تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، رتبه علمی، مرتبه علمی، ابوعلی مسکویه

تظاهر شد. جامعه سنی اسلامی حد بالایی از همرنگی و هم شکلی را ایجاب می کرد و چون معیارهای گروهی در اصل همانهایی بود که شریعت نیز تأیید می کرد، رعایت همرنگی در حکم وفاداری به شریعت بود(همان، ص 45).
چند گروه اجتماعی در این عصر مسئول انتقال فرهنگ بودند:
مکاتب: که به صورت غیر رسمی شکل می گرفت و متشکل از شاگردانی بود که در اطراف معلم، که هم آموزگار و هم مرشد معنوی بود گرد می آمدند.
مجالس: انجمن- جلسه درس- و محفل- محل برگزاری جلسه- دربار و تالار کلاس درس بود. مانند مجالس ابوسلیمان سجستانی. مرکز معمول برای تحصیل علوم صرفاً دینی از قبیل حدیث و فقه بود که در مسجد برگزار می گردید؛ و موضوعاتی چون کلام، لغت، ادب غالباً در منازل معلمان بحث می شد، که وزیر پادشاه این محیط طبیعی را برای پرورش انسان گرایی ادبی فراهم کرده بود.
صرف نظر از مساجد و منازل شخصی؛ مباحثات علمی در دکانها و میدانهای شهر و باغها انجام میگرفت، حتی از گرمابه نیز به استثنای بحث در موضوعات دینی بهره می بردند، کتابفروشی ها نیز از دیگر مجامع مباحثات بودند. برای تشکیل مجلس مناطره، دربار امیران و وزیران محیطی مناسب بود. سلطان و ملازمانش بی تردید از مشاهده مجادله لفظی لغویان و شاعران و نحویان ومتکلمان و فیلسوفان به وجد می آمدند، دربارهی صاحب منصبان حکومتی نیز برای مباحثات ادبی و موضوعات فلسفس مودبانه تر مورد استفاده قرار می گرفت( کرمر، 1357ش، ص 100).
افراد برجسته این عصر، یعنی حافظان و حاملان فرهنگ آن: دانشورانی که ذخایر علمی جهان کهن را حفظ می کردند؛ کاتبان و ندیمانی که نیازشان به دانستن، آنان را به گنجینه ای مطلوب برای ذخیره دانش تبدیل می کرد؛ امیران و وزیرانی که اغلب مرد قلم و شمشیر بودند.
علاوه بر مساجد که محل تشکیل مجلس بود ما از کاخ ها هم برای تشکیل مجالس استفاده می کردند. خلفا به ویژه دوره عباسی به خاطر همنشینی با دانشمندان و عالمان تلاش میکردند کاخ هایشان کانون درخشش فرهنگی و آگاهی و پایگاه دیدار دانشمندان و ادیبان باشد(شلبی، ترجمه ساکت، 1361ش، ص 75).
منازل امیران و وزیران آل بویه نیز محفل و محل برای علماء و فضلا بود تا تا فارغ از ازدحام و مزاحمت و گرفتاری هایی روزمره در کمال آرامش با متخصصان رشته های مختلف به محض و بحث بپردازد. گاهی برخی بزرگان را دانشمندان نیز منازل خود را برای تدریس یا مناظره با ارباب مذاهب اختصاص داده بود. منزل شیخ مفید از جمله این مکان ها بود که مناظره های شیخ در آنجا انجام میگرفت(ابن جوزی، 1412ق، ج 7، ص 340).
مکان های وارقان پایگاهی برای علماء و ادبا بود که در آن گرد می آمدند و بحث ومناظره میکرد. و این حاکی از آن است که نوعاً خود وراق مادر شمار علماء و ادبا بودند. تشکیل مجالس بحث منحصر به صحافی ها نبود بلکه در مغازه سفال و کوزه فروشی ها نیز جوانان ادب دوست، گرد می آمدند.
از دیگر تشکیل مجالس علمی در آن دوره کتابخانه ها و دارالعلم ها بود که علاوه بر جمع آوری کتب به آموزش و تربیت شاگردان درموضوعات خاص می پرداختند. گاهی مناظره ها با بزرگان ادیان دیگر رخ می داد و چنین به نظر می رسید که جدل های کلامی بین مسیحیان و یهود از یک طرف و مسلمانان از سوی دیگر مودبانه و عاری از لحن تند بوده است(ابوحیان توحیدی، 1965م، صص 301-291).
8- اهداف تشکیل مجالس در فرهنگ ایرانیان
هدف اصلی از تشکیل جلسات، به ویژه جلسات دائمی مربوط به منازل دانشمندان، آموزش و آموختن بود. اما مجالسی که به ویژه در مکان های دیگر چون کاخ ها و منازل وزیران بر پا می شد، اغلب اهداف جانبی دیگری می توانست همراه داشته باشد، از جمله استهزا و به دشواری افکندن حریف، خود نمایی و فخر فروشی، به دام انداختن رقیب و نیز بیرون کردن رقیب از میدان که اغلب نیز اهداف آنان تأمین شده و موجب شادمانی برپا کننده مجلس و شرکت کنندگان در آن می گردید که شواهدی از هر یک در پی خواهد آمد.
1-8 مناظره در فرهنگ ایرانی برای آموزش و آموختن
آموزش و آموختن مهم ترین انگیزه مباحثه ها ومناظره های مجالس بود. معمولاً این نوع مجالس به این صورت بود که شاگرد از استاد خویش یا گروه همتایان در موضوعی که خود آگاهی نداشت، مؤدبانه پرسش می کرد و در انتظار پاسخ می نشست. از آثار بر جای مانده از این مجالس کتاب الهوامل و الشوامل است که تألیف آن مربوط به ایامی است که ابوحیان در ری و دربار ابن عمید به سر می برد. کتاب، مشتمل بر پرسش ها (الهوامل) و پاسخ هایی (الشوامل) است که میان ابوحیان و ابوعلی مسکویه، فیلسوف و مورخ مشهور و کتابدار ابن عمید مبادله شده است(خراسانی، 1374ش، ج 5، ص 565). پرسش های ابوحیان جنبه استهزا و به دشواری افکندن حریف ندارد، بلکه در واقع برای آموختن است(ابوحیان توحیدی، 1951م، ص 359).
نمونه دیگر در دوره مورد بحث، مجلسِ اُنس اِبن سعدان با ابوحیان توحیدی است. ابن سعدان شب ها با ابوحیان در ابواب مختلف ادب و لغت و فلسفه و الهیات و اخلاق که خود در آن دانش ها اطلاعات بسیار داشت و این معنا از پرسش های او از ابو حیان آشکار است، به گفت وگو می پرداخت. ابوحیان شرح این گفت وگو را در کتاب مشهور الامتاع و المؤانسه که آن را به چهل شب تقسیم کرده، گرد آورده است. این مباحثات این گونه بود که وزیر مسئله ای مطرح می کرد و ابوحیان به درخواست وزیر به صراحت و با خاطری آسوده، پاسخ داد و ضمن پاسخ، پرسش های دیگر پیش می آمد و به همین روش در مباحث مختلف، گفت وگو می شد(ابوحیان توحیدی، 1939م، ص 644-642).
2-8 ارزیابی م
رتبه علمی در مناظره ها در فرهنگ ایرانی
گاهی نیز مناظره بین استاد و دانشجو یان حتی هم طرازان به منظور سنجیدن مرتبه علمی و یا دادن گواهی تدریس و یا اجازه ورود به جلسه درس اساتید بالاتر انجام می گرفت. به همین منظور اگر علمای شهری، شهرت علمی یکی از علمای شهر دیگر را می شنیدند، چند تن را از میان شهر خود انتخاب می کردند تا به آن شهر روند و با عالم مورد نظر، مباحثه و مناظره کنند. یکی از این موارد، داستان علمای شیراز و ابوسهل صُعْلوکی نیشابوری (م 369ق)است که چون شهرت صعلوکی در فقه، تفسیر، نحو، کلام، ادب و علوم دیگر بالا گرفت و به شیراز رسید، علمای این شهر چند نفر را از میان خود بر گزیده و برای مناظره با صعلوکی به نیشابور فرستادند. صعلوکی به استقبال ایشان رفت. علمای شیراز در زمینه های مختلف با صعلوکی بحث کردند و او بر همه ایشان غلبه یافت(سبکی، 1344ش، ج 2، ص 169).
3-8 استهزا و به دشواری افکندن حریف
برخی از جلسات به منظور استهزای حریف یا به دشواری افکندن وی نزد حاضران انجام می گرفت و این منظور که چه بسا از جانب میزبان و صاحب مجلس در نظر گرفته شده بود، گاه با موفقیت انجام می شد و زمینه خرس

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درموردشورای امنیت، حقوق بشر، دیوان بین المللی، حقوق بین الملل

دیدگاهتان را بنویسید