در برابر ساختار رایج تشکیل خانواده، برخی الگو های مختلف در بخش تشکیل و برخی در برابر اصل نظام خانواده به وجود آمده که ذیلا به معدودی از آن ها اشاره می گردد.

همراه با آزادی وسیع روابط بین زن  و مرد که در دهه های گذشته در جوامع پدید آمده، انواع دیگری از الگو ها به عنوان خانواده، رواج یافته است که به برخی اشاره می­گردد.

2-29-1. هم­خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج[1]

منظور از هم خانگی، زندگی مشترک یک زن با یک مرد بدون ازدواج می باشد، که به منظور تعمیق آشنایی برای شکل دهی یک زندگی خوب در آینده، شکل می گیرد. آمار های موجود از تداوم روند صعودی گسترش این الگو در برخی جوامع حکایت دارد. (اینگلدزبی، 2006) چندین عامل را در رواج این الگوی ارتباطی بین دو جنس دخیل دانسته اند. نخست، آزادی بی سابقه روابط جنسی است که در دهه 1960به وقوع پیوست و تاثیر چشمگیر آن در گسترش هم خانگی از دهه 1980به این سو آشکار گردید. (بستان، 1388) ایدئولوژی استقلال و عدم تعهد نیز نقش اساسی در گسترش هم خانگی ایفا کرده است. نداشتن جنبه رسمی و قانونی باعث جذابیت هم خانگی شده، زیرا ضمن آن که امکان ارضای جنسی غیرمتعهدانه را فراهم می­آورد، برای بسیاری ازجوانان در حکم یک ازدواج آزمایشی است که در صورت بروز نشانه های ناسازگاری بین زوج یا حتی مشخص شدن تفاوت علقه­ های آنان، به اسانی می­توان آن را بهم زد.

از سوی دیگر، اغلب کسانی که به هم خانگی روی می آورند، از بچه دارشدن خودداری می کنند، ولی همواره عده قابل توجهی از آنان بچه دار می شوند.

درحال حاضر در برخی کشور ها افرادی که با هم زندگی مشترک بدون ازدواج دارند، از حقوق همانند زوج های ازدواج کرده برخوردار شده اند و می توانند در صورت بروز اختلافات در مورد دارایی و نفقه به دادگاه مراجعه کنند. (گیدنز، 1374) پژوهش ها نشان می دهند که این نوع روابط احتمال شکست در ازدواج را افزایش می دهد. زیرا این اقدام امکان کسب تجربه را به افراد نمی دهد و زوج ها فرصت سازگاری به دست نمی اورند همچنین شادمانی و رضایت کمتری نسبت به دیگران دارند، صمیمیت و ارتباط نزدیک میان آن ها کمتر است، اعتماد کمتری نسبت به یکدیگر دارند، از آزادی کمتری در زندگی زناشویی برخوردارند، خشونت میان آن ها بیشتر است و پایداری زندگی کمتر می باشد. (جعفری نژاد به نقل از سارانکاس، 1383)

مطلب مشابه :  آشنایی با مؤلفه های تکمیلی کارکردهای اجرایی

اینگونه خانواده های غیر رسمی و کودکانی که در این خانواده ها متولد می شوند بسیار آسیب پذیر هستند، تا آنجا که کودکانی که دارای خانواده های غیرقانونی هستند و به طور غیر رسمی زندگی می کنند 73 برابر بیشتر مورد سوء استفاده و بدرفتاری واقع می شوند. (الان و کرا، 2000) در همین ارتباط باید کاهش کنترل والدین بر رفتار جنسی فرزندان را مورد توجه قرار داد.

تردیدی نیست که الگوی هم خانگی به دلیل مخالفت با اصول اسلامی هیچ گونه مشروعیتی ندارد. این الگو به هیچ روی برای بروز عواطف اصیل و عمیق بین زن و مرد و پرورش صحیح فرزندان به عنوان اهداف مهم ازدواج، زمینه مناسبی فراهم نمی آورد، چرا که بی ثباتی و ناپایداری از ویژگی های اصلی آن است. در این نوع رابطه هر دو طرف همواره در حالت اضطراب و نگرانی و احتمالا بدبینی نسبت به یکدیگر بسر می­برند زیرا شریک جنسی می­تواند هر زمان که خواسته باشد بدون هیچ تعهدی به زندگی مشترک خاتمه دهد، از این رو، احساس رضایت عاطفی در میان آنان بسیار کمتر از احساس رضایت میان زن و شوهرهاست. (کانینگهام و انتیل، 1995)

2-29-2. کمون­ ها یا اجتماعات اشتراکی[2]

شماری از جامعه شناسان خانواده، از اختلاط جنسی در مراحل اولیه زیست بشر سخن می گویند. به عنوان نمونه باخ اوفن[3] می گوید: در ابتدا انسان به شکل گروهی گله وار، با اختلاط جنسی (هرج و مرج)[4] زندگی می کرد. (فروم، 1368) در نگاه این گروه، خانواده پس از دوره اختلاط جنسی شکل گرفت و پیش از آن روابط فرد گرفتار هرج و مرج بود؛ هیچ مرد و زنی همسر یکدیگر شناخته نمی شدند.

در برابر این گروه، شمار دیگری از جامعه شناسان دوره اختلاط جنسی را باور ندارند. به عنوان نمونه ادوارد و سترمارک[5] یکی از مخالفان سرسخت تکامل خانواده معتقد است که خانواده همیشه وجود داشته و بشریت هرگز در مرحله گله وار زندگی نکرده است. (اعزازی، 1380)

از نیمه­ های قرن نوزدهم و از دهه 1960تحت تاثیر برخی دیدگاه­ های رادیکال، کمون­ ها به عنوان جایگزین خانواده به تدریج به صحنه آمدند. این اجتماعات اشتراکی مشتمل بر تعدادی از مردان و زنان بودند که با یکدیگر ارتباط جنسی مشترک داشتند و از دیدگاه ایدیولوگ­ها، نوعی بازگشت به طبیعت و احیای مجدد کمون­ های اولیه ما قبل تاریخ تلقی می­شدند.از آنجا که این نوع رابطه مساوی با نفی زندگی خانوادگی است و در تاریخ بشری دور ه ای یافت نمی شود که در آن انسان به کلی فاقد زندگی خانوادگی بوده باشد، شاید بطور قاطع بتوان ادعا کرد که زوجیت اشتراکی (کمونیسم جنسی) هیچ گاه بر زندگی بشر حاکم نبوده است. (رشیدی، 1388)

مطلب مشابه :  پایان نامه بررسی حقوقی جرم اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان -با توجه به قانون اصلاحی سال 1389

نفی هرگونه سلطه و قدرت در روابط زن و مرد و نفی احساس مالکیت و رقابت از انگیزه­ های اصلی مخالفت این گروه­ ها با نهاد خانواده و گرایش آنان به این الگوی جدید بود. کیبوتص ها نیز با انگیزه های مشابه و به عنوان جایگزین برای الگوی خانواده خصوصی و مادر محور که در جامعه سنتی یهود رواج داشت، پدید آمدند.

اهمیت و اعتبار اجتماعی کمون­ ها دیری نپایید، زیرا این الگو در دست­یابی به اهداف مورد نظر توفیق چندانی کسب نکرد. در دو دهه اخیر، حرکتی تدریجی به سمت پذیرش هنجار ها و ویژگی های ساختاری خانواده سنتی در این اجتماعات اشتراکی مشاهده می­شود. (لی و نیوبی، 1995)

در قرآن، ظاهر داستان آدم (ع) نشان از نادرستی نظریه فوق دارد. شکل گیری خانواده هم پای پیدایش بشر است و آدم همواره با زوج خود حوا همراه است و تمام گفتگو های خدا با وی، در حالی است که او در متن خانواده قرار دارد. در این داستان، آدم و حوا در قالب زن و شوهری زندگی می کنند و هابیل و قابیل نیز به زندگی خانوادگی پای بند هستند و اختلاط جنسی ندارند.

محققین علوم اسلامی معتقدند که افزون بر آیات، فطرت انسان نیز اختلاط جنسی را برنمی تابد و اخلاق انسانی به هرج و مرج جنسی تن در نمی دهد. (جمعی از نویسندگان، 1391)

[1] Cohabitation

[2] Communities

[3]Bachofen

[4]promiscuity

[5]Edward Westermarck

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت های تربیتی آن مبتنی برآموزه های قرآن

دسته بندی : داغ ترین ها