ارزش های فرهنگی

دانلود پایان نامه

میانه روی که همان مشی در حد تعادل و اجتناب از افراط و تفریط است از کیفیاتی است که در به تعادل رساندن جامعه ایفای نقش می نماید . جنبه ای ازمیانه روی عبارت از اجتناب از اسراف و تبذیر است که در مقولاتی همچون انتخاب مصالح و شیوه های ساخت و تنوع فضاهای درونی مسکن و هر آنچه که بتوان آنرا به عنوان خروج از تعادل ذکر کرد ، بروز می نماید .. جملگی این ها هوشیاری جامعه را در تقابل با موج ترویج مصرف گرایی و مدگرایی رایج طلب می نماید که دنیای صنعتی و مادی گرای معاصر به شدت مبلغ و مروج آن است و به صورت اشکال ، مصالح، فضاها و روابطی ظاهر می شود که در تضاد با اقلیم و ارزشهای فرهنگی جامعه و حتی اقتصاد خانواده ها است(نقی زاده، 1379) .
2-4-8- احترام به حقوق دیگران :
مرئی داشتن حقوق سایر آحاد جامعه از جمله همسایگان تأثیری بسزا در شکل گیری مسکن مطلوب و ارتباط های مساکن مطلوب با کدیگر خواهد داشت . این به آن معناست که مساکن مطلوب در عین حالی که امکان ارتباط مناسب بین افرادخانواده فراهم می آورند از بروز مزاحمت های بصری ، صوتی ، روانی و امثال آن پیشگیری می کنند (همان، 1379).
2-4-9- وحدت جامعه :
طبیعی است که تعبیر مسکن ، منحصر به شکل داخلی بنای سکونت نبوده ، عواملی را نیز که در ارتباط با سکونت هستند ( از جمله امکانات و خدمات شهری و حتی اثرات روانی اشکال ، رنگها و تناسبات عمارت ) در برمی گیرد . بنابراین می توان یکی از مظاهر مسکن مطلوب را در فقدان قطب بندی ها و تضاد بین خدمات در دسترس واحدهای مسکونی و حتی محلات همجوار قلمداد کرد . به عبارت دیگر بین محلات شهر ( ودر نتیجه بین اهالی آن ) نباید در دسترسی به امکانات عمومی تبعیضی وجود داشته باشد . وجود تبعیض و بی عدالتی در توزیع امکانات و در دسترس مردم به آنها عاملی مهم درجهت خدشه به وحدت جامعه و بروز تضاد و دو گانگی بین مردم خواهد بود . و بالعکس رفع تبعیض و قطب بندی شهر و گرایش به سمت عدالت ، زمینه را برای تقویت وحدت و همبستگی جامعه فراهم خواهد نمود(همان، 1379).
مورد دیگری که در تقویت وحدت جامعه مهم است توجه متعادل به هویت جمعی و هویت فردی جامعه و آحاد آن است که در این زمینه نیز رجحان هویت جمعی به هویت فردی امری است که مقوّم وحدت و یکپارچگی جامعه خواهد شد . فرد و جامعه به عنوان دو عنصر اساسی مطرح در زمینه ها و دانش های مختلف بشری ، هر کدام در هر مکتبی تعاریف و اهمیت خاصی دارند . در مقولۀ خاص مسکن مطلوب ، توجه به این نکته ضروری است که مسکن و به ویژه ظاهر ( سیما و کالبد ) آن به عاملی در جهت خدشه به وحدت جامعه منتهی نشود . در این راستا ، توجه به مفاهیم و ارزشهایی همچون زیبایی ، سادگی ،تأکید بر هویت ملی و همچنین احتراز از تفاخر فردی ، اجتناب از خود نمایی ، اجتناب از همشکلی با بیگانه و احتراز از اموری که سبب ترویج فردگرایی و خدشه به وحدت جامعه می گردند ضرورت دارد . توجه به این عوامل خواهد توانست تقویت کنندۀ وحدت و همبستگی جامعه باشد(نقی زاده، 1379) .
2-4-10-احترام به خانواده :
خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که ارتباطهایی بااعضاء خود و با جهان خارج دارد . هر یک از این ارتباطها ، نیازمند فضایی مناسب برای فعالیت های فردی و جمعی است که در مسکن رخ می دهد . رابطۀ این فضاها با یکدیگر و بافضای خارج و تناسبات آنها با ویژگی ها و مختصات و اهدافی که برای خانواده مطرح استو همچنین تناسب آن با فعالیتهای مرتبط ، موضوعاتی هستند که توجه طراحان را طلب مینماید . بنابراین مسکن مناسب ، شرایط مناسب رابرای زیست ساکنین خویش به عنوان یکواحد بنیادین اجتماعی ( خانواده ) فراهم می نماید (همان، 1379).
2-5- مبانی طراحی مسکن مطلوب
در این مبحث به اصولی اشاره خواهد شد که محفوظ داشتن آن در مراحل مختلف برنامه ریزی ، طراحی و اجرا ، امکان تجلی مسکن مطلوب را برای جامعه ای که به ویژگی های کیفی مورد نظر می اندیشد ، فراهم خواهد آورد به عبارت دیگر ، هر یک از این مبانی در راسای تجلی کالبدی بخشیدن به یک یا چندی از ویژگی های مذکور ، در عنوان فوق ایفای نقش خواهند نمود .
تجلی ویژگیهای کیفی فوق الذکر در مسکن و محیط مسکونی مناسب زیست ، رعایت اصولی در طراحی و برنامه ریزی مسکن را طلب می کند که از طریق مرئی داشتن آنها امکان تجلی بخشیدن به مسکن مطلوب فراهم می گردد . این اصول در واقع پاسخگوی ویژگیهای مذکور در بحث فوق به شمار می رود . با این توضیح ضروری که هر اصل ، فراهم آورندۀ زمینۀ تجلی یک یا چند ویژگی خواهد بود به نحوی که ارتباط های فشرده و در هم تنیدهای بین ویژگی های مسکن مطلوب و این اصول وجود خواهد داشت ، که البته همۀارتباطات از شدت و ارزش یکسانی برخوردار نیستند(همان، 1379).
در زیر به برخی از آنها اشاره میشود :
2-5-1-مقیاس انسانی :
در این مقوله تناسب و هماهنگی ابعاد ابنیه و فضاها با توان روانی انسان ، از اهمیت ویژه ای برخورداراست ضمن آن که اطلاعات واصله از محیط به انسان باید وی را در جهت تعالی و رشد ،هدایت و همراهی نماید . به عبارت دیگر توجه توأم به نیازهای مادی و معنوی انسان موضوع بنیادینی است که مرعی داشتن آن بر تفسیری که در مورد غالب مبانی طراحی به عملی آید تأثیر خواهد داشت( نقی زاده،1376) . مقیاس انسانی مورد نظر در معماری مسکن را در مقولاتی همچون تناسب ابعاد فضاها با ویژگیهای روانی و فیزیولوژیکی انسان ، درجۀ نفوذ پذیری اصوات مزاحم در مقایسه با توان تحمل انسان ، درجۀ نفوذ آلودگی هوا در مقایسه باوضعیت مجاز ، چگونگی تنظیم شرایط محیطی با ویژگی های فیزیولوژیکی انسان ، و در میزان پاسخگویی مسکن به ارزش های فرهنگی ساکنین آن می توان جستجو نمود(نقی زاده، 1379) .
2-5-2-کلیت:
توجه انتزاعی به مسکن بدون توجه به اولا عناصر مکمل آن به عنوان فراهم آورندگان محیط مناسب سکونت و ثانیا بی التفاتی به ارتباط آن با فضاهای مجاورش موضوعی است که در تقابل با نگرش وحدت گرایانه ای است که علیرغم وجود کثرت عناصر و اجزا محیط در پی ایجاد وحدتی معنوی و کالبدی در محیط است.بنابراین در طراحی مسکن توجه به اصل وحدت در کثرت و مد نظر داشتن توأم کلیه موضوعات مرتبط با سکونت،موضوعی است که نباید از آن غفلت شود.مرئی داشتن کلیت در معماری مسکن مستلزم توجه به مباحثی است که از جمله آن عبارتنداز:توجه توأمان به جملگی نیازهای مادی و روانی و معنوی انسان ،ملحوظ داشتن ارتباط وتناسب ویژگی های مسکن مورد نظر با عملکرد واشکال مجاور،مرعی داشتن تأثیر شرایط محیطی بر معماری مسکن ، توجه داشتن به تاریخ و همچنین نگرش به آینده به همراه داشتن نیازهای روز ، و بطور خلاصه توجه همزمان و متوازن به کلیه عناصر و عوامل مرتبط با مسکن و محیط (انسان، محیط طبیعی و محیط مصنوع)و جملگی جزئیات و روابط مربوط به آن ها(همان،1379).
2-5-3- ساسله مراتب:
اصل سلسله مراتب که ارتباط قلمروهای مختلف محیط زندگی را از عمومی تا خصوصی(عمومی،نیمه عمومی،نیمه خصوصی و خصوصی)تعریف و تعیین می کند به دلیل ویژگی های مسکن که آنرا “حرم” نامیده اند از اهمیت خاصی برخورداراست.در رابطه با مسکن ، سلسله مراتب را می توان در دو درجه بیرونی و درونی مورد مداقه قرار دارد (همان،1379).
سلسله مراتب بیرونی به ارتباط داخل مسکن با سایر فضاها و عملکرد می پردازد، در حالی که سلسله مراتب درونی بر تعیین ارتباط عناصر داخل مسکن با یکدیگر متمرکز است.در ارتباط فضاهای داخلی نیز اهمیت سلسله مراتب کمتر از ارتباط مسکن با خارج نیست.چنانچه توصیه شده است که از سنینی که خوابگاه دختران و پسران خانواده از یکدیگر جدا شود و همچنین کودکان باید برای ورود به محل استراحت والدین از آنها اجازه بگیرند،تأثیر اصل سلسله مراتب بر معماری مسکن ،به تبیین مراتب بر معماری مسکن ،به تبیین مراتب و نحوه ارتباط قلمروهای مختلف (عمومی ،نیمه عمومی،نیمه خصوصی و خصوصی)می پردازد وحد،وتحریم،فضاها و عناصر ارتباطی هر یک را تعین می نماید.ضمن آنکه در هر قلمرو نیز به جزئیات بیشتری توجه داشته ،ارتباط اجزاء و عناصر آن با یکدیگر و با سایر قلمروها را مورد توجه قرار می دهد(نقی زاده، 1379) .
2-5-4-هماهنگی:
هماهنگی موضوع بنیادی است که رعایت آن در طراحی مسکن،خواهد توانست علاوه بر کمک به ایجاد مسکن مناسب،در ایجاد ونمایش های محیطی ،کالبدی و بصری نیز در خور توجه ایفا نماید.بدون دخول به مبانی و اثرات هماهنگی ،به برخی زمینه هایی که هماهنگی در آنها ضرورت دارد بسنده می شود(جعفری،1358).
هماهنگی ویژگی های محیط مصنوع با مختصات و روانی و فیزیکی انسان ،هماهنگی عناصر انسان ساخته با طبیعت و اقلیم ،هماهنگی عناصرو عملکردهای مجاور،هماهنگی فرم ها واشکال ، هماهنگی مصالح با یکدیگر که باید بین (نیازها و مختصات) انسان ،محیط طبیعی ،مسکن و شهر برقراردارند(بروکهارت، 1372).هماهنگی مورد نظر در معماری مسکن به مقولاتی همچون هماهنگی فضاهای همجوار،هماهنگی ابعاد،تناسبات واشکال،هماهنگی عملکردها و اشکال، هماهنگی معماری با اقلیم و با تاریخ ،هماهنگی عمارت با ارزش های فرهنگی ،و بالاخره هماهنگی جملگی آنها با ابعاد مختلف حیات انسان می پردازد(نقی زاده، 1379) .
2-5-5-درونگرائی:
در پاسخ به بعضی معیارهای مطرح شده در مورد مسکن مطلوب همچون محرمیت،خلوت و ارتباط با طبیعت ،یکی از مهمترین اصول ،رعایت درونگرائی است.این اصل فی الواقع بر گرفته ازعناصر تاریخی معماری ایران است که اکثریت قریب به اتفاق عناصر شهری و معماری ،مظهر آن بوده اند.علاوه بر معیارهای مطروحه،توجه به بسیاری از ارزش های اسلامی نیز در درونگرائی نهفته است،همچون:توجه به درون(باطن)بیش ازبیرون(ظاهر)توجه به حیا ،عدم تفاخر،ریا و خود نمایی ،پرهیز از برهنگی و خودآرائی ،و از بین بردن زمینه رشد عجب،تقویت وحدت جامعه ،و نمایش وحدت کالبدی ،ضمن آنکه به تعبیر بوکهارت خانه درونگرائی مسلمین رو به آسمان دارد(پیرنیا،1369) .
تأثیر درونگرائی مورد نظر،بر معماری مسکن ،دگرگونی در نحوه نگرش به معماری و همچنین تحول در فرم ها ،سبک ها و الگو های رایجی را طلب می نماید که طی دهه های اخیر رشدیافته،سبب طرد وانزوای معماری مسکن علاوه بر نحوه ارتباط داخل عمارت با فضای خارج که عمدتا بر ارتباط داخل عمارت با فضای خارج که عمدتا بر ارتباط مستقیم با حیات خصوصی و یا فضایی نیمه خصوصی استوار است.در زمینه های دیگری نیز می توان مورد پی جویی قرار داد که اهم آنها عبارتنداز:فقدان ارتباط مستقیم دیداری (وحتی حداقل ارتباط صوتی بویایی )بین درون مسکن و فضای عمومی ،ارتباط پیچیده و حداقل فضای کاملا خصوصی با خارج ،تنظیم ار تباط فضاهای داخل مسکن با یکدیگر بسته به استفاده کنندگان آن ها و سادگی نمای بیرونی(نقی زاده، 1379) .
2-5-6-تعادل:

مطلب مشابه :  پرخاشگری کلامی