اختلال شخصیت ضداجتماعی

دانلود پایان نامه

نتایج پژوهش روزن اشتاین و هروویتز (2006)، نشان دهنده رابطه میان سبک های دلبستگی نوجوانی و آسیب های روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال سازگاری اجتماعی بوده است.
تحقیقات تایجل و وین (2006)، نشان داده است سطوح پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی در مراحل گوناگون کودکی بین جمعیت های طبیعی ثابت است.
ﻫﻢﭼﻨﻴﻦ ﻟﻮرﻧﺰ (2006)، در ﭘﮋوﻫﺶ ﺧﻮد ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺧﻮداﻓﺸﺎﻳﻲ اﺣﺴﺎﺳﻲ در ﺑﻴﻦ ﻫﻤﺴﺮاﻧﻲ ﻛﻪ اﻟﮕﻮی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺳﺎزﻧﺪه دارﻧﺪ، ﺑﻴﺸﺘﺮ وﺟﻮد دارد و ﻫﻢﭼﻨﻴﻦ اﻳﻦ زوﺟﻴﻦ از ﺗﻌﺎرﺿﺎت زﻧﺎﺷﻮﻳﻲ ﻛﻤﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ.
در زﻣﻴﻨﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺧﺎﻧﻮاده، ﭘﮋوﻫﺶ ﻛﻨﮓ (2005) در ﻳﻚ دوره ﻳﻚ ﺳﺎﻟﻪ، ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ اﻫﻤﻴﺖ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺮ روی دو ﮔﺮوه زوج، ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ اﻟﮕﻮی ارﺗﺒﺎط ﺳﺎزﻧﺪه ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ، ﻳﻜﻲ ازﺣﻔﺎﻇﺖﻛﻨﻨﺪهﺗﺮﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ در ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺘﺮس و زﻣﻴﻨﻪﺳﺎز اﻳﺠﺎد رﺿﺎﻳﺖ، اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺜﺒﺖ، ﺣﻞ ﺗﻌﺎرض و ﭘﺎﻳﺪاری زﻧﺎﺷﻮﻳﻲ اﺳﺖ.
آدامز و همکاران (2005)، در بررسی ارتباط سبک های هویت و مشکلات رفتاری مشاهده کردند که افراد با سبک هویتی سردرگم/ اجتنابی بیش از دارندگان دو سبک دیگر مشکلات سازگاری مانند بزهکاری و اختلال های سلوکی نشان می دهند.
ﺍﺷﻨﺎﻳﺪﺭ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ (۲۰۰۵)، ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺏ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
پالی و همکاران( ۲۰۰۵)، نیز در تحقیقی به بررسی رابطه بین دلبستگی و رضایت زناشویی پرداخته اند و نشان داده اند که دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشته است.
نارایانان و راو (2004) دریافتند، 48% درصد گروه نمونه پریشانی بالایی را گزارش کردند و درصد بسیار زیادی از گروه نمونه سبک دلبستگی ناایمن داشته اند.یافته های این تحقیق نیاز به فهم سبک های دلبستگی و ارتباط آن ها را با عملکرد خانواده و پریشانی روان شناختی را برجسته می سازد.
مطالعات براونفیلد و تامپسون (2003)، رابطه ابعاد سازگاری اجتماعی را بررسی نموده و نتایج نشان دهنده وجود رابطه مثبت بین سبک های دلبستگی و عملکرد بین مادر- کودک و سازگاری اجتماعی بود. همچنین آن ها در مطالعه خود، ارتباط میان دلبستگی ناایمن با گروه همسال و رفتار بزهکارانه ناسازگارهای اجتماعی را گزارش داده اند.
نتایج تحقیق مارش و همکاران (2003)، از ارتباط سبک دلبستگی ناایمن با ناسازگاری های اجتماعی نظیر مشکلات رفتاری و نشانه های رفتار پرخطر در سالهای بعدی زندگی حکایت می کند.
ﻫﻢ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﻨﮓ ﻭ ﺑﺎﻟﺒﯽ (۲۰۰۳) ﺑﻴﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻃلاﻕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﺸﮑلاﺕ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻴﺸﺘﺮﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
در تحقیق مقایسه ای لدوکس و همکاران (2002)، که ساختار خانواده و روابط والدین- جوان را در فرانسه و انگلستان در رابطه با مصرف مواد بررسی کرد، این نتایج بدست آمدک فرزندانی که رابطه ای رضایت آمیز با پدر و مادر نداشتند و آن هایی که کنترل و نظارت کمتری بر آن ها بود، به سوی استفاده از مواد مخدر کشیده می شدند.
در مطالعه ای که توسط داکوف و همکاران (2001)، در امریکا انجام شد، رابطه خانواده و معتاد جوان مورد بررسی قررار گرفت. نتایج نشان داد که درگیری خانوادگی در این خانواده ها بیشتر از خانواده های عادی است.
در پژوهش نایجل و ساندین (2001)، میان سبک دوسوگرا در زنان بیوه و کاهش میزان سازگاری اجتماعی، ارتباطی معنادار گزارش شده است.
بررسی اسلس نیچ و همکاران (2000)، نشان داد که فرار نوجوانان به دلیل آشفتگی های خانوادگی بوده است.
یافته های مطالعه نیکلسون (2000)، از ارتباط الگوهای رفتاری سازش نایافته و کنش وری روانی- اجتماعی با سبک دلبستگی ناایمن حکایت داشت.
دویلی و مارکی ویکزیک (2000)، تحقیق طولی در مورد سبک های دلبستگی و عملکرد خانواده و اثرات آن برسازگاری اجتماعی انجام دادند. آن ها دلبستگی مشاهده شده بین والدین و نوجوانان در سن 13 سالگی و ابعاد مختلف سازگاری اجتماعی در 15سالگی (مانند نشانه های افسردگی، اعتماد به نفس و نمرات درسی، پرخاشگری به دیگران) را اندازه گرفتند و نتایج به دست آمده نشان داده است که دلبستگی ایمن بدون تردید با سازگاری اجتماعی با توجه به سطوح مشکلات درون زاد، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دو سال بعد رابطه دارد. بنابراین، چنین استنباط می شود که دلبستگی والدین بر سازگاری اجتماعی نوجوانی موثر است.
رابین و رزکراسنر (2000)، برای سنجش سازگاری اجتماعی کودکان 4 ساله، آن ها را مورد مشاهده قرار داده و مهارت های حل مسئله اجتماعی و کیفیت تعهد اجتماعی آن ها را ارزیابی نمودند و دریافتند که دلبستگی ایمنی مادرانه تنها با بعد تعهد سازگاری اجتماعی رابطه مثبت دارد و به این نتیجه رسیدند که روابط دلبستگی ایمن در ایجاد اعتماد کودکان جهت کشف موقعیت های ناآشنای اجتماعی کمک می کند.
نوم، دکویک، مییوس (2000)، دلبستگی و رفتار ضد اجتماعی را در یک نمونه 400 نفری از نوجوانان کشور هلند بررسی کردند و دریافتند که دلبستگی مادرانه به طور معنی داری با رفتار ضد اجتماعی خود گزارش شده نوجوانان رابطه منفی دارد (به نقل از بشارت و همکاران، 1382).
همچنین تحقیق فینی (2000)، نشان می دهد که سبک دلبستگی ناایمن رابطه مثبتی با نشانگان فیزیکی دارد.
در مطالعه ای که توسط هیم برگ، هارت و شنیر (2001) انجام شد، سبک های دلبستگی و سازگاری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه شامل سه گروه از شرکت کنندگان بود. گروهه اول شامل افرادی که برای درمان اختلالات اضطرابی به کلینیک ها مراجعه کرده بودند. گروه دوم شامل افرادی که برای درمان مشکلات بین فردی و اضطراب عملکردی به کلینک ها مراجعه کرده بودند و گروه سوم شامل افراد عادی که از طریق تبلیغات برای شرکت در تحقیق انتخاب شده بودند. آنها دریافتند که اکثر افراد دوگروه کلینیکی دارای سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بودند، در حالی که اکثر افراد گروه کنترل دارای سبک دلبستگی ایمن بودند. نتیجه مطالعه آنها نشان داد که بالا رفتن اختلال اضطراب اجتماعی به طور مستقیمی با سبک دلبستگی اضطرابی ارتباط دارد. همچنین سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی و درجه ی رضایت از زندگی در سال های بعدی همبستگی دارند، متغیرهای دیگری نیز وجود دارند که با سبک های دلبستگی و سازگاری اجتماعی همبستگی دارند. متغیرهای خانوادگی مانند ویژگی های والدین و سبک والدینی با سبک دلبستگی افراد در بزرگسالی رابطه دارند.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- مقدمه
به طور کلی هر تحقیق ابتدا درپی طرح مساله یا مشکلی مطرح می شود که سوالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می کند و موجب پیدایش فرضیاتی می شود. پژوهشگر با جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آنها، به پاسخ به سوالات پژوهشی و تایید و یا رد فرضیات مطرح شده می پردازد. لذا جمع آوری اطلاعات و چگونگی تجزیه وتحلیل آنها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به عنوان یک مقوله از فرآیند علمی است که نظریه ها در قالب آمار و ارقام علمی تجلی می یابد، ثمره آن به صورت کمی جلوه گر شده و مدل نظری تحقیق قابل سنجش و محاسبه می شود.

مطلب مشابه :  نظریه پردازش اطلاعات، نظریه کارون و شیر، یادگیری خودتنظیمی