انواع ناتوانیهای یادگیری

انواع ناتوانیهای یادگیری

انواع ناتوانیهای یادگیری

انواع ناتوانیهای یادگیری
ناتوانی یادگیری یک اختلال واحد نیست بلکه یک طبقه کلی از آموزش ویژه متشکل از هر یک از حوزههای هفتگانه خاص است: 1) زبان دریافتی (2) زبان بیانی (3) مهارتهای اساسی خواندن (4) درک مطلب (5) بیان نوشتاری (6) محاسبه ریاضیات (7) استدلال ریاضی. این انواع مجزا از ناتوانیهای یادگیری به کرات با یکدیگر رخ میدهند و یا همراه با نقص مهارتهای اجتماعی ویژه و اختلالات هیجانی و رفتاری از قبیل اختلال نقص توجه اتفاق میافتند (لیون و همکاران، 1996). متن بازنگری شده راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-IV-TR) در فصل ناتوانیهای یادگیری چهار طبقه تشخیصی را گنجانده است: اختلال خواندن، اختلال ریاضیات، اختلال بیان نوشتاری و اختلال یادگیری نامعین (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388). این ناتوانیهای یادگیری یکی از بزرگترین و شاید جنجال برانگیزترین مقولههای آموزش و پرورش استثنایی است و همان طوری که ذکر شد یکی از شایعترین انواع آن، اختلال یادگیری ریاضی است (معتمدی و همکاران، 1391). یادگیری ریاضی یکی از موضوع های بنیادی مرتبط با یادگیری علوم است که بررسیها و نظریههای بسیاری به آن اختصاص یافته است (علیپور و همکاران، 1390).
اختلال یادگیری ریاضی
چنانچه کودکی از نظر هوش عادی و ضمنا فاقد نقایص مربوط به بینایی، شنوایی، حرکتی، عاطفی و امثال آن بوده اما در حیطه یادگیری ریاضی دارای مشکلات جدی باشد، به عنوان کودک مبتلا به اختلال یادگیری در ریاضی شناخته میشود. ریاضی یک زبان نمادین است که به وسیله آن ما قادر میشویم تا درباره امور و اشیا به صورت «کمی» بیندیشیم و همچنین مناسبات فی مابین این «کمیت»ها را به هم ربط دهیم (تبریزی، 1387). مهارتهای ریاضی برای کارهای روزمره در جامعه امروز کاملا مورد نیاز هستند. تمهیدات سلامت، حمل و نقل، پول و تغذیه از جمله موارد کاربرد علم ریاضیات در زندگی روزمره است. با این وجود، هنوز تعریف استانداردی از ناتوانیهای ریاضی وجود ندارد (گرستن و همکاران، 2005). اکثر تعارف، اختلال ویژه در یادگیری ریاضیات یا اصطلاحا دیسکلکولیا را یکی از ناتوانیهای یادگیری میدانند که در قالب آن توانایی یادگیری و به کارگیری مفاهیم و مهارتهای ریاضی در فرد تحت تأثیر قرار میگیرد و با توجه به این که مهارتهای ریاضی یکی از مهارتهای اجتماعی بسیار مهم در زندگی روزمره است، فرد مبتلا به آن با مشکلات متعددی مواجه میشود (یاوری و همکاران، 1385). ناتوانی در یادگیری ریاضی به راحتی باعث ایجاد احساس ناامیدی و درماندگی در کودک شده و باعث میشود که او حس کند در مجموع دانشآموز ضعیف و ناتوانی است که این خود انگیزش تحصیلی ضعیف و خودپنداره ضعیف را در پی دارد (آرو و آهونن، 2011).
از میان تمامی ناتوانیهای یادگیری، مشکلات ریاضی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ این بدین دلیل است که همه کودکان در سالهای اولیه دبستان ملزم به انجام محاسبات ریاضی هستند، ولی موضوعات سایر دروس را بعدها انتخاب میکنند و محاسبات ریاضی نقش اساسیتری در زندگی روزمره ایفاء میکنند؛ در واقع اصطلاح اختلال یادگیری همواره در ادبیات، مربوط به مشکلات ریاضی مطرح بوده است. بنابراین، عجیب نیست که اختلالات یادگیری به کرات به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد و یادگیری ریاضی معرفی شده است. در راهنمای تشخیصی و آماری اختلا لهای روانی (DSM-IV-TR)، هر دانش آموزی که ناتوانی پایینتر از حد مورد انتظار در ریاضی با در نظر گرفتن سن تقویمی و هوش اندازهگیری شده و تحصیلات متناسب با سن فرد داشته باشد، به عنوان فرد دارای اختلال ریاضی محسوب میشود (رجبی و همکاران، 1391).
کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ریاضی در یک سری زمینهها از جمله درک روابط فضایی، درک تصویر بدنی از خود، توانایی دیداری- حرکتی و دیداری- ادراکی، زبان و خواندن، جهت و زمان، به یاد سپاری، راهبردهای یادگیری ریاضیات مشکل دارند (لرنر به نقل از عابدی و همکاران، 1391). این کودکان عموما در یادگیری و یادآوری اعداد مشکل داشته و نمیتوانند واقعیات پایه مربوط به اعداد را به خاطر بسپارند و در محاسبه کند و غیر دقیق هستند (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388). دانشآموزان دارای تشخیص ناتوانی یادگیری ریاضی در به خاطر آوردن و درک مفاهیم اساسی مشکل دارند و اغلب نمیتوانند جدول ضرب را علیرغم صرف زمان و تلاش فراوان جهت به خاطر سپردن آن حفظ کنند. خواندن علامتهای ریاضی و نوشتن اعداد و یا جداول به درستی برای این دانشآموزان دشوار است (یادگیری ساسکاچوان، 2004). مهمترین ویژگی کودکان دارای اختلال ریاضی اشکال در فراگیری و یادآوری مفاهیم ریاضی و ویژگی دوم آنها دشواری در انجام محاسبات، راهبردهای نارسا در حل مسئله، زمان طولانی در کشف راه حل و میزان بالای خطا در انجام محاسبات ریاضی است (رجبی و همکاران، 1391). در اختلال ریاضیات نقایصی در چهار گروه مهارتها به شرح ذیل شناسایی شده است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388):
مهارتهای زبانی: مهارتهایی که مربوط به درک اصطلاحات ریاضی و تبدیل مسائل نوشتاری به نمادهای ریاضی است
مهارتهای ادراکی: توانایی شناسایی و درک نمادها و مرتب کردن مجموعه اعداد
مهارتهای ریاضی: جمع،تفریق، ضرب، تقسیم و تواناییهای چهار عامل اصلی فوق
مهارتهای توجه: کپی کردن صحیح اشکال و مشاهده درست نمادهای عملیاتی
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال ریاضیات
چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ملاکه
ای تشخیصی اختلال یادگیری ریاضی را این گونه عنوان میکند که در جدول 2-1 آمده است:
جدول 2-1. ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال ریاضیات
الف) توانایی ریاضی که بر مبنای آزمونهای استاندارد شده فردی سنجیده شده بسیار پایینتر از آن است که با توجه به سن تقویمی، هوش سنجیده شده و آموزش متناسب با سن انتظار میرود.
ب) اختلال مذکور در ملاک الف به میزان چشمگیری با پیشرفت تحصیلی یا فعالیتهای روزمره زندگی که مستلزم مهارتهای ریاضی است تداخل میکند.
پ) اگر نقص حسی وجود داشته باشد، مشکلات در تواناییهای ریاضی فراتر از حدی است که معمولا با آن نقص همراه باشد.
نتایج بررسیها نشان میدهد که علل گوناگونی برای پیشرفت پایین ریاضی وجود دارند، ولی از مهمترین این عوامل میتوان به عواملی روانشناختی، محیطی، آموزش ناکافی و ناکارآمد، آمادگی نداشتن برای یادگیری، نقص در پردازشهای شناختی (رجبی و همکاران، 1391)، انعطاف ناپذیری روانی، عدم توانایی مغز در پردازش و مفهوم اعداد (نریمانی و همکاران، 1392)، و عوامل ژنتیکی (آرو و آهونن، 2011) اشاره کرد. ناتوانی در یادگیری ریاضی اغلب همراه با چند مشکل دیگر بروز میکند. همچنین، جردن و هانیچ (2003) دریافتند که کودکانی که به طور همزمان اختلال خواندن و ریاضی دارند در چند حوزه از تفکر و استدلال ریاضی دچار مشکل هستند (فلچر و همکاران، 2002). گفتنی است با وجود این که ناتوانی یادگیری ریاضی زیر مجموعه نارسایی ویژه در یادگیری به شمار میرود، اما ناتوانی یادگیری ریاضی به ندرت علت ارجاع کودکان برای ارزیابی بالینی است (دورودیان، 1390). البته در صورت ارجاع، از آنجایی که گوناگونی مشکلات و ناتوانیهای ریاضی از فردی به فرد دیگر متفاوت است طبقات مختلفی برای این اختلال تعریف شده است (معتمدی و همکاران، 1391).
طبقهبندی اختلال ریاضی
مهارتهای ریاضی را میتوان به چند صورت طبقهبندی کرد: یک راه این است که این مهارتها را به چهار طبقه شمارش، مفاهیم اعداد، مهارتهای محاسبات ریاضی، و مفاهیم نسبت تقسیم کرد. شمارش که یکی از این طبقات به شمار میرود به معنی مهارت شمردن اعداد به طور صحیح و با ترتیب درست و به طور سلیس است. درک کمیت به عنوان یک فرآیند غیرکلامی تلقی میشود که به طور آشکار بر پایه مفهوم فضایی استوار بوده و درک بعدی توالی اعداد مبتنی بر رشد و تکامل است. شمارش اعداد و انجام محاسبات نیازمند درک مفاهیم اعداد و نیز توالی درست اعداد است. مهارتهای توالی اعداد و مفاهیم شمارشی در حین شمارش، که به معنای توانایی محاسبه کردن است، و در حین مقایسه نسبتهای بین کمیتها ظاهر میشوند. محاسبات ریاضی همچنین نیازمند درک مفاهیم متعددی است که از جمله آنها مفاهیم مربوط به نسبتها (مثل بیشتر، بزرگتر، پشت، بعدا) است. به نظر میرسد که یادگیری این مفاهیم همچنین با رشد و تکامل کلی زبان رابطه داشته باشد (آرو و آهونن، 2011).
جدول زیر مهارتهای ریاضی را که به وسیله نظریههای مختلف طبقهبندی شدهاند نشان میدهد. ستون مربوط به ارزیابی، نشان دهنده تکالیف و آزمونهایی است که میتوانند هر یک از مهارتها را ارزیابی کنند.
جدول 2-2 ارزیابی مهارتهای ریاضی
مهارتهای ریاضی
مهارت ارزیابی شده و فنوتیپ مشکل
ارزیابی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~