فلسفه ی محدودیت سنی برای یادگیری و اجرای رقص به طور جدی خط بطلان کشید.پینا تحصیلاتِ خود در زمینه رقص را در اسن زیر نظر« کورت جوس» گذراند. او تحصیلاتش را در زمینه طراحی رقص؛ رقص درمانی و طراحی صحنه انجام داد. بعد ازآن او تا سالِ 1995 در آمریکا تحصیلاتِ خود در این زمینه را در شهر نیویورک زیر نظر «ژوزه لیمون و آنتونی تودور» انجام داد. استادِ سابقِ او اما اورا دوباره به آلمان دعوت کرد و پینا هم دوباره به آلمان بازگشت و مدتها به عنوان “سولو دنسر و آرتیست” زیر نظر« جوس» فعالیت کرد.
او اولین بار با تئاتری به نامِ “هفت گناهِ مرگبار” خود را در زمینه ی رقص مدرن به یک ملکه تبدیل کرد. او حرکات و فرم های جدیدی را ساخت و معرفی کرد. از زمانی پای پینا به تئاتر برلین رسید می توان گفت که رقص نمایشی جای خودش را در این تئاتر باز کرد.
معنای کار پینا باوش در حقیقت جستجوی بعد مفهومی و انسانی هنر رقص و تلفیقِ آن با نمایش بود. فرم های تکراری و خسته کننده و بی جا و بی معنا و تکنینک های خام فقط برای به رخ کشیدن توانایی بدنی کاریست که در ” رقص نمایشی” پایه گذاری شده توسط پینا محلی از اعراب ندارد. در رقص نمایشی می توان روی صحنه ایستاد، راه رفت، خندید، گریست و حتی آواز خواند. در لحظه ای که رقصنده همه ی این را در وابستگی و پیوند با یک موضوع خاص انجام می دهد حتی پلک زدنِ او جزئی از رقص اوست. او خود در این رابطه می گوید؛” همیشه موضوع برای من این بوده که انسانیت و رقص را با هم پیوند بدهم” او تمام تلاش خود را در مدت زندگی هنری خودش برای مفهومی کردن رقص و پیوند دادن مفهوم و تکنینک به همدیگر انجام داد و روز در این مورد گفت ” رقص های من از اول به آخر طراحی نمی شوند؛ بلکه از درون به بیرون طراحی می شوند” منظور او از این گفته این است که برای او خیلی بیشتر از پیدا کردن یک خط کلی و ساختار محکم برای یک رقص؛ پیدا کردن یک احساس واقعی در رابطه با انجام دادن آن رقص بوده است.
پینا رقصنده های بسیاری را معرفی کرد و با آنها کار کرد که می توان از آنها به “برند اوه مارسزان، هلنا پیکون، روت آمارانته” اشاره کرد. اما غیر از این کار و اکت و سعی و تلاش پینا باوش برای به ثمر رساندن هنر رقص نمایشی در تئاتر و رقص مدرن دنیا تاثیر خودش را گذاشت.
آزادی و رهایی بدن، آزادی در رقص، رها کردن بدن، تعلیم دادن به رها شدگی در حین انجام رقص، نداشتن دغدغه ی پوشش، آشتی دادن رقصنده با درونِ خود، عقیده ی خود و احساس خود، اینها همه درس های پینا باوش هستند در زمینه رقص نمایشی.
مارتا گراهام، رقاص و رقص آرای آمریکایی که نامش با رقص “مدرن” یا “معاصر” مترادف شده است. گراهام، که تاثیرش بر رقص مدرن با میراث هنری پابلو پیکاسو و فرانک لوید رایت در حوزه خاص خودشان پیوند یافته است، در سال ۱۹۹۱ و در سن ۹۶ سالگی در خانه اش در منهتن درگذشت.
با این حال، او جایگاهش را خیلی پیش از اینها در معبد انقلابیون بزرگ هنر قرن بیستم به ثبت رسانده بود؛ وی به خاطر گسترش یک زبان جدید و مدرن رقص که  قالب سنتی را درنوردید و خود را به عنوان جایگزینی ماندگار برای رقص قدیمی باله مطرح کرد مورد ستایش قرار گرفته است.
به نوشته مجله تایم: “هنر رقص تند وی گاهی سبب شگفتی و گاهی دلهره میشد، ولی او رقص مدرن را، به گونهای غرورآمیز و چشمگیر، در آن جای داد.”
وی که پیش از هر چیز به عنوان یک رقاص بزرگ مورد ستایش است متولد پیتسبورگ و دختر یک روانپزشک دوران ویکتوریاست؛ او در سنین بالا نیز به اجراهایش ادامه داد تا سرانجام در سن ۷۵ سالگی (در سال ۱۹۶۹) برای آخرین بار روی صحنه رفت.
گراهام بیش از ۱۸۰ کار رقص ارائه نمود، و در سالهای پایانی زندگی اش با کارهایی که در کشش و رهاسازی بدن انجام میداد موجبات غبطه رامشگران جوانی که به روش او میرقصیدند را فراهم میساخت.
میراث او در تکنیکهایی که توسط کمپانیهای رقصی که در سراسر جهان مشغول به فعالیتند، از جمله کمپانی رقص مارتا گراهام، مورد استفاده قرار میگیرد و زنده است، و به پیشرفت هنر رقص معاصر که از سال ۱۹۲۶ پایهریزی شد تداوم بخشیده و کارهایی که اغلب ریشه در زمینههای اجتماعی و سیاسی معاصر داشته اند ارائه نموده است.
وب سایت شن ‏یون بیان می ‏کند: «رقص کلاسیک چینی دارای روش ‏های آموزشی مخصوص به خود، شامل مهارت ‏های پایه و پیشرفته در زمینه ‏های بیانِ فیزیکی و حالت ‏های بدنی خاص است. همچنین شامل یادگیری ترکیبی از جهش، چرخش، پرتاب، پیچش و دیگر روش‎های هوایی و سقوط است. این نوع رقص، خود سیستمی گسترده و مستقل از رقص می ‏باشد».
«رقص، بخشی از فرهنگ انسانی است. رقص سنتی چینی که برپایه ‏ی ۵۰۰۰ سال فرهنگ الهی بنا نهاده شده، شکلی از هنر رقص است که متکی بر زیباشناسی‎های کهن می ‏باشد. رقص کلاسیک چینی سرشار از قدرت بیان است.»
دانشجویان رقص «فِی تیان» دانشگاه هنر کالیفرنیا، بسیاری از آنها روزی به هنرهای نمایشی «شن یون» می پیوندند. دانشجویان به اجرای رقص ‏های قومی هم ‏چون مغولی، مایو و دای می ‏پردازند تا فرهنگ ‏های اقوام مختلف چین را به نمایش گذارند. از آستین ‏های بلند شناور و رقص بامزه ‏ی مغولی گرفته تا «نمایش دانشمندان کوچولوی موذی» و «شاه میمون» .
یکی از دانشجویان دانشگاه فی تیان کالیفرنیا اظهار داشت:« در یادگیری فی تیان همیشه موضوع بهتر شدن مطرح است. مهم نیست چه ‏قدر ماهرانه تکنیک ‏ها را اجرا می ‏کنید؛ چون همیشه راه برای بهتر شدن وجود دارد.»
در رقص کلاسیک چینی، سنت ‏های عمیق فرهنگ چینی نهفته است که باعث شده حرکات آن بسیار غنی شود؛ به ‏طوری ‏که هویت و احساسات شخصیت ‏ها با وضوح بی ‏نظیری به ‏تصویر کشیده می ‏شود. از این رو قادر به تصویر کشیدن همه ‏ی دوره ‏های زمانی، از باستانی تا امروز و از شرق تا غرب است.
رقص هیپ هاپ؛ به نوعی رقص گفته می شود که همراه با موسیقی هیپ هاپ انجام گرفته و بخشی از فرهنگ هیپ هاپ محسوب می گردد. این نوع رقص در دهه هفتاد میلادی توسط سیاه پوستان امریکایی ابداع گردید. آنچه این نوع رقص را از دیگر رقص ها متمایز می سازد طبیعت آزاد و خلاقانه آن است. رقاصان این سبک معمولاً در رقابت های مختلفی شرکت کرده و حرکات جدید ابداعی خود را به نمایش می گذارند.
در حدود سی سال پیش، و پس از پیدایش اولین گروه های حرفه ای رقص بریک، و در دهه هفتاد میلادی، رقص هیپ هاپ در میان جهانیان شناخته شد. اولین گروه هایی که بیش از همه بر روی این سبک تاثیر گذاردند شامل Rock Steady Crew، The Lockers و Electric Boogaloos می شود. همزمان با رشد و فراگیر شدن موسیقی هیپ هاپ، رقص مختص آن نیز پیشرفت کرده و با الهام از سبک هایی همچون funk توانست جایگاه خود را در میان گروه های حرفه ای بیابد. در آن زمان، استودیوهایی که به کسب و کار رقص اشتغال داشتند این نوع رقص را سبک جدید و یا جاز/فانک می نامیدند. کم کم این نوع رقص توسط رقاصان حرفه ای و آموزش دیده توسعه پیدا کرد. به همین دلیل امروزه رقص هیپ هاپ هم از نوع استودیویی و هم در خیابان و فضای باز اجرا می گردد.
یک سازمان غیر دولتی به نام «پیشگام دررقص تاجیک» (TDI ) با هدف توسعه و حفظ هنر رقص تاجیکی برای اولین بار در آن کشور دایر شده است. بنا به گفته لولا اولوگوا، مدیر سازمان، TDI به کمک انجمن هنری و فرهنگی افسِناه که به صورت دوره ای توسط صندوق کریستنسن و بسیاری ازحامیان مالی دیگر حمایت می شود، دایر گردیده است. انجمن «افسناه» در سانفرانسیسکو در کالیفرنیای آمریکا قرار دارد.

مطلب مشابه :  جدایی نادر از سیمین