تحقیق با موضوع ارزشهای سازمانی

دانلود پایان نامه

حسّاس در اخلاق حرفه ای حسّ تعاون و خدمت به مردم به خصوص خدمت به انسانهای مومن و صالح است. از مجموعه ی معارف و تعالیم اسلامی، سیره ی اولیای الهی (علیهم صلوات الله) استفاده می شود که پس از ادای فرایض، بالاترین وسیله برای تقرّب به خداوند متعال این خصلت نیکوست.
اولیای خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصاً در رفع حوائج آنان اقدام می کردند.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
«سُئِلَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) مَن أحَبُّ النّاسِ إلَی اللهِ قَالَ أنفَعُهُم لِلنّاسِ» (محدث نوری،1254ﻫ ، ج12، ص390)
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: محبوب ترین مردم کیست؟ فرمودند:« آن کس که وجودش برای مردم سودمندتر باشد.»

 
 

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَن أصبَحَ لاَیَهتَمُّ بِأُمُورِ آلمُسلِمینَ فَلَیسَ مِنهُم وَ مَن سَمِعَ رَجُلاً یُنَادِی یَا لَلمُسلِمینَ فَلَم یَجِبهُ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ» (کافی،329ﻫ ، ج2، ص164، ح5)
(کسی که در هر صبحگاه به امور مسلمانان همّت نگمارد و در اندیشه ی کارهای آنان نباشد، از آنها نیست و کسی که بشنود مردی فریاد می زند و کمک می طلبد و به او کمک نکند، مسلمان نیست. )
یکی از آموزشهایی که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)به فرماندهان ومدیران می دهد این است گه اگر شما را بین چند مسئولیت مخیر کردند،ببینید کدامیک بیشتر در خدمت جامعه ومردم است ومشکلات حال وآینده آنان را می گشاید،بدنبال آن باشید.به نسبت پرکاری می شود انسانها را با پیامبر ارزشیابی کرد.هرکس در رابطه با مسئولیتهایش کم کاری کند،در ساختن خودش غفلت کرده،کسی که در خدمت به بندگان خدا کم کاری کند،به دیگران ضرر نزده است بلکه خویشتن را عاطل وباطل نموده است.
و از طرفی مباحث فراوانی در اخلاق به طور کلی و اخلاق رهبریت، مدیریت و مناصب ویژه به طور خاص در نهج البلاغه مطرح گردیده است. امیرالمومنین علی(علیه السلام) ملاک نهایی اخلاق را خدا می داند و به همین دلیل توصیه اساسی حضرت، به تقوی است. لذا در مواضع مختلف و به طور مکرر به آن تذکر می دهند. اما مسأله تحقیق حاضر بررسی ملاک نهایی اخلاق نیست بلکه بحث از مبنای اخلاق حرفه ای است. حضرت علی(علیه السلام) مبنای ارتباط و رفتار ارتباطی اخلاقی را حفظ و رعایت حقوق مردم دانسته و در مواضع مختلف بر آن تأکید می ورزند به گونه ای که جایگاه اجتماعی افراد به ویژه در مشاغل و مناصب مختلف را بر آن استوار می نمایند. امام علی(علیه السلام) مسئولیت پذیری فرد را در فتار ارتباطی نسبت به همۀ افراد اعم از دوست و دشمن، رفیق و بیگانه، مؤمن و کافر و حتی با محیط و سایر موجودات از جمله حیوانات یادآور شده آن را مبتنی بر مسئولیت در برابر پروردگار می نمایند:« ای مردم تقوی پیشه کنید زیرا در پیشگاه خداوند مسئول بندگان خدا، شهرها و خانه ها و حیوانات هستید.»(نهج البلاغه ،خطبه 167) این مسئولیت پذیری در واقع چیزی جز رعایت حقوق غیر نیست.
حضرت در مواضع مختلف به ویژه در نامه های اداری و دستورالعمل های حکومتی و مدیریتی به بیان دقیق وظایف کارگزاری خود پرداخته اند که مبین حقوق مردم و اهمیت رعایت آن است. حضرت با هدف ایجاد دستگاه مسئولانه و متعهدانه در نیروهای حکومتی خود نسبت به رعایت حقوق مردم و انجام وظیفه، رعایت حقوق مردم را رعایت حقوق الهی معرفی کرده، رضایت الهی را در گرو آن می داند و در مواضع متعدد بیان می کنند که این مسئولیت در قبال مردم، در واقع، مسئولیت در قبال خداست به این معنا که در قیامت نسبت به ادای حقوق مردم از سوی خداوند متعال مورد سئوال قرار خواهید گرفت. حضرت در نامه به فرماندار مصر (محمد بن ابی بکر) پس از توصیه به رفتار با مهربانی و نرمی و با رعایت عدالت و تساوی نسبت مردم می فرمایند.« زیرا خداوند از شما بندگان دربارۀ اعمال کوچک و بزرگ، اشکار و پنهان خواهد پرسید. »(نهج البلاغه ، نامه 27) همچنین حضرت به اشعث بن قیس، فرماندار آذربایجان، در مورد استفاده ناروا از بیت المال هشدار داده و بیت المال را مال خدا می داند و می فرماید: «همانا پست فرمانداری برای تو وسیلۀ آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن توست، در دست تو اموالی از ثروت های خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه دار آنی.» (نهج البلاغه ، نامه 5)
حضرت در عهدنامۀ مالک اشتر ضمن بیان اینکه خداوند فرمانداری مصر را وسیله ای برای آزمون وی قرار داده است متذکر می شوند که تضییع حقوق مردم و ستم بر بندگان خدا در واقع ستم به خداست و آن عامل دگرگونی نعمت های خدا و کیفر الهی معرفی می نمایند: نسبت به خداوند و نسبت به مردمان و… انصاف به خرج ده که اگر به انصاف عمل نکنی ستم نموده ای و کسی که بر بندگان خدا ستم کند، خدا به جای بندگانش دشمن او بود و… چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر او را نزدیک نمی سازد. (نهج البلاغه ، نامه 53)
بنابراین حضرت رعایت حقوق مردم را رعایت حقوق الهی و بی حرمتی و ستم به آنها را بی حرمتی و ستم به خدا دانسته اند. ایشان در اولین خطبۀ خود در آغاز خلافتشان فرموده اند: «خدا حرمت مسلمان را بر دیگر حرمت ها برتری داده و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه پرستی پیوند داده پس مسلمان کسی است که مسلمان از دست و زبان او آزاری نبینند.» (نهج البلاغه ، خطبه 167)
حضرت در باب کیفیت رابطۀ فرد با دیگران اعم از دوست و دشمن مطالب قابل توجه متعدد و متنوعی در مواضع مختلف مطرح نموده اند که آنها را می توان به صورت اصول زیر تلخیص نمود:
الف) اصل فروتنی و مهربانی.
ب) اصل بخشش، خوشرویی و دقت در ادای حقوق غیر.
پ) اصل نیکوکاری و خوشرفتاری.
ج) اصل استقلال و آزادی.

مطلب مشابه :  همدردی با دیگران

2-7- چگونه می توان ارزشهای اخلاق حرفه ای را در سازمان به اجراء درآورد؟
الف) مدیران ارشد و مدیران میانی سازمان نقشی الگو در فرهنگ تعالی و عمل به ارزشها را ایفا کنند.
(تحقق ارزشها صرفاً بوسیله اجرای سمبلیک و نمایشی صورت نمی گیرد.)
ب) تطبیق ارزشهای فردی کارکنان با ارزشهای سازمانی
پ) تعریف دقیق رفتارهای منطبق با ارزشهای سازمانی
ت) بهره گیری از ارزشهای سازمانی و رفتارهای مرتبط با آن در سیستم مدیریت عملکرد سازمان
ث) تاکید بر ارزشهای سازمانی در جلسات و تعام
لات جاری در سطح سازمان
ج) بهره گیری در فرآیند جذب و استخدام
چ) اهتمام به ارزشهای سازمانی در برنامه استراتژیک سازمان از طریق هدف گذاری عملیاتی
ح) تمرکز سازمانی بر ارزشهای تدوین شده و مورد نظر در فرآیند مدیریت تغییر
خ) رفع بدبینی و بدگمانی حاصل از عدم اجرای ارزشها که مانع از حمایت و پشتیبانی سطوح سازمانی از آنها می گردد.
(محسن وند، 1386،ص8)
2-8- رهنمودهای ارزشی و حرفه ای مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا (مدظله العالی) در دیدار فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی با معظم له:
الف) اقتدار (قدرت) در قبال حفظ حقوق شهروندی و برخورد با اخلال گران امنیت
ب) پارسایی و پاکدامنی (عزت نفس) و پرهیز و بدور ماندن از هرگونه تخلف جهت جلوگیری از سلب اعتماد عمومی
پ) مهربانی و همدردی با مردم (رحمت)
ت) توجه جدی به اخلاق و نجابت
ث) جلب اعتماد مردمی بعنوان مهمترین سرمایه
ج) نظم و انضباط
چ) سرعت عمل و شتاب در ارائه ی خدمت
ح) اهتمام بیش از پیش به سازندگی معنوی و ارتقای روحیه ی معنوی
خ) علم، دانش و اطلاعات (تخصص)
د) خویشتن داری
ذ) عقلانیت و هوشمندی
ر) حرکت به سمت تعالی و ترقی
ز) شجاعت و روحیه فداکاری و ایثار
ژ) ضرورت حفظ امانت، بلند نظری، مناعت و اخلاق در درون نیرو
س) شهامت اخلاقی و انتقادپذیری
ش) توجه به درون سازمان، پاک بودن و پاک نگهداشتن و برخورد شدید با تخلف ها بویژه رشوه گیری و رشوه خواری
ص) توجه به خودسازی و صیانت از نفس
ض) پرهیز از تجمل گرایی در محیط های گوناگون سازمان
ط) عدالت محوری


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ظ) اهتمام فرماندهان به سوق دادن عناصر خود به رعایت اخلاق
ع) خداباوری، تعهد، احساس مسئولیت، مردم دوستی
غ) عدم سوء استفاده از موقعیتها و فرصتهای شغلی
(محسن وند، 1386،صص 27-23)

فصل سوم :
شاخص های اخلاق حرفه ای عمومی فرماندهان و مدیران ناجا
(با تکیه بر آیات و روایات)

فصل سوم :شاخص های اخلاق حرفه ای عمومی فرماندهان و مدیران ناجا:( با تکیه بر آیات و روایات)
3-1- ایمان به خداو خدا گرایی:
نخستین و اساسی ترین ویژگی برای فرمانده و مدیر، با توجه به معیارهای اسلامی، ایمان قلبی و عملی او به خداوند تبارک و تعالی است. در نظام اسلامی، رهبری، مدیریتها و سرپرستیها به کسانی واگذار می شود که هم در اندیشه و هم در عمل، اسلام را قبول داشته و متدین به شرع مقدس بوده باشند که در عباراتی که در معارف اسلامی آمده است، از آنها به «صالحین»= شایستگاه، «متقین»= پرهیزگاران، «صادقین»= راستگویان، «قاسطین»= عدالت کنندگان، «مخلَصین»= خالص شدگان،«محسنین»= نیکوکاران، «متطهّرین»= پاکیزگان و … تعبیر شده است.
هدف همه تلاش های سیاسی،حکومتی ومدیریتی ،خداست ودر قرآن کریم با تعابیر مختلفی چون«مرضات الله»،«سبیل الله»و«لله»آمده است:
قُل اِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَ مَحیایَ وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ(انعام،آیه 162)
بگو {ای پیامبر}:«نماز وتمام عبادات من و زندگی ومرگم،همه برای پروردگار جهانیان است.»
در زمینه ی رفتار انسانی هیچ نیرویی برای هدایت انسان قوی تر از ایمان نیست. ایمان و اعتقاد؛ شیوه ی تفکر و روش اندیشیدن است. طرز تفکری است که شالوده ی آن بر پایه ی اصول و حقایق ابدی بنا شده است، ایمان همچون نقشه و قطب نمایی است که ما را به سوی هدف راهنمایی می کند، فرد با ایمان تجسم زنده ی افکار و عقاید خویش است و به خاطر همین پایبندی به اصول و ارزش ها و معتقدات خود، مورد احترام است، افراد با ایمان صاحبان واقعی قدرت هستند؛ زیرا فلسفه ی زندگی و اعمال آنان یکی است و بین عقاید و اعمال شان هماهنگی وجود دارد و از این رو می توانند تأثیر فوق العاده ای در فرهنگ ما برجا بگذارند، الگوی شاخص این امر پیامبر عظیم الشّأن اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) و سلاله ی پاک علمای حقه ی دین که آخرین آن حلقه ی عظیم ایمان، امام خمینی (ره) بود، که به واسطه ی ایمان خود دنیا را دستخوش تغییر و تحول نمود.
در واقع یکی از ارکان اساسی رشد انسان در این عالم «عمل» است. بنابراین زمینه ساز رشد و تکامل انسان است و تأثیر بسزایی در اعتماد به نفس دارد؛ زیرا اعتماد به نفس قدرت انسان را بر صبر و تحمّل سختی های زندگی افزایش می دهد و احساس امنیت و آرامش را در نفس انسان مستقر می سازد و در درون، آسودگی خاطر به وجود می آورد و نوعی مصونیت و پیشگیری از آسیب های روحی روانی برای فرد فراهم می سازد. همان گونه که خدا فرموده:
«الَّذینَ امَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللهِ» (رعد، آیه 28)

مطلب مشابه :  زندگی اجتماعی و فرهنگی

«کسانی که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا مطمئن و آرام است»
و «… اَلَا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ» (رعد، آیه 28)
«و آگاه باشید با یاد خدا دل ها آرامش می یابد»
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در این باره می فرماید: «برترین مرحله ی ایمان این است که انسان بداند هر جا باشد خدا با اوست» (شیرازی،1361، ج6، ص171)
و امام صادق (علیه السلام) نیز در این زمینه می فرماید: «ایمان واقعی آن است که در همه ی امور خود، حق را بر باطل مقدم بداری، هر چند به ضرر تو بوده باشد.» (صدوق،1372،ص180)
همچنین چون ایمان تبلور اندیشه ی شخص و عامل حیات قلب و روح زندگی است، هر چه ایمان عمیق تر و اندیشه ها امید بخش تر باشد، نیروی باطن او با قدرت بیکران الهی در هم می آمیزد و با صلابت و استواری به پیش می رود و به هر چه بیندیشد همان را خلق می کند و چون ایمان از شناخت ناشی می شود، هر چه این شناخت کمتر و ضعیف تر باشد موجب فقدان ایمان خواهد شد و در نتیجه زندگی را از مفاهمی عالی و ارزش های شریف انسانی تهی می کند، و آنان که ایمان ندارند مردگانی هستند زنده نما؛ قرآن حالت تعارض و اضطراب و سرگردانی و خودباختگی را که به انسان فاقد ایمان دست می دهد، به حالت انسانی تشبیه می کند، که حس می نماید از آسمان فرو افتاده و پرندگان او را در میان آسمان و زمین می ربایند یا تندباد او را به مکانی دور پرتاب می کند.
«… وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَکَاَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمآءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ اَو تَهْوی بِهِ الرّیحُ فی مَکانٍ سَحیقٍ» (حج، آیه31)
«و هرکس به خدا شرک آرد بدان ماند که از آسمان در افتد و مرغان در فضا بدنش را بمنقار بربایند یا بادی تند او را به مکان دور درافکند.»
بنابراین زشتی و زیبایی های انسان در میزان «ایمان» و «تقوی» و «هدایت پذیری» او نهفته است، انسان همه ی کمالات را بالقوه دارد که باید آنها را به فعلیت برساند، شرط اصلی انسان به کمالات بالقوه «ایمان» است و از ایمان است که تقوا و عمل صالح و کوشش در راه خدا برمی خیزد.
یک فرمانده ومدیر لایق وکار آزموده نظامی با تفکر توحیدی ومتخلق شدن به اخلاق الهی می تواند در تمام جوانب زندگی وشرایط خدمتی ومشکلات طاقت فرسا موفق باشد و با روح امیدواری وآینده نگری مثبت،با همه مشکلات به درستی مقابله کند ونیرو های تحت امر خود را به پیروزی لازم برساند .امیر المومنین علی (علیه السلام) خود سازی معنوی ر ا برای مدیران پست های گوناگون اجتماعی وآن ها که به نوعی در آموزش ،تعلیم وتربیت دیگر انسان ها تلاش می کنند.یک اصل حیاتی وضروری می دانند زیرا کسی که خود را نساخته باشد وغرایز خود را تعدیل نکرده وغرایز انسانی را رشد نداده باشد،به انواع امراض روانی وروحیات متضاد ویرانگر دچار می شود.چنین شخصی در انواع مدیریت های نظامی،علمی ،سیاسی و اقتصادی شکست خورده وتوان اداره کردن جامعه را ندارد.
امیر مومنان امام علی(علیه السلام)نسبت به معلمان بشری در مدیریت های علمی می فرماید:
«مَن نَصَبَ نَفسِهُ لِلنَّاس امَاماً فَلیَبدَا بِتَعلیمٍ نَفسِهُ قَبلَ تَعلِیمِ غَیرِهِ،وَ لیَکُن تَادِیُبهُ بِسِیرَتِهِ قَبلَ تَادِیِبِهِ بِِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمِ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا اَحَقُّ بِالاِ جلالِ مِن مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُودِّبِهِم.»(نهج البلاغه،حکمت 73)
«کسی که خود را رهبر مردم ساخته،باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد،خود را بسازد وپیش ازآن که به گفتار تربیت کند،کردار تعلیم دهد،زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد وادب کند سزاوارتر به تعلیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد وادب آموزد.»
ودر روایت دیگری آن حضرت درباره ضرورت خداگرایی به فرمانده کل نیروهای مسلح خود(مالک بن الحارث اشتری)دستور میدهد:
«او را به ترس از خدا فرمان می دهد واین که اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدم دارد وآن چه در کتاب خدا آمده،از واجبات وسنتها را پیروی کند،دستوراتی که جز با پیروی آن رستگار نخواهد شد وجز با نشاختن وضایع کردن آن جنایتکار نخواهد گردید.(نحج البلاغه ، نامه53)
به او فرمان می دهد که خدا را با دل ودست زبان یاری کند،زیرا خداوند پیروزی کسی را تضمین می کند که او را یاری دهد وبزرگ دارد آن کس را که او را بزرگ شمارد وبه او فرمان می دهد تا نفس خود را از پیروی آرزو ها باز دارد وبه هنگام سرکشی رامش نماید،که «همانا نفس همواره به بدی وا می دارد،جز آن که خدا رحمت آورد(سوره یوسف،آیه 83)» (همان)
پس اصلی که در تمام جوانب اخلاق فرماندهان ومدیران باید مطرح باشد واز نظر کاربردی در روابط اجتماعی واجرای عدالت موثر است ودر تمام مراحل خدمتی وتحمل مصایب ومشکلات نقش کلیدذی دارد،«خداگرایی فرمانده»وتوجه به خدا در تمام مراحل زندگی است زیرا توجه به خدا:
انسان را از تنهایی

دیدگاهتان را بنویسید