انتخاب الگوی مناسب

دانلود پایان نامه

انسان موجودی است که خداوند متعال او را خلق کرده. اگر انسان به همین رابطهی خلق و خالق توجه کند ضعف و زبونی خود را در برابر ذات اقدس الهی درک می کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نامه به مالک اشتر می نویسند: «اگر از رهگذر جایگاه و پُست و مقام خویش، کبر و عُجب و غرور تو را گرفت، به عظمت ملکوت پروردگار، که مافوق توست، و نیز قدرت و برتری وی نسبت به آنچه تو بر آن قادر نیستی، نظر کن که این توجه، تو را از آن سرکشی پایین می آورد و شدّت و حدّت را از تو بازمی ستاند و آنچه از نیروی عقل و اندیشه ات، که به دلیل خودپسندی و غرور از دست رفته است، به تو بازمی گرداند.»
اوصاف خالق، قادر، قهّار، متکبّر، جبّار مخصوص ذات اقدس الهی است و هیچ کس شایستهی آنها نیست. بنابراین، اگر به انسانی نسبت داده، محدودهی خاصی دارد؛ مثلاً، قدرت خوب است، اعتماد به نفس شایسته است، باید عزّت نفس داشت، اما اینها هیچ گاه با اوصاف خداوند قابل مقایسه نیست و انسان به هیچ وجه، از خداوند متعال بی نیاز نمی شود. قدرت ناچیزی که انسان دارد نیز منشأ الهی دارد و باید در جهت ارادهی خداوند به کار گرفته شود، نه برخلاف خواست او. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: تکبّر از جمله اوصافی است که خداوند آن را برای هیچ یک از بندگانش اجازه نداده است. اگر خدای سبحان تکبّر را برای بندگانش تجویز می کرد حتماً آن را برای پیامبران خود رخصت می داد، اما تکبّر را برای آنان نپسندید، بلکه در مقابل، برای آنها تواضع را برگزید. با مطالعهی سیرهی انبیا و اولیای الهی به دست می آید که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) با وجود آنکه در اوج عظمت و کمال قرار داشت، کارهایی را که به زعم برخی برای مردان موجب تحقیر بود، خود انجام می داد و دیگران را نیز به آنها تشویق می کرد. می فرماید: «به راستی، خوش دارم که افراد با خوش حالی و افتخار، چیزی را با دست خود برای خانواده شان ببرند و بدین وسیله، تکبّر را از خود دور کنند.» حضرت علی(علیه السلام) نیز می فرماید: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیلهی نماز و زکات و جدّیت در روزه داری در روزهای واجب، نگهبانی می کند؛ زیرا این امور موجب آرام شدن اعضا و جوارح و خشوع دیدگان و فروتنی جان ها و خضوع دل ها و بیرون راندن کبر و نخوت از وجودشان می شود. بنگرید که این اعمال چگونه نمودهای فخرفروشی را در هم می شکند و آثار تکبّر را می زداید.»
بدین سان، اعتقاد و درک حضور همه جانبهی خداوند متعال نه تنها باعث دوری از تکبّر و خودمحوری می گردد، بلکه ثمرات و برکاتی نیز به دنبال دارد. درک حضور خداوند سبب می شود افراد با توکل و امید، برنامه ریزی های درستی داشته باشند و اهداف عالی را که ترسیم نموده اند با قاطعیت و جدّیت بیشتر دنبال کنند و در مسیر انحرافی قدم نگذارند. بنابراین برای ریشه کن کردن روحیهی خودمحوری علاوه بر راههای درمان بیماری جایگزین ساختن خدا به جای خود و تقویت روحیهی بندگی است.
5-2-8- ارزیابی خود و معرفت بر ضعف های جسمی و روحی خویش
انسان وقتی به نفس خود مراجعه کند، درمی یابد که با ضعف ها و کاستی های زیادی مواجه است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «بیچاره فرزند آدم! اجلش پنهان، بیماری‏هایش پوشیده، اعمالش همه نوشته شده، پشه‏ای او را می آزارد، جرعه‏ای گلوگیرش کرده او را از پای درمی آورد، و عرق کردنی او را بدبو می سازد.» در جای دیگر می فرماید: «در شگفتم از متکبّر که دیروز نطفه ای بود و فردا لاشه ای است.»
ضعف های انسان به ابعاد جسمی وی محدود نمی گردد، بلکه انسان علاوه بر ضعف های جسمی، از نظر روانی، دانش و اطلاعات نیز با محدودیت هایی مواجه است. در زندگی فردی و سازمانی، افرادی موفقیت بیشتری خواهند داشت که هم سلامت جسمی داشته و هم از نظر روحی و روانی در حد مطلوبی بوده و هم از دانش و اطلاعات کافی برخوردار باشند. نیازمندی انسان به دانش و اطلاعات، نشان دهندهی نقص اوست. در نتیجه، او باید با دیگران ارتباط داشته باشد و از طریق کسب دانش و تحصیل اطلاعات، برنامه ریزی کند و برای رسیدن به هدف، تصمیم بگیرد. معلوم است که دانش با تکبّر و خودمحوری به دست نمی آید. کسب دانش نیازمند تواضع و افتادگی است، نه تکبّر و خودمحوری. به فرمودهی امام خمینی(ره)، این ضعف های افراد است که «حفظ صحّت نتوانی، قدرت و حیات خود را نگه داری نتوانی، جمال و جوانی خود را نگه داری نتوانی، تاب تشنگی و گرسنگی نداری.» بنابراین، یکی از راه کارهای جلوگیری از خودمحوری این است که افراد به ضعف های خود توجه کنند و بدانند که به تنهایی قادر به حل آنها نیستند. توجه و درک خویشتنِ خویش نه تنها موجب دوری از خودمحوری می شود، بلکه در زندگی انسان آثار مثبت دارد. درک خویشتنِ خویش، موجب تواضع و احترام به دیگران، عزّت نفس و اعتماد به نفس، خودکنترلی و وجدان کاری می گردد.
فصل ششم:
جمع‏بندی و نتیجه‏گیری از مباحث و پیشنهادات
فصل ششم:
جمع‏بندی و نتیجه‏گیری از مباحث و پیشنهادات
نتیجهگیری
از جمع بندی مطالبی که در پایان نامه بیان گردید چنین برمیآید که خود محوری در بینش توحیدی نهایت سقوط انسان است. زیرا حرکت به سوی خدا حرکت به سوی کمال مطلق است، ولی حرکت به سوی خود، فاصله گرفتن و دور شدن از کمال مطلق و در نتیجه سقوط انسان است و انسانی که خود محور شد تدریجاً ماهیت انسانی اش به هویت شیطانی مبدل میشود. انسان مستبد انسانی است که از مشورت کردن با دیگران گریزان است و این به دلیل غرور و خودبرتر بینی کاذبی است که به آن مبتلاست. چنین فردی به دلیل داشتن غریزهی حب ذات و خویشتن دوستی، شروع به سرکشى و طغیان مى‏کند. نه خدا را بنده است، نه احکام او را به رسمیت مى‏شناسند، نه به نداى وجدان گوش فرا مى‏دهند، و نه حق و عدالت را رعایت مى‏کنند. و وقتی به نسبت به خالق خویش چنین است، تکلیف وی بر بندگان خداوند نیز روشن است. فرد خود محور با سوء استفاده از اختیار و آزادی که خداوند در اختیار وی قرار داده تا به وسیلهی آن خود را به کمال برساند، با داشتن روحیهی خودخواهی موجبات تباهی خود و جامعه ای که در آن زندگی میکند را فراهم میآورد. چنین انسانی موجودی است فاقد عقل و درایت زیرا دارای عجب، خودخواهی و تکبر است؛ حق محوری را به سویی نهاده و خویشتن خویش را ملاک اعتبار همه چیز میداند؛ انسان مستبد در پی آزار رساندن به دیگران و سلطهی بر مردم است و هوای نفس را سرلوحهی اعمال خویش ساخته است. و همهی اینها اولاً به دلیل اعتماد به نفس کاذبی است که در وجود خویش حس میکند و خود را محور و مبنای هر چیز قرار میدهد نه پروردگار را؛ ثانیاً اشتباه در انتخاب الگوی مناسب است زیرا انتخاب اشتباه الگو، گاه سبب میشود که حالت استبداد و خودخواهی در فرد به وجود آید زیرا چه بسا که انسانی مستبد و خود رأی را به عنوان الگوی رفتاری خویش قرار داده و اعمال و رفتار وی را نصب العین خویش قرار میدهد؛ و به طوریکه در مطالب پیشین نیز بیان کردیم، انسان مستبد و خود رأی، دارای شهوت جاه طلبی و شهرت است و برای نیل به خواستههای خویش در ارضای این شهوت پا را فراتر از حد اعتدال نهاده و تلاش میکند که بر دیگران سلطه و سیطره پیدا کند. بنابراین حد افراطی چنین غریزه ای در انسان باعث به وجود آمدن حالت استبداد در وی میشود که از نظر قرآن و روایات بسیار مذموم و ناپسند است.
در این نوشتار شیطان رجیم را به عنوان اولین مستبد در جهان معرفی کرده و فرعون را نیز نمادی از فردی مستبد و خودمحور مورد بررسی و پژوهش قرار دادیم تا به این وسیله و با بیان ویژگیهای این دو، هر چه بیشتر بتوانیم آثار و پیامدهای استبداد را به صورت عملی نشان دهیم زیرا مطالعهی سرگذشت شیطان انسان را به این نکته رهنمون میکند که باید مراقب خویشتن باشیم و نپنداریم که اگر خداوند توفیقی عطا فرموده و ما چند روزی در راه درستی گام برداشتیم، تا پایان چنان خواهیم ماند مانند شیطان که عبادات چند هزار سالهی خویش را با یک لحظه غرور و غفلت تباه ساخت. و فرعون نیز به دلیل همین صفت رذیله و با تکذیب آیات الهى، تحریف و انکار حقیقت‏ها، خداپندارى و خودْ بنیادْ انگارى، اتهام زدن به پیامبران و مخالفت با آنان، خود و مردم عصر خویش را به ورطهی نابودی کشاند.
استبداد و خود محوری آثاری را در فرد و جامعه بر جا میگذارد که ما در جای خود به طور مبسوط، آنها را مورد بررسی و کنکاش قرار دادیم اما در اینجا به عنوان نتیجه گیری و جمع بندی مطالب، فهرست وار این عوامل را بیان میکنیم:
الف) آثار فردی:
تکبر: اولین خصوصیت فردی و اخلاقی انسانِ خود محور و مستبد، تکبر و غرور است.
عُجب وخودپسندی: دومین تأثیر فردی خود محوری، دارا بودن صفت عُجب است.
تحیر و سرگردانی درتصمیم گیری ها: انسان در تمام تصمیم گیریهایش نیازمند است که با دیگران مشورت کرده و در عقول آنها سهیم شود. اما انسان مستبد و خود محور از این همراهی و مشورت سرباز زده و ناگزیر دچار تحیر و سرگردانی میشود.
بدگمانی: یکی از صفات رذیله و ناپسندی که در انسانها وجود دارد، سوءظن و بدگمانی است. سوءظن یعنی اینکه انسان نسبت به دیگران گونه ای بدگمانی و بد بینی داشته باشد.
ترس: از دیگر آثار خودمحوری ترسی است که بر اثر نگرانی از دست دادن برتری مجازی که انسان مستبد در خود احساس میکند ولی در اکثر اوقات وجود خارجی ندارد، به وجود میآید.
غیبت: این صفت یکی از رذایل اخلاقی است که در تعالیم اخلاقی دین مبین اسلام به شدت از آن نهی شده است. برخی از افراد به سبب خودخواهی، غفلت، تکبر و خودبینی نمی توانند دیگران را بهتر از خود ببینند از این رو دیگران را می کوبند تا در جامعه برای خود وجه ای داشته باشند.
تهمت: این رفتار ناپسند، از دیگر خصوصیات فرد مستبد و خودخواه است. استبداد، منشأ روى‏آوردن حاکم خودکامه به افترا و تهمت زدن به دیگران‏ است.

مطلب مشابه :  غلبه، غلبه، نیاز