بیماران وابسته به مواد

دانلود پایان نامه

که سطح پایه تنش جسمانی را کاهش دهند. این راهبردها را میتوان مهارت های تنظیم هیجانات اساسی دانست که معمولاً بیماران معتاد مبتلا به اضطراب فاقد آن هستند .
تمرین آرمیدگی مستلزم آن است که فرد توجه خود را بر زمان حال و اینجا و اکنون متمرکز کند و به همین دلیل برای افراد معتاد مبتلا به اختلال اضطراب مناسب است، چرا که ماهیت نگرانی معطوف به آینده است (هازلت، 2008).
تکنیک های شناختی به مراجعان یاد می دهد که افکار اضطرابی خود را شناسایی کنند و آنها را به طور عینی مورد آزمون قرار دهند. درمانگر سعی می کند که بیمار را با اطلاعات جدیدی روبرو کند، که قبلاً آنها را نادیده گرفته است. این تکنیکها به مراجعان کمک میکند که تفسیرها و برداشت های نادرست خود از رویدادهای محیطی را تعدیل و تصحیح کنند و دیدگاه های جدیدی را ایجاد کنند.
مراجعان یاد میگیرند که پیچیدگی و ابهام ویژگی اکثر موقعیت های زندگی است، و بنابراین یاد می گیرند که این ابهام و عدم قطعیت را تحمل کنند و از لحاظ شناختی انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند. در نهایت مراجعان این دیدگاه های شناختی جدید را به عنوان پاسخ مقابله ای متفاوتی در برابر رویدادهای اضطراب زا بکار می برند (هازلت، 2008).
تکنیک های که مؤلفه رفتاری اضطراب را هدف قرار می دهند عبارتند از شناسایی رفتارهای ایمنی نگرانی،
شناسایی و حذف رفتارهای اجتنابی فعال و منفعل، مواجهه ذهنی و تمرین مقابله، تغییر رفتار سبک زندگی و شناسایی رفتارهای نادیده گرفته شده. این تکنیک ها رفتارهای ایمنی نگرانی و اجتناب فعال و منفعل را از طریق مواجهه و تکالیف بازداری پاسخ، را به تدریج حذف می کنند.
یافته های به دست آمده با یافته های بسیاری که نشان داده اند مداخلات شناختی رفتاری موجب بهبود علائم روانی در وابستگان به مواد افیونی میشود، مطابقت دارد. به عنوان مثال کارول و همکاران، 2001) نشان داده اند که مداخلات شناختی رفتاری جزء درمان هایی است که بیشترین میزان حمایت تجربی را دریافت نموده و بیشترین اثربخشی را داراست.
(پولاک و همکارا ن، 2002) اثربخشی درمان رفتاری شناختی را بر کاهش اضطراب بررسی نمودند. یافته های پژوهش آنها نشان می دهد که درمان رفتاری شناختی با کمک به بیمار در شناخت عوامل برهم زننده درونی و بیرونی و ایجاد اضطراب و به کار گیری شیوه های جایگزین به منظور مقابله با احساس اضطراب اثر بخشی نسبتا خوبی داشته است. همچنین او دریافت که مداخله فوق در شکستن ارتباط بین خلق منفی و استفاده از مواد اثر بخش بوده است.
با توجه به آن که تجارب بالینی و مطالعات مختلف نشان داده اند که اشتیاق به مصرف تحت تاثیر عوامل مختلفی از قبیل شرایط اجتماعی، فشارهای روانی و اضطراب قرار میگیرد، بنابراین به نظر میرسد که تکنیک های شناختی رفتاری که روی شناسایی موقعیت های برانگیزاننده اشتیاق به مصرف و برهم زننده روان و ایجاد اضطراب و افزایش آگاهی نسبت به عوامل و نشان دادن واکنش های کارکردی به جای استفاده از مواد تاکید دارد توانسته در کاهش عوامل برهم زننده درون فرد اثر گذار باشد.
همچنین مطالعات نشان داده که پدیده اشتیاق عاملی پیچیده و چند بعدی بوده و به نظر میرسد که نقش خلق منفی بیمار و اضطراب در شروع و تداوم مصرف مواد مخدر موثر میباشد. بنابراین می توان با مداخلات روان شناختی به بیماران کمک نمود خلق افسرده و مضطرب را به خوبی مدیریت نمایند.
برای تبیین اثربخشی رویکرد شناختی رفتاری در کاهش علایم اضطراب میتوان گفت که خلق ناخوشایند و مضطرب می تواند به عنوان یک برانگیزاننده درونی مصرف کنندگان را به سمت مصرف مجدد سوق دهد. با توجه به اینکه بسیاری از بیماران بر این باورند که به خاطر رها شدن از خلق ناخوشایند و مضطرب بایستی به سمت مصرف روی آورند، انجام مداخلات در جهت اصلاح این عقیده و جایگزین نمودن عقاید کارآمدتر ضروری می باشد (پترسکی و همکاران، 2002).
از طرفی مطالعات بسیاری نشان داده اند که سوء مصرف مواد می تواند به بروز اضطراب در مصرف کنندگان منجر شود (وادورث و همکارا ن، 2006).
در این راستا به نظر میرسد که آموزش مهار تهای مقابله ای می تواند به فرد کمک کند تا به منظور مقابله با برهم زننده های درونی و به ویژه خلق منفی بر راهبرد سالمتری روی آورند.
مطالعات بسیار حاکی از آن است که خلق مضطرب می تواند به عنوان یک برانگیزاننده عمل کرده و فرد را به سمت مصرف مواد سوق دهد. از طرفی مصرف مواد خصوصا به بروز اضطراب درفرد منجر میشود. در تبیین کارایی درمان شناختی- رفتاری بر کاهش اضطراب در مصرف کنندگان می توان گفت درمان اضطراب به کمک تکنیک های شناختی- رفتاری سبب میشود که بیمار کمتر در معرض تجربه خلق ناخوشایند و مضطرب قرار گیرد. بنابراین درمان اضطراب می تواند به طور غیر مستقیم در کاهش مصرف اثربخش باشد.
نتایج این تحقیقات نشان داده است که گروه درمانی رفتاری – شناختی، شناخت درمانی گروهی مذهبی و امید درمانی گروهی موجب بهبود علائم اضطراب معتادان می شود. همچنینی مشایخی پور (1389) نشان داد که گروه درمانی پذیرش خویشتن باعث تغییر نگرش افراد و بهبودی علائم اضطرابی معتادان می شود. جمع بندی تحقیقات نشان دهنده ی آن است که روابط اجتماعی و مسائل شغلی، مشکلات خانوادگی، نگرانی از وسوسه و فرایند درمان و مهارتهای بسیار پایین حل مسأله (یزدی زاده، 1388)، تصمیم گیری وکنترل هیجان (اورکی، 1389) و فشارهای مختلف در مورد لزوم بهبود باعث افزایش مشکلات اضطرابی در معتادان می شود که همگی نشان دهنده اهمیت کاهش اضطراب در بهبود وضعیت درمانی معتادان می باشد.
3-2-5 فرضیه دوم: گروه درمانی به روش رفتاری – شناختی در مصرف کنندگان مواد افیونی در کاهش افسردگی معتادان موثر است.
با توجه به یافته های آماری مداخله گروهی با رویکرد روانشناختی نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت میانگین داده های گروه آزمایش در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری در مورد متغیر افسردگی معنادار است. و بین میانگین نمره های افسردگی گروه آزمایش تفاوت معنادار وجود دارد. بنابراین فرض پژوهش تأیید شد. یعنی گروه درمانی به روش رفتاری – شناختی در معتادان باعث کاهش افسردگی شد. همچنین با انجام تحلیل کوواریانس درمانی و کنترل افسردگی در پیش آزمون به عنوان متغیر همپراش، اثر اصلی متغیر گروه درمانی رفتاری- شناختی بر نمره های افسردگی در مرحله پیش آزمون و پیگیری معنادار بود.
این یافته ها با نتایج پژوهش مارلات و گوردون (1999)، راوسون (1998)، شاپ تاو (2004)، راوسون (2005)، هوبر (2007)، و … همخوانی دارد. در پژوهشی راوسون (1998) با استفاده از مداخلات چند جانبه مشخص نمود این روش باعث بهبود وضعیت درمانی و مشکلات خلقی معتادان می شود. با توجه به این نتایج می توان گفت اضطراب در بخش های مختلف فرایند درمان ایجاد اختلال می کند. همچنین این نتایج با بخشی از نتایج عرب ورنو سفادارانی (1387)، ایروانی (1384)، محمدی (1382)، عارف نسب، محمدی، رحیمی، بابا محمودی (1386)، محمد نریمانی (1386)، پور ناش تهرانی (1387)، ملازاده و عاشوری (1388)، خدایاری فرد، یونسی، سهرابی، عابدینی (1388)، علاالدینی، مولوی، کجباف (1387) همخوانی دارد.
نتایج این تحقیقات نشان داده است که گروه درمانی رفتاری – شناختی، شناخت درمانی گروهی مذهبی و امید درمانی گروهی موجب بهبود علائم افسردگی معتادان می شود.
راوسون در تحقیقات مختلف خود برای تحقیق در مورد مصرف کنندگان کوکایین الکل و انواع روانگردان استفاده نمود و اثربخشی این مداخلات را با روشهای بیمارستانی مورد مقایسه قرار داد. نتایج به دست آمده نشان دهنده تأثیر این مداخلات بود که باعث تأثیر بر متغیرهای روانشناختی مانند افسردگی نیز می شد. در پژوهش حاضر با آموزشهای مربوط به فرایند درمان و تأثیرگذاری بر باورها و طرحواره های نادرست در معتادان و انتظارات و راهبردهای مخرب موجود در خانواده تلاش شد مشکلات خلق پایین مورد توجه قرار بگیرد. تخلیه هیجانی در حین جلسات، بازخوردهای اعضای گروه، تکنیک های رفتاری و شناختی درتحقیق مورد استفاده قرار گرفت.
4-2-5 فرضیه سوم: گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش نشانه های جسمانی بیماران وابسته بر مواد افیونی موثر است.
با توجه به یافته های آماری مداخله گروهی با رویکرد روانشناختی نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت میانگین داده های گروه آزمایش در مراحل پیش آزمون، پس آزمون در مورد متغیرنشانه های جسمانی معنادار است ولی در دوره پیگیری گروه درمانی بی تاثیر بوده است.
همان گونه که مشاهده شد درمان گروهی با رویکرد شناختی -رفتاری توانسته روی بعدجسمانی سلامت عمومی در مرحله پس آزمون اثر بخش باشد. بعد جسمانی سلامت عمومی شامل ارزیابی فرد از دردهای جسمانی خود، نیاز او به درمان پزشکی برای انجام فعالیت های روزمره، داشتن انرژی برای انجام فعالیتهای روزانه، رضایت فرد از وضعیت ظاهری، خواب، توانایی انجام فعالیت ها و توانایی اشتغال است. شناخت ها، باورها و افکار بنیادین فرد نقش تعیین کننده ای در ارزیابی فرد از وضعیت جسمانی اش دارد. بنابراین،
توجه به دو نکته در این مقوله لازم است: اول آنکه سلامت عمومی به شرایط فرد و ابعاد جسمانی او بستگی داشته (ارزیابی اولیه) و دوم اینکه سلامت عمومی به ارزیابی فرد از این شرایط بستگی دارد (ارزیابی ثانویه).
بررسی ها نشان داده درمان های نگهدارنده همچون متادون توانسته تا حدی بر مشکلات جسمانی بیماران وابسته به مواد افیونی که در جریان درمان با آن مواجه می شوند غلبه کنند که از جمله آن می توان به بالا بردن توان و انرژی فرد برای انجام فعالیت های روزانه، کاهش مشکلات فیزیولوژیکی ناشی از مصرف مواد و کاهش نشانه های جسمانی ترک اشاره کرد. بنابراین، درمان های دارویی در کمک به بیماران برای غلبه بر مشکلات جسمانی سودمند هستند.

مطلب مشابه :  شاهنامه فردوسی