بحران های منطقه ای

دانلود پایان نامه

ابتدا می بایستی به عنصر اصلی مستتر در ژئوپلیتیک که همانا قدرت است اشاره گردد و سپس جایگاه ژئوپلیتیکیایران از این منظر مورد بررسی قرار گیرد. به دلیل آنکه قدرت در ژئوپلیتیک، برآیندی از توانایی ها و مقدورات کشورها محسوب می گردد. موقعیت هر کشور در سلسله مراتب قدرت جهانی بستگی به وزن ژئوپلیتیکی و میزان قدرت ملی آن در بین کشورها دارد و این امر بر الگوی روابط خارجی آن در ابعاد مختلف تاثیر می گذارد. سنجش قدرت ملی دولت ها به منظور تعیین جایگاه آنها در نظام ژئوپلیتیک جهانی و مقایسه قدرت کشورها، همواره از دغدغه های جغرافیدان های سیاسی، دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل بوده است .در این بحث به یک نمونه نسبتا دقیق از این الگوهای مقایسه ای اشاره می گردد:
1-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل اقتصادی: کشور جمهوری اسلامی ایران با 1 8 امتیاز رتبه ی سی و هفتم جهان را به خود اختصاص داده است . در حالی که در منطقه آسیای جنوب غربی رتبه دوم را دارا می باشد. رتبه بندی ده قدرت برتر اقتصادی در این منطقه بدین ترتیب است که ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، قزاقستان، پاکستان، آذربایجان، امارات متحده عربی، لبنان، سوریه و کویت را به خود اختصاص داده اند.
2-در محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل اجتماعی:عامل اجتماعی کشور جمهوری اسلامی یاران با (4 3 ) امتیاز رتبه ی سی و پنجم جهان را به خود اختصاص داده است . در منطقه ی آسیای جنوب غربی در عامل اجتماعی کشورهای امارات متحده عربی، ارمنستان، جمهوری اسلامی ایران، بحرین، اردن، ترکیه، کویت، ازبکستان، لبنان و قزاقستان رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند. در این عامل جمهوری اسلامی ایران رتبه ی سوم منطقه را در اختیار دارد.
3-در محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل عرصه علمی:ایران در عرصه علمی رتبه مهمی را در جهان به خود اختصاص داده و در منطقه آسیای جنوب غربی دارای رتبه دوم می باشد.
4-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل سرزمینی:در عامل سرزمینی جمهوری اسلامی ایران توانسته با 502 امتیاز جز ده کشور برتر جهان قرار گیرد. به طور قطع رتبه ی دهم ایران در عامل سرزمینی نشان دهنده بسترها و قابلیت های عالی سرزمینی ایران در جهان است . هم چنین در سطح منطقه رتبه بندی بدین صورت است : کشورهای قزاقستان جمهوری اسلامی ایران عربستان سعودی ترکیه پاکستان عراق گرجستان قرقیزستان ازبکستان امارات رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.
5-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فرهنگی: در این عامل کشور جمهوری اسلامی ایران با (5 68 ) امتیاز رتبه ی بیست و ششم جهان را به خود اختصاص داده است . رتبه بندی کشورها در منطقه آسیای جنوب غربی در این عامل بدین صورت است : کشورهای ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، لبنان، سوریه، یمن، عمان، گرجستان، اردن و ازبکستان رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند .
6-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل سیاسی ـ حکومتی:کشور جمهوری اسلامی ایران با کسب (10 3 ) امتیاز رتبه چهل و پنجم جهان را در بین 139 کشوربه خود اختصاص داده است .و کشورهای ارمنستان، اردن، ترکیه، لبنان، بحرین، گرجستان، قرقیزستان، کویت و تاجیکستان در رده های بعدی قرار دارند.
7-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فرامرزی: متغیرهای عامل فرامرزی متنوع بوده به گونه ای که طیف وسیعی از موارد از سیاسی ـ تجاری تا ورزشی را دربرگرفته است تا به بهترین وجه میزان حضور و نفوذ کشورها را در خارج از مرزهای خود مورد ارزیابی قرار دهد). جمهوری اسلامی ایران در این عامل با 3 55 امتیاز نتوانسته رتبه ای بهتر از شصت سوم را به خود اختصاص دهد. حال آن که در سطح منطقه پس از ترکیه و عربستان رتبه سوم را به خود اختصاص داده است . پس از ایران به ترتیب کشورهای امارات متحده عربی،قزاقستان، ازبکستان، آذربایجان ،سوریه، پاکستان و گرجستان رتبه های چهارم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.
8-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فضایی:به طور کلی عامل فضایی دارای 4 متغیر به شرح زیر است : تعداد ماهواره های کشورها در فضا، تعداد ماهواره های نظامی کشورها در فضا، تعداد ایستگاههای ماهواره ای یا مشارکت در ساخت ایستگاه های ماهواره ای و تعداد ماهواره های ارتباطی ـ. در بین 39 کشور ، جمهوری اسلامی با کسب 3 امتیاز در کنار کشورهایی مانند مصر، مکزیک، نروژ و امارات متحده عربی در رده های آخر قرار دارد
9-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل نظامی:کشور جمهوری اسلامی ایران با کسب 16 امتیاز رتبه ی سیزدهم جهان را به خود اختصاص داده است و در سطح منطقه آسیای جنوب غربی پس از ترکیه و پاکستان رتبه سوم را دارا است . کشورهای عربستان سعودی، سوریه، عراق، قزاقستان، اردن، ازبکستان و امارات متحده عربی رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده اند . نتیجه آنکه: محاسبه مجموع امتیاز کشورها و ساختار قدرت جهانی پس از آن که امتیاز کشورها در مورد عوامل نه گانه مشخص شد با یک جمع جبری ساده امتیاز نهایی کشورها مشخص می شود. باتوجه به امتیاز نهایی کشورها در مورد عوامل نه گانه وزن ژئوپلیتیکی آنها مشخص شده و براساس آن می توان ساختار ژئوپلیتیکی جهان را ترسیم کرد. جمهوری اسلامی ایران در مجموع عوامل نه گانه قدرت « رتبه ی بیستم را در بین 139 کشور » به خود اختصاص داده است.وضعیت جمهوری ارمنستان نیز به استناد گزارش مذکوراز نظر عامل اجتماعی و سیاسی حکومتی در منطقه از وضعیت مطلوبی برخوردارخوبی می باشد.(حافظ نیا ، محمد رضا، فصلنامه راهبرد دفاعی)
جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز جنوبی که در طول تاریخ بعنوان بخشی از امپراطوری ایران و درقرن بیستم میلادی به عنوان بخشی از اتحادجماهیر شوروی سابق به شمار می رفت از منظر سیاسی و امنیتی دارای ثبات نسبی و از منظر اقتصادی و تجاری در وضعیتی ناپایدار قراردارد.
پس از فروپاشی شوروی پنج جمهوری مسلمان نشین این منطقه یعنی قزاقستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان تبدیل به کشورهایی مستقل گردیدند . در حال حاضر این منطقه وسعتی بالغ بر 5 تا 6 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 60 میلیون نفر ( با 40 میلیون مسلمان) را شامل می شود. منطقه آسیای مرکزی پس از پایان سلطه اتحاد جماهیر شوروی در حوزه های مختلفی مانند ژئوپلیتیک ( محل تلاقی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای ) ، ژئواستراتژیک ، ژئواکونومیک( منابع عظیم انرژی بویژه نفت و گاز حوزه خزر) و ژئوکالچری ( بویژه در چهارچوب نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتو نوبسترهای مناسب برای خیزش حرکاتاسلامگرایی ) دارای اهمیتی روزافزون در نظام بین المللی گردید . به گونه ای که برآیند این تحول را باید شکل گیری یک « بازی بزرگ جدید» دانست که جایگزین « بازی بزرگ » درچهارچوب رقابت های قرن 19 شده است . تحت چنین شرایطی ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چالش ها و فرصت هایی روبروست که شناخت صحیح آن ها می تواند زمینه ساز اتخاذ و پیگیری یک سیاست خارجی واقع گرا ، پویا و مطابق منافع ملی ایران باشد.جمهوری اسلامی ایران به جهت قرابت، علایق و مشترکات فرهنگی، تاریخی و دینی با کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی، در صدد نفوذ و حضور در هر یک از کشورها برآمد. اما طی دو دهه گذشته سیاست خارجی ایران با عوامل متعدد همگرایی و واگرایی مواجه بوده است که درک صحیح از آن می تواند به اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیت های منطقه آسیای مرکزی منجر شود و در قبال آن ایران بتواند در میان انبوهی از قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای سهم مناسبی از ظرفیت های سیاسی- اقتصادی و فرهنگی منطقه آسیای مرکزی را در اختیار بگیرد و در راستای تأمین هر چه بیشتر منافع ملی ، گام بردارد. (حیدری ،1383 ،65)
از سویی دیگر سیاست خارجی ایران در ابتدای دهه 90 میلادی و همزمان با تغییر ساختار نظام بین الملل با فرصت ها و چالش های نوینی روبروگردید که ظهور پنج جمهوری مستقل در منطقه آسیای مرکزی را می توان یکی از مهم ترین آن ها دانست. اما علی رغم پیوندهای جغرافیایی ، تاریخی و فرهنگی ، تا کنون سیاست خارجی ایران نتوانسته است از جایگاه مطلوب ، موثر و مورد انتظار در منطقه آسیای مرکزی برخوردار گردد (.بیات،55،1379)
در ابتدای دهه 90 میلادی و در دوره سازندگی ، جمهوری اسلامی کوشید به عنوان میانجی برای حل و فصل بحران های منطقه ای نظیر اختلافات بین ارمنستان و آذربایجان (بحرانقرهباغ ) وارد عمل شود و به گسترش روابط اقتصادی ، ایجاد شالوده ارتباطی و فعالیت های فرهنگی در چهارچوب نظام های سیاسی جدید بپردازد. دید وبازدیدهای مقامات و راه اندازی خط هوایی میان تهران و مراکز جمهوری ها در این دوره جریان داشته است. خط آهن سرخس- تجن برای احیای جاده ابریشم و عضویت کشورهای منطقه در اکو مهم ترین فعالیت ایران در این سال ها بود. متاسفانه از میانه دهه 90 میلادی به بعد به دلیل فقدان یک تعریف روشن از نقش ایران در منطقه آسیای مرکزی ، احیای قدرت روسیه و تسلط بیشتر این کشور بر تحولات این منطقه و مخالفت آمریکا با توسعه ژئوپولیتیک ایرانموجب تضعیف تدریجی جایگاه ایران در منطقه گشت. به طورکلی در طول سال های اخیر ، سیاست ایران در اوراسیای مرکزی متاثر از شرایط پس از جنگ و محدودیت های بین المللی باقی مانده است. ایران دراین سال ها به خاطر نیاز به فن آوری های نظامی و غیرنظامی و رای روسیه در نهادهای بین المللی ، از هر اقدامی که وضع موجود را به چالش بطلبد ، خودداری کرده است. از این رو ، نه درنقش مرکز تمدن اسلامی و یا انقلاب اسلامی و نه در نقش محور حوزه فرهنگ وتمدن ایرانی، تحذک چندانی نداشته است. در مجموع می توان سیاست ایران را درمنطقه بیشترتدافعی ( جلوگیری ازناامنی وتهدید احتمالی )، محتاطانه ، حفظ وضع موجود و حرکت در محدوده سیاست خارجی روسیه دانست .بنابراین ضرورت بازنگری کلی اما تدریجی و ارائه تعریفی روشن و دقیق در سیاست خارجی ایران درقبال منطقه قفقاز باتوجه به واقعیت های امروز کشورمان ، منطقه و محیط بین المللی بیش از هرزمان دیگری احساس می شود. در ترسیم هرگونه چشم اندازی باید به مولفه های فرهنگی و تمدنی ایران به عنوان مهم ترین عامل درپیشبرد سیاست خارجی ایران درمنطقه آسیای مرکزی توجه گردد،.چرا که تحولات سیاسی در ایران و تاکید بر مذهب اسلام ونه مسایل فرقه ای شیعی یا سنی بستر مناسبی را برای همکاری تمدنی ، ضمن شناسایی تمایزهای فرهنگی بوجودآورده است. مبنا قرارگرفتن اعتقادات بومی جهت فعالیت های سیاسی این کشور نباید با پویش های افراطی – انقلابی توام باشد. تحول پیشرونده به جای تغییرات افراطی ، آینده این کشور را در منطقه رقم خواهد زد (تقوی اصل،115،1379)
چنین استراتژی انقباضی با بافت نظم نوین جهانی هماهنگی سامان بخشی دارد. تاکید بر فرهنگ بومی می تواند زمینه سالمی برای روابط متقابل در زمینه تمدنی ایجاد کند، ارزیابی کلی از روند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درقبال منطقه آسیای مرکزی ونیز قفقاز می توان این گونه نتیجه گیری نمود که « سه گفتمان ایدئولوژیک، فرهنگى ـ تمدنى و ژئوپولیتیک در سیاست خارجى ایران در آسیاى مرکزى و قفقاز از ابتداى شکل گیرى این منطقه ظهور کرده اند. گفتمان ایدئولوژیک، در چارچوب مذهب تشیع و بر پایه ارزش ها و آرمان هاى اسلام شیعى قوام مى یابد. کانون و هسته مرکزى گفتمان فرهنگى ـ تمدنى، ایرانى بودناست و گفتمان ژئوپولتیک بر پایه اندیشه ژئوپولیتیک مبنى بر پیوند وثیق بین منابع و عناصر جغرافیایى به ویژه موقعیت و جایگاه جغرافیاى کشور،قدرت ملى و به تبع آن سیاست خارجى شکل مى گیرد.

مطلب مشابه :  پایان نامه استراتژی بهینه بازاریابی در بازاریابی الکترونیک -بازاریابی مبتنی بر دانش