انتخابات ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه

– نظم اسلام گرایی اخوانی نیز مبین هدف منطقه ای جنبش اخوانالمسلمین در کشورهای اسلامی برای ارتقا به سطح قدرت برتر منطقه ای است .
-نظم اسلام گرایی سلفی نیز که از سوی قدرتهای محافظهکار و مرتجع منطقه پیگیری میشود و عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی در تکاپو برای تبدیل آن به گفتمان مسلط منطقه و به حاشیه راندن دیگر گفتمانها و چشم اندازها هستند.
این فرضیه، خود مبین مفروضه دیگری است که بر مبنای آن، چشم اندازهای لیبرال دموکرات و سوسیال دموکرات که حامیان و حاملانی در منطقه دارد، از امکان اندکی برای بهرهگیری از این تحولات سیاسی و تبدیل شدن به جریان فراگیر منطقهای برخوردارند و در چشم انداز میان مدت توان رقابت با گفتمانهای اسلام گرا را ندارند. نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در جوامع تونس و مصر و به قدرت رسیدن نخست وزیران اسلام گرا در مراکش و لیبی، مؤید این مفروضه است. در نهایت، به نظر میرسد حداقل در کوتاه مدت، نظم منطقهای یا نظم امنیتی منطقهای درخاورمیانه، نظمی سه قطبی خواهد بود که محتوای آن را رقابت و موازنه قوا میان این سه چشم انداز شکل خواهد داد. در این صورت، گرچه دخالت قدرت های فرامنطقهای، به ویژه ایالات متحده و ناتو تداوم خواهد یافت، اما رژیم صهیونیستی بیش از پیش به حاشیه نظم منطقهای رانده شده و در معرض تهدید و انزوا قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، در این نظم سه قطبی، گرایش یا روایت سلفی در پی آن خواهد بود تا در این مدت، نظم منطقهای مطلوب خود را از طریق کاربرد قدرت برای مهار قدرت یا موازنه قوا و با بسترسازی برای دخالت بیشتر قدرتهای فرامنطقه ای تکوین بخشد. به بیان دیگر، محتوای نظم سلفی، موازنه قوای منطقهای خواهد بود.گرایش اخوانی نیز به دنبال تأمین امنیت یا نظم منطقهای در قالب شکلدهی به نوعی کنسرت خواهد بود، کنسرتی که محتوای آن عبارت خواهد بود از مسئولیت دسته جمعی قدرتمندترین کشورهای منطقه در فراهم آوردن نظم و امنیت.
در نهایت، گرایش انقلابی به پیشگامی جمهوری اسلامی ایران تمایل خواهد داشت تا درفضای جدید، نظم و امنیت منطقهای از طریق مدیریت دسته جمعی چندجانبه برقرار شود(صالحی ، 1391: 82-80).
در بخش امنیتیتر شدن منطقه خاورمیانه باید به فعالیتهای گروههای تروریستی که در جریان این تحولات به شکل افراطیتری ظاهر شدند توجه کنیم. یکی از این گروههای افراطی تروریستی که در حال حاضر نیز به فعالیتهای خود ادامه میدهد گروه داعش میباشد. اصل تفکر داعش از القاعده میباشد. القاعده در افغانستان و با مناع مالی عربستان و همچنین هدایت آمریکا پرورش یافت. این اولین تشکل در افغانستان بود که بعداً گروههای داعش، النصره و.. که هر کدام در مصر، لیبی و الجزایر اسامی خاصی دارند از آن منشعب شدند. پایگاه داعش در سوریه بود که با منابع مالی عربستان و قطر و همکاری ترکیه شکل گرفت. به دلیل اینکه یک گروه قوی وجود داشته باشد که به مردم سوریه کمک کند برای ساقط کردن حکومت بشار اسد. در مورد گروه داعش چند گروه وجود دارد: سوریه که پایگاه گروه داعش میباشد، عربستان و قطر که منابع مالی داعش را تأمین میکنند و با کمک و حمایت ترکیه و امریکا. از اهداف داعش ساقط کردن نظام بشار اسد و حکومت سوریه میباشد و تأکید است که با این هدف در واقع به دنبال ضربه زدن به منافع ایران در منطقه بودند و از آنجایی که سوریه و عراق جزو منافع ایران در منطقه هستند ابتدا به این کشورها راه یافتند( صدقیان، 1393).
4-2- ایران هراسی
ایرانهراسی که در دههی پایانی قرن بیستم و به ویژه زمان حاضر به اوج خود رسیده است، در حقیقت پروژهای است که اگر چه ریشهای چند صد ساله دارد، اما در ادامه اسلام هراسی و با ظهور انقلاب اسلامی ایران شکل دیگری به خود گرفته و با توجه به شرایط نوینی که در عرصههای سیاسی، فناوری اطلاعات ایجاد شده ابعاد جدیدی به خصوص در سطح رسانههای ارتباطات جمعی پیدا کرده است. در واقع یکی از مهمترین دلایل گسترش اسلامهراسی و همزمان شدن آن با پروژه ایران هراسی، پیروزی انقلاب اسلامی است. با انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و خود باوری اسلامی به عنوان دستاوردهای آن در جهان اسلام فراگیر شدند. انقلاب اسلامی باعث دگرگونی اوضاع جهان و ظهور معادلات جدیدی در سطح جهانی شد.
امروزه با ظهور انقلابهای متعدد و موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، شاهد برجسته سازی روز افزون نقش ایران در رسانههای مختلف جهان هستیم. برجستهسازیای که از نفوذ عمیق وگسترده جمهوری اسلامی ایران خبر داده و با تصویر سازیهای غبار آلود و هولناک از آن همراه است این عنوان از اصطلاحات نسبتاً جدیدی است که در زمینه رابطه اسلام با غرب، تداول وسیعی یافته است. در حقیقت اسلامهراسی مفهومی است که به پیش داوری و هراس و تبعیض غیرمنطقی علیه اسلام و مسلمانان اشاره دارد. در حقیقت میتوان گفت ظهور پدیده اسلام هراسی، پروژهای بود که هدف نهایی آن گسترش مفهوم« ترس از انقلاب اسلامی» و طراحی « ایرانهراسی» به ویژه پس از موفقیتها و پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف نظامی، علوم و فناوری و از همه مهمتر، برنامه ی هستهای است(بشیر، چابکی، مهربان،فر ، 1390: 54-52).
پروژهی ایران هراسی محصول ترس کشورهای حوزه خلیج فارس از ایران میباشد که با برجسته سازی و مفصلبندی مؤلفههای فرهنگی، امنیتی و سیاسی برساخته شده است. هر یک از مؤلفههای فرهنگی، سیاسی و امنیتی در برگیرنده نشانهها و عناصری هستند که در ذهن و زبان کشورهای حوزه خلیج فارس در قالب غیریت ایرانی معنادهی شدهاند و از طریق زنجیرهای هم ارز و تعدیل معنایی، پیرامون دال مرکزی« ترس از ایران» به ثبات معنایی رسیدهاند و مفصلبندی شدهاند. کشورهای حوزه خلیج فارس، با استفاده از روش برجستهسازی و حاشیهرانی سعی نمودهاند غیریتهایی را که بین ایران و آنان وجود دارد تثبیت نمایند. آنها با برجسته ساختن عناصر هویتی ایران به آنان معنای ترس و هراس را تزریق نموده اند(کاظمی،1391: 45-44). در واقع این طرح یکی از اصلیترین طرحهای عملیات روانی- که در مراحل مختلف، علیه ایران به کار گرفته شده است- می باشد. این پروژه ابعاد گوناگونی دارد و هدف اصلی آن در مرتبه اول، کشورهای همسایه ایران و در مرتبه دوم تمام دنیاست(بشیر، چابکی، مهربان،فر ، 1390: 55).
4-2-1- دلایل ایران هراسی
میتوان دلایل ایرانهراسی را، به ویژه در سطح منطقهای به دو دستهی ساختاری و غیر ساختاری تقسیم کرد:
– دلایل ساختاری ایرانهراسی: قدرت، قرابت جغرافیایی و قابلیتهای تهاجمی میباشند.
– دلایل غیر ساختاری ایران هراسی: نیات تهاجمی ، ترویج ایران هراسی و پذیرش این گفتمان از سوی کشورهای منطقه میباشند(شریعتی نیا، 1389: 194).
نقش عنصر (صدور انقلاب) در ظهور ایرانهراسی جهت تبیین ابعاد ایرانهراسی در کشورهای حوزه خلیج فارس، نقش سازندهای میباشند. این ابعاد در برگیرنده عناصر و مؤلفههایی هستند که به واسطهی معنایی که در آنها ریخته شده است، به عنوان« بعدی» از منظومهای معنایی به شمار میآیند که در ذهن کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به جمهوری اسلامی ایران برساخته شده است. یکی از این عناصر«ایدهی صدور انقلاب» میباشد. این ایده در پی وقوع انقلاب شکل گرفت. این کشورها به زودی دریافتند که پیامهای انقلاب و ارزشهای آن انباشته از معناهایی هستند که در صورت رسوخ به اذهان آنان« بودنشان» را با علامت سؤال مواجه میسازد. پیامهای انقلاب در پی تغیییر و تحول اساسی در دنیای ذهنی مسلمانان بود. با این وضعیت حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس سازههای انقلاب اسلامی ایران را ناساز دیدند و در پی عدم اشاعه آن برآمدند.
نظامهای حکومتی موجود در جهان عرب در سال 1979 از صدور انقلاب اسلامی ایران نگران شدند از این رو برای مخالفت کردن با انقلاب اسلامی ایران دلایل متعددی داشتند که کمترین آن شیعه مذهب بودن ایران است(کاظمی،1391: 88-73).
اتفاقاتی که متأثر از ایده «صدور » در کشورهای حوزه خلیج فارس به وقوع پیوست، همه به عنوان نشانه هایی محسوب میگردند که در تسهیل معنای هراس نسبت به ایران کمک نمودند. این اتفاقات با قرار گرفتن در کنار هم، ذهنیتی را که آمیخته با ترس و نگرانی میباشد در کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد کرد. این کشورها از این پس با این ذهنیت به ایران مینگرند(واعظی، 1388: 74).
4-2-2- دولتهای غربی و ایران هراسی
در مورد نقش دولتهای غربی در پروژه ایران هراسی میتوان گفت: دول غربی روی چند محور اساسی تأکید دارند، که مهمترین آن محورها عبارتاند از انرژی هستهای، حمایت از تروریسم، فناوریهای دفاعی و تکنولوژیک ایران( از قبیل فناوریهای موشکی، تولید سلاح، تولید ماهواره، تولیدات نانوف داروسازی و…) و ادعای تلاش ایران برای دخالت در کشورهای دیگر( به ویژه در بحث بیداری اسلامی که این ادعا از اصلی ترین محورهای تبلیغاتی در پروژه ایران هراسی و نیز بسیار مورد علاقه اعراب است). از این رو، اکنون موقعیت منطقهای ایران با دو ویژگی متعارض رو به روست. از یک سو، روند انتقال قدرت در منطقه آغاز شده است، روندی که بالقوه میتواند موازنه قدرت منطقهای را به سود ایران تغییر دهد و تثبیت کند. از دیگر سو، به موازات روند قدرتیابی ایران، ایران هراسی نیز به گونهای روزافزون در منطقه و در پهنه بین المللی اشاعه مییابد.
در واقع، تحلیل گفتمان مطبوعات ایالات متحده و اروپا (به ویژه فرانسه و انگلستان)، ما را به ترویج ایران هراسی در منطقه از سوی آنها رهنمون میکند. در حقیقت ایرانهراسی نقطه محوری تحلیلهای آنها را شکل داده که به طرق مختلفی بیان شده و به نوبهی خود مقدمات اتخاذ سیاستهایی را برای دول غربی رقم زده است که در تحلیلهای این نشریات به وضوح به چشم میخورد. سیاستهای منفعل و منزوی ساختن جمهوری اسلامی ایران در منطقه، تلاش برای کاهش نفوذ آن و از میان بردن به طرق مختلف و… همه و همه در راستای ایرانهراسی صورت میپذیرد. در واقع دول غربی با ترویج ایرانهراسی نه تنها غیریت و تمایزات کشور ایران را از خود تقویت میکنند بلکه با گسترش این تفکر و به تصویر کشیدن ایران به مثابه تهدیدی جدی برای کشورهای منطقه و همچنین ایجاد رعب و وحشت در دل سران کشورهای اسلامی به نوعی به دنبال تقویت تلقی از ایران به عنوان دیگری دور هستند. آن چنان که در نهایت از این رهگذر جمهوری اسلامی ایران منزوی و منفعل ساخته و نقش برجسته آن را به ویژه در انقلابهای منطقه کم رنگ جلوه دهند(بشیر، چابکی، مهربانفر، 1390: 84-56).
4-3- شیعه هراسی
4-3-1- زمینه ها و عوامل شیعه هراسی
زمینههای طرح شیعههراسی به منظور مقابله با بیداری اسلامی به سه نکته اساسی و کلیدی معطوف است:

مطلب مشابه :  اندازه سازمان و امکان اجرای عدالت در آن