استفاده از فرصت

دانلود پایان نامه

شاخص های اخلاق حرفه ای اختصاصی فرماندهان و مدیران ناجا(با تکیه بر آیات و روایات): فصل چهارم :شاخص های اخلاق حرفه ای اختصاصی فرماندهان و مدیران ناجا(با تکیه بر آیات و روایات):
4-1-قانون مداری (رعایت حریم قانون برای خود و دیگران):
یکی از ویژگیهای اخلاقی فرماندهان و مدیران اسلامی، داشتن روحیۀ تسلیم در برابر قانون است. زیرا فرمانده و مدیری که در مقابل قانون و ضوابط، روحی سرکش دارد هرگز نمی تواند برای تشکیلات مفید باشد. او باید در چارچوب مسئولیت خود تنها به اجرای قانون بیاندیشد و رابطه های حسبی و نسبی، اغراض ویرانگر شخصی را بر اصول قانونی تحمیل ننماید. قانون در جامعۀ اسلامی سرچشمه از وحی می گیرد و آئین نامه ها و دستورالعملها ساختار تشکیلاتی، تنظیم روابط، شیوه های اجرا، همه باید هماهنگ با قانون خدا باشد و فرمانده و مدیر اسلامی، بعنوان مسلمانی معتقد، خود را در برابر فرمان خالق مکلف می داند و هیچگاه فرمان نفس را بر فرمان «ربّ» و یا خواست شخصی را برخواست خداوندی مقدم نمی دارد.
در فضائی که فکر و فرهنگ اسلامی می درخشد و فرمانده و مدیری که براساس ارزشهای اسلامی می اندیشد با ایمان به مبانی مذهبی، با اعتقاد به محوریت انسان و با تربیتهای سازنده و جامع، هرگز حاضر نیست که روابط را جای ضوابط بنشاند، چون او را اعتقاد بر این است که در هر نظام و تشکیلاتی، تبعیض و تقلب بوجود آید ظلم و ستمگری حضور پیدا می کند و با حضور ظلم و ظالم هیچ نظامی دوام نخواهد آورد و عاقبت آن نظام همراه با مسؤلانش بهلاکت خواهند رسید.
«عَنِ النَّبیّ (صلی الله علیه وآله و سلم): ایُّهَا النّاس اِنَّما هَلَکَ مَن قَبلَکُم اِنَّهُم کانَوا اِذَا سَرِقَ فیهِمُ الشَّریفُ تَرَکوُهُ وَ اِذا سَرِقَ فیهِمُ الضَّعیفُ اَقامُوا عَلَیهِ الحَدَّ.» (مسلم،261ﻫ ، ج5، ص114)
پیامبر خدا فرمود:« ای مردم! همانا بورطه انحطاط و سقوط افتاده اند آنانکه بودند قبل از شما، وقتی قدرتمندان جامعه دزدی می کردند قانون را درباره شان اجرا ننموده ولی آنگاه که مردمان ناتوان و ضعیف دزدی می کردند قانون آنها را مجازات می نمود.»
در نظامهای طاغوتی، معیارهای ارزشی بر محور خواسته ها و امیال شخص طاغوت می چرخد و نه بر محور حق و عدل. لذا آنچه را که بنحوی وابستگی به طاغوت دارد مقدس میشود، هر چند لیاقتهای لازم را نداشته باشند و در چنین نظامی رابطه جایگزین ضابطه می گردد و قانون در برابر متخلفین وابسته بطاغوت، قدرت خویش را از دست می دهد و هیچگونه کاربردی نخواهد داشت.
فرمانده و مدیر اسلامی، باید از هر گونه حرکتی که قانون را تحت الشعاع قرار می دهد جدّاً خودداری کند زیرا او که امکانات تشکیلاتی را در یک سازمان، بسوی هدفی متعالی هدایت می کند، باید بیش از دیگران پای بند به قانون باشد، بتعبیری دیگر مدیران اسلامی خود سمبل قانون، و حرکتهایش مفسر و مبین ارزشهای مکتبی است.
روزی که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) دست اندرکار تقسیم غنائم جنگی بودند، یکی از افراد رو به آنحضرت کرد و از وی خواست که در تقسیم غنائم به عدالت رفتار کند پیامبر خدا فرمود:
«وَ یْلَکَ اِنْ لَمْ اَعْدِلْ فَمَنْ یَعْدِلُ» (دامغانی،1380، ص 148)
«وای بر تو، اگر من عدالت نکنم پس چه کسی عدالت کند؟!»
آری، اگر مدیری که خود مجری و حافظ قانون است قانون را بشکند چه انتظاری از دیگران می توان داشت؟ و آیا قانون شکنی مدیر به دگر همکاران او در واحدهای مختلف سرایت نخواهد کرد؟
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) در مسائل فردی و شخصی و آنچه مربوط به شخص خودش بود، نرم و ملایم و با گذشت بود، گذشت های بزرگ و تاریخی اش یکی از علل پیشرفتش بود، اما در مسائل اصولی و عمومی، آنجا که حریم قانون بود، سختی و صلابت نشان می داد و دیگر جای گذشت نمی دانست.
در مکه زنی از بنی مخزوم مرتکب سرقت شده بود و جرمش محرز گردید، خاندان آن زن که از اشراف قریش بودند و اجرای حد سرقت را توهینی به خود تلقی می کردند، سخت به تکاپو افتادند که رسول خدا از اجرای حد صرف نظر کند. بعضی از محترمین صحابه را به شفاعت برانگیختند، ولی رنگ رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) از خشم برافروخته شد و فرمود: چه جای شفاعت است؟! مگر قانون خدا را می توان به خاطر افراد تعطیل کرد؟ حضرت هنگام عصر آن روز در میان جمع سخنرانی کرد و فرمود: «اقوام و ملل پیشین از آن جهت سقوط کردند و منقرض شدند که در اجرای قانون خدا تبعیض روا می داشتند، هرگاه یکی از اقویا و زیردستان مرتکب جرم می شد، معاف می شد و اگر ضعیف و زیردستی مرتکب می شد، مجازات می گشت. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، در اجرای «عدل» درباره هیچ کس سستی نمی کنم؛ هر چند از نزدیکترین خویشاوندان خودم باشد». (مسلم،261ﻫ ، ج 5، ص 114)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در فرمانهای خود به نمایندگانش بارها تذکر داده است که حرکتهای خویش را، در مسند مدیریت بر محور قانون شکل ببخشند و به آنان این توصیه را داشت که در جامعۀ اسلامی، هرگز نباید ضابطه ها در برابر رابطه ها رنگ ببازند و اگر چنین شد، صاحبان نام و نان قانون را اسیر خواسته های نفسانی خود خواهند کرد و ضعفاء و محرومین حقوقشان پایمال می شود.
حضرت علی (علیه السلام) مالک اشتر را در آستانۀ اعزام بمصر چنین سفارش می کند:
«وَاَلزِمِ الحَقَّ مَنِ لَزِمَهُ مِنَ القَریبِ وَالبَعیدِ وَکِن فی ذلِکَ صابراً مُحتَسِباً، واقِعاً ذلِکَ مِن قَرابَتِکَ وَ خاصَّتِکَ حَیثُ وَقَعَ، وَابتَغ عاقِبَتَهُ بِما یَثقُلُ عَلَیکَ مِنهُ، فَاِنَّ مَغَبَّۀٌ ذلِکَ مَحمُودَۀٌ» (نهج البلاغه، نامه 53)
حق را در مورد آنکس که سزاوار آنست از نزدیک و دور، خویش و بیگانه اجرا کن و در اجرای آن، با امید به ارزش اجرای حق در پیشگاه خداوند استوار باش هر چند در اجرای حق به نزدیکان و دوستانت ضرر و صدمه ای وارد شود و اینگونه رفتار اگرچه بر تو سخت و سنگین است ولی عاقبت و نتیجۀ آنرا باید نگریست که عاقبتی نیکو دارد.
4-2- نظم و انضباط در امور وآراستگی ظاهری:
الف)نظم وانضباط:
یکی از اصول و مبانی موفقیت انسان در زندگی، داشتن برنامه و نظم است،برنامه ریزی وتقسیم کار واستفاده بهینه از زمان ومکان ،امکانات واستفاده از فرصت های عمر وتعیین اولویت در امور،عقل زندگی است ،و هیچ سازمان و جامعه ای بدون انضباط و جدّیت به مقصد خود نمی رسد. مراد از انضباط و جدّیت؛ سامان پذیری، آراستگی، نظم و ترتیب و سعی و کوشش در کارها، (فرهنگ معین، ج1، ص 382، 1219) و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در امور است.

مطلب مشابه :  پایگاههای اینترنتی