توانایی پیش‌بینی‌کنندگی سود و جریان‌های نقدی عملیاتی

دانلود پایان نامه

2-1. ارزیابی سودمندی اطلاعات عملکرد
عدم تقارن اطلاعات موجود بین مدیریت و سایر طرف های قرارداد منجر به شکل گیری تقاضایی برای گزارش معیاری از عملکرد شرکت در فواصل زمانی منظم ایجاد کرده است. این معیار را می توان برای تدوین قرارداد یا تجدید آن و همچنین، برای ارزیابی خدمات مدیر و جبران آن مورد استفاده قرار داد.
یکی از این معیارها سود است. سود حسابداری بیانگر معیاری خلاصه شده از عملکرد شرکت است که بر اساس مبنای تعهدی حسابداری محاسبه می شود. اهمیت سود حسابداری از آن جهت است که بسیاری از استفاده کنندگان از آن به عنوان معیار خلاصه شده ای از عملکرد شرکت می نگرند. در تحقیقات اخیر حسابداری، ارزیابی سودمندی اطلاعات از طریق مطالعه واکنش بازار به انتشار اطلاعات – اعلام سود – صورت می گیرد. اما واکنش بازار به سودهای اعلامی توسط شرکت های مختلف متفاوت است. بنابراین لازم است دلایل واکنش ناهمسان بازار به سودهای شرکت های مختلف مورد مطالعه قرار گیرد تا عوامل مؤثر در این رابطه شناسایی گردند.
معیار دیگر برای ارزیابی عملکرد، جریان های نقدی عملیات است. موفقیت هر واحد تجاری در نهایت به توانایی آن برای ایجاد جریان های نقدی ورودی بستگی دارد. با این وجود، در فواصل زمانی محدود، گزارشگری وجوه نقد تحقق یافته لزوماً آگاهی بخش نیست. این بدین دلیل است که جریان های نقدی تحقق یافته از مشکلات زمانبندی و تطابق رنج می برد(دیچو، 1994). این امر منجر به آن می شودکه جریان های نقدی تحقق یافته معیاری پارازیتی ازعملکرد شرکت باشد. برای کاستن از این مشکلات، اصول پذیرفته شده حسابداری در این مورد رهنمودهایی دارد تا دقت در اندازه گیری عملکرد شرکت را به وسیله استفاده از اقلام تعهدی افزایش داده و مشکلات زمانبندی و تطابق شناسایی گردش وجه نقد در سود حسابداری را اصلاح کند (رسائیان و حسینی، 1387).
با این حال استفاده از اقلام تعهدی مجموعه جدیدی از مشکلات را پدید آورده است. حسابداری تعهدی متضمن قضاوت های شخصی متعدد است. در تعیین سود مشکلات مفهومی و اجرایی متعددی در ارتباط با اقلام قابل انتقال به دوره های آتی، تسهیم و تخصیص ها و برآوردها وجود دارد. به دلیل وجود رویه های گوناگون حسابداری، استفاده از سود به منظور مقایسه بنگاه ها با یکدیگر با سؤال مواجه است. منتقدان این اتهام را بر سیستم حسابداری وارد می آورند که به جای محتوی اقتصادی رویدادها، محتوی حسابداری آنها را ثبت می نمایند.
از یک سو نتایج تحقیقات نشان می دهد مفاهیم ارزشیابی بخش نقدی و بخش تعهدی سود بر حسب شرایط مختلف تغییر می کند. برنارد و استوبر (1989) را می توان در زمره نخستین کسانی دانست که معتقد به تغییر مفاهیم ارزشیابی بخش نقدی و بخش تعهدی سود بر حسب شرایط مختلف بودند. بسیاری از محققین به پیروی از برنارد و استوبر (1989) به بررسی نقش ویژگی های سود، مثلاً پایداری سود، در تعیین ارتباط ارزشی اجزای تشکیل دهنده سود پرداختند (علی، 1994؛ پایفِر و دیگران،1998؛ اسلوان،1996). اگرچه این تحقیقات به کسب آگاهی هایی در مورد ارتباط ارزشی اجزای سود منجر شد؛ اما در بسیاری از این تحقیقات، عوامل زیربنایی اقتصادی – که به طور بالقوه تعیین کننده ویژگی های سود حسابداری می باشند – مد نظر قرار داده نشده اند.
از سوی دیگر مدیریت معمولاً در شناسایی اقلام تعهدی در صورت های مالی تا حدی از آزادی عمل برخوردار است. این آزادی عمل می تواند برای علامت دهی اطلاعات خصوصی یا برای دستکاری فرصت طلبانه سودها توسط مدیریت مورد استفاده قرار گیرد. انتظار بر این است که علامت دهی توانایی سودها برای اندازه گیری عملکرد شرکت را بهبود بخشد؛ زیرا احتمالاً مدیریت اطلاعات ممتازتری را درباره توانایی ایجاد وجه نقد شرکت تحت مدیریت خود در اختیار دارد (واتز و زیمرمن، 1986؛ هولتسن، 1990؛ هیلی و پالپو، 1993). بنابراین یک علامت معتبر از عدم تقارن اطلاعات کاسته و به تدوین قراردادهای کارا منجر خواهد شد. با این حال، تا اندازه ای که مدیریت از آزادی عمل خود برای دستکاری فرصت طلبانه اقلام تعهدی استفاده می نماید، سود به یک معیار کم اعتبار درباره عملکرد شرکت تبدیل شده و جریان های نقدی می تواند ارحج تر باشد.
2-2. توانایی پیش بینی کنندگی سود و جریان های نقدی عملیاتی
گرینبرگ و همکاران (1986) در تحقیقی به دنبال پاسخ به این سوال بودند که آیا سودهای جاری، جریان های نقدی آتی را بهتر پیش بینی می کنند یا جریان های نقدی جاری؟ نتایج تحقیق حاکی از آن بود که برای پیش بینی جریان های نقدی، سود خالص بهتر از جریان های نقدی تاریخی است؛ نتیجه ای که با ادعای FASB همخوانی داشت. لارک و همکاران (1993)، مردوک و کراوز (1990) و دیچو و همکاران (1998) به نتیجه ای مشابه با نتیجه مطالعه گرینبرگ و همکاران (1986) – یعنی برتری سود نسبت به جریان های نقدی در پیش بینی جریان های نقدی آتی – دست یافتند.
آرنولد و همکاران (1991) در یک مطالعه مقطعی به بررسی رابطه بین سود و معیارهای مختلف جریان نقد پرداختند. محققین دریافتند که اگرچه استفاده از حسابداری تعهدی در پیش بینی جریان های نقدی آتی مفید است، اما در این مطالعه شواهدی دال بر برتری سودهای حسابداری در مقایسه با جریان های نقد تاریخی به منظور پیش بینی جریان های نقدی آتی به دست نیامد. بارث و همکاران (2001) نقش تفکیک سود به اجزای نقدی و تعهدی را در پیش بینی جریان های نقدی آتی مورد بررسی قرار دادند. محققان پس از آزمون فرضیات دریافتند که:
تفکیک سود به اجزای نقدی و تعهدی به صورت معنی داری توان پیش بینی مدل را افزایش می دهد.
اقلام تعهدی بلندمدت (به خصوص استهلاک) دارای توان قابل ملاحظه ای برای پیش بینی جریان های نقد آتی می باشند.
تفکیک سود به دو جزء نقدی و تعهدی، توان پیش بینی مدل را به صورت معنی داری افزایش می دهد، اما تفکیک اقلام تعهدی به اجزاء مهم آن توان پیش بینی را به میزانی بیشتر از حالت قبل افزایش می دهد.
در حوزه تحقیقات انجام شده در داخل کشور، کردستانی (1374) به این نتیجه رسید که سود حسابداری در مقایسه با جریان های نقدی توانایی بیشتری برای پیش بینی جریان های نقدی آتی دارد. ثقفی و هاشمی (1383) دریافتند که سود حسابداری نسبت به جریان های نقدی توانایی بیشتری در پیش بینی جریان های نقدی آتی دارد. تحقیق ثقفی و فدائی (1386) به این نتیجه منتهی شد که مدل هایی که از اقلام تعهدی در پیش بینی جریان های نقدی استفاده می کنند در مقایسه با مدل هایی که فقط از جریان های نقدی استفاده می نمایند، قابلیت پیش بینی بیشتری دارند.
2-3. تحقیقات ارزشیابی اطلاعات حسابداری توسط بازار
یک فرضیه مشترک زیربنای بسیاری از تجویزهای موجود در ادبیات حسابداری تا اوایل دهه 1960 این بود که گزارش های حسابداری تنها منبع اطلاعات درباره شرکت ها می باشند. اما بعداً انتقاداتی نسبت به نحوه محاسبه سودهای حسابداری مطرح شد. در آن زمان ادعا می شد سودها باید تغییرات در ارزش شرکت را اندازه گیری نمایند؛ اما در شیوه عمل موجود حسابداری، سودها بر اساس برخی تعاریف رسمی از ارزش یا سود محاسبه نمی شوند. در برخی موارد برای برآورد درآمدها و هزینه ها از بهای تاریخی استفاده می شود اما در سایر موارد ارزش های جاری بازار مورد استفاده قرار می گیرد. نتیجه این استدلال این بود که سودها ارقامی بی معنی بوده و نمی توانند در تصمیمات سرمایه گذاری سودمند واقع شوند. همچنین قیمت های اوراق بهاداری که براساس این سودها تعیین شده اند نمی توانند به عنوان معیاری برای تخصیص منابع کمیاب بین فرصت های سرمایه گذاری رقیب مورد استفاده قرار گیرند (واتز و زیمرمن، 1986).
فرضیه بازارهای کارای اوراق بهادار(EMH) مفاهیم مهمی برای استدلال های گمراه کردن بازار سرمایه توسط مدیران در صورت عدم وجود یکنواختی و همچنین بی معنی بودن سود حسابداری دارد. هر دوی این استدلال ها بر این فرض مبتنی بودند که گزارش های حسابداری تنها منبع اطلاعات درباره شرکت ها می باشند. EMH پیشنهاد می کند که فرضیه تنها منبع، احتمالاً توصیف کننده شرایط واقعیت نیست و اینکه بازار سهام بطور سیستماتیک از طریق روش های حسابداری گمراه نمی شود. به علاوه EMH دلالت بر این دارد که اگر بین سودها و قیمت های سهام همبستگی وجود داشته باشد، سودها می توانند به عنوان شاخص ارزش یا تغییر در ارزش سودمند واقع شوند؛ حتی اگر براساس یکی از تعاریف رسمی سود محاسبه نشده باشند. بنابراین در غیاب ارزش های بازار، سودهای حسابداری را می توان برای برآورد ارزش مورد استفاده قرار داد (واتز و زیمرمن، 1986). تعارضات موجود بین مفاهیم فرضیه بازار کارا و فرضیه ی تنها منبع اطلاعات، منجر به آن شد که محققین به دنبال پاسخ به دو سؤال برآیند:
آیا سودهای حسابداری با قیمت های سهام یا تغییر در قیمت های سهام همبستگی دارند؟
آیا تغییر در روش های حسابداری و اثرات آن بر سود، بازار سهام را گمراه می کند؟
در تحقیقات حسابداری برای مطالعه قیمت و بازدهی سهام از سه رویکرد توان پیش بینی، ارتباط ارزشی و محتوای اطلاعاتی استفاده می شود. هر یک از این سه رویکرد نقاط قوت و ضعفی دارند.
در رویکرد توان پیش بینی، رویداد یا متغیر مورد علاقه می تواند سود، قیمت سهام، ورشکستگی یا مواردی نظیر آن باشد. مزیت رویکرد توان پیش بینی در این است که هیأت استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه شماره 1 بر پیش بینی رویدادهای مختلف به عنوان یک هدف صورت های مالی تأکید دارد. ایراد این رویکرد مشخص نکردن مدلی مشخص برای پیش بینی است.
در مطالعات ارتباط ارزشی، متغیر وابسته قیمت یا بازده است. مزیت رویکرد ارتباط ارزشی در این است که برای مطالعه قیمت سهام نیاز به یک پنجره رویداد (فاصله زمانی مشخص پیرامون وقوع یک رویداد معین) وجود ندارد. نقطه ضعف این رویکرد نیز ناشی از تعدد مدل های ارزشیابی است.
رویکرد محتوای اطلاعاتی در مقایسه با دو رویکرد فوق ابزار قدرتمندتری است. زیرا بر خلاف رویکرد ارتباط ارزشی، از یک پنجره کوتاه برای اندازه گیری اثر وقوع یک رویداد بر تغییرات قیمت استفاده می کند. عدم وجود یک مدل واحد برای اندازه گیری بازدهی غیرنرمال و تعیین پنجره زمانی و عدم امکان کنترل رویدادهای همزمان با رویدادهای مورد مطالعه، نقاط ضعف این رویکرد است (شعری، 1383).
2-4. تحقیقات ارتباط ارزشی در ادبیات حسابداری

مطلب مشابه :  گروههای اجتماعی