اختلال شخصیت وسواسی جبری، کمال گرایی جامعه مدار، سندرم روده تحریک پذیر

دانلود پایان نامه

پچ(1984) کمال گرایی را موقعیتی می دانست که در آن ترس از اشتباه در مرکز است. او معتقد بود که کمال گرایی به خودی خود وجود ندارد بلکه تلاش برای کمال گرایی که وجود خارجی ندارد باعث آشفتگی در افراد شده و با تعدادی از مشکلات روانشناختی در ارتباط است. او دیدگاه به شدت منفی از کمال گرایی دارد و کمال گرایی را مشکلی گسترده و تضعیف کننده می داند که می تواند با دامنه ای از مشکلات در ارتباط باشد. برای مثال سندرم مونچ هاوزن، سندرم روده تحریک پذیر، افسردگی، بی اشتهایی عصبی، اختلال شخصیت وسواسی جبری ، پارانویا و رفتار های تیپA.
تحقیقات نشان داده اند که کمال گرایی هم در اختلالات خوردن(تولین و همکاران،2006؛ وو، 2009؛باردون و همکاران،2007) و هم در اختلالات وسواسی وجود دارد. افراد مبتلا به بی اشتهایی روانی، اختلالات خلقی و سالم را مقایسه کرده است و سطوح بالای کمال گرایی خویشتن مدار و جامعه مدار را در مبتلایان به بی اشتهایی روانی را گزارش کرده اند. بالیک و همکاران(2003)، افراد مبتلا به اختلالات خوردن، افسردگی، و اضطرابی را در ابعاد کمال گرایی مقایسه و نشان دادند که نگرانی در مورد اشتباهات در افراد مبتلا خوردن بالاست.
پژوهش های دیگری نیز بین ویژگی های کمال گرایی و میزان افسردگی و خود کشی در آنها ارتباط دیده اند(هویت و فلت،1990،هویت و همکاران،1992؛ زورف و همکاران،2000).
مطالعه هیل و همکاران،(1997) نشان داده است که در بین رویه های عامل روانرنجوری به طور معین رویه های پرخاشجویی به طور مثبت و ضعف در مقابله با فشار روانی به طور منفی پیش بینی کننده های معنا دار کمال گرایی خویشتن مدار و رویه افسردگی پیش بینی کننده های معنا دار کمال گرایی جامعه مدار است.
ساسورالی و همکاران(2008) نشان دادند که بعد نگرانی در مورد اشتباهات کمال گرایی در در هر سه گروه ا زافراد مبتلا به اختلالات خوردن، اختلالات وسواسی جبری و افسردگی اساسی بالاست.
علل کمال گرایی:
بسیاری از محققان بر نقش خانواده و محیط اجتماعی در ایجاد و رشد کمال گرایی در فرزندان اتفاق نظر دارند و اعتقاد دارند که کمال گرایی ریشه در تجربه های دوران کودکی به خصوص رابطه والدین – کودک دارند(انس و همکاران،2002).
تمایلات کمال گرایانه ممکن است پیامد محیط دوران کودکی باشدف محیطی که یکی از مولفه های آن سبک والد گری است. تعداد زیادی از پژوهشگران کمال گرایی را نتیجه تعامل کودکان با والدینشان می دانند. خیلی از کودکان کمال گرا در خانواده هایی زندگی می کنند که عملکرد کمتر از کامل را مورد انتقاد آشکار و ضمنی قرار می دهند. در نتیجه احتمال دارد فرزندان این خانواده ها شیوه های انتقادی ارزیابی از عملکرد خود بیاموزند(کاوامورا و همکاران،2002).
کاوامورا همکاران،2002به نتایج مشابهی دست یافتند و بر اساس این یافته ها انتظار می رود که انسجام و انعطاف پذیری خانواده بر کمال گرایی این فرزندان تاثیر داشته باشد، آنها ارتباط بین کمال گرایی مثبت و منفی و سبک های فرزند پروری را در نمونه ای از دانشجویان آزمودند نتایج مطالعه نشان دهنده ی ارتباط بین سبک های تربیتی سخت گیرانه و استبدادی با کمال گرایی منفی در زنان و مردان بود. نتایج داده ها در خصوص سبک های فرزند پروری موجود در خانواده ها افراد کمال گرایی مثبت و سبک فرزند پروری اقتدار رابطه وجود دارد.
اکثر پژوهش های انجام شده در زمینه کمال گرایی مربوط به جمعیت بزرگسالان می شود. اگرچه که مطالعات کمی در زمینه کودکان و نوجوانان وجود دارد، که مشابه جمعیت بزرگسال با ناسازگاری هایی همچون افزایش علائم اضطرابی و افسردگی و اختلالات خوردن همراه است(کوک و کرنی،2009؛دیکریگر،2005؛نوبل،2007(.
فلت و هویت ، اولیور و مک دونالد(2002) در پژوهشی مروری بر عوامل ایجاد کمال گرایی و مدل نظری را پیشنهاد دادند که متمرکز شدند بر نقش محیط خانوادگی به خصوص رفتار های والد گری والدین بود. فلت و همکاران مدل فرزند پروری مضطرب گونه را بر اساس قضیه منطقی که والدین مضطرب کمال گرایی را از طریق تمرکز بر اشتباهات و پیامد های منفی اشتباهات در کودک خود ترغیب می کنند.
ون گاستل و همکاران(2009)، بعد ها متوجه شدند که کودکان با علائم اضطرابی دارای والدینی که رفتار های والد گری کمال گرایانه دارند این مدل مراقبت با اضطراب کودکان همراه است و مسیری بالقوه را برای آغاز اضطراب در کودکان می باشد. سبک والدگری مضطرب گونه کمال گرا با نگرانی والدین در باره امنیت کودکشان و پیشگیری از خطرات وهمچنین رفتار های مراقبتی کمال گرا می باشد. این مدل والد گری به طور خاص با اضطراب کودک همراه است زیرا ممکن است یک شاهراهی برای شروع اختلالات اضطرابی باشد.
خود کارامدی
یکی دیگر از متغیر های پژوهش که در بروز علائم اضطرابی کودک نقش دارد خود کارامدی والدینی می باشد.
اصطلاح خود کارامدی برای اولین بار توسط بندورا(1988)شناسایی و گسترش یافت و مفهومی کلیدی در نظریه شناختی- اجتماعی بندوراست. به معنای باور فرد در مورد توانایی مقابله خود در موقعیت های خاص است که الگو های فکری، رفتاری و هیجانی را در سطوح مختلف تجربه انسانی تحت تاثیر قرار می دهد. خود کارامدی ادراک شده توسط یک فرد به باور آن فرد در مورد توانایی های خود در تکلیفی که به او واگذار شده نیز تعریف می شود(کوتورونزا،2006).
سازه خود کارامدی یک صفت شخصیتی فراگیر نیست بلکه خاص یک موقعیت است و بر اساس تکلیفی که در یک موقعیت خاص وجود دارد متفاوت است (مانتیگنی و لاکاریت، 2005).
بندورا (1977) باور های خود کارامدی را هسته مرکزی درک افراد از تبادلات با محیط اطراف یا نقطه اتصال بین دانش و رفتار در فرد دانست. وی معتقد بود که رابطه خود کارامدی در فرد به صورت دو جانبه بهتر درک می شود.افراد خود کارامد برای رسیدن به موفقیت تمایل دارند تا در یک تکلیف معین پافشاری کنند در حالی که افراد ناکارامد به طور ناپخته ای دست از تلاش می کشند(طهماسیان، 1389). وی بیان می کند که مهمترین منبع خود کارامدی، بازخورد عملکردی است. باور های خود کارامدی به نوبه خود به ترتیب با موفقیت یا شکست در تجارب افزایش یا کاهش پیدا می کند. بنابر این موفقیت در عملکرد، قویترین تاثیر را بر باور های خود کارامدی دارد اما دیگر منابع اطلاعاتی مثل تجارب متنوع، ترغیب اجتماعی و بر انگیختگی هیجانی نیز می توانند بر افزایش آن موثر باشد.
خود کارامدی والدینی
خود کارامدی والدینی یک سازه شناختی بسیار مهم است که بر مبنای مدل خود کارامدی بندورا تعریف شده است(کوتورونزا،2006). این سازه یک سازه خاص از طبقه کلی تری از سازه های مرتبط با کارامدی شخصی است. همانگونه که خود کارامدی اجتماعی ، خود کارامدی تحصیلی، خودکارامدی هیجانی و خود کارامدی جسمانی نیز بررسی شده است.
خودکارامدی والدینی بدین معناست که والدین به چه میزان در توانایشان جهت به دست گرفتن همه جنبه های پرورش کودک احساس کارامدی می کنند(کولمن و کاراکر،2000).
فارکاس و والاسخود کارامدی والدینی را این طور تشریح کردند، خود کارامدی والدینی به باور های پدر و مادر در مورد میزان کارامدی شان در حوزه ی والدگری اشاره دارد، یعنی نحوه ی استفاده آنها از راهبرد های فرزند پروری مثبت، میزان مقابله و پشتکار آنها در پرورش کودک که طیف گسترده ای از پیامد ها را در زندگی اجتماعی، عاطفی، رفتاری و تحصیلی کودک داراست.
مانتیگنی و لاکاریت(2005) در بررسی هایشان برای تعریف خود کارامدی والدینی به چهار جز اختصاصی خود کارامدی والدینی دست یافتند.
قضاوت/ باور های والدین: اشاره به باور های صورت گرفته توسط والدین و قدرت آن قضاوت ها دارد.

مطلب مشابه :  ابزار جمع‌آوری داده‌ها، تشخیص افتراقی، علائم افسردگی