توسعه پایدار

دانلود پایان نامه

هر واحد همسایگی به وسیلۀ راه های اصلی احاطه می شود که این راه ها آمادگی پذیرش ترافیک سنگین تری را دارا هستند. این خیابان ها قادرند مرزهای مطمئنی برای واحد همسایگی باشند. در طرح کلارنس پری، شناخت و تأکید بر عوامل وسعت، مرزها، فضاهای باز، محل ساختمان های عمومی، مغازه های محلی وراه های داخلی، اساس کار به شمار می رود و یکی از عوامل گسترش ایدۀ واحد همسایگی، عدم ورود ترافیک گذری به درون بافت است که یک آرامش نسبی را برای واحد همسایگی به دنبال دارد. ویژگی های کالبدی شبکه راه های واحد همسایگی به گونه ای است که برای افراد عبور از خیابان های کناری از مزیت نسبی نسبت به راه های داخلی برخوردار است که به برخی از این ویژگی ها اشاره شده است:
ـ عریض بودن راه کمربندی و کناری پیرامون واحد همسایگی و عرض کم راه های داخلی بافت
.ـ عدم امکان جهت یابی درست در بافت داخلی برای کسانی که به محیط آشنا نیستند
.ـ تعدد خیابان ها و کوچه های بن بست
ـ طراحی راه ها با اولویت استفادۀ پیاده(همان، 1378).
3-9- (رادبرن ؛ نمونه ای اجرا شده): رادبرن اولین مکانی بود که پذیرای ایده واحد همسایگی پری بود. طراحی این واحد همسایگی بر عهده هنری رایت و کلارنس اشتاین بود. این دو در طرحشان برای یکی از نواحی حومه ای رادبرن در نیوجرسی، پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان کردند. اساس نظریه آن ها ایده بلوک های بزرگ مسکونی است که برمبنای جدایی ترافیک پیاده و سواره قرار دارد و بسیاری از ویژگی های طرح کلارنس پری
در واحدهای طرح رادبرن به اجرا گذاشته شد. درطرح رادبرن، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که در اطراف آن ها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده و پارک ها مرتبط می شوند، قرار گرفته است. مدرسه ها و فروشگاه ها تماماً در قسمت های ورودی این واحدهای بزرگ قرار گرفته اند. بلوک های بزرگ به مفهوم یک ایدۀ منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت و آمدی است که اماکن مسکونی را از راه های اصلی به دور نگه می دارد(عظیمی و مقدم، 1386).
تصویر 3-3-سایت پلان واحد همسایگی رادبرن((URL6, 2014
تصویر 3-3-سایت پلان واحد همسایگی رادبرن((URL6, 2014
تصویر 3-2- طرح واحد همسایگی رادبرن ((URL6, 2014
در طرح رادبرن، پارک در مرکز بلوک های بزرگ به عنوان برترین نقطه محله در نظرگرفته شده است.راه های موتوری نیز، به طرف خانه هایی است که درسمت راست آن ها پارک ها قرارداده شده اند.واحدهای مسکونی به میزان بسیار کمی به انتهای خیابان ها و محیط های عبوری اطراف دید دارند و بازشوهای واحدهای مسکونی به سوی مراکز پر سروصدا کمتر باز می شود و حداکثر تلاش برای ایجاد حریم صوتی و حریم دید برای واحدهای مسکونی شده است.
تا آرامش روانی نسبی در محله بوجود آید.درچنین شرایطی ، خانه ها درطراف راه های بن بست قرارداده شده اند. اطاقهای نشیمن و بسیاری هدف از ایجاد طرح رادبرن، ایجاد باغ شهرهایی در جوامع متروپلیتن (مادرشهر) بوده است(عظیمی و مقدم، 1386).
طرح رادبرن برای جمعیتی حدود ۲۵۰۰۰ نفر در سه واحد همسایگی در نظرگرفته شده و محدودۀ هر واحد از مرکز دبستان تا شعاع ۴۰۰ متر می باشد. در طرح رادبرن، سعی شده است که مردم به طبیعت نزدیک تر شوند و آسایش و آرامش بیشتری جهت ساکنین تأمین گردد. در این طرح نیز، فضای سبز اهمیت زیادی دارد و هدف آن تشکیل یک جامعۀ شهری سالم است. جهت تأمین سلامت بچه ها و جلوگیری از حوادث ناگوار، پیاده روهای ویژه ای ساخته شده است که دور از ماشین هاست (همان، 1386).
3-10- توسعه الگوی واحد همسـایگى در نظام شهرسازی غرب
واحد هاى همســایگى پرى جایگاه خود را در قوانین و اســتانداردهاى توسعه شــهرى بین ســال هاى 1930 -1950 میلادی در شهرسازی غرب پیدا کرد، به طوری که از آن با عنوان “جنبش واحد همسایگى” نام برده می شــود. واحدهاى همســایگى نقش و جایگاه ویژه ای دراقدامات بازســازی مراکز شــهری و ایجاد شــهرهاى جدید که پس از جنــگ جهانی دوم در کشــورهای اروپایی و آمریکا آغاز گشــت و نیز برنامه هاى توسعه شــهرى پس از آن داشت (عزیــزى،1382).
در دهــه 1960 میــلادی منتقــدان غربى به بســیاری ازکمبودها در گسترش حومه اى اشاره کردند. تراکم کم و محدوده های بســیار بزرگ یکنواخت مســکونی و یا تجاری و اداری، سبب سفرهای ا ضافی، تقاطع های ترافیکی، کمبود فرصت اوقات فراغت و قدم زدن و غیره شده بود. الگوى واحد همسایگى پری برای سازمان دهی گسترش ســریع حومه ها کارآیی چندانی نداشــت و تقریبا از دهه 1960 میلادی الگوهای جدیددر طراحى واحدهمسایگى معرفی گردید. براساس نظرات بســیارى از اندیشمندان، الگوهاى طراحى واحد همسایگى در نیمه دوم قرن بیســتم میلادى، الگوهای پیشین را با شرایط جدید تطبیق داده و با عناوینى جدید در طراحى محلات مســکونى معاصر به کار گرفته اند. نکته مهم در طراحى الگوهاى جدید، گرایش مجدد به ایجاد اجتماعات کوچــک محلى از طریق طراحى اســت (عینــى فر، 1386).
3-11- بررســى نقش و جایگاه واحد همســایگى در شهرسازی معاصر غرب
در حال حاضر واحدهاى همسایگى جایگاه مهمی در امر توسعه شهری در شهرســازی غرب دارند. به طوری که از آنها به عنوان کلید توسعه شهری، مشــارکت مردم و هویت بخشــی به محیط های شهری یاد می شود (استروفسکى، 1371).
مهمتریــن این ویژگى ها اجتماعی و کالبدی شامل موارد زیر است:
3-11-1- مکانى جهت سکونت و ارائه خدمات و نیازهاى اولیه ساکنین: در ایــن نگــرش، محلات بایــد قلمرویى مســکونى را ایجاد کرده و نیازهاى روزانه ســاکنین مانند نیاز بــه خرید کردن، آموزش کودکان، تفریح و فراغت و دسترســى معمول به دیگر بخشــهاى یک شــهر را برآورده نمایند. این نگاه بیشــتر متوجه کارکرد و عملکرد محله است. تعریف واحد همســایگى به یک کاربری خاص مانند دبســتان همانند آنچه در الگوى واحد همســایگى پرى پیشــنهاد شــده اســت، آستانه جمعیتى کاملا مشــخصى را براى واحد همســایگى تعریف مى کند و به این ترتیب به ایجاد واحدهایی غیر قابل انعطاف و کلیشه ای منجر خواهد شــد. در الگوهاى جدید سعى شده، انعطاف پذیرى لازم ایجاد شــده و جمعیت به یک کاربرى خاص خدماتى(مانند فضاى آموزشى) وابسته نباشد. واحد بنیادین در سلسله مراتب تقسیمات کالبدى شهر ایــن نگرش به مفهوم محله که در راســتاى تامیــن نیازها و خدمات ســاکنین اســت، محله را به عنوان بلوک اصلى شــکل دهنده ساختار شهرها و یکى از عناصر اصلى تقسیمات کالبدى شهر در نظر مى گیرد. از به هم پیوســتن چند واحد محله، ناحیه و به همین ترتیب مناطق و شــهر ایجاد مى شــود که هر کدام از این تقسیمات شهرى به صورت سلســله مراتبى خدمات در رده هاى مهم تــر و تخصصى تر را تامین مى کنند. بنابراین واحد همســایگى، محرکى براى تفکیک شهرها به تعدادى از واحدهاى ســاختارى اســت که با ابعــاد متفاوت یک نظام سلســله مراتبى را به وجود مى آورند (استروفسکى، 1371؛ فرى ،1383)
3-11-2- ارتقاءدهنده تعاملات اجتماعى وایجادکننده حس جامعه محلى:واحدهمســایگى، به علت فرصت ایجــاد گروهى از مردم، و مرکزیت کارکردى خدمــات جمعى، قلمرویی برای جامعــه ای همگن به وجود مــى آورد که مى تواند نقــش پر رنگى در حس تعلق بــه مکان ایجاد کند. از نظر روان شناســى، افراد ســاکن در یک محله مشخص “حس اجتماع محلى” دارند. بنابراین براى شــهرهایى کــه ناهمگن، متنوع و چند فرهنگى هســتند، محله مکانى براى خرده فرهنگ هاى شــهرى است ( 2001 Ropoport,).
3-11-3- زمینه ساز مدیریت شهرى و مشارکت اجتماعى: ایــن نگرش بر توان مدیریتى واحد همســایگى تاکید دارد و اداره امور مختلف شــهر و خدمات رســانى بــه آن را در قالــب واحدهاى فضایى مى بیند. این واحدهاى کوچک مى توانند رضایت بخشــى را به منظور بــه دســت آوردن کیفیت بهتر زندگــى فراهم کننــد (1998 Gharai,). رویکردهای جدید به توســعه شــهری، برنامه ریزی و مدیریت شهری را از خــرد ترین واحد یعنی واحد همســایگى مد نظر قرار مى دهد و از فرآیندهاى مشــارکتى توسعه توسط مردم محلى به عنوان سرمایه هاى اجتماعــى کمک مــى گیرد، و متکى بر برنامه ریزی محله مبنا اســت (حاجی پور ، 1385)
3-11-4- ایجاد کننده هویت و معنى:محلــه مــى تواند یــک موجودیت اجتماعــى و کالبــدى را خلق کند.زیــرا هم یک نهــاد اجتماعى اســت و هم یک الگــوى کالبدى ویژه، و بــه معنى دار کــردن و هویت محیط هاى شــهرى کمک مى کنند. راپاپورت در همین زمینه مى نویســد: محلات مکان هایى هســتند که به وســیله آن ساکنین مى توانند خودشان را تعریف کنند. به این ترتیب هویــت اجتماعى را براى واحدهــاى فضایى در شــهر ایجاد مى کنند(1998 Gharai,).
3-11-5- امکانى براى پایدار نمودن توسعه شهرى: رویکرد توســعه پایدار به توســعه شــهرى اثرات قابل توجهى بر روى مفهوم محله داشــته اســت. علت های اصلی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: یک محله مى تواند باعث ایجاد خودکفایى در زمینه تامین خدمات مورد نیاز ساکنین، کاهش سفرهاى شهرى، پایدارى اجتماعى و حس جامعه محلى،عدالت و برابرىو حس مکان وهویت در محیط هاى شهرى گردد( 2001 Ropoport,).
3-12- واحد همسایگی پایدار
آن جنبه های یک توسعه پایدار، که بر مبنای آن مفهوم واحدهای همسایگی پشتیبانی میشود، بقرار ذیل هستند :

مطلب مشابه :  کارکردهای انطباقی، ویژگیهای شخصیتی، پردازش اطلاعات