بیماران وابسته به مواد

دانلود پایان نامه

054/0
با توجه به نتایج جدول 14-4 ، مقدار t بدست آمده در سلامت عمومی به طور کلی با درجه آزادی 14، برابر با 61/0 می باشد که از میزان ارزش بحرانی t ، با درجه آزادی 19 کمتر بوده و درسطح 05/0 معنی دار نمی باشد. تفاوت معناداری میان نمرات پیش آزمون و پیگیری در مؤلفه سلامت عمومی به طور کلی وجود ندارد، بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری معتادان به طور کلی در پیگیری اثر بخش نمی باشد.
فصل 5:بحث و نتیجه گیری
1-5 خلاصه
اعتیاد بیماری پیچیده ای است که با ویژگی هایی چون رفتارهای اجباری، وسوسه های مقاومت ناپذیر، رفتارهای جستجوگرایانه مواد و مصرف مداوم آن حتی در شرایطی که پیامدهای منفی بسیاری برای فرد به همراه دارد، مشخص میشود. داده های همه گیرشناسی نشان میدهد که 53 درصد از مصرف کنندگان مواد مخدردارای یک بیماری جدی روانی هستند (دارک، 2009).
وضعیت سلامت روانی نیز نقش مهمی در سبب شناسی و فرایند درمان فرد معتاد بازی میکند. امروزه نقش سلامت روانی بر بخش های دیگر سلامت مشخص شده است (پرینس و همکاران، 2007). می توان گفت بدون دستیابی به سلامت روانی، دستیابی به بخش های دیگر سلامت نیز امکان پذیر نیست.
در مورد تأثیر و کارایی مداخله های شناختی ـ رفتاری در درمان اختلال های مصرف مواد، ارزشیابی های زیادی صورت گرفته که نتایج آن ها نشان دهنده کارایی این رویکرد درمانی است. در این تحقیقات، کارایی رویکرد شناخت ـ رفتار درمانگری و گروه کنترل مقایسه شده است (سرودی و همکاران، 2008 ). درسالهای اخیر این نوع درمان پیشرفت زیادی کرده است و روشهایی ایجاد شده است که به نحو وسیعی در درمان افسردگی، اضطراب، ترس، درد و اعتیاد کارایی دارد. نتایج پژوهش مک گاورن (2009) نیز در مورد میزان بهبودی اعتیاد به مواد مخدر نشان می دهد که از بین انواع مدلهای مختلف درمان، روش شناختی ـ رفتاری از بیشترین میزان تأثیر برخوردار بوده است.
روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل ـ آزمایش و دوره پیگیری می باشد. همچنین، جامعه آماری شامل بیماران مصرف کننده مواد افیونی می شدند که در سال 1393 به مرکز ترک اعتیاد شهر تهران مراجعه کردند. در این میان 40 نفر، از آنان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش 20 نفر و گروه کنترل 20 نفر جای گرفتند و گروه آزمایش در دوره پیگیری یه ماهه نیز بررسی شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه سلامت عمومی 28سوالی بود که خود دارای 4 مولفه نشانه های جسمانی، کارکرد اجتماعی، نشانه های افسردگی وخیم، اضطراب و بی خوابی می باشد، بودند. شایان ذکر است اعتبار و روایی ابزارهای مزبور در تحقیقات مختلف داخلی و خارجی تایید شده است در تحقیق حاضر نیز آلفای کرونباخ 76/0 بدست آمد. پس از انجام مداخلات شناختی رفتاری گروهی طی 12 جلسه، گروه مورد آزمون مجدد با استفاده از ابزار مزبور مورد بررسی قرار گرفته و یافته ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس قرار گرفتند. به طور کلی نتیجه پژوهش بدین شرح است که رویکرد شناختی_ رفتاری در گروه آزمایش باعث بهبود تمام مولفه های سلامت عمومی شده است اما در دوره پیگیری فقط در مولفه های افسردگی و علائم اضطراب همچنان اثربخشی اش ماندگار بوده است.
2-5 بحث و نتیجه گیری
1-2-5 فرضیه اصلی: روان درمانی شناختی رفتاری گروهی در بهبود سلامت عمومی بیماران وابسته به مواد افیونی موثر است.
با توجه به یافته های آماری مداخله گروهی با رویکرد روانشناختی نتایج پژوهش نشان داد که مداخله گروهی با رویکرد شناختی رفتاری توانسته روی سلامت عمومی معتادان در مرحله پس آزمون اثربخش باشد. این یافته همسو با یافته های سوگرمن و همکاران (2011)، اوسیلا و همکاران (2009)، دریس و هولون (2011) و مک هاک و همکاران (2010) در زمینه اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر بهبود سلامت عمومی معتادان به مواد افیونی است.
در تبیین یافته فوق می توان اظهار داشت که سلامت عمومی مفهومی پیچیده، کلی و چند جانبه است که علاوه بر برداشت ذهنی فرد به شرایط جسمانی و اجتماعی او نیز بستگی دارد. بنابراین، به نظر می رسد برای بهبو د آن لازم است که مداخله طولانی مدت و همه جانبه صورت گیرد که نه تنها بر بعد روانی بیمار، بلکه بر ابعاد جسمانی، اجتماعی و محیطی نیز تمرکز کند.
بررسی در زمینه میزان شیوع همبودی مرضی اختلالهای روانی درمیان سوء مصرف کنندگان مواد افیونی همچنان ادامه دارد، زیرا میزان شیوع همبودی مرضی اختلالهای روانی درمیان این بیماران بر پایه عواملی مانند دیدگاه گروه ارزیابی، موقعیت بالینی بیماران و نیز ابزار های تشخیصی بکار برده شده متفاوت است. پژوهش ها نشان می دهد که در بسیاری از سوء مصرف کنندگان مواد، شواهدی از دست کم یک اختلال همراه را دارند (ران زویل وهمکاران، 1999؛ به نقل از پرویزی فرد، 1384) درمیان دلایلی که طی چند سال گذشته در زمینه اهمیت بالینی اختلالهای روانی در میان سوء مصرف کنندگان مواد ارائه شده، همبودی اختلالهای روانی بعنوان عامل مهمی در سبب شناسی، پیش آگهی و آسیب پذیری این گروه از بیماران به شمار می رود؛ این امر با عدم پذیرش درمان از جانب بیمار، مزمن شدن علایم و نشانه ها در نهایت عود بیماری ارتباط دارد (دارک و همکاران1998؛ به نقل از پرویزی فرد، 1384).
باتوجه به این که، عدم موفقیت اثر بخشی درمانهای سنتی در معتادان مواد افیونی معمولاً ناشی از اختلالهای پزشکی و روانشناختی همبود در این بیماران ونیز هزینه های بالای مراقبت های بهداشتی – درمانی آن میباشد. بنابراین نتایج این بررسیها می تواند اطلاعات ارزشمندی در اختیار متخصصان بهداشتی – درمانی درراستای بالا بردن اثر بخشی درمانهای سنتی اعتیاد بگذارد (ران زویل و همکاران، 2001؛ به نقل از پرویزی فرد، 1384).
از این رو در پژوهش پرویزی فرد و همکاران (1384) به بررسی همبودی مرضی اختلالهای خلقی واضطرابی
72% معتادان مورد نظر درمیان معتادان به مواد افیونی ومقایسه آن با افراد بهنجار پرداختند. یافته ها نشان داد که 3 بررسی به ترتیب واجد ملاکهای تشخیص اختلالهای خلقی و اضطرابی (غیر اختلال مصرف مواد) بودند. درمیان اختلال های خلقی و اضطراب منتشر (به ترتیب 66% و 12%) شایعترین اختلالها بودند .در پژوهش دیگر شمسی سعید آبادی (1388) به بررسی تاثیر شناخت درمانی گروهی برکاهش عوامل موثر دربازگشت به مواد مخدر پرداخته است.
با توجه به نتایج بدست آمده از تجزیه وتحلیل داده های تحقیق براساس ابعاد چهارگانه پرسشنامه سلامت عمومی که شامل افسردگی، کنشوری اجتماعی، علائم اضطراب و نشانه های جسمانی میباشد، نتایج کسب شده در گروه آزمایش و کنترل اختلاف و تفاوت معناداری را درابعاد کاهش علائم اضطراب و افسردگی در پس آزمون وپیگیری نشان میدهند. اما گروه درمانی در بهبود مولفه جسمانی در پس آزمون موثر بوده است اما این اثربخشی در مرحله پیگیری برقرارنیست. در مولفه ارتباطات اجتماعی در پس آزمون تاثیر معنی داری داشته اما در دوره پیگیری تاثیر چندانی نداشته است.
در پژوهش حاضر بیشتر بر بهبود وضعیت روان شناختی بیماران تاکید شده و این عامل می تواند در تبیین عدم اثر بخشی درمان طولانی مدت (مرحله پیگیری) مد نظر قرار گیرد.
2-2-5 فرضیه اول: روان درمانی روش رفتاری- شناختی گروهی در مصرف کنندگان مواد افیونی در کاهش اضطراب موثر است.
با توجه به یافته های آماری مداخله گروهی با رویکرد روانشناختی نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت میانگین داده های گروه آزمایش در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری در مورد متغیر اضطراب معنادار است.
بین میانگین نمره های اضطراب گروه آزمایش تفاوت معنادار وجود دارد بنابراین فرض پژوهش تأکید شد. یعنی گروه درمانی به روش رفتاری – شناختی در مصرف کنندگان مواد افیونی باعث کاهش اضطراب می گردد. همچنین با انجام تحلیلی کوواریانس کنترل اضطراب در پیش آزمون به عنوان متغیر همپراش، اثر اصلی متغیر گروه درمانی رفتاری- شناختی بر نمره های اضطراب درمرحله پیش آزمون و پس ازمون و پیگیری معنادار بود .این یافته ها با نتایج پژوهش مارلات و گوردون (1999)، راوسون (1998)، شاپ تاو (2003)، هوبر (2004) و … همخوانی دارد.
در پژوهشی راوسون (1998) با استفاده از مداخلات چند جانبه مشخص نمود این روش باعث بهبود وضعیت درمانی و مشکلات خلقی معتادانی می شود. با توجه به این نتایج می توان گفت اضطراب در بخش های مختلف فرایند درمان ایجاد اختلال می کند. همچنین این نتایج با بخشی از نتایج عرب ورنو سفادارانی (1386)، ایروانی (1384)، محمدی (1382)، عارف نسب، محمدی، رحیمی، بابا محمودی (1386)، محمد نریمانی (1386)، پورناش تهرانی (1387)، ملازاده و عاشوری (1388)، خدایاری فرد، یونسی، سهرابی، عابدینی (1387)، علاالدینی، مولوی، کجباف (1389) همخوانی دارد.
ارزیابی نتایج درمان شناختی – رفتاری اضطراب بر پایه پروتکل هایی است که به ویژه جهت بررسی اختلال های انفرادی به کار می رفته است. درمان شناختی رفتاری بر این فرض قرار دارد که معتادین مبتلا به اختلال اضطراب الگوهای ناسازگارانه درک و پاسخدهی به محیط را یاد گرفته اند و همچنین فاقد راهبردهای مقابله ای مؤثر هستند. از این دیدگاه، فرد معتاد مبتلا به اختلال اضطراب بخاطر اینکه بجای رفتار سازنده، مستعد درک تهدید، پاسخ اجتنابی و ناتوانی است، از نگرانی و اضطراب مفرط رنج می برد. بعد از سال ها شناسایی تهدیدهای بالقوه و پاسخدهی به صورت اضطراب، نگرانی و اجتناب، این مراجعان الگوهای پاسخدهی خودکار و مداوم را پیدا می کنند. افکار، احساسات و رفتارهای اضطرابی مداوم و تکرار شونده هستند، بنابراین در نهایت این زنجیره کاملاً خارج از آگاهی قرار میگیرد. با توجه به این که اصلی ترین ملاک اختلال اضطراب عامل نگرانی می باشد لذا با استفاده از درمان شناختی و رفتاری و محتوای شناختی جلسات درمانی و تغییر ادراکی بیماران سبک پردازش آنها تغییر می کند و در نتیجه با روشهای
تحلیل منطقی راهبردهای جدیدی برای حل مسائل بیماران مطرح می شود. نظر به اینکه اضطراب اختلالی است که از تعامل مؤلفه های فیزیولوژی، شناختی و رفتاری به وجود می آید درمان جامع شناختی رفتاری میتواند اثربخشی بالایی در مورد آن داشته باشد .
در مورد دلایل اثربخشی درمان شناختی رفتاری در کاهش اضطراب و نگرانی معتادین مبتلا به اضطراب می توان به مؤلفه های این درمان اشاره کرد. تکنیک های که مؤلفه فیزیولوژی اضطراب را هدف قرار میدهند شامل آموزش تنفس دیافراگمی یا عمیق، آموزش آرمیدگی پیش رونده و آموزش آرمیدگی ذهنی است. این تکنیکها مؤلفه جسمانی و فیزیولوژی اضطراب را مورد هدف قرار میدهند. مراجعان با آموزش این تکنیک ها یاد میگیرند که در برابر نشانه ها و راه اندازهای اضطراب به طور مناسب مقابله کنند، به طوری

مطلب مشابه :  نظریه اثر اصلی یا تاثیر مستقیم، مدل سپر در برابر استرس، شکلگیری مفهوم مرگ