تصمیم‌گیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

در سال 1979، نمایندگان 145 کشور سازمان بین
المللی به منظور شرکت در کنفرانس جهانی اصلاحات ارضی و توسعه روستایی که از سوی فائو تشکیل شده بود در رم گردهم آمدند و در کنفرانس رم، اعلامیه اصول و برنامه اجرایی مراکز مخصوصاً بر مشارکت زنان، بطور مساوی و برابر با مردان در توسعه روستایی تأکید داشت مورد تصویب قرار داد. از آن زمان به بعد، رهیافت فائو در رابطه با نقش زنان در توسعه بیش
تر بر روی نقش زنان در توسعه روستایی و فراورده
های کشاورزی متمرکز بوده است.
در این راستا، در برنامه
های آتی نسبت به نیازهای ویژه زنان از جمله مشارکت در فعالیت
های درآمدزا، استفاده از فرصتهای آموزشی و تربیتی و کاربر و تکنولوژی بر و سایر ابزارهایی که موجب کاهش فشار کار بر زنان و افزایش میزان بازدهی کار آنان می
شود، توجه بیشتری اعمال می
گردد. بدین ترتیب، اکثر سازمانهایی که به نحوی با مسائل زنان درگیر می
باشند به نقش اقتصادی زنان تأکید دارند، چرا که آنها در استراتژیهایشان به این مطلب پی برده
اند که زنان فقیر به زمین، اعتبارات مالی، آموزش دسترسی ندارند. بنابراین جهت دستیابی به منابع و حمایت و پشتیبانی تکنیکی و مالی مناسب زنان، سازمانهای توسعه زنان پروژه
های اقتصادی گسترده
ای را از خرد تا کلان در دست اقدام دارند.
به نقل از (خانی، 1375، 38 و 33).(Sally, W. yudelman, 1987, 178-179)
اکثر مطالعات و تحقیقاتی که در رابطه با نقش اقتصادی و اجتماعی زنان در سرتاسر جهان صورت گرفت در پی انتشار کار «نقش زنان در توسعه اقتصادی» به وسیله استربوزورپ در 1970 بوده است. پیش از وی اکثر مطالعات درباره زنان خصوصاٌ در کشورهای غیرصنعتی توسط مردم شناسان صورت می گرفت، وی در قرارگیری مفهوم زنان و توسعه در یک چارچوب بین المللی کمک شایانی کرد هم از نقطه نظر اینکه توسعه اقتصادی را در یک جهت گیری انسانی قرار داد و هم از این لحاظ که به روشن ساختن نظرات سیاسی برخاسته از پروژه های توسعه که در دهه 1960 انجام شده بود یاری رساند. (Sue Ellen, 19) (به نقل از خانی، 1375، 40). به دنبال آن در غالب سازمانهای زنان در جهان سوم شبکه هایی در سطوح ملی و منطقه ای و محلی تشکیل گردید که هدف آن دادن نقش مؤثرتری در اجرای پروژه های توسعه و منتفع کردن این قشر از نتایج آن بوده است. بر فراز اینها اعلام دهه 1985 به عنوان «دهه زن» سبب گردید تا اقداماتی جهت جمع آوری اطلاعات و انجام تحقیقات و همچنین طرح ریزی پروژه هایی به منظور دستیابی به مدارک و اطلاعات در مورد موقعیت زنان در سرتاسر جهان و به خصوص در کشورهای جهان سوم صورت گیرد. در واکنش به «دهه زنان» سازمان ملل، اکثر توجهات به سمت نقش زنان در بخشهای گوناگون به خصوص کشاورزی و ماهیگیری و … جلب شد. غالب فعالیتها در جهت سیاستهای توسعه و آگاهی جنسیتی متمرکز گردید، که هردو در بسط دیدگاهها برای مشارکت زنان در تمام سطوح فرایند توسعه ضروری است.
تلاشهای چند دهه اخیر در طرح مسائل زنان، از سویی منعکس کننده تغییراتی است که در اقتصاد جهانی و سیاست گذاری های اجتماعی رخ داد و از سوی دیگر نشان دهنده شکست برنامه های توسعه در فراهم آوردن زمینه های لازم برای مشارکت زنان در امور جامعه است. در واقع برنامه ریزان با این حقیقت که زنان بایستی در اجتماع دو نقش ایفا نمایند در صورتیکه مردان فقط یک نقش دارند، نتوانستند مقابله کنند. تردیدی نیست که زنان بدلیل نوع جنسیت شان دارای نیازهای ویژه و متفاوت از مردان هستند اما مسائل مربوط به جنسیت که تحت تأثیر ساختار و روابط اجتماعی شکل می گیرد، با این تفاوتها بی ارتباط است. در واقع مشکل زنان، برخورداری ناعادلانه از منابع و منافع توسعه و عدم مشارکت در این فرایند است.
3- مبانی نظری رهیافت های تجربه شده:
درک اهمیت این نکته که فقر فقط مربوط به درآمد نیست، بلکه قدرت، اعتماد، خودباوری، پذیرش اجتماعی و … در حل مسئله فقر زنان مهم هستند، سبب شکل گیری رهیافت های متفاوتی از تأکید بر نیازهای اساسی (عملی) زنان تا کسب وضعیت برابر قانونی در همه امور و جنبه های زندگی (نیازهای استراتژیک) شده است. درنتیجه در طی 3 دهه اخیر، مجموعه رشدیابنده ای از برنامه ها و پروژه ها برای بهبود وضعیت زنان، بویژه زنان فقیر طراحی و اجرا شده است. این چنین توجیهی به نیازهای زنان بصورت تاریخی با تشخیص نقش مهم آنها در توسعه همزمان شده است. در این جهت، استراتژی های مداخله گرایانه گوناگونی تجربه شده است مانند:
1. مداخله های مالی با هدف دسترسی بیشتر زنان به اعتبارات سیستم های رسمی مالی.
2. مداخله های کارآفرینی با قصد ارتقاء مهارت های زنان مانند مهارت های مدیریتی، آشنایی با کاربرد تکنولوژی های نوین.
3. مداخله های بازاریابی برای اطمینان از وجود بازار برای کالاهای تولیدی زنان و ارتقاء اطلاعات زنان در مورد بازارها.
4. مداخله های سازماندهی اینگونه استراتژیها در پی افزایش قدرت چانی زنی زنان برای کسب امتیازات و دسترسی به حقوق مانند مذاکره در مورد دستمزد بیشتر، شرایط بهتر کار و یا امنیت شغلی صورت گرفته است.
5. مداخله اجتماعی که با هدف کاهش محدودیت های زنان به دلیل وجود آداب و رسوم و نگرش های بازدارنده، پیشرفت زنان صورت می گیرد. مروری بر تغییرات تدریجی برنامه ها و استراتژیهای مداخله گرایانه آنها در طی زمان، نشان دهنده تغییرات در بینش و رویکرد سیاستهای اجتماعی و اقتصادی کلان کشورها نسبت به مسائل زنان و چگونگی توانمندی آنهاست و عدم موفقیت هریک از رهیافتها، منتج به پیشنهاد رهیافت دیگری شده که مروری بر رهیافت ها برای طرح آخرین دست آورد نظریه پردازان جنسیتی و توسعه درباره فرایند توانمندی زنان ضروری است. (شادی طلب و دیگران، 1383)
1. رهیافت رفاهی
این نظریه، قدیمی ترین و هنوز هم متداول ترین چارچوب نظری در کشورهای در حال توسعه است. به اعتقاد بووینگ، برنامه های رفاهی برای بهبود وضعیت زندگی زنان، بعد از جنگ جهانی دوم و برای گروههای آسیب پذیر بوجود آمده (محمدی، 1382، 11) و بر مبنای 3 پیش فرض بنا شده است.
1. زنان عوامل دریافت کننده، بدون شرکت فعالانه در فرایند توسعه و فقط گیرنده کمک ها به حساب می آیند.
2. نقش مادرانه، مهمترین نقش اجتماعی است.
3. به دنیا آوردن بچه، بزرگ کردن او مؤثرترین نقش زنان در همه اشکال توسعه است.
این نظریه بر خانواده متمرکز است و نقش زنان را به عنوان متولد کننده و به عرصه رساننده کودک مدنظر دارد. روش اصلی در اجرای اصول این نظریه پرداخت کمک های نقدی، کالا و خدمات مجانی و… به زنان تشخیص داده شده و زنان همچون معلولین، بیماران و سالمندان به عنوان گروه های آسیب پذیر شناسایی شده اند.
براساس بینش طراحان این رهیافت، زنان گروه های آسیب پذیری هستند که نقش بازتولیدی دارند و دولت ها وظیفه «حمایت» از آنها را به عهده گرفته اند. زنان نیازهای عملی (خاص) خود را دارند (مثل نیاز به بهداشت در دوران بارداری، زایمان و…) و توانمندسازی زنان درحد تامین نیازهای عملی آنها با ارائه خدمات از سوی دولت بطور مثال غذا برای رفع سوء تغذیه یا توزیع امکانات تنظیم خانواده تحقق می یابد. زنان دریافت کنندگان غیرفعالی هستند که در فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری مشارکتی ندارند. در این نگاه حمایتی، فقر زنان به عنوان یک مسئله دولت دیده شده که برای تسکین آلام فقرا، ارائه انواع حمایت های رسمی و غیررسمی ضروری است. بنابراین تامین امکانات و خدمات لازم برای زنان مانند بیمارستان خاص زنان، تعاونی زنان و… هدف اصلی طرح های این رهیافت قرار می گیرد. (امیری و شادی طلب، 1382) به نقل از (شادی طلب و دیگران، 1383). در اینجا اهمیتی به اینکه آیا زنان به تنهایی موجودات سازنده و تولید کننده در رفع احتیاجات خود می توانند باشند داده نشده است. چراکه محققان تاکید داشته اند که: اقدام برای زنان فقیر در جهان سوم به این تشخیص متکی است که سرمایه گذاری برای زنان، بازگشت سریع سرمایه را به دست نداده و یا سرمایه گذاری برای توسعه مردان را کاهش نمی دهد، این امر در تداوم دیدگاه رفاه در قالب پروژه های اقتصادی نیز مشهود است، بدین معنی که تاکید بر تخصیص مهارت های سنتی و مخصوص جنس خاص (مانند بافندگی و صنایع دستی) برای تولید کالاهایی است که بازارهای محدودی دارند. لذا پروژه های اقتصادی زنان، منجر به اقدامات انفکاکی اندک می شود که اغلب بطور داوطلبانه صورت می گیرد، زیرا نه تنها دولت بلکه موسسات اجرایی مشتاق به سرمایه گذاری در بخش های سود ده می باشند. نهایتاً هدف این دیدگاه براین فرض استوار شده که اگر وضعیت رفاهی دختران و زنان به دلیل تبعیضات جنسیتی پایین است، پس فائق آمدن براین تبعیضات، فرایند توسعه و تواناسازی و بنابراین سطوح بالاتر مراحل برابری را در برمی گیرد. (خانی، 1375، 43، 42). در این چارچوب نظری، اگر آموزشی در نظر گرفته شود، محتوای آموزش ها متناسب با نقش زنان خانه دار به شکل همسر و مادر تهیه و تنظیم می گردد. در نتیجه کمک رسانی به عنوان اولین و مهمترین نقطه قوت این نظریه در برنامه های رفاه خانواده و برای بقاء فیزیکی خانوار متجلی می شود.
عدم موفقیت این نظریه در بدست دادن نتایج مورد انتظار به دلیل توجه صرف بر احتیاجات عملی جنسیتی در رابطه با نقش بچه زایی و خانه داری امروز آشکار شده است. زیرا برنامه های رفاهی، زنان را به عنوان «مسئله اصلی» در نظر می گیرند و با توزیع کمک ها (از سطوح تصمیم گیرنده بالا به پایین) عملاً منجر به وابستگی بیشتر زن ها می شوند.
ولی واقعیت این است که این چارچوب نظری هنوز بسیار مورد پسند و قبول برنامه ریزان است. زیرا نقش سنتی زنان را پذیرفته و اهمیت نیازهای جنسیتی را اصلاً مورد سوال قرار نمی دهد. (یونیسف، 1372) به نقل از (شادی طلب، 1380، 131)
این رهیافت، توفیق چندانی در حذف تبعیض های اجتماعی علیه زنان و تحولات ساختاری نداشته است.

مطلب مشابه :  تجزیه وتحلیل اطلاعات