اعلامیه جهانی حقوق بشر

دانلود پایان نامه

حق رأی و امکان تصدی مسؤولیت در سطح حکومت، آزادی گردهمایی و تشکیل انجمن، آزادی دسترسی به اطلاعات و امکان فعالیت های سیاسی.
ج ـ حقوق اقتصادی ـ اجتماعی
حقوق اقتصادی ـ اجتماعی، که از آن به «عضویت کامل در عرصه ی اجتماعی جامعه » نیز تعبیر شده است، موارد زیر را در بر می گیرد:حق مالکیت، حق کارکردن، برابری در فرصت های شغلی، حق بهره مندی از خدمات اجتماعی ـ بهداشتی، بهره مندی از تأمین اجتماعی و استاندارد زندگی متناسب برای شخص و حمایت از شخص در مواقع بیکاری، پیری و از کار افتادگی.
د ـ حقوق فرهنگی
حفاظت از فرهنگ و زبان اقلیت ها، حق دست یابی به فرهنگ و زبان اکثریت، حق داشتن سنت ها و شیوه های زندگی متفاوت، حق داشتن ارتباط فرهنگی و بین المللی، احترام به تفاوت های قومی و فرهنگی و برابری در آموزش از مهم ترین حقوق فرهنگی است (گلدوزیان، 1385: 70-56)
هـ ـ حقوق قضایی
بهره مندی از اصل برائت، حق دفاع، دادرسی عادلانه، حق اعتراض به تصمیم های قضایی، رسیدگی علنی و بدون تبعیض ، حق دسترسی به ادله ی قضایی، اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، حق جبران خسارت ناشی از اشتباه قضایی، حق انتخاب وکیل از مهم ترین حقوق قضایی شهروندی محسوب می گردد.
2-13- حقوق بشر
مکاتب غربی مبتکر حقوق بشر نیستند؛ بلکه ادیان الهی به ویژه دین اسلام که برای احقاق همه حقوق آمده حقوق بشر را به بشر عرضه کرد و قرآن و نهج البلاغه به روشنی بر این حقوق تأکید دارند؛ هرچند «حقوق بشر» اصطلاحی جدید است.
امام علی (ع) حدود چهارده قرن پیش در دوران حکومت کوتاه خویش به بیان اصول مبنایی حقوق بشر و حقوق خصوصی، عمومی، سیاسی و اجتماعی انسان پرداخته است. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی و تحلیلی به موضوع حقوق بشر در نهج البلاغه بپردازد. نتایج بررسی ها بیانگر آن است که مکاتب غربی علی رغم اینکه به وضع و ترویج اصطلاح حقوق بشر پرداخته اند، مبتکر اصلی حقوق بشر نمی باشند.
ازاین رو پیشینه حقوق بشر را می توان در ادیان الهی به ویژه در دین مبین اسلام جستجو نمود. متون اسلامی به روشنی حقوق انسان ها را در عرصه های مختلف مطرح نموده است. افزون بر اینکه اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر با حقوق بشر اسلامی تفاوت مبنایی دارد که این امر با مقایسه اعلامیه مزبور با قوانین و حقوق اسلامی و منابع فقهی به وضوح قابل درک است. از جمله باورهای جهان شمول این است که انسان حقوقی دارد که دانستن، رعایت و اجرای آنها می تواند زندگی موفق و سعادت آمیزی برای او درپی داشته باشد. با نگاهی اجمالی به تاریخ زندگی بشر، مشخص می شود که انسان ها همواره به دنبال حقوق خود بوده اند و هستند، هرچند که این جهان شمولی هنگام تعریف و تشریح حقوق دچار پراکندگی گسترده ای می گردد که نمی توانیم در حیطه حقوق بشر از یک واژه نامه یکسان استفاده کنیم.
حقوق بشر در سطوح ملی و بین المللی، متوجه حمایت از افراد بشر در مقابل رنج ها و مشقات ساخته دست انسان ها و موانع اجتناب پذیری است که با اعمال محرومیت، بهره کشی، اختناق، آزار، اذیت و همه اشکال سوءرفتار توسط گروه های سازمان یافته و قدرتمندی از انسان ها، به وجود آمده است. (آقایی، 1376: 3) برای رعایت حقوق بشر لازم است که از موارد و مصادیق این حقوق آگاهی داشته باشیم؛ یکی از بهترین و مطمئن ترین راه ها برای دستیابی به حقوق بشر، مراجعه به کلام معصومان (ع) است که با علم لدنی، بشرشناس بوده و جز به امر خدای حکیم سخن نمی گویند و امر خطیر هدایت انسان ها را برعهده دارند.
امیرمؤمنان علی (ع) با کلامی فصیح و بلیغ، به ابعاد مختلف این مفهوم بنیادین پرداخته و بر رعایت اصول آن، که از مفاهیم کلیدی اسلام است، تأکید ورزیده است. این بیانات توسط عالم جلیل القدر سید رضی (ره) در کتاب نهج البلاغه گردآوری شده است.
پیشینه بحث درباره حقوق بشر:
واقعیت این است که انبیای الهی حقوق بشر را از غیب دریافت کرده و به بشر ابلاغ کرده اند، اما برخی از محققان معتقدند نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه حقوق بشر کوروش است (بسته نگار، 1380: 18) که بیش از دو هزار و پانصد سال از عمر آن می گذرد و در دورانی صادر شد که جهان در تیرگی بردگی، نقض حقوق انسان ها، نابرابری و خشونت مطلق اقویا بر ضعفا به سر می برد. این اعلامیه که بر سنگ نوشته استوانه ای حک شده، در سال 1879 به دست «هرمزد رسام» یکی از اعضای تیم باستان شناسی انگلیسی، در حین کاوش های باستان شناسی در شهر «اور» بابل ـ در جنوب غرب عراق ـ کشف شد و اکنون زینت بخش موزه بزرگ بریتیش میوزیوم انگلستان است. (همانجا)
حقوق بشر به معنای اصطلاحی آن، سابقه تاریخی کهنی حتی در اندیشه و حقوق غرب، ندارد و اثری از آن تا پیش از قرن 12 میلادی، در قوانین موضوعه غربی ها دیده نمی شود (درآمدی برحقوق اسلامی، 1364: 237- 236) .
تعریف حقوق بشراز منظر بین المللی:
تعریف واحدی از مفهوم حقوق بشر ارایه نشده است و توافقی در این مورد وجود ندارد و این مفهوم بارها بازتعریف شده و در هر دوره، مکتب و صاحب نظری از منظر خود به این موضوع نگریسته و چارچوب آن را تبیین کرده است. به بیان کلی «حقوق بشر» حقوق بنیادین و انتقال ناپذیری است که برای حیات نوع بشر، اساسی دانسته می شود؛ یعنی مجموعه ای از ارزش ها، مفاهیم، اسناد و سازوکارها است که موضوعشان حمایت از مقام، منزلت و کرامت انسانی است. (ذاکریان، 1383: 192)
در تعریفی دیگر «حقوق بشر به مجموعه حقوقی که به سکنه یک کشور اعم از بیگانه و تبعه در مقابل دولت داده شود، گفته می شود». در مسئله حقوق بشر «امر تابعیت» نباید دخالت داده شود؛ زیرا این حداقل حقوقی است که انسان هرجا که هست، باید دارا باشد. در همین معنی حقوق انسان هم به کار می رود. (جعفری لنگرودی، 1363: 231) تعریف های دیگری هم از حقوق بشر ارایه شده است که در ذیل می آید:
یک. دیدگاه فلاسفه: «مجموعه ای از اصول پذیرفته شده ای که از طبیعت انسان ناشی شده و ذاتی بشر تلقی می گردد» (محمودی، 1385: 18) البته منظور از دیدگاه فلاسفه این نیست که همه فیلسوفان، حقوق بشر را این گونه تعریف کنند؛ بلکه این تعریف سرشت فلسفی دارد. دو. دیدگاه جامعه شناسان: مجموعه قواعد شناخته شده ای که در رابطه با رشد شخصیت انسان ضروری و دارای نقش حیاتی است. (همان: 19)
سه. دیدگاه حقوق دانان و سیاستمداران: مجموعه ای از اصول و قواعد کلی که به مثابه حقوق مدنی و جهانی حقوق اساسی، ملت ها را، چه در میان خود و چه در بین مردم یک کشور، برای تأمین آزادی، صلح و عدالت در روابط دوستانه، تضمین و تأمین می نماید. (همانجا) چهار. دیدگاه اسلام شناسان: مجموعه ای از اصول برخاسته از فطرت انسان که با دو ویژگی در عرصه زندگی او ظاهر می شود: 1. نیازهای درونی ذاتی 2. استعداد بی کران رشد و تعالی.از بین تعریف های ارایه شده، تعریفی که براساس دیدگاه اسلام بیان شده، جامع و کامل می باشد؛ زیرا، نیازهای فطری و ذاتی و خواسته های اولیه انسان را در نظر گرفته است. (همانجا: 21 – 20)
2-14- مرز شناسی حقوق بشر و حقوق شهروندی
“شهروند” به دلیل عضویت در یک واحد سیاسی به نام دولت، دارای حقوق و تکالیفی است که این حقوق و تکالیف را “حقوق شهروندی” می نامند. از این رو، شهروندی، وابستگی شهروند به یک جامعه است و حقوق شهروندی، حقوق و تکالیفِ شهروند نسبت به جامعه ای است که به آن تعلق دارد. به عبارت دیگر، شهروندی، رابطه تنگاتنگی با مفهوم و مقوله “تابعیت” دارد، اما “حقوق بشر” ناظر به حقوقی است که انسان “بما هو انسان” از آنها برخورداد می باشد. حقوق بشر، دست کم به معنای امروزی آن در قالب اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 و میثاق های بین المللی، حقوقِ مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی1966 بیان شده است. بنابراین، حقوق بشر در بردارنده ارزش های جهانی یا جهانی شده بشری است که فارغ از روابطِ افراد با فرهنگ و جامعه بومی، به ترسیم حقوق افراد می پردازد. اگر بگوییم مفهوم شهروندی، فصلِ مشترکی با مفهوم “ملیت” دارد، بدون تردید، حقوق بشر، مفهوم فراملّی و دربردارنده حقوقی فراگیر و بنیادی، صرف نظر از فرهنگ و آداب و رسوم ملّی کشورها است. نظامِ حقوقی ایران، نه نگاه لیبرالیستی محض، بلکه فقط نگاهِ “حق مدارانه به شهروندی” دارد و مبتنی بر نظریات فرد گرایانه میباشد، که مورد قبول نیز واقع شده؛ زیرا این نظریه مقتضیات زندگی اجتماعی را نادیده میگیرد و نه نگاه “تکلیف مدارانه به شهروندی” را، که نگاه سوسیالیستی و جمع گرایانه محض است مورد پذیرش قرار گرفته است، بلکه از نظر حقوق ایران، شهروند دارای “حقوق و تکالیف” است. در این چارچوب است که اصل “لاضرر” در فرهنگ حقوقی اسلام مفهوم خودش را نشان می دهد، که تبلور عینی آن در اصل چهلم قانون اساسی به این شرح آمده است که: “هیچ کس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد”. بنابراین، تکالیف “محدود کننده” حقوق نیستند، بلکه تکالیف “تضمیمن کننده” حقوق تلقی می شوند. در این مقاله با توجه به ویژگی های حقوقی، حقوق شهروندی و حقوق بشر تمایزها و اشتراکات آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش اول: مبانی حقوق بشر و شهروندی
بررسی و مطالعه دقیق و همه جانبه حقوق بشر و حقوق شهروندی، مستلزم شناخت مبانی این دو شاخه مهم حقوقی می باشد؛ چرا که شناسایی دقیق این دو، به خوبی می رساند که شکل گیری حقوق بشر و حقوق شهروندی دارای زمینه های متعددی در غرب و شرق و به عبارت دیگر، در شرق پس از ظهور اسلام است. از این رو، در ذیل سعی شده تا هر یک از این دو به تفکیک، مورد بررسی قرار گیرد.
فصل اول: مبانی حقوق بشر و شهروندی در غرب

مطلب مشابه :  مسئولیت مدنی