تعریف خسارت معنوی

دانلود پایان نامه

«حقوق معنوی مزایای قانونی و غیر مادی و مربوط به شخصیت پدید آورنده ی یک اثر فکری است که به موجب آن وی برای همیشه از یک دسته حقوق خاص برخوردار است. برخی از حقوقدانان از این تأسیس با عنوان حقوق اخلاقی که معادل فرانسوی آن است یاد کرده اند.»
برای نخستین بار در قرن هجدهم امانوئل کانت، دانشمند و فیلسوف آلمانی به حق اخلاقی مولف اشاره کرد. به دنبال آن حقوقدانان این نظریه را تأئید نمودند. در سال 1928 میلادی برای نخستین بار کنفرانس بین المللی رم حق اخلاقی مولف را به طور رسمی مورد شناسایی قرار داد و به دولتهای اتحادیه ی برن توصیه نمود که قوانین حق مولف را در این زمینه تکمیل نمایند.
حق معنوی در متون ادبیات کهن ایران نیز از سوی نویسندگان و شاعران مورد توجه قرار داشته است. از جمله « حکیم ابوالقاسم فردوسی بارها در اثر بی مانندش شاهنامه به بهره گیری از
دهقان دانشوری که دست کم چهار صد سال پیش از او داستانهای کهن وار در مجموعه ای به نام خداینامه یا خداینامک به نثر گرد آورده، اشاره نموده و بدین سان حق اخلاقی وی را پاس داشته است».
2-1-2. ویژگیهای حق معنوی
2-1-2-1. غیر قابل انتقال بودن
در این باره از سوی صاحبنظران علم حقوق دیدگاههای متفاوتی ابراز شده است استاد دکتر سید حسین صفایی با دلایل زیر از قابل انتقال بودن حقوق معنوی سخن گفته اند.
نخست اینکه، حمایت از شخصیت پدید آورنده اقتضاء می کند که حقوق معنوی او بعد از مرگ به وسیله ی کسانی که قایم مقام او هستند اعمال گردد.
دوم اینکه ماده 4 قانون مصوب 1348 این حقوق را محدود به زمان ندانسته و از این رو این حقوق نباید با فوت پدید آورنده از میان برود.
سوم اینکه از ماده 26 قانون مزبور که برای وزارت فرهنگ و هنر بعد از سپری شدن مدت حق مادی پدید آورنده عنوان شاکی خصوصی در صورت تجاوز به حقوق معنوی او قایل شده استنباط می شود که « اعمال حقوق معنوی بعد از فوت پدید آورنده یا کسانی است که وارث حقوق مادی او هستند و بعد از پایان مدت بنابر آنچه گفته شد به طور مطلق غیر قابل انتقال دانستن حقوق معنوی جای ایراد و انتقاد داشته و می بایستی به موجب ارث یا وصیت قابل انتقال باشد».
نظر استاد دکتر ناصر کاتوزیان نیز در این باره چنین است. پاره ای از نویسندگان حقی را که مولف بر نوشته های خود دارد قابل انتقال دانسته و آن را استثنایی بر قاعده ی انتقال ناپذیر بودن حقوق غیر مالی گفته اند. موید این گفته اختیاری است که وارث مولف بر نوشته های او دارند و می توانند انتشار و بهره برداری از آن را به هر کس که می خواهد واگذارند ولی باید دانست که حق مولف به دو حق ممتاز تحلیل می شود. « 1) حق بر انتشار و بهره برداری از تألیف که جنبه مالی دارد و در شمار سایر اموال مؤلف به بازماندگان او می رسد. 2) حق معنوی که خاص نویسنده است
و در واقع جزئی از شخصیت او به شمار می رود. حق معنوی بر تألیف را وارثان چنان که هست می توانند اجرا کنند ولی اصل حق به ایشان منتقل نشده است». چنان که مؤلف می تواند نوشته خود را به کلی دگرگون سازد نظریه های مخالف گذشته بدهد یا آن را از بین ببرد، ولی بازماندگان او چنین اختیاری ندارند. آنان وظیفه دارند که میراث خویش را حفظ کنند و با استفاده از وسایل اجرایی حق از مزایای مالی بهره مند شوند پس می توان گفت حق معنوی مؤلف به صورت یک تکلیف با بازماندگان او می رسد و استثنایی بر قاعده ی انتقال ناپذیر بودن حقوق غیر مالی محسوب نمی شود. حقوق غیر مالی حقوق مربوط به شخصیت و روابط خانوادگی مانند حق ابوت، بنوت و حضانت و ولایت و آزادی و شرافت قابل واگذاردن به دیگری نیست اینگونه امتیازها در زمره ی احکام است وضعی است که قانون به وجود آورده و به گونه ای امری اداره می کند. به همین جهت به کار بردن واژه حق درباره ی آنها رسمی است که بدون مسامحه نباید پذیرفت سلطه ای که این احکام برای شخص به وجود می آورد با حق شباهت زیاد دارد ولی از حیث طبیعت و مبنا با آن یکی نیست.
می توان اینگونه نتیجه گرفت اقدام به هر عملی که بر شخصیت علمی مؤلف و محتوای اثر خدشه وارد سازد از سوی وارثان بوده و برخورد و تعارضی با حقوق معنوی صاحب اثر ندارد. به طور مثال وارثان و سایر جانشینان قانونی اختیار دارند در مورد انتشار اثری پس از مرگ مورثشان تصمیم لازمه را اتخاذ نمایند مگر اینکه مؤلف در زمان حیاتش آنان را از این امر صریحاً نهی کرده باشد. اما حق ندارند در مضمون و محتوای اثر دست برده و در آن تغییر و دگرگونی ایجاد کنند یا نام و عنوان اصلی اثر را به گونه ای دیگر درآورند همچنین وارثان حق دارند به مثابه پاسداران شخصیت خالق اثر پس از مرگ او در صورتی که اثر مورد تحریف و تغییر واقع شده باشد. اقدامهای لازم را در دفاع از محتوای آن به انجام رسانند.
وفق ماده 19 قانون 1957، در حقوق فرانسه مقرر شده است که حقوق معنوی پدید آورنده پس از مرگ او به کسی که به موجب وصیت برای اعمال این حقوق و در واقع برای حفظ حرمت پدید آورنده و اثر او تعین شده است منتقل می گردد و در صورتی که کسی به موجب وصیت
تعیین نشده باشد این حقوق به ورثه ی پدید آورنده منتقل می شود. که مضمون ماده 26 قانون حمایت حقوق مؤلفان و منصفان و هنرمندان به آن اشاره کرده است.
2-1-2-2. محدود نبودن به زمان و مکان
حقوق معنوی بر خلاف حقوق مادی به زمان و دوره ای خاصی محدود نمی گردد و برای همیشه حتی پس از مرگ صاحب اثر به نام او جریان دارد. به عبارت دیگر دایمی است و مرور زمان از اعتبار آن نمی کاهد.
از سوی دیگر محدود به مکان نیست به این معنا که « تفاوت نمی کند اثر در کدام کشور انتشار یافته یا عرضه گردیده است» بر این اساس دولت ایران به عنوان مظهر قدرت عمومی وظیفه خود می داند چنانچه اثر یکی از اتباع کشور که در خارج انتشار یافته مورد تحریف و تغییر واقع شود از حقوق معنوی آفرینشگر اثر حمایت لازم به عمل آورد. اگر چه بر اساس ماده 22 قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان حمایت قانونی از حقوق مادی پدید آورنده منحصراً آثاری را که برای نخستین بار در ایران چاپ یا پخش یا نشر یا اجرا شده باشد در بر می گیرد.
2-1-3.خسارات معنوی
در جوامع اولیه بشری خسارات وارده به افراد منحصر به خساراتی بود که قابل سنجش بودند، به بیان دیگر مادی بودند و می شد آنها را اندازه گرفت.
ولی به مرور زمان و با پیشرفت جوامع دامنه خسارات حاصله از یک عمل نیز وسعت بیشتری یافت، در گذشته خسارات صرفاً برای ترمیم ضرر و زیان مالی و مادی بود، ولی کم کم خسارات دیگری نیز به این خسارات افزوده شد که از آن جمله خسارت های ممکن الحصول و حتمی الحصول بود، اوج تکامل حمایت قانون از افراد در الزام متهم و یا مجرم برای جبران خسارات معنوی زیان دیده بود. هر چند شاهد چنین دعاویی در محاکم نیستیم، ولی قانون چنین حقی را برای زیان دیده قایل شده است.
2-1-3-1. تعریف خسارت معنوی
مرحوم دکتر سید حسن امامی از نویسندگان برجسته حقوقی کشور در تعریف خسارات معنوی می نویسد: « ضرر معنوی عبارت است از صدمات روحی و کسر حیثیت و اعتبار شخص که در اثر عمل بدون مجوز قانونی، دیگری باعث آن شده است».
تعریف دیگری که در برخی کتب آمده، می گوید: « ضرر معنوی عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی». همچنین ماده یک قانون مسؤولیت مدنی مصوب 1339 با یک عبارت عام و کلی این تعریف را کامل کرد که می گفت: “هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده” بنابراین ضررهای معنوی ممکن است ناشی از لطمه زدن به یکی از حقوق مربوط به شخصیت، حیثیت و شرافت افراد و یا در نتیجه صدمات روحی باشد. یک حقوقدان معتقد است: بنابر تعریف ارائه شده می توان خسارات معنوی را به دو دسته کلی تقسیم کرد، دسته ی اول صدمات وارده به یکی از حقوق مربوط به شخصیت، شرافت و آزادیهای فردی می باشد و دسته ی دوم صدمات روحی و به طور کلی زیانی که به عواطف افراد وارد می شود. دکتر موسوی افزود: معمولاً خسارات و زیانهایی که در مواقع غیر واقعی از طریق رسانه ها به افراد وارد می گردد خسارات معنوی هستند که موجب کسر حیثیت افراد می شود.

مطلب مشابه :  معیارهای مدل تعالی سازمانی