ارزیابی اثربخشی، آموزش و یادگیری، ویژگی‌های معلم

دانلود پایان نامه

نمودار (4-2). توزیع افراد نمونه آماری (دانش آموزان) براساس جنسیت 83
نمودار (4-3). توزیع دانش آموزان نمونه آماری براساس رشته تحصیلی 84
نمودار (4-4). توزیع معلمان نمونه آماری براساس سن 85
نمودار (4-5). توزیع معلمان نمونه آماری براساس رشته تدریس 86
نمودار (4-6). توزیع معلمان نمونه آماری براساس سطح تحصیلات 87
چکیده
پژوهش حاضر باهدف بررسی مقایسه‌ای تدریس اثربخش از دیدگاه معلمان و دانش‌آموزان پایه سوم مقطع متوسطه شهر ایلام اجرا گردید. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و از نوع روش کار توصیفی و مشاهده‌ای است که ویژگی‌های یک معلم اثربخش از دیدگاه خود معلمان و دانش‌آموزان را موردبررسی و مقایسه قرار دهد. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش‌آموزان و معلمان پایه سوم دبیرستان‌های شهر ایلام که در سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده برای به دست آوردن حجم نمونه آماری استفاده گردید. جامعه آماری 30 دبیرستان بود که با توجه به‌تناسب پراکندگی دبیرستان‌ها در مناطق مختلف شهر 10 دبیرستان به‌صورت تصادفی انتخاب شد سپس از هر دبیرستان به‌تناسب رشته تحصیلی دانش‌آموزان (علوم انسانی، علوم تجربی و ریاضی فیزیک) 1 کلاس کلاً 25 کلاس انتخاب گردید؛ بنابراین تعداد کل افراد نمونه آماری 545 نفر که از این تعداد 109 نفر معلم و 436 نفر دانش‌آموز بودند. ابزار گرد‌‌‌آوری این پژوهش پرسشنامه استاندارد شده‌ای بود که روایی آن 78/0 و پایایی آن87/0 گزارش‌شده است. در این پژوهش افراد نمونه آماری خواسته شد نظرات خود را در خصوص اثربخشی تدریس معلمان در حیطه‌های: هوشمندی، پاسخ‌دهی، انگیزه، تعهد برای تدریس، مکالمه مؤثر، نگرانی برای پیشرفت، کمک هدفمند، آموزش غیررسمی در قالب طیف 5 ارزشی لیکرت از خیلی ضعیف تا خیلی خوب اظهار نمایند. داده‌های تحقیق با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی آزمون t مستقل و با استفاده از نرم‌افزارspss مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه (معلمان و دانش‌آموزان) اثربخشی تدریس معلمان در حد بالای ارزیابی گردید است. معلمان با میانگین 39/4 از کل 5 نمره که قریب 88 درصد و همچنین دانش آموزان با میانگین 17/3 از کل 5 نمره که قریب 63 درصد از اثربخشی کامل را کسب نموده‌اند. با توجه به یافته‌های تحقیق چنین به نظر می‌رسد که بین دیدگاه معلمان و دانش‌آموزان در ابعاد (هشتگانه): هوشمندی، پاسخ‌دهی، انگیزه، تعهد برای تدریس، مکالمه مؤثر، نگرانی برای پیشرفت، کمک هدفمند و آموزش غیررسمی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. اختلاف میانگین بیانگر آن است که میزان مقیاس‌های فوق در معلمان از دیدگاه دانش‌آموزان کمتر از دیدگاه معلمان نسبت به خود است.
کلمات کلیدی: معلم، دانش‌آموزان، تدریس، اثربخشی، یادگیری.

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه:
نظام‌های آموزشی و فعالیت‌های حاکم بر آن، با توجه به پیشرفت جوامع، همواره دستخوش تغییر و تحول است و تحول آموزشی، خود معلول تحول اجتماعی و تحول علوم و فنّاوری است؛ زیرا در یک جامعه ساده، نیازها ساده و روش ارضای نیازها ساده است. در چنین جوامعی دایره آموختنی‌ها گاهی چنان محدودند که اگر کسی ادعا کند و بگوید: «هر آنچه آموختنی بود فراگرفتم» حرفی به‌گزاف نگفته است ولی در جوامع پیچیده و پیشرفته سرعت تحول نظام‌های آموزشی آن‌چنان سریع است که هرچند سال یک‌بار، در ساختار نظام آموزشی دگرگونی کلی ایجاد می‌شود و این تحول به حدی است که گاهی کسانی سخن از جامعه بی مدرسه به میان می‌آورند. به همین دلیل در دنیای امروز با توجه به پیشرفت سریع علوم و فنّاوری، نه می‌توان به تمام دانش موجود دست‌یافت و نه می‌توان هر شخصی را با هر خصوصیتی به کار تدریس و معلمی وا‌داشت. (شعبانی 1386، 7-2). وی معتقد است که در دنیای پیچیده هیچ‌کس بی‌نیاز از تعلیم و تربیت نیست امروزه فعالیت در مدرسه و آموختن خود بخش عظیمی از زندگی انسان‌ها شده است دیگر نمی‌توان با طرز تلقی گذشته به شاگرد و تربیت او نگریست.
(کلاه دوزی 1386)، رسالت تعلیم و تربیت، پرورش انسانی پویا و پرسشگر است که می‌خواهد از قیدهای بی‌شمار و گوناگون درون و بیرون خود رها گردد، راه تکامل همه‌جانبه خود را هموار سازد و به رموز موقعیت فردی و اجتماعی خود و دنیای متغیری که در آن زندگی می‌کند تا آنجا که ممکن است دست یابد (به نقل از ملکوتی 1388، 184).
در طی چند دهه گذشته در کشور ما برای کارآمدتر کردن نظام تعلیم و تربیت شاهد تجلی اراده‌ای راسخ برای تغییرات بنیادین و زیر بنایی چه به لحاظ ساختاری و چه به لحاظ محتوا بوده است. اگریک نظام آموزشی را شامل مجموعه برنامه‌ها، روش‌ها و مواد فراهم آورده شده برای دستیابی به اهداف مشخص آموزشی بدانیم کلاس درس تنها جایی است که تمام برنامه ریزیهای آموزشی و درسی و تمام تمهیدات ازنظر تأمین مالی، فیزیکی و انسانی منجر به ایجاد شرایط خاصی می‌شود که فراگیران تحت تأثیر این شرایط موفق به کسب دانش‌ها و مهارت‌های موردنظر می‌گردند (شریعتی و دادگری 1386، 15). همچنین او مدعی است یکی از راه‌های مفید برای نیل به اهداف آموزشی و درسی، فرایند تدریس است که به دلیل اهمیت آن در آموزش بسیار موردتوجه مربیان است. تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیت‌های منظم، هدف‌دار و از پیش طراحی‌شده را دربرمی‌گیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است، تدریس از موضوعاتی است که دارای بیشترین ادبیات در حوزه تعلیم و تربیت است و عبارت است از: تعامل یا رفتار متقابل مربی و فراگیر براساس طرح منظم و هدف‌دار معلم، برای ایجاد تغییر در رفتار فراگیر. مفهوم تدریس به آن قسمت از فعالیت‌های آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می‌افتد اطلاق می‌شود (شریعتی و دادگری 1386، 15).
1-2 – بیان مسأله
ارزیابی اثربخشی تدریس معلمان با استفاده از استراتژی‌های ارزیابی معتبر و پایا یکی از مهم‌ترین عوامل در جهت بهسازی معلم تلقی می‌شود (ساموئل باندل و جیمز اولیوو اتایو 2014). در ادبیات مدیریت آموزشی مطالعات زیادی در خصوص ارزیابی و اندازه‌گیری اثربخشی تدریس و سازه‌های مرتبط صورت گرفته است (فیتزپاتریک 2004؛ برک 2005؛ سال سالی 2005؛ روس و بروس 2007؛ باری 2010؛ ماجا 2012؛ اولیوواتایو 2013).
در طی بیست سال گذشته یک حرکت جهانی از سوی پژوهشگران، متصدیان و سیاست‌گذاران برای مطالعه عوامل مؤثر در کارآمدتر کردن نظام‌های آموزشی شروع‌شده است (دانیل دی ورینالدز دی 2011). کمیته آموزش و یادگیری سنات در دانشگاه بورک تدریس اثربخش را به‌عنوان هر فعالیتی تعریف می‌کند که بتواند تجربه یادگیری مفید و سازنده را برای دانش‌آموزان ایجاد کند و موجب انگیزش آنان در جهت رشدشان گردد (ساموئل باندل و جیمز اولیوواتایو 2014، 174).
(کروک شانک 1990) فهرستی از متغیرهایی که موجب اثربخشی تدریس می‌شوند را مطرح کرد ازجمله؛ ویژگی‌های معلم، دانش معلم، مطالبی را که تدریس می‌کند، انتظارات معلم، شیوه تدریس معلم، پاسخ‌گویی معلم به سؤالات دانش‌آموزان و چگونگی مدیریت کلاس. همچنین دفتر استانداردهای آموزشی (1995) لیستی از عوامل را ارائه نمود که با اثربخشی تدریس رابطه دارند که عبارت‌اند از؛ دانش معلم از موضوع درس، مهارت‌های پاسخ‌گویی مناسب، تمرکز بر آموزش، مدیریت مناسب زمان، توان استفاده متوازن از استراتژی‌های گروه‌بندی دانش آموزان، اهداف آموزشی شفاف، برنامه‌ریزی اثربخش، سازمان‌دهی مناسب کلاس درس و استفاده از سایر صاحب‌نظران در کلاس درس.(بالا چاندران و وادایا گام 2008) نیز برای اثربخشی تدریس معلم مقیاس‌هایی را مطرح کردند که عبارت‌اند از: هوشمندی، پاسخ‌دهی، انگیزه، تعهد برای تدریس، مکالمه مؤثر، نگرانی برای پیشرفت دانش آموزان، کمک هدفمند و آموزش غیررسمی. بدون شک درگیر کردن معلم در ارزیابی اثربخشی تدریس خود براساس معیارهای تعیین‌شده وظیفه‌ای پیچیده است. پیچیدگی ازآن‌جهت که معلمان احتمالاً ارزیابی درستی از اثربخشی تدریس خود ندارند و خود را ضعیف نمی‌دانند حتی اگر ازنظر دانش‌آموزشی و محتوایی رشته خود، بی‌انگیزه بودن، مدیریت نامناسب کلاس، عدم آگاهی از شیوه‌های ارزشیابی و از این قبیل ضعف‌هایی داشته باشند. به‌عنوان‌مثال (گراس من 1995، 24-21) در گزارش مطالعات خود بیان داشت که برخی از معلمان به‌صورت مختصر و گذرا مطالبی را که برای دانش‌آموز ناآشناست را مطرح می‌کنند که منابع آن نیز در دسترس نیست که این امر موجب ضربه به دانش‌آموز می‌گردد. علاوه بر آن (گرین و مان تز ‌2002) دریافتند که اکثر معلمان از استراتژی‌های ارزیابی کیفیت در کلاس درس که می‌تواند به بهبود آموزش و یادگیری دانش‌آموز کمک کند، استفاده نمی‌کنند.
(کروک شانک و دیگران 2009، 20- 1) اذعان داشتند که معلمان بدون فن و دانش تدریس با روش آزمون‌وخطا عمل کرده که صدمات جبران‌ناپذیری به دانش‌آموز وارد می‌کنند که این امر باعث می‌شود دانش آموزان در آزمون‌های خارج از مدرسه ناموفق باشند. بنابراین سؤالی که در ذهن متبادر است و مسئله تحقیق را شکل داده عبارت است از اینکه ارزیابی معلمان از اثربخشی تدریس خود چگونه است؟ و اینکه تفاوتی با ارزیابی دانش آموزان از اثربخشی تدریس دارد یا خیر؟
1-3 – اهمیت و ضرورت تحقیق
(الوین و چامدز 1997) بیان می‌کند نسبی و متغیر بودن علوم همراه با حجم بسیار زیاد و روزافزون آن این واقعیت و ضرورت انکارناپذیر را به وجود آورده است که اگر هدف تربیت کمک به اکتساب و خاطر سپاری دانش باشد دانش‌آموختگان علاوه بر احساس واماندگی و سردرگمی در برابر هجوم اطلاعات نمی‌توانند در توسعه دانش و پیشبرد فرایند شناخت و نوآوری کوشا باشند. امروزه همه متخصصان و متصدیان آموزش‌وپرورش بر این باورند که باید یکی از اهداف اصلی آموزش ‌و پرورش تربیت نسل خلاق و نوآور باشد، بنابراین اصلاح و تغییر اساسی عناصر اصلی برنامه‌های آموزشی همچون روش تدریس و روش ارزشیابی از اهمیت بسیار برخوردار‌است (به نقل از مهری نژاد 1384، 11).
از میان عناصر برنامه‌های آموزشی بی‌تردید شیوه تدریس معلم معمار سازمان شناختی دانش آموزان و شیوه ارزشیابی او جهت دهنده انرژی ذهنی، هدایت‌کننده انگیزش و فعالیت‌های آموزشی دانش‌آموز است به‌این‌ترتیب اساسی‌ترین نگرانی متصدیان و پژوهشگران چند دهه اخیر آموزش‌وپرورش اصلاحات و نوآوری در شیوه تدریس معلم بوده است (مهری نژاد و شریفی 1384 ،15-10).
(رابرتسون 1987، 18-15) معتقد است که توفیق تدریس را می‌توان براساس مقدار کوششی که برای یادگرفتن در شاگرد ایجاد می‌کند، مورد قضاوت قرارداد به این معنا که اگر شاگرد به هنگام تدریس معلم توجه کند، تمرکز یابد و یا کوشا گردد، تدریس موفقیت‌آمیز است. تلفیق سه خصوصیت مطرح‌شده می‌تواند یک تعریف واحد از تدریس را پدید آورد بر این اساس می‌توان گفت تدریس فعالیتی بین‌الاشخاصی و تعاملی است که مبتنی بر ارتباط کلامی و معطوف به یادگیری یاتغییر روش‌های رفتار کردن یک یا چند شاگرد است.

مطلب مشابه :  مشارکت ، نیاز ،