تعریف مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

هارجی (1988)، با مرور تعاریف رفتار ماهرانه، به شش جنبۀ مهارت اجتماعی اشاره میکند. او میگوید مهارت اجتماعی عبارتست از «مجموعهای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد میباشند» . در این تعریف بر شش مورد از مؤلفه های مهارت اجتماعی تأکید شده است.
نخست اینکه رفتارهای اجتماعی هدفمندند. ما از این رفتارها برای کسب نتایج مطلوب استفاده میکنیم و بنابراین بر خلاف سایر رفتارها که اتفاقی یا غیرتعمدی هستند؛ مهارت های اجتماعی هدف دارند. به عنوان مثال وقتی شخص «الف» میخواهد شخص «ب» را به ادامۀ صحبت تشویق کند؛ به وی نگاه میکند، سرش را تکان میدهد و بیآن که صحبت های شخص «ب» را قطع کند از “guggles” (صداهای زیر لب «اوهوم»، «هوم» و «آهان»). استفاده میکند. دراینجا این رفتارها با هدف تشویق طرف مقابل {به صحبت} انجام میشوند. دربحث از کفایت افراد در روابط میان فردی متذکر میشوند که «مهارت ها توانایی های هستند که هدفها را برآورده میسازند، حال این اهداف میتوانند اختصاصی (به عنوان مثال، صحبت بدون لرزش صدا). و یا کلی (مثلاً، انجام صحیح آداب احوالپرسی). باشند». سگرین دیلارد (1993)، تعریف مشابهی ارایه میدهند: «مهارت اجتماعی عبارتست از توانایی دستیابی صحیح و مناسب به اهداف».
دومین ویژگی رفتارهای اجتماعی ماهرانه به هم مرتبط بودن این توانایی هاست. یعنی آن ها رفتارهای متفاوتی هستند که به منظور دست یابی به هدفی ویژه مورد استفاده قرار میگیرند و افراد، بطور همزمان از آن ها استفاده میکنند، در مثال قبلی که شخص «الف» قصد داشت شخص «ب» را تشویق به صحبت کند، ممکن است در حین صحبت های شخص «ب» به او لبخند بزند، سرش را تکان دهد، به چشم های او نگاه کند و از «صداهای زیر لب» استفاده کند، و شخص «ب» نیز هر یک از این رفتارها را علامت تمایل طرف مقابل به ادامۀ صحبت های خودش تلقی کند. از انجا که این رفتارها هدفی مشترک دارند، پس به هم مرتبط و متقارن میباشند.
سومین ویژگی مهارت های اجتماعی متناسب بودن آن ها با وضعیت است. فردی از لحاظ اجتماعی ماهر است که بتواند رفتارهایش را متناسب با انتظارات دیگران تغییر دهد. به این ترتیب داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفادۀ صحیح (از لحاظ بافتی). و تسهیل کننده (از لحاظ رفتاری). از شیوه های برقراری ارتباط مناسب و کارآمد با دیگران دارد».
شواهد نشان میدهد متخصصانی که شغل آن ها ایجاب میکند سبک تعاملی خاصی داشته باشند؛ در سایر روابط خود با مشکل روبرو میشوند. برای مثال معلمان مجربی که مجبورند نقش مشاور را هم بازی کنند با اشکال روبرو میشوند.
چهارمین ویژگی این تعریف آن است که مهارت های اجتماعی در واقع واحدهای رفتاری مجزا هستند. فردی که از لحاظ اجتماعی مهارت دارد: «قادر است رفتارهای مختلف و مناسبی داشته باشد… او این توانایی های اجتماعی ماهرانه است. پاسخ های اجتماعی ماهرانه سلسله مراتبی دارند. در این مراتب عناصر بزرگی مثل مصاحبه و واحدهای کوچکتری همچون نگاه کردن به مصاحبه گر و پاسخدهی به پرسشها وجود دارد. او میگوید با آموزش دادن این پاسخ های کوچکتر، میتوان مهارت های اجتماعی را ارتقا داد.
پنجمین جنبه این تعریف، آموختنی بودن مهارت های اجتماعی است. در حال حاضر تمامی محققان اتفاق نظر دارند که اکثراً رفتارهای اجتماعی آموختنی هستند؛ زیرا کودکانی که در بین انسان ها بزرگ نشدهاند از لحاظ اجتماعی رفتارهایی متفاوت و نامقبول دارند و قادر به تکلم نمی باشد. هم چنین شواهد نشان میدهند کودکانی که محیط خانوادگی گرمی نداشتهاند؛ رفتار اجتماعی نامقبولی دارند.
بندورا (1986)، در نظریۀ شناختی- اجتماعی خود میگوید تمامی رفتارها بجز رفلکسهای اولیه (مثلاً، پلکزدن). آموختنی هستند. این یادگیری اجتماعی از طریق مدل سازی و تقلید رفتارهای بزگسالانی چون والدین، معلمان، و همسالان صورت می پذیرد. کودکان در دوران طفولیت مثل والد همجنس خود راه می روند و صحبت و رفتار می کنند. اما بعدها گویش همسالان خود را یاد می گیرند و در صحبت از آن ها پیروی می کنند. دومین عنصر اصلی نظریۀ بندورا، تقویت هایی است که دیگران در قبال رفتارهای فرد بروز میدهند. به عنوان مثال والدین برخی از رفتارهای کودکان را تشویق می کنند و برخی دیگر را نادیده گرفته و تشویق نمی کنند. بطور کلی کودکان رفتارهایی را که جهت انجامشان تشویق شده باشند یاد می گیرند و انجام می دهند. بنابراین فیدبک نقش تعیین کنندهای در عملکرد مؤثرتر دارد (هارجی و همکاران، 2002، ترجمه بیگی و مهرداد فیروزبخت، 1384).
اگر در مورد کیفیت رفتارهایتان فیدبک دقیقی نگیرید ممکن است یک اشتباه را بارها تکرار کنید. این نوع مهارت ها بدون فیدبک بهبود نخواهند یافت حتی برخی شواهد نشان می دهند که بدون فیدبک ممکن است این مهارت ها را بتدریج از دست بدهیم». آخرین بخش تعریف مهارت های اجتماعی و یکی دیگر از ویژگی های دیدگاه شناختی – اجتماعی گویای این است که افراد بر این مهارت ها کنترل شناختی دارند. بنابراین کسی که از لحاظ اجتماعی کمبود مهارت دارد، ممکن است عناصر اصلی مهارت اجتماعی را فراگرفته باشد؛ اما از فرآیندهای فکری لازم بررای استفاده از این عناصر در تعاملات خود بی بهره باشد. یکی از جنبه های مهم کنترل، زمان بندی رفتارهای اجتماعی است. اگر فایدۀ رفتار اجتماعی دست یابی به نتایج مطلوب آن است، پس زمان بندی رفتار اهمیت زیادی دارد. یعنی باید از رفتارهای ماهرانه در موقع مناسب استفاده کرد. مثلاً اگر می خواهیم بر توان تقویتی تشویق های کلامی بیفزاییم، باید از آن ها بلافاصله پس از اظهارنظرهای طرف مقابل استفاده کنیم . در واقع «یکی از نشانه های بی کفایتی اجتماعی، بیان بی موقع مطالب است» پس از یادگیری زمان استفاده از رفتارهای اجتماعی، به اندازه ماهیت این رفتارها و نحوۀ انجام آن ها اهمیت دارد (هارجی ، 1988).
2-2-4- عوامل انتخاب مهارت های اجتماعی
برای تعیین نوع مهارت های که آموزش آن به کودکان ضروری است میتوان از یک سو مجموعه کلی معیارهایی را که توسط کارشناسان مختلف به منزلۀ رفتارهای لازم برای یک کودک صلاحیت دار در عرف فرهنگ جامعه مشخص شده است و از سوی دیگر معیارهای خاصی برای رفتارهایی که یک کودک نیاز دارد تا شایسته تلقی شود به کار گرفت. آموزش مهارت های اجتماعی غالباً به آموزش رفتارهای تحصیلی شباهت دارد. تایلر (1949)، در بحث طرح برنامه درسی معتقد است اهداف آموزشی باید از سه منبع سرچشمه گیرد: فرد فراگیر، جامعه کنونی و متخصصان یا کارشناسان درسی. این سه بعد با انتخاب مهارت های اجتماعی ارتباط دارند. ویژگی های دیگر چون سن کودک، میزان رشد او، کمبود مهارت های خاص، محیط فرهنگی و اجتماعی و یافته های محققان و کارورزان در زمینه آموزش مهارت های اجتماعی، همه باید در نظر گرفته شوند (فاتحی زاده، 1384).
2-2-4-1- تئوری های رشد
اگر به ویژگی های فرد فراگیر به عنوان راهی برای تعیین مهارت های اجتماعی مورد نظر توجه شود میتوان از مجموع معیارهایی که در تئوری های رشد آمده استفاده کرد. آنچه ممکن است بحث انگیز باشد این است که آیا رفتار همواره براساس مراحلی که نظریه پردازان مختلف ارائه دادهاند رشد میکند، آیا برخی رفتارها را میتوان در یک مرحله سادهتر از مرحله دیگر آموزش داد یا کسب کرد و این که چه رفتارهایی را باید آموزش داد و چه رفتاهایی را صرفاً و الزاماً معلول و بلوغ دانست. تردیدی نیست که تئوری های مرحل های در عین حال شاخص های کلی رشد اجتماعی هستند و به تعیین سیر آموزش رفتارهای اجتماعی کمک میکنند تئوری های فروید، اریکسون، پیاژه و نیز مدل رشد اخلاقی کلبرگ(1969). خلاصه میشود (یاسایی، 1387).
فروید در نظریه تحلیل روانی، نظام رشد پنج مرحل های خود را براساس ساختارهای جنسی روانی ارائه میدهد. هر مرحله با تأکید بر کنش های بیولوژیکی (اولین سال دهانی، تا سه سالگی مقعدی، سه تا پنج سالگی احلیلی یا ادیپی، پنج تا دوازده سالگی رکود یا نهفتگی از دوازده سالگی تا بلوغ تناسلی). کشمکش های در خور تحلیل تجربه های عادی انسان را می رساند. در طرح یاد شده از نظر اجتماعی چنین استنباط می شود که کودکان باید هر مرحله بحرانی را با موفقیت بگذرانند تا بتوانند به صفات یا رفتار مثبت برسند. گاه عکس این مورد پیش می آید یعنی کودکان قادر به دفع کشمکش های مرحلۀ مربوطه نیستند (احدی و محسنی، 1386).
اریکسون(1963)، در ادامه طرح تحلیل روانی فروید نظام رشد مشابهی برای پرورش اجتماعی ارائه می دهد که از دوران طفولیت تا بلوغ ادامه دارد و کودک در هر مرحله بر مجموعهای از کشمکش های بیش از همه از طریق رشد رفتار اجتماعی، تسلط پیدا می کند. به نظر اریکسون کودکی که به نحو مطلوب اجتماعی شده است تمامی هشت مرحله را، که با اعتماد به دیگران آغاز می شود و در دوران بلوغ به اوج خود می رسد، با موفقیت پشت سر می گذارد و به شکلی منطقی خود را در جامعه مطرح می کند. در چارچوب نظریه اریکسون، با رشد رفتار اجتماعی اولیه، کودک ضمن ارتباط با والدین و اولین سرپرستان، می تواند مهارت دادو ستد و فهماندن نیاز خود به دیگران را کسب کند. کودک خردسال باید بتواند برای ایجاد نظم در کنش های مختلف جسمی و نیز جنب و جوش در محیط پیرامونش به خواسته های بزرگسالان توجه کند. واکنش های اجتماعی ایجاد شده با اولین سرپرستان از طریق گسترش ارتباط با خواهران، برادران، همسالان و سایر بزرگسالان آشکار می شود و رفتارهایی که با نوعی استقلال و ابتکار همراه است ارزش فزاینده ای می یابد. در هر فرایند پرورش اجتماعی، رفتارهای اجتماعی اولیه را والدین و سرپرستان از طریق پاسخ ها و نمونه هایی که ارائه می دهند به کودک می آموزند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان سنین بالاتر تنها به تکرار مراحل اولیه رشد به گونه ای که در کلاس یا محیط درمانی مطرح است کمک می کند (احدی و محسنی، 1386).
در حالی که در نظریه های رشدی که ذکر آن ها گذشت برای پرورش اجتماعی بر عوامل روانی تکیه شده است، تئوری پیاژه بر محور رشد شناختی تکیه دارد. سیر تحولی که پیاژه برای رشد اخلاقی مطرح کرده است. در این نظام رفتار کودک را در پیروی به مقررات بازی به نوع آن ارتباط می دهد و چهار مرحله را مشخص می سازد: الف- رشد حرکتی ، ب- خودمحوری ، ج- همکاری دو جانبه ، د- رشد اصول اخلاقی در اولین مرحله که رشد حرکتی نام دارد بازی کودک دارای ماهیتی حرکتی و فردی است. هنگامی که کودک در سنین بین 2 تا 5 سالگی به مرحله دوم (یعنی خود محوری). نزدیک می شود برای فعالیت های روزانه ضوابطی را به کار گرفته است. این نوع استفاده از ضوابط بر اساس قضاوت اخلاقی نیست بلکه در نتیجه نظارۀ اعمال بزرگسالان و کودکان سنین بالاتر است که معیارهای شان در این مرحله از نظر او قاطع و صحیح شمرده می شود. هنگامی که کودک به مرحله سوم یعنی همکاری دو جانبه را مییابد اعتقاد او به قاطع بودن ضوابط خارجی متعادل می شود و خود مقرراتی را براساس موقعیت های خاص اجتماعی وضع می کند. در این مرحله علایق دیگران نیز در وضع مقررات سهم عمدهای دارد. حدود سن 11 یا 12 سالگی کودک به آخرین مرحله قدم میگذارد در حالی که با اصول اخلاقی لازم برای ایجاد نظم اجتماعی آشناست. طی این دوره به اهمیت کنشی مقررات، رعایت حقوق دیگران و قواعد نظام اجتماعی پی می برد و همۀ اینها را به شکل یک مکانیزم برای حفظ حقوق فردی فرامیگیرد. هرچند این طرح رشد اخلاقی را در مراحل مختلف نشان می دهد لکن مراحل به یکدیگر پیوسته اند زیرا عناصر هر مرحله در تمام مراحل دیگر وجود دارد. مثلاً جنبه های همکاری و رشد حرکتی طی مرحلۀ خودمحوری نیز انجام می شود. به نظر پیاژه در مراحل یاد شده تفاوت در الگوهای رفتاری خاص است (شعاری نژاد، 1387).
2-2-4-2- معیارهای اجتماعی
در انتخاب مهارت ها برای یک کودک بخصوص با چند کودک، علاوه بر در نظر داشتن مراحل رشد آن ها، به چند معیار اجتماعی نیز باید توجه داشت. در بخش های مختلف یک جامعه، میان گروه های شغلی مختلف، حتی بین خانواده ها و نیز در مقاطع گوناگون زمانی دربارۀ نحوه رفتار کودکان اختلاف نظرهای فاحشی به چشم می خورد. برای مثال، خلاف معمول گذشته که «کودک باید در سکون کامل بنشیند و توجه کند»، امروزه به کودکان قاطعیت در کلام یعنی با صدای بلند سخن گفتن، ارتباط با نگاه، تداوم سخن و نحوۀ طرح خواسته می آموزند. زمینه فرهنگی رفتارهای اجتماعی در انتخاب مهارت های اجتماعی مناسب برای آموزش به کودک خاص حائز اهمیت است. نمونه های متعددی از تقوت های فرهنگی را می توان ذکر کرد: مردمان فرهنگ های مختلف با فاصله از یکدیگر می ایستند؛ کودکان در برخی گروه های فرهنگی می آموزند که مستقیماً به یکدیگر نگاه نکنند. کودکان برخی خانواده ها یا خرده فرهنگ ها می آموزند به آنچه جانشین پرخاشگری می شود روی موافق نشان ندهند و به آن پشت پا بزنند. به عبارت روشن معلم یا درمانگری که می خواهد به کودک کند تا در روابط اجتماعی کارایی لازم را داشته باشد باید معیارهای رفتاری بزرگسالان و همسالان او دربارۀ مطلوبترین رفتارهای اجتماعی باید در نظر گرفته شود. این دیدگاه ها در سنین مختلف تغییر می کنند. آگاهی از عقاید کودک در ایجاد انگیزه برای یادگیری مهارت های اجتماعی اهمیتی ویژه دارد (امیری، 1386).
دیدگاه های همسالان کودک منبع اطلاعاتی مناسبی برای اطلاع از مهارت های اجتماعی ضروری محسوب می شود. روابط با همسالان در زندگی کودک اهمیت فوق العاده دارد و به آموزش اجتماعی کودک مربوط می شود. مهارت های اجتماعی در پذیرش کودک نزد همسالان او بسیار مؤثر است. همسالان کودک مایل به معاشرت به کودک گوشهگیر یا پرخاشگر نیستند، در نتیجه این قبیل کودکان نمیتوانند از تجربه های اجتماعی بهره مند شوند (تابش، 1386).
برخی مبانی انتخاب مهارت های اجتماعی در بحث اعتبار اجتماعی توسط وولف (1978)، به عنوان یک معیار ذکر شده است. این معیار آنچه را که از نظر اجتماعی مشکلات خاصی در مسیر تلاش برای تغییر رفتار ایجاد می کند مشخص می سازد. به نظر و ولف این یک جامعه یا نمایندگان جامعۀ مورد نظر هستند که می توانند ارزشهای اجتماعی را با معیارهایی نظیر: آیا اهمیت اجتماعی رفتار به اهداف مطلوب جامعه بستگی دارد، آیا روش های تغییر رفتار قابل قبولند و آیا افراد جامعۀ مورد نظر اثر و نتایج رفتار را می پذیرند، به بهترین نحو بنیان نهند. گرشم (1984)، دربارۀ به کارگیری مفهوم ارزش اجتماعی در مهارت های اجتماعی کودکان معتقد است نتایج مهم اجتماعی تعلیم مهارت های اجتماعی به کودکان را می توان شامل مواردی چون «پذیرش در گروه همسالان، مورد قبول بزرگسالان خاص قرار گرفتن، سازش با محیط تحصیلی، عمل با عقل سلیم و عدم ارتباط با دستگاه قضایی نوجوانان» دانست. ظاهراً نتایج مطلوب در انتخاب مهارت های اجتماعی برای آموزش به کودکان عامل مهمی در تعیین محورآموزش به شمار می آید زیرا اگر مثلاً هدف پذیرش کامل همسالان در مقابل موفقیت کلاسی یا روابط اصلاح شدۀ خانه مطرح باشد نحوۀ تأکید تفاوت می کند( کارتلج و میلبرن، 2002، ترجمه ، نظری نژاد، 1385).
ضرورت پرورش مهارت های اجتماعی یک کودک، در بسیاری از موارد، زمانی احساس می شود که افراط در رفتار نامطلوب به چشم می خورد و علت آن نبودن رفتار مطلوب در مجموعه رفتارهای کودک است. طبق نظر فوق، انتخاب رفتار مطلوب به جای رفتارهای مسأله ساز به عوامل بسیاری بستگی دارد که معمولاً ارزیابی ذهنی افراد ذی ربط از آن جمله است. برای آموزش تقریباً هر چه در حد درک و توان کودکان است روش هایی وجود دارد. از این رو در گلچین مهارت های اجتماعی برای کودکان، انتخاب رفتارهایی که برای آنان ارزشمند باشد اهمیتی خاص دارد.

مطلب مشابه :  مزایای آموزش کارکنان