بدرفتاری با کودک

دانلود پایان نامه

ـ برای عقاید و نظرات فرزندان شان ارزش قائل نیستند.
ـ معمولا یک نفر (پدر یا مادر). حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است.
ـ با فرزندان خود گرم و صمیمی نیستند.
فرزندان والدین مستبد کمتر متّکی به خود هستند و اعتماد به نفس کمتر و هم چنین استقلال و خلاقیت پایینی دارند، ذهن کنجکاو ندارند، از نظر رشد اخلاقی کمتر رشد یافته اند، و در برخورد با مشکلات روزمره ی علمی، تحصیلی و ذهنی انعطاف پذیری کمتری دارند معمولا والدین خود را نا مهربان و سهل انگار می دانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیر منطقی و نادرست می باشد(یاسایی، 1387).
شریعتمداری در مورد خصوصیات فرزندان با والدین مستبد می نویسد بچه هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش می یابند در ظاهر حالت تسلیم و اطاعت از خود نشان می دهند، ولی در واقع دچار حالت اضطراب و هیجان هستن. این بچه ها اغلب در مقابل دیگران حالت خصومت و دشمنی به خود می گیرند، به بچه های هم سن و کوچکتر از خود آسیب می رسانند و معمولاً چون افکار و عقاید خاصی را بدون چون و چرا پذیرفته اند افرادی متعصب بار می آیند. از بسر بردن با دیگران عاجز هستند. در زمینه های عاطفی و اجتماعی رشد کافی ندارند. در کارهای گروهی نمی توانند شرکت کنند، اغلب متزلزل و ضعیف النفس هستند از قبول مسئولیت خوداری می کنند نسبت به بزرگسالان به طور کلی بدبین می باشند، در مراحل مختلف زندگی از ضعف و بی لیاقتی خود رنج می برند و غالباً در کار تحصیل نیز موفق نمی شوند (شریعتمداری، 1387).
2-1-6-3- والدین سهل گیر (آزادگذار)
ماسن و همکاران در این باره می نویسد: این والدین فرزندان خود را کنترل نمی کنند و از آنان توقعی ندارند و گرم و صمیمی هستند اینگونه والدین در خانه نظم و ترتیبی ندارند در تنبیه یا پاداش دادن به فرزندان خود چندان جدی نیستند از فرزندان خود انتظار رفتار عاقلانه ندارند. به کودکان خود آموزش استقلال و به خود متکی بودن نمی دهند به اینگونه والدین سهل گیر می گویند (یاسایی، 1387)
والدین سهل گیر در حد افراطی مساوات طلب هستند و اجازه می دهند فرزندان شان هر کاری را می خواهند انجام دهند. والدین سهل گیر فرزندان را به حال خویش می گذارند بدون اینکه سر مشقی از یک بزرگسال مسئول را برای آنان نشان دهند با توجه به آزادی زیادی که در اینگونه خانواده ها وجود دارد هر کسی به میل خود رفتار می کند و نوعی هرج و مرج در آن حاکم است خصوصیات اینگونه خانواده عبارتند از:
ـ آزادی مطلق حکمفرماست
ـ والدین از فرزندان توقع رفتار عاقلانه ندارند.
ـ والدین در نظم و ترتیب، تنبیه و پاداش چندان جدی نیستند.
ـ فرزندان هیچ آموزشی در مورد استقلال و متکی به خود بودن نمی بینند.
ـ نوعی هرج و مرج و تزلزل در خانواده حکمفرماست
فرزندانی که والدین سهل گیر دارند از نظم و انضباط هیچ بهره ای نبرده اند، افرادی خود کامه و خود رأی هستند. در ارتباط با دیگران مشکل دارند، زیرا که به میل و توجه دیگران توجهی نداشته، تنها مسأله مورد توجه آن ها امیال و خواست های خودشان می باشد از قبول مسئولیت عاجز هستند و در زندگی اجتماعی و زندگی با دیگران مشکل دارند و اغلب در زندگی با شکست روبرو هستند. فرزندان اینگونه والدین بی بند و بار، لااُبالی، سهل انگار، خود خواه و بی هدف بوده و هیچ میزانی حاکم بر افکار و رفتار آنان نیست (شریعتمداری، 1387)
در اینجا مواردی از روابط ناسالم خانوادگی توصیف می شوند:
طرد و بی توجهی والدین : از خود راندن و بی توجهی، در سنین اولیه زندگی، کودک را از داشتن عواطف انسانی، که اساس سلامت فکر است باز می دارد و در نتیجه امکان ابتلاء به اختلافات رفتاری را افزایش می دهد. گاهی اولیاء چنین استدلال می کنند که برای پرورش صحیح فرزندان شان باید گاهی از بر آوردن خواهش های آن ها خود داری کرد، در حالی که خصوصاً در سال های اول زندگی، شخصیت سالم بر اساس ارضاء خواسته های جسمانی و عاطفی پایه گذاری می شود، بر مبنای محرومیت و ناکامی کودکی که در اوان زندگی با گرمی و محبت و آرامش خاطر، پرورش یافته است این شانس را دارد که در زندگی بزرگسالی، اتکاء به نفس و خوش بینی به دنیای خارج پیدا کند (گنجی، 1385)
دلایل طرد کودکان متفاوت است از آن جمله، شکل ظاهری و نقایص بدنی، میزان هوش و نارسایی های ذهنی، طرز رفتار و اخلاق کودکان، عدم موفقیت، عدم رعایت مسائل اخلاقی و مذهبی، بیماری و … را می توان نام برد.راندن از خود درجات مختلفی دارد. اغلب اولیاء فقط گاهی این عمل را انجام می دهند بندرت پدران و مادرانی پیدا می شوند که کودکانشان را کاملا طرد کنند. اولیاء مذکور چنین استدلال می کنند که برای پرورش صحیح کودک، باید گاهی از برآوردن خواهش های او خودداری کرد گاهی والدین این روش را حتی در مورد تربیت نوزاد که باید مورد توجه کامل عاطفی و جسمانی باشد نیز به کار می برند.
در این مورد ماور چنین می نویسد: «برای پیشرفت و تکامل کامل، لازم است نوزاد در چند ماه اول زندگی به طور کامل و مداوم ارضاء شود بدین معنی که باید کوچکترین گریه ی او را با رفتارهای پاداش دهنده ای مانند غذا دادن، گرم کردن، نوازش دادن و خشک کردن و امثال آن جواب داد با کم کردن اضطراب و تشویش نوزاد، مراحل دستگاه گوارش او بطور طبیعی و سالم عمل می کند و احساس اطمینان روانی او رو به ازدیاد خواهد رفت این طرز رفتار، اساس اتکاء به نفس و خوش بینی نسبت به دنیای خارج است این محبت اولیاء پایه رفتارهای کودک است. بدین معنی که اگر در ابتدای زندگی نوزاد بیاموزد که پدر و مادرش او را دوست می دارند. طبیعتاً هنگامی که بزرگتر می شوند تربیت و ارشاد و راهنمایی او سهل تر صورت خواهد گرفت ( شرفی،1387)
بطور کلی در طرد کردن و از خود راندن کودک دو روش بوسیله ی اولیاء به کار برده می شود. یکی بی اعتنایی و دیگر پرخاشگری و تنبیه نسبت به کودک است. در اثر بی اعتنایی کودک احساس می کند که والدینش او را نمی خواهند و فقط از لحاظ انجام وظیفه، وجود او را در منزل تحمل می نمایند. روش دیگری که اولیاء در طرد کردن کودک انتخاب می کنند تجاوز، پرخاش جویی و تنبیه است. چنین اولیائی اغلب رفتار خود را منطقی جلوه می دهند و ادعا می کنند که داشتن انضباط سخت کودک را مرد زندگی پرورش داده و او را آماده ی مقابله با مشکلات خواهد کرد (شاملو، 1389)
در بسیاری از خانواده ها، بویژه در مواردی که والدین وضع اقتصادی ـ اجتماعی، فرهنگی پایین تری دارند تنبیه کودکان معمول است. فشارهای اجتماعی و روحی بر والدین، عامل مهم دیگری در بد رفتاری آنان نسبت به کودکان است هر جا که چنین فشارهایی بر والدین وارد آید. طبعاً پرورش فرزندان نیز با دشواری و تلخکاری همراه خواهد بود. فشارهای ناشی از بیکاری، فقر، ضعف فرهنگی، بی خانمانی، مشکلات خانوادگی، مصیبت ها و ناراحتی های روحی والدین باعث بدرفتاری شدید با کودکان و استفاه از روش های فشار و خشونت و تنبیه بدنی در مورد آنان می شود والدین بد رفتار نیز عموماً از جمله مردم تنها و ناتوانی هستند که همدلان و دوستان خوبی ندارند  تا در مواقع ناراحتی به آنان پناه ببرند. آنان همچنین نمی دانند که با کودکان چگونه باید رفتار کرد، هم چنین توقعات خلاف واقع از کودکان در سنین مختلف دارند( شرفی،1387)
پدر و مادران بد رفتار کسانی هستند که خود در خردسالی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند. رشد کودکانی که مورد بدرفتاری و تنبیه بدنی مکرر قرار می گیرند، با کودکانی که در شرایط رفتار محبت آمیز و زندگی پر تحرک و شادمانه قرار دارند کاملاً متفاوت است. پژوهش های فرودی نشان می دهد کودکانی که دچار ناهنجاری های جمعی و رفتاری هستند بیشتر قربانی تنبیه و بدرفتاری می شوند. معمولاً بدرفتاری با کودکان، از همان دوره ی شیرخوارگی و نو پایی آغاز می شود که ممکن است بچه ها به هر بهآن های گریه و داد و فریاد راه بیندازند. در تمام این مورد آنچه به کاهش بدرفتاری با کودکان کمک مؤثری خواهد کرد عبارت است از: آگاهی دادن به والدین و مشاوره ی مربوط به مسائل خانواده و کمک به آنان برای حل مسائل خانوادگی و ایجاد روابط بهتر اجتماعی با دیگران و همچنین شناساندن ویژگی های رفتاری کودکان سنین مختلف و چگونگی برخورد صحیح با آنان است پژوهش های کمپه بیانگر آن است که اینگونه مشاوره های و راهنمایی ها، تا هشتاد درصد از مشکلات مزبور را برطرف می کند ( شرفی،1387)

مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورد فارکسر،