بانک های اسلامی

دانلود پایان نامه

4
75ـ 51
3
100ـ 76
8
150ـ 101
1
200ـ 151
3
300ـ 201
79
کل
از این آمار ، به راحتی می توان نتیجه گرفت که اغلب بانک ها و مؤسسات مالی اسلامی اندازه ی بهینه ی سرمایه که برای دست یابی به کارایی لازم است را به دست نیاورده اند . علاوه بر کارایی ، دلایل دیگری نیز برای دفاع از ضرورت بزرگ بودن اندازه ی سرمایه وجود دارند . پایه ی سرمایه ای بزرگ یکی ار عوامل مهمی است که توان اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد و میزان تعهد سهامداران در تجارتشان را نشان می دهد . و چنانچه یک بانک بخواهد سرمایه اضافه را افزایش دهد ، می تواند به راحتی از این بحث استفاده نماید .
به منظور بالابردن سطح کارایی و کنارآمدن کارا تر با بازارهای مالی ، مناسب است که سطح عملکرد بانک های اسلامی به طور اساسی افزایش یابد و برای این کار لازم است که ملاحظات گوناگون با هم در نظر گرفته شوند .
2 ـ 1-2-2-6- شاخص های مالی
بانک به سه دلیل مهم باید به نسبت سرمایه به دارایی اش توجه کند .
اول : به آن دلیل که یک حداقل سرمایه ی بانکی توسط مسؤلان نظارتی خواسته شده است و فراهم آوردن این حداقل ضروری است .
دوم : به آن دلیل که میزان سرمایه برای بانک کاربرهای امنیت زا دارد ؛ چرا که میزان سرمایه ، اگر چه در سطحی محدود ، از بانک در مقابل این احتمال که نتواند وظایف خود را در برابر بستانکاران انجام دهد ، حمایت می کند .
سوم : به آن دلیل که مقدار سرمایه نرخ بازده ی سهامدارن بانک را تحت تأثیر قرار می دهد .
می توان گفت که یک نوع تعارض بین نرخ بازگشت به مالکان بانک و امنیت بانک وجود دارد . یعنی با فرض ثبوت نرخ بازگشت دارایی ، هر چه سرمایه ی بانک کوچکتر باشد ، نرخ بازده ی مالکان بانک بالاتر می باشد . بنابراین ، مالکان بانک به طور طبیعی علاقه دارند که نسبت های سرمایه به دارایی را پایین تر نگهدارند . اما داشتن نسبت های سرمایه به دارایی پایین احتمال ورشکستگی بانک را افزایش می دهد ؛ پس وجود رابطه ی معکوس بین نرخ بازگشت و امنیت مشخص است . به این دلیل است که آژانس های نظارتی یک حداقل معینی از نسبت های سرمایه به دارایی را تعیین می نمایند .
براساس توافقنامه ی شهر بال (1988) کمیته بال در نظارت بر بانکداری ، استاندارد هایی بین المللی را در مورد بسندگی سرمایه ی بانکی تعریف کرده ، که این استناندارد ها دارایی ها و آیتم های خارج ترازنامه را با توجه به درجه ریسکشان به چهار گروه تقسیم می کند .
زمانی که همه ی دارایی ها و آیتم های خارج ترازنامه ای بانک به یک عامل ریسک مرتبط وزن شده و با هم جمع گردیده اند تا مقدار دارایی های متعادل شده از لحاظ ریسک را حساب نمایند . پس بانک باید دو نیاز سرمایه ای را فراهم نماید : یعنی بانک باید هسته یا نوع اول سرمایه را داشته باشد (دارائی خالص سهامداران) که مقدار آن باید حداقل برابر با 4 درصد دارایی های متعادل شده از لحاظ ریسک باشد ، و همچنین بانک باید سرمایه کلی (یعنی نوع اول سرمایه و به علاوه ی نوع دوم آن ، که از ذخایر مرتبط با ضرر وام و قرض های فرعی ساخته شده ) را داشته باشد که مقدار آن باید حداقل برابر با 8 درصد دارایی ها ی متعادل شده از لحاظ ریسک باشد .
این ها استانداردهای بین المللی حداقلی می باشند . در اغلب کشورها ، یک بانک فقط در صورتی به عنوان بانک دارای سرمایه ی مناسب ، در نظر گرفته می شود که نسبت سرمایه به دارایی اش بالای ده درصد باشد .
به دلیل نداشتن اطلاعات در مورد ذخایر مرتبط با ضرر وام و قرض های فرعی ، برای بانک های اسلامی ، قضاوت در مورد نیازهای سرمایه ی کل ، یعنی نوع دوم نیاز سرمایه ای بانک ، ممکن نمی باشد . ولی بررسی نوع اول نیاز سرمایه ای یعنی نیاز هسته ممکن می باشد .

مطلب مشابه :  خلفای عباسی