بهداشت و درمان

دانلود پایان نامه

108790.4
105260.2
100433.2
منبع: محاسبات محقق
همان طور که مشاهده می شود معیارهای تغییر جبرانی با تغییر معادل با یکدیگر تفاوت دارند، اما هر دو هم علامت و دارای یک روند نزولی از دهک اول تا دهک دهم می باشند. که این امر بیان می دارد که، تغییر رفاه در دهک پایینی درآمدی بیشتر از دهک بالای درآمدی می باشد.
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1 مقدمه
شاید در اهمیت مباحث پیرامون اثرات رفاهی و تأمین اجتماعی همین کافی باشد که گفته شده است که این ها هدف توسعه نیستند بلکه خود توسعه محسوب می شوند(فیتز پاتریک؛ 1385). یعنی دولت و جامعه ای را می توان توسعه یافته دانست که سطح حداقل ( یا متناسب ) زندگی را از جهات مسکن , آموزش , تغذیه و بهداشت و درمان برای یکایک آحاد و ساکنانش فراهم کرده باشد. پس بررسی اثرات رفاهی ناشی از اعمال سیاست های دولت و اندازه گیری آن، همان طور که در فصول گذشته نیز بدان اشاره گردید همواره به عنوان یکی از مباحث کاربردی اقتصادی مطرح می باشد. تمام سیاست های اقتصادی دولت می تواند به نوعی بر رفاه خانوارهای اقتصادی تأثیرگذار باشد. وضع مالیات، پرداخت یارانه، اصلاحات آموزشی، برنامه های بهداشتی، مقررات زیست محیطی، دگرگونی در نظام تأمین اجتماعی، هدفمند کردن یارانه ها و آزادسازی تجاری همگی سیاست هایی هستند که از راه های گوناگون بر رفاه اقتصادی تأثیرگذار می باشند. یکی از مهم ترین عواملی که به عنوان مکانیزم انتقال سیاست های دولت بر رفاه اقتصادی عمل می کند تغییرات قیمت می باشد. با تغییر سیاست های دولت، ترجیحات مصرف کنندگان و قیمت های نسبی کالاها تغییر کرده و تخصیص منابع متحول می شود. بنابراین دولت ها همواره در اعمال سیاست گذاری ها باید به این امر توجه کنند که این سیاست گذاری ها و تعدیلات قیمت چگونه بر رفاه افراد تأثیر می گذارند.حال با توجه به اینکه بیش تر سیاست های دولت از طریق مکانیزم تغییر قیمت های نسبی انجام می پذیرد(فلاحی، 1392)، لذا لازم است اثرات این تغییرات قیمت بر رفاه اقتصادی مورد سنجش قرار گیرد.
لذا در این مطالعه، با وجود اینکه در آن به مباحثی همچون محاسبه حداقل معاش و نیز بررسی افزایش قیمت برق بر میزان مصرف آن با استفاده از کشش ها پرداخته می شود، اما هدف اصلی در این مطالعه بررسی و تجزیه تحلیل تغییرات رفاهی حاصل از افزایش قیمت برق با استفاده از مدل تقاضای سیستم تقریباً ایده آل بر اساس روش اقتصادسنجی داده های تابلویی برای دهک های مختلف هزینه ای در ابران است.
در این تحقیق فصل اول به بیان مسئله پژوهشی، اهمیت و کاربرد نتایج تحقیق و همچنین اهداف و فرضیه های تحقیق اختصاص یافت. فصل دوم این پژوهش به بیان خلاصه ای از نتایج مطالعات صورت گرفته در داخل ایران و خارج از آن که ارتباط موضوعی با این پژوهش داشتند، پرداخت. عمده مطالعات بیان شده در این قسمت مباحث رفاهی را مبنای پژوهشی خود قرار داده بودند. در فصل سوم که اختصاص به مبانی نظری و تصریح مدل داشت به مباحثی همچون ترجیحات و اصول حاکم بر آن، مطلوبیت، حداقل معاش، توابع تقاضا، کشش های قیمتی و درآمدی و همچنین معیار اندازه گیری تغییر رفاه که در این پژوهش معیارهای تغییرات جبرانی و تغییرات معادل بوده اند، پرداخت. در ادامه در این فصل ، مدل تقاضای سیستم تقریباً ایده آل و نحوه محاسبه کشش های قیمتی و درآمدی و همچنین معیارهای تغییر جبرانی و تغییر معادل به وسیله این مدل اختصاص یافت. سپس در فصل چهارم ابتدا به محاسبه حداقل معاش و بعد از آن به برآورد توابع تقاضای سیستم تقریباً ایده آل برای دهک های هزینه ای اقدام گردید. در نهایت با استفاده از اطلاعات به دست آمده از برآورد تابع تقاضای سیستم تقریباً ایده آل، کشش های درآمدی و قیمتی برق در ایران برای دهک های هزینه ای ( به غیر از دهک پنجم )، و در انتها با استفاده از معیارهای تغییرات جبرانی و تغییرات معادل به محاسبه تغییرات رفاهی دهک های هزینه ای ( به غیر از دهک پنجم ) پرداخته شد. در این فصل نیز پس از بیان خلاصه ای از نتایج حاصل شده از محاسبه حداقل معاش در ایران و نیز نتایج حاصل از بررسی فرضیه های اصلی پژوهش، پیشنهاد ها ارائه می گردند. در انتهای این فصل نیز به بیان محدودیت ها پرداخته خواهد شد.
5-2 محاسبه حداقل معاش
ضرایب میل نهایی به مخارج گروه های کالایی()
به ازای هر افزایش هماهنگ درآمد، میزان تغییرات در هزینه انجام شده برای کالاهای مختلف را نشان می دهد. بنا بر اطلاعات به دست آمده یک افزایش یک واحدی در درآمد، در ایران تمایل خانوارها به افزایش هزینه حدود 20 درصدی در بخش خوراکی ها ، 9.8 درصدی در بخش پوشاک، 23.6 درصدی در بخش مسکن و باقی مانده آن در دیگر گروه کالاها را نشان می دهد.
5-2-1 برآورد حداقل معیشت ها برای گروه های کالایی
اعداد محاسبه شده در این پژوهش برای حداقل معاش گروه کالاهای خوراک، پوشاک، مسکن و سایر همگی مثبت هستند، که این امر نشان دهنده ضروری بودن گروه کالاهای 4 گانه در این پژوهش است. البته باید توجه شود همان طور که در فصل قبل نیز بدان اشاره گردید، عدد محاسبه شده در گروه کالاهای خوراک و سایر، به دلیل عدم دیده شدن هزینه های رستوران در گروه خوراک و نیز تعدد گروه کالاهای مختلف در گروه کالای سایر می تواند مقادیر متفاوت با عدد محاسبه شده باشد. بنابراین اعداد به دست می تواند متفاوت باشد. اما نکته ای که وجود دارد شیب مثبت حداقل معاش در ایران و افزایش میزان دهک های زیر خط فقر در ایران است، به طوری که در طی سال های 1386 و 1387 چهار دهک پایینی کشور زیر خط فقر قرار می گرفتند که از سال 1388 دهک پنجم نیز به زیر خط فقر منتقل گردیده است.
5-3 آزمون فرضیه ها
در این قسمت به بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته می شود.
5-3-1 فرضیه اول:
افزایش قیمت برق بر میزان مصرف برق در بخش خانگی شهری اقتصاد ایران موثر می باشد.
برای بررسی تأثیر افزایش قیمت برق بر میزان سطح مصرف برق خانوارهای شهری در ایران بررسی از بررسی کشش های درآمدی و قیمتی استفاده شده است. بنابراین ابتدا خلاصه ای از نتایج محاسبه کشش ها بیان و سپس با استفاده از نتایج حاصل شده به بررسی فرضیه اول پرداخته می شود.
کشش درآمدی برق برای دهک های مختلف هزینه ای
بررسی کشش های درآمدی نشان می دهد که کالای برق در طی دوره 6 ساله(1386-1391) برای تمامی دهک های هزینه ای خانوارهای شهری ( به جز دهک پنجم که نمی توان در مورد آن اظهارنظر نمود) دارای یک کشش بین صفر و یک بوده است که این موضوع بیان می دارد در ایران در طی این دوره برق یک کالای ضروری برای خانوارهای شهری بوده است.
کشش قیمتی برق برای دهک های مختلف هزینه ای
قدر مطلق کشش قیمتی در تمامی گروه های مذکور به غیر از دهکهای پنجم و همچنین دهم که دارای کشش کوچک تر از یک بوده است، بزرگ تر از یک بوده است،که بیان کننده این حقیقت است که مصرف کنندگان در دهک های مذکور نسبت به قیمت برق حساسیت داشته اند.

مطلب مشابه :  شبکه جهانی اینترنت