همانگونه که برخی از نویسندگان اذعان نموده­اند در زبان انگلیسی نمی­توان واژه­ای پیدا کرد که معادل دقیق صبر به حساب آید. شاید در زبان فارسی نیز هیچ­کدام از واژه­های «شکیبایی»، «خویشتن­داری» و .­.­. نتواند آن معنای عمیق و گسترده صبر در فرهنگ اسلامی را متقل سازد. از اینرو برای اقسام گوناگون صبر در روانشناسی باید به دنبال واژه­های جداگانه گشت. صبر در معصیت، به مهار تکانه­های جنسی، پرخاشگری، تکانه­های خوردن، شهوت سخن گفتن، گرایش­های قدرت و ثروت مربوط می­شود. صبر در طاعت، به معنای انجام کارهای دشوار و ادامه دادن به هدف حتی هنگام مواجهه با مشکلات است. این دو نوع صبر را در روانشناسی می­توان به مفهوم «خودگردانی[1]» نزدیک دانست. خودگردانی زمانی رخ می­دهد که افراد برای کسب نتیجه­ای یا اجتناب از پیامدی، کنش­ها، گفتارها و نگرش­هایی را انجام داده یا ترک کنند یا فرد به گونه­ای خاص باشد یا نباشد (هیگینز و توری[2]، 2000؛ به نقل از نوری، 1387). اما مفهوم خودگردانی در ادبیات روانشناسی و فلاسفه غربی ریشه در اصل لذت[3] دارد. به اعتقاد روانشناسان فرد زمانی عملی را انجام می­دهد یا کاری را ترک می­کند که این تلاش، لذتی را برای او به ارمغان آورد یا رنجی را از او دور سازد (آیبید[4]،به نقل از نوری،1387). ولی مفهوم دینی صبر نمی­تواند تابع اصل لذت باشد؛ زیرا در مفهوم صبر ترک گناه و دوری از لذت­جویی نهفته است، مگر اینکه ترک گناه را به خاطر لذت قرب به خدا یا نعمت­های بهشتی در نظر بگیریم.در این صورت می­توان مفهوم صبر را نیز تابع اصل لذت دانست اما اصل لذت معنایی فراتر از مفهوم روانشناسان خواهد داشت (نوری،1387).

   برخی از منابع روانشناسی مفهوم «خودگردانی» را با «خودمهارگری» و «کنترل تکانه» الفاظ مترادف و ناظر به یک معنا در نظر گرفته­اند اما دیگران خودگردانی و خودمهارگری را دو نوع کنترل و دارای سه تفاوت دانسته­اند. نخست آنکه افراد خودگردان، قصد و تعمد[5]بیشتری از افراد خودمهارگر دارند. دوم اینکه خودگردانی با هیجانات مثبت همراه است، در حالیکه خودمهارگری با هیجانات منفی پیوند بیشتری دارد. سوم اینکه خوگردانی، انتقال آموزش را بیشتر از خودمهارگری میسر می­سازد.

مطلب مشابه :  شیوه‌های فرزند پروری از دیدگاه روانشناسی

   همچنین صبر در برابر شهوتها و گرایشات جنسی را می­توان در روانشناسی تحت عنوان مفهوم «خویشتن­داری»[6] مطرح کرد؛ هرچند این واژه در روانشناسی به دو معنای «کنترل ادرار» و « کنترل تکانه­های جنسی» به کار برده می­شود.

   این نوع صبر را می­توان در روانشناسی تحت عنوان «سرسختی[7]» جستجو کرد. همچنین صبر در مصیبت را که مستلزم تحمل ناملایمات و رویدادهای ناخوشایند است، می­توان تحت عنوان تحمل[8] بررسی نمود، هرچند واژه تحمل در روانشناسی به دو معنا به کار رفته است: 1. میزان تحمل افراد نسبت به مواد روان­گردان 2. توانایی مقاومت در برابر تنیدگی،درد و فشار روانی ناشی از رویدادهای تنش­زا (نوری،1387).

   بر این اساس می­توان گفت مراد از صبر نه برخورد منفعلانه و عقب­نشینی است و نه محبوس کردن دردها در سینه و سد کردن راه بروز آنها. آنچه مهم است به­کارگیری مهارت صبر به عنوان راهبردی مقابله­ای با تمرکز بر مسئله برای غلبه بر فشارهاست.

 

 



[1] – Self regulation

[2] – Higgins and Tory

[3] – Hedonic principle

[4] – Ibid

[5] – Intention

[6] – Continence

[7] – Hardiness

[8] – Tolerance

دسته بندی : داغ ترین ها