بازده مورد انتظار سهامدار

بازده مورد انتظار سهامدار

بازده مورد انتظار سهامدار

کندل و همکاران (1997)
در مقاله ای تحت عنوان تحلیل عرضه اولیه سهام ، شرکتهایی را که برای نخستین بار در بورس اوراق بهادار در عرضه می شدند را بررسی کردند.آنها عرضه اولیه زیر قیمت با اهمیتی را در مورد نمونه خود دریافتند میانگین بازده غیر عادی نخستین روز معاملات عرضه اولیه اوراق بهادار 5/4 درصد بود. آنها همچنین دریافتند که عرضه اولیه زیر قیمت به منزله صرف ریسکی برای عدم اطمینان در مورد کشش تقاضا برای سهام است. عدم اطمینانی که در عرضه اولیه بلافاصله پس از انجام نخستین معاملات رفع شده است. اگر چه آنها بین عرضه اولیه زیر قیمت و برآورد شیب تقاضا رابطه منفی را مشاهده کردند، نتیجه گرفتند که شیب برآوردی شامل اطلاعاتی است که به تنهایی نمی تواند از قیمت سهام استنباط شود، تقاضا برای عرضه اولیه سهام کشش دار بوده و از آنجا که کشش تقاضا نشان دهنده نقدینگی خوبی برای آینده و انعکاس دهنده بسیار دقیقی از اطلاعات سرمایه گذار در مورد سود آوری سهام می باشد ، حاوی «اخبار خوبی » برای بازار است (کندل و همکاران،1997، ص30) .
براو و گمپرز (2000)
در مقاله ای تحت عنوان « معاملات متعاقب عرضه اولیه سهام » فروش سهام در عرضه اولیه را بررسی کردند آنها دریافتند شرکتهایی که دارای دارایی های نامشهود غیر قابل استفاده بیشتری هستند عرضه عمومی شده و شرکتهایی که ریسک بازگشت سرمایه ندارند، در فروش سهام با استقبال بیشتری مواجه می شوند. همچنین آنها عرضه اولیه زیر قیمت را در مورد برخی شرکتها مشاهده کردند. آنها مدارکی دریافتند مبنی بر اینکه بیش از 60 درصد کسانی که قبل از ورود شرکت به بورس سهامدار بوده اند ، در عرضه اولیه پیش قدم در فروش سهامشان می شوند. در برخی از موارد نیز مشاهده کردند که متعهد پذیره نویسی با تحلیل قیمت سهام، کنترلی را بر ریسک سهام شرکتی که عرضه شده است اعمال می کند. همچنین متعهد ین پذیره نویسی، تمایل دارند سهام شرکتهایی که دارای بازده های بالاتری هستند بیشتر عرضه شود. نتایج آنها این نکته را نیز اثبات کرد شرکتهایی که کمتر اعمال کنترل می شوند، دارای سهامی با تعادل بیشتری هستند. شرکتهای سودآور ، شرکتهایی با دارایی های مشهود بیشتر و شرکتهایی با ریسک بازگشت سرمایه کمتر ، می توانند این قابلیت را داشته باشند که در مدت زمان کوتاهتری به نقد تبدیل شوند . آنها همچنین دریافتند شرکتهایی که درصد بیشتری از سهام خود را عرضه کرده اند و یا شرکتهایی دارای ریسک بازگشت سرمایه بیشتر دارای عرضه اولیه زیر قیمت هستند و هر چند که تحلیل های مربوط و غیر مربوط به سود منجر به پیش بینی های خوش بینانه نسبت به سود شده است اما در درستی تحلیل های مربوط و غیر مربوط به سود تفاوت معناداری مشاهده نکردند. آنها شواهدی را جمع آوری کردند دال بر این موضوع است که شرکتهای عرضه شده در بورس ، سود خود را مدیریت می کنند. بنابراین عرضه کنندگان سهام قبل از عرضه اولیه می توانند اطلاعات مطلوب تری را جهت تحلیل های مطلوب تر تحلیل گران منتشر کنند. در نتیجه کسانی که قبل از ورود شرکت به بورس سهامدار بوده اند در عرضه اولیه تنها بخشی از سهام خود را می فروشند(براو و گمپرز،2000،ص85) .
4 برادلی و جردن(2000)
در مقاله ای تحت عنوان « سرمایه گذاری مخاطره آمیز و عرضه اولیه سهام » شرکتهای جدیداً پذیرفته شده در بورس را بررسی کردند در این مقاله آمده است: عرضه اولیه نخستین فرصت برای سهامداران را در بازار ثانویه به فروش برسانند اما در صورتی که بازار اطلاعات محرمانه ناشی از عملیات فروش سهام توسط سهامداران قبلی رادرک کند این امر منجر به تعدیل قیمت سهام در بازار خواهد شد . آنها همچنین تعداد 2529 شرکت را در طی دوره زمانی بین سالهای 1988 تا 1997 آزمون کردند و دریافتند که میانگین بازده غیرعادی این شرکتها به طور با اهمیتی منفی است و این میانگین بازده غیرعادی منفی بیشتر در شرکتهای باریسک بازگشت سرمایه بالا مشاهده شد . مثلآ شرکتهای Hi-tec بین 3 تا 4 درصد بازده غیرعادی منفی داشتند . شرکتهایی که در روزهای ابتدایی عرضه اولیه سهام دارای بیشترین افزایش قیمت و یا بیشترین حجم مبادلات بودند ، بیشترین بازده غیرعادی منفی را نیز تجربه کردند (برادلی و جردن،2000،ص11) .
اکبوو نرلی (2000 )
در مقاله ای تحت عنوان « اهرم ، نقد شوندگی و بازدهای بلند مدت عرضه اولیه » شرکتهارا در طی یک دوره زمانی 3 تا 5 ساله پس از عرضه اولیه بررسی کردند. قبل از این نیز لوفران و ریتر بازده های بلند مدت را برای بازار امریکا 17- درصد گزارش کرده بودند . این تحقیق نمونه ای با بیش از 5000 عرضه اولیه سالهای 1973 تا 1996 را بررسی کرده و نتیجه گرفت شرکتهای عرضه کننده سهام دارای اهرم کمتر و نقدشوندگی بیشتر در هریک از سه سال پس از عرضه اولیه داشته اند و از آنجاکه اهرم کمتر و نقدشوندگی بیشترریسک را کاهش داده و بازده مورد انتظار سهامدارن را تحقق می بخشد ، پس هردوی این عوامل ارزشمند هستند (اکبوو نرلی،2000،ص88) .
لیاو و همکاران (2000 )
در مقاله ای تحت عنوان « کشش تقاضا برای عرضه اولیه سهام» کشش تقاضا را جهت 52 شرکت که برای نخستین بار در بورس اوراق بهادار تایوان عرضه شده بود ، بررسی کردند . آنها نشان دادند که تقاضا برای عرضه اولیه سهام در بورس اوراق بهادار تایوان کاملآ پرکشش است و میانگین کشش تقاضا را 45/24 ارزیابی کردند که این با یافته های کندل ساریج وول ،1997، کاملاً مطابقت داشت . هر چند که کشش تقاضا برای عرضه اولیه سهام در تایوان در مقایسه با آمریکا بسیار کو
چکتر بود،اما هنوز با اهمیت می باشد. آنها دریافتند که کشش تقاضا برای عرضه اولیه سهام در تایوان با رقابت در تقاضا رابطه مستقیم و با ناهمگنی سهامداران رابطه معکوس دارد که این یافته ها با فرضیه رقابت ناهمگنی سهامداران مطابقت دارد.آنها بازده های پس از عرضه اولیه سهام را نیز آزمون کردند و نتیجه گرفتند 84/7 درصد میانگین بازده غیر عادی تجمعی از نخستین روز معامله تا تاریخ اولین توقف معاملات در مورد عرضه اولیه سهام وجود دارد. آنها نتیجه گرفتند که بازده غیر عادی سهام پس از عرضه اولیه با کشش تقاضا همبستگی مثبت دارد( لیاو و همکاران،2000،ص53) .
آروسیو و همکاران(2000)
نمونه ای از 164 مورد عرضه اولیه سهام را که در بورس اوراق بهادار ایتالیا بین سالهای 1985 تا 2000 عرضه شده بود را بررسی کردند. آنها میانگین بازده روز اول که برابر با 94/23 درصد بود را محاسبه کردند و نتیجه گرفتند که بازده سهام داغ بسیار بالاست. آنها دریافتند که تقریباً تمامی شرکتها دارای عرضه اولیه زیر قیمت هستند اما برخی از شرکتها نیز دارای بازده اولیه منفی بودند.
در بعضی موارد نیز سهام عرضه شده در ابتدا زیر قیمت بودند ولی در هفته های پس از عرضه اولیه بازده تجمعی منفی پیدا کردند. آنها نتیجه گرفتند هر چند که در سال (1999) عرضه اولیه زیر قیمت در بازار وجود داشت بازده های اولیه منفی در سال 2001 منجر به زیان بسیاری از سهامداران کوچک ایتالیا شد(آروسیو و همکاران ،2000،ص15) .
آلوارز وگنزالز (2000)
در مقاله ای تحت عنوان عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام در بازار اسپانیا دو هدف زیر را دنبال کردند 1- مطالعه عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام در بورس اوراق بهادار اسپانیا 2- تعیین مفید بودن اطلاعات در مورد عرضه اولیه سهام جهت تمایز بین شرکتهایی با عملکرد بلند مدت قوی و شرکتهایی با عملکرد بلند مدت ضعیف آنها عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام را برای 3 تا 5 سال پس از عرضه اولیه بین سالهای 1987 تا 1997 بررسی کردند .آنها نتیجه گرفتند که شرکتها عرضه اولیه زیر قیمت انجام می دهند و ترجیح می دهند سهامشان کمتر از ارزش واقعی تخمین زده شود با هدف اینکه بعداً سهام بیشتری را با قیمت بالاتر در بازار بفروشند در پایان آنها اثبات کردند که بین عرضه اولیه زیر قیمت و عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام رابطه مثبتی وجود دارد (آلوارز وگنزالز،2000،ص78) .
فرت(2001)
تحقیقی در مورد نقش برآورد سود برای 116 شرکت دارای عرضه عمومی اولیه سهام در سنگاپور برای سالهای 1992 تا 1999 انجام داده است.نتایج تحقیق وی نشان داده می دهد که ارتباط معنی دار مثبت میان خطای برآورد سود و بازده غیر عادی سهام وجود دارد(فرت،2001،ص65) .
باتیمر و همکاران (2001)
دلایل زیر را جهت آزمون عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام مطرح کردند:
1-سرمایه گذاران برای اینکه در معادلات خود سود کسب کنند علاقه مندند در مورد بازده های غیر عادی و بلند مدت بدانند.
2-بررسی عملکرد غیرعادی بلند مدت ممکن است منجر به تردید در مورد کارایی اطلاعات عرضه اولیه سهام شود.
3-جالب است بدانیم آیا در عرضه اولیه سهام فرصت هایی جهت موفقیت تجاری وجود دارد یا نه.
4-علاوه بر هزینه های انتشار سهام ،شرکتها تمایل دارند در مورد بازده های بلند مدت سهامشان اطلاعاتی کسب کنندکه این خود منجر به ارزیابی بهتر هزینه سرمایه شرکت می شود .
آنها دریافتند که بازده های غیر عادی بلند مدت در دهه 1990 مخصوصاً در سالهای اول دهه وجود داشته است و نتیجه گرفتند مقادیر قابل توجهی از بازده های غیر عادی مثبت ایجاد شده در دهه 1990 مرتبط با عملکرد بلند مدت عرضه اولیه سهام بوده است (باتیمر و همکاران،2001،ص97) .

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~