اعتماد ، نیاز ،

اعتماد ، نیاز ،

اعتماد ، نیاز ،

اشتاینر برنامه درسی هسته ای را با توجه به سه مرحله رشدی هفت ساله در انسان مورد توجه قرار می دهد. هر کدام از این مراحل دارای نیازهای جداگانه ای برای یادگیری هستند:
تولد تا هفت سالگی که تمایلات و خواسته ها بیشتر خودنمایی می کنند. (دوره خواسته)
هفت تا چهارده سالگی که احساسات بروز بیشتری دارند. (دوره قلب یا احساسات)
چهارده تا بیست ویک سالگی که اندیشه، حضور غالب تری ازخود نشان می دهد(دوره سر یا ترکیب روان و جسم) (همان، ص 99)
اشتاینر معتقد است که در دوره کودکی یا خواسته محیط باید با دقت طراحی شود تا رشد کودک را تقویت کند. فلسفه او بررشد روانی- معنوی، پرورش تخیل و خلاقیت، کلیت و تمامیت کودک تاکید دارد. از دیدگاه وی، جنبه های مختلف رشد و یادگیری به شکلی واحد به هم متصل اند. وی بیان می دارد که خود انضباطی یعنی کودک به طور طبیعی و خلاقانه تمایل به یادگیری دارد و بنابراین بزرگسالان باید در انتخاب الگوی مناسب با دقت عمل کنند. او معتقد است که تماشای تلویزیون مانع از بروز خلاقیت در کودکان می شود. دراین رویکرد اصطلاح حلقه(پیوند) به کار می رود. بدین معنا که گروهی از کودکان و مربیان حداقل دوسال با هم هستند، مثل اینکه عضو یک خانواده اند. این امر منافعی برای کودکان دارد، ازجمله:کودکان ثبات احساسی خواهند داشت، مربیان فرصت های بی شماری دارند تا کودکان را بهتر بشناسند و کارهای آنان را بهتر درک کنند و موضوعات را براساس نیازهای فردی تنظیم کنند، درک اجتماعی در بین کودکان بالاترمی رود، کودکان حس بودن دریک خانواده و جامعه آشنا را پیدا می کنند. اجرای چنین روشی طبیعتا مربیان کارآزموده ای می خواهد که از مراحل رشد کودک آگاهی داشته و از سال های متوالی با کودکان بودن لذت ببرد و ممکن است با شرایط همه مربیان سازگار نباشد. وی معتقد است که کودکان ابتدا از طریق مشاهده، تقلید (بازی های وانمودی) و تجربه اندوزی می آموزند. بنابراین به محیط غنی که در آن به کشف و جست وجو بپردازند نیاز دارند. (ترابیمیلانی و دیگران،1391، ص 46)
این برنامه به معلمان اجازه می دهد انعطاف پذیرباشند و با توجه به نیازهای دانش آموزانشان، برنامه خود را تغییر دهند. به عبارت دیگر مربیان استقلال زیادی در انتخاب موضوعات و اجرا کردن برنامه، به روش شخصی دارند. پرورش قوه تخیل وانعطاف پذیری و تحمل، اعتماد به نفس و تمرکزوافزایش قدرت حل مسئله با فکری خلاق به منظور زندگی بهتر در دنیای پیچیده ای که درپیش روی است و همچنین ایجاداحساس مسئولیت قدرشناسی و احترام در برابر طبیعت دوستی با آن از مواردی است که این رویکرد در پی محقق ساختن آن است. مراکز پیش دبستانی والدورف، محیطی گرم، آرام، منظم، خوشایند، دلپذیر برای همه کسانی است که در آن حضور می یابند. این محیط بیشتر به فضای یک خانه شباهت دارد و تااینکه شبیه یک موسسه باشد. در این محیط، همه چیز از در، پنجره، میز، صندلی و قفسه گرفته تا اسباب بازی ها تا حد ممکن طبیعی هستند و از سنگ یا برگ، میوه، دانه، پوست و تنه و کنده های درختان مانند کاج و موادی از این دست ساخته می شوند. در بعضی از مراکز والدورف حتی پرده ها نیز از برگ درختان ساخته شده اند ورنگ دیوارها نیزروشن، براق وآرامش دهنده است.(حبیبی،1390،ص 102)
برخی از ویژگی هاو اصول رویکرد والدورف عبارت است از:
برنامه روزانه براساس آهنگ زندگی و طبیعت اجرا می شود. به این معنا که برنامه وزمان بازی، کار، با هم بودن(فعالیت گروهی)، بازی در بیرون(فعالیت حرکتی باعضلات بزرگ)، و قصه گویی در مورد طبیعت یا یک قوم(آموزش روابط اجتماعی) سازگار با فصل در نظر گرفته می شود، مثل اجرای برنامه پخت و پز خوراکی های فصل، فعالیت فصلی مانند کاشتن پیازگل، درو، جمع آوری برگ ها، برپایی جشن های فصلی متاثر از تغییرات فصول.
محیط تقویت کننده حواس است. دیوارها با رنگ های لطیف آبرنگی نقاشی می شود، جنس پرده ها از الیاف گیاهی و میزو صندلی ها از چوب خالص ومواد طبیعی است، همه درمحیطی ساده و آرامش بخش قرار دارد.
در کلاس از مواد طبیعی، چوب، پنبه، پشم استفاده می شود. اسباب بازی ها اغلب دست سازند(پرورش خلاقیت) و از مواد طبیعی درست شده اند. مثلا یک تکه چوب بلیت قطار می شود. اشتاینر معتقد است که وسایل ساخته شده قدرت تخیل کودک را که به صورت طبیعی در او وجود دارد محدود می کند.
بازی تقلیدی است از زندگی. کودکان در فعالیت های مشابه خانه شرکت می کنند. آشپزی می کنند، کیک می پزند، تمیزکاری، شست و شو، دوخت و دوز، باغبانی و ساخت و ساز انجام می دهند. درگیر فعالیت های معنادار زندگی می شوند که آنها را آماده چالش های بعدی می کند. کودکان الگوی خوب کارکردن را از بزرگسالان می گیرند.
چرخش فصول گرامی داشته می شود، مثلا در پاییز کلاس با رنگ های پاییزی و میوه های فصل و ساقه های ذرت و برگ آراسته می شود و جشن برداشت محصول باشعر خوانی وشکر گزاری همراه است. هر فصل یک نظم تکرار شونده دارد. بنابراین، کودکان به راحتی در محیطی مشابه محیط زندگی اجتماعی به سر می برند. (ترابی میلانی و دیگران، 1391، ص 46)
ریتم
وجود ریتم، بخش اساسی دیگری در رویکرد والدورف است. ریتم یا چرخه” یعنی زمانی برای هر چیز”. به عبارت دیگر ریتم یعنی فعالیت هدفمند در قالب زمانهای مشخص، همان گونه که شب صبح می شود و صبح به شب متصل می شود و همان گونه که دم وبازدم به طور متصل اتفاق می افتد، برای کودکان نیز وجود یک چرخه سالم و منظم دراجرای برنامه های روزانه، هفتگی و سا
لانه، نتایج قابل پیش بینی و احساسی از امنیت، استواری و آرامش به ارمغان می آورد و سبب می گردد که آنها به بهترین نحو از جهت جسمی و احساسی رشد کنند و قابلیت های خودرا بروز و پرورش دهند. (حبیبی، 1390، ص107(
در مراکز والدورف قفسه لباس و پوشش ها متنوع ونیز مکانی برای بازی در نظر گرفته می شود. کودکان پس از انجام این گونه بازی ها، با تا کردن لباس های بازی و بازگرداندن وسایل آن به قفسه ها، از امکاناتی که در طول سال، از آن بهره می برند، به خوبی مراقبت می کنند.
بازی و فعالیت های بدنی
برای پرورش تفکر منطقی و بازی از طریق راهکار حل مشکلات مشترک، از بازی های زیر استفاده می شود. بازی های چرخه ای آواز خواندن، کف زدنی، ضربی، پریدنی، کوهنوردی، بازی تمرین ماهی گیری و بازی سنتی یونانی. به منظور پرورش حواس نیز از بازیهایی که حس لامسه کودکان و حس بینایی و شنوایی آنان را تقویت می کند، استفاده می شود.
داستان
روایاتی از داستان های طبیعت، قصه های جن و پری، افسانه های ملل، فابل ها و قصه های مردمی و اسطوره ها در این بخش جای می گیرند که معمولا کودکان با نشستن دایره وار به داستانها که به اشکال مختلف (مانند استفاده ازعروسک ها و پاپت) روایت می شوند گوش می دهند.
موسیقی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~