با افسردگی آشنا شوید

در بین افرادی که بخاطر مشکلات روانشناختی کمک می­طلبند، افسردگی مشکل شایعی است. دو ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از: خلق ناشاد[1](افسردگی، غم، اندوه، ناامیدی، ناراحتی یا نگرانی) و فقدان علاقه و لذت (در تقریباً همه فعالیتهای عادی و سرگرمی­های فرد). تشخیص افسردگی مستلزم وجود دست کم یکی از این دو ویژگی است؛ بعلاوه دست کم چهار مورد از رفتارها یا احساسات زیر باید وجود داشته باشد: کم­اشتهایی یا تغییر وزن، اشکال در خوابیدن، فقدان نیرو، آشفتگی روانی ـ حرکتی یا افزایش کندی پاسخ، خستگی یا فقدان انرژی، سرزنش خود یا احساس گناه نابجا، شکایاتی از ناتوانی در تفکر بطور روشن یا تمرکز حواس، و افکار دائمی مرگ یا خودکشی یا آرزوی مردن (ساراسون و ساراسون،1383).

نظریه­های مختلفی درباره علت افسردگی وجود دارد. نظریه­های زیستی فرض می­کنند که علت افسردگی در ژنها یا در بعضی بدکارکردی­های فیزیولوژیایی نهفته است که احتمال دارد اساس وراثتی داشته یا نداشته باشد. اگرچه عوامل ژنتیکی بسیاری در افسردگی مهم به نظر می­رسند، مکانیسم دقیق اینکه چطور افسردگی به ارث برده می­شود روشن نیست. همچنین طبق فرضیه مونوآمین، فقدان نورآدرنالین یا سروتونین یک عامل علّی در افسردگی است. گیرنده­ها ممکن است شدیداً حساس باشند، باعث شوند بدن سطوح پایینی از مونوآمین­ها را تولید کند یا افسردگی ممکن است ناشی از ضعف در نظم سیستم انتقال­دهنده عصبی باشد.

نظریات روان­پویشی افسردگی بر احساسات ناهشیار و واکنشها به شرایط جدید بر پایه آنچه قبلاً در زندگی رخ داده است تأکید می­کنند. نظریات یادگیری فرض می­کنند که افسردگی به فقدان تقویت وابسته است. نظریات شناختی افسردگی بر این عقیده مبتنی هستند که تجارب یکسان ممکن است دو فرد را بطور کاملا متفاوت تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا آنها درباره موقعیتها، شناخت­های متفاوتی دارند. بر طبق گفته بک (1982) ، افسردگی به بهترین نحوی می­تواند به عنوان مثلث شناختی از افکار منفی در مورد خود و موقعیت و آینده توصیف شود.

مطلب مشابه :  پایان نامه - پایان نامه ارشد: نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم -پایان نامه مقطع ارشد

افرادی که افسرده هستند به نظر می­رسد در کنترل محیط خود احساس درماندگی می­کنند. آنها به عنوان نتیجه­ای از موقعیت­هایی که قبلا با آن مواجه شده­اند ممکن است یاد بگیرند که ناتوان باشند. این مفهوم به درماندگی آموخته شده مصطلح گشته است (ساراسون و ساراسون، 1383).