جمهوری آذربایجان

دانلود پایان نامه

2.سپید ها ، مخالفان سرخ ها که بخش های قابل توجهی از ارتش روسیه تزاری در اختیارشان بود و قصد تثبیت دیگرباره ی حکومت تزاری را داشتند
3.قوای انگلیس که بخشی از آن در خاک روسیه تزاری بود و از استقرار بلشویسم و کمونیسم هراس داشت و از سپیدها حمایت می کرد.
4.قوا و نیروهای وابسته به عثمانی که در حال جنگ با روسیه تزاری بودند و از گروه های پان ترکیست همچون حزب مساوات به رهبری محمد امین رسول زاده حمایت می کردند.
قفقاز و به تبع آن تالش در این دوره صحنه نبرد نیروهای فوق بود.برای درک جغرافیای سیاسی تالش شمالی در این دوره ناگزیر باید به جغرافیای سیاسی قفقاز توجه داشته باشیم.در مورد قففاز و تقسیماتش دو دیدگاه وجود دارد دیدگاه غربی دو قفقاز جنوبی(ارمنستان،آذربایجان وگرجستان)وشمالی(چچنستان،اوستیا، آبخازیا، اینگوش، داغستان) را قائل است، در روسیه گروهی به همین تقسیم بندی معتقدند و گروهی ارمنستان،آذربایجان و گرجستان را زاقفقازیا یا ماوراء قفقاز می نامند.
«پس از الغای فرمانداری کل قفقاز،در قفقاز جنوبی کمیساریای ماوراء قفقاز و مجمع ماوراء قفقاز اداره امور را به عهده داشتند.»(امیر احمدیان،1380، 212)
«در 15 نوامبر 1917 کمیساریای زاقفقازیا(ماورای قفقاز) که حکومتی ملی گرا بود در تفلیس تاسیس شد.منشوئیک های گرجی،مساواتیها ی متمایل به عثمانی و داشناک های ارمنی در آن شرکت داشتند پس از مدتی این تشکل جای خود را به سیم (مجمع ماوراء قفقاز )داد .این مجمع در 22 آوریل 1918 ماوراء قفقاز را جمهوری فدراتیو مستقل اعلام کرد در اثر بروز اختلاف ساختاری بین منشویئکها و داشناک ها و مساواتی ها و نیز مداخلات و فشارهای عثمانی و آلمان در تاریخ 26 مه 1918 این مجلس منحل و جمهوری های مستقل آذربایجان و گرجستان و ارمنستان به وجود آمدند. »(همان). جمهوری دموکراتیک زاقفقازیا مرکزش در تفلیس بود. ابتدا گرجستان از این ترکیب آن خارج و اعلام استقلال کرد، سپس ارمنستان. پس از اعلام استقلال گرجستان و ارمنستان اراضی ای باقی ماند که از نظر قومی بسیار متنوع بود و در آن تالش ها ، لزگی ها، کردها، ترک ها و تات ها(در آن درصد قابل توجهی از اهالی آبشرون و باکو،قبا و شروان را تات ها تشکیل می دادند) و برخلاف گرجستان و ارمنستان دارای هویت ملی واحد نبودند بارزترین وجه اشتراکشان مسلمان بودن اکثریت بود در آن زمان هنوز نام آذربایجان برای اراضی شمال ارس کاربرد نداشت و ابداع نشده بود.بنابراین ابتدا نام باقی مانده ی جمهوری زاقفقازیای متلاشی شده را جمهوری مسلمانی زاقفقازیای شرقی نهادند.
نام جمهوری اذربایجان نخستین بار توسط …. به کار رفت هدف از جعل این نام برای اراضی شمال ارس فشار آوردن بر آذربایجان ایران با ایده جدا کردن این ناحیه از ایران در دراز مدت صورت گرفت.محمد امین رسول زاده در تفلیس جمهوری آذربایجان را اعلام کرد و مقر شورای ملی را به گنجه انتقال داد. در این زمان شورای کمیساریای خلق که در خدمت روسیه شوروی بود امور را در دست داشت که در 10 ژوئن 1918 به قصد از بین بردن جمهوری خلق آذربایجان که توسط رسول زاده اعلام شده بود حمله ای را تدارک دید که با کمک نیروهای عثمانی و ورود آنها متحمل شکست گردید. در باکو اما قدرت از دست قوای شوروی به دست منشوئیک ها و داشناکها افتاده بود و دیکتاتوری سنترو کاسپی تشکیل گشت که از نیروهای انگلیسی دعوت کرد وارد باکو شوند که ژنرال دنسترویل اواسط اوت وارد باکو شد.(امیر احمدیان،1380،217) پس از آن نیروهای عثمانی به باکو یورش آوردند ودر اواخر 1918 دولت محمد امین رسول زاده را در باکو مستقر کردند.که عاقبت این دولت در 1920 به دست قوای شوروی ساقط گشت و وی به ترکیه(در آن زمان عثمانی) گریخت. دولت مساواتیها از همان آغاز استقرار در باکو، با تنشها وتهدیدهایی جدی در منطقه ی تالش روبرو شد. درطول مدت عمر کمتر از دوساله ی دولت رسولزاده ، تالش ناآرام ترین منطقه ی جنوب قفقاز بود. فرمان ناپذیری تالشان از باکو ولایت تالش را به میدان مبارزات مردمی از یک سو و کشاکش مساواتیها وعثمانیان وانگلسیهاو نیروهای تحت امر ژنرال ضد بلشویک دنیکین ، ازسوی دیگر تبدیل کرده بود( اسدف، 1384،8 )در اوایل دوره اشغال قفقاز توسط حکومت شوروی، در ادامه روند تاریخی مبارزات مردم منطقه تالش ، جمهوری شوروی مغان (جمهوری شوروی لنکران) تشکیل شد (امیر احمدیان، 1380 ،390) .
همانطور که بیان شد در مدت کوتاهی حکومت بین 3 نیروی متخاصم دست به دست شد.مدتی در دست حکومت دیکتاتوری نظامی سنترو کاسپی که از جانب انگلیسی ها حمایت میشد، مدتی در دست مساوات ها حمایت می شدند و مدتی در دست بلشویک های انقلابی روسیه که عاقبت آن ها حکومت خود را در باکو تثبیت و جمهوری سوسیالیستی شوروی را بنا نهادند.
همین سه نیروی عمده در منطقه تالش نیز درگیر بودند ابتدا ائتلاف نیروهای سپید با حمایت قوای ژنرال دنیکن در 4 آگست سال 1918 دیکتاتوری موقت نظامی مغان را در ده روس نشین پریشپ در مغان اعلام را اعلام می کنند. که مغان و لنکران را در بر می گیرد.این حکومت پس از 7ماه با شورش مسلحانه بلشویکها در 25 آوریل سرنگون گشت. در 15 می 1919 جمهوری شوروی مغان به مرکزیت لنکران اعلام می شود و تا 23 جولای پا برجا بود. تالشانی همچون شیر علی آخونداف، بهرام آقایف، در شاخه سیاسی و در شاخه نظامی هم باله ممد (لیریکی)از افراد سرشناس جمهوری بودند.تالشان ایران هم در این جمهوری حضور داشتند. بیله سوار ایران هم در ترکیب جمهوری شورایی مغان قرار گرفت که با تثبیت مرز ها بعدا به ایران باز پس داده شد.(عکس های جمهوری شوروی مغان )
عکس 3-4-جمهوری شوروی مغان، 1919
ماخذ سایت آتروپات نارود
عکس 3-5-جمهوری شوروی مغان
عکس 3-6-جمهوری شوروی مغان
ماخذ سایت آتروپات نارود
جمهوری شوروی مغان که بر ناحیه تالش مسلط بود حکومت مساواتی ها به رهبری رسول زاده به رسمیت نشناخت.اقدام به نشر پول و تشکیل شورای اقتصاد،کمیته جنگ ،کمیسیون فوق العاده،شعبات امور خارجه، دادگستری، امور داخله ،فرهنگ عامه، و دارایی اقدام کرد. « با رهبری کمونیست ها ، جمهوری شوروی مغان در مقابل هجوم نیروهای مخالف مقاومت کرد . کارگران باکو و روسیه شوروی با ارسال سلاح، مهمات، لوازم جنگی و اعزام کادرها و رهبران حزبی(از جمله آ. ب یوسف زاده، ی. ج آقایف،اولیانتسف، و ای ، او کولو تیسف) به جمهوری مغانکمک می کردند. ضد انقلابیون که در اواسط ژوئن به مبارزان شوروی در لنکران هجوم آورده بودند شکست خوردند و در این میان کمیسر سیاسی ت ای اولیانتسف کشته شد. در 15 ژوئن مخالفان مجددا حمله کردند، مبارزان که در این نبرد از خود رشادت نشان می دادند. در مقابل حملا کوبنده و برتر تاب نیاوردند و به جزیره سارا عقب نشینی کردند و تعدادی دیگر توسط انگلیسی ها و روس های سفید دستگیر و در آشوراده تیرباران شدند، سرانجام حکومت جمهوری شوروی مغان سرنگون شد . پس از برقراری حکومت جمهورس شوروی در آذربایجان در 1920 اراضی جمهوری شوروی مغان نیز در ترکیب آن قرار گرفت»(امیر احمدیان ،1983 ، 84) .
روایت اسدف مبنی بر سرنگونی جمهوری شوروی مغان توسط مساواتی ها:
دولت مساوت مستقر در باکو برای تثبیت خود در منطقه تالش متوسل به شاخه ای از ارتش ترکهای عثمانی به سرکردگی سرتیپ سلیم اف گشت و با بر اندازی حکومت شورایی مغان ،تالش را تبدیل به فرمانداری کل تحت امر جمهوری دموکراتیک آذربایجان ساخت او با گماشتن توغلو جواد بیگ ملیک یگانف با بررسی اوراق و گذرنامه کسانی که از مرز میگذرند اقدامات امنیتی را افزایش داد اما دیری نپایید که با روی کار آمدن بلشوویکها در باکو و شکست حزب مساوات افراد وفادار به حزب بولشویک در لنکران قدرت را به دست گرفتند. در سال 1922 فدراسیون جمهوری های شوروی ماورای قفقاز به عنوان یک دولت فدراتیو شوروی سوسیالیستی از به هم پیوستن سه جمهوری گرجستان و ارمنستان و آذربایجان تشکیل گشت و تا 1936 دوام یافت. فدراسیون جمهوری های شوروی ماورای قفقاز نیز در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی قرار گرفت. ناحیه تالش شمالی دوباره با نام قضای لنکران درون جمهوری آذربایجان و در ترکیب فدراسیون ماورای قفقاز و در نهایت شوروی سوسیالیستی بود.انحلال فدراسیون قفقاز و حضور مستقل جمهوری آذربایجان در شوروی تاثیرات منفی شگرفی بر سرنوشت قوم تالش داشت که در فصل بعد به آن خواهیم پرداخت.
در سال 1926 قضای لنکران دارای 13 بخش بوده است:( آستارا،آستراخان بازار(بعد تبدیل به جلیل آباد شد)، بورادیگا،لریک، بوته سر ، ورگه دیز، کزل آغاج، وره وول، ممدرضالی، ماسالی،پریشیپ،میستان، شوروک)بخشی از تالش هم در قضای جواد بود در آن وقت قضای جواد عبارت بود از:علی بایراملی،بیله سوار، کارادونلو، ساعتلی، صابر آباد، هیله،شورسولو. در 1929 قضاها از بین رفتند. منبع کتاب میلمان 1930 رایون لنکران اعلام شد در 8 آگوست رایون زوواند در 1938 به لریک تغییر یافت ،ورگه دوز 1938 به یاردیملی تغییر یافت. رایون آستارا 1963 در ترکیب رایون لنکران قرار گرفت و در 1965دوباره از آن خارج شد. رایون سالیان 930، در سال 1939 خلی از سالیان جدا و تبدیل به رایون شد در سال 1940به ترکیب سالیان بازگشت و نفت چاله از آن منفک و تبدیل به رایون شد که مجددا در 1959 به سالیان بازگشت. درسال 1963 نفت چاله دوباره تحت عنوان اراضی اقتصادی نفت چاله مستقل گشت و دو سال بعد در ال 1965 دوباره به ترکیب سالیان بازگشت و عاقبت در 1973 تبدیل به رایون گشت. در سال بیله سوار در سال 1930 تبدیل به رایون شد به مرکزیت پوشکین در سال 1938 نامش به پوشکین تغییر یافت و در سال 1991 پس از استقلال آذربایجان دوباره نامش به بیله سوار تغییر یافت. رایون بازارآستارا خان که در سال 1930 تشکیل گشته بود در 1968 تبدیل به جلیل آباد شد که از نام نویسنده آذربایجانی جلیل محمد گل زاده ملهم بود. 1943 رایون ساعتلی تشکیل می گردد.1930 رایون پیرو پاقلوفسکی اعلام و در 1931 به صابر آبادسکی تغییر نام می دهد ملهم از نام میرزا علی اکبر صابر.رایون کارادونلو در سال 1930 رایون اعلام و سپس با اضافه شدن ایمیشلی در 1933 به رایون ایمیشلی تغییر نام داد. در23 ژوئن 1993 جمهوری تالش مغان اعلام گشت و یک ماه بعد با رای مجلس به جمهوری خود مختار تالش مغان تغییر نام داد و در آگوست 1993 از بین رفت.
نقشه 3-4- جغرافیای تالش شمالی (جمهوری آذربایجان)
3-2-3-3-تغییرات جغرافیای سیاسی تالش شمالی بعد از فروپاشی شوروی تا امروز
3-3-2-3-1- ظهور و سقوط جمهوری تالش مغان
پس از 50 سال سرکوب اقلیتهای قومی در شوروی و بستن مرزها با همسایگان و عدم تنفس فرهنگی با
فروپاشی شوروی 15 کشور پرچمهای استقلال خود را با موفقیت بالا بردند، تالشان نیز سر از خاکستر بر آوردند و جمهوری تالش مغان را به رهبری علی اکرم همت اف بنیان نهادند.علی اکرم همت اف رییس شعبه لنکران جبهه خلق بود و علی ناصر هم از اعضای این حزب بود. آنها در 11 ژانویه(یانوار)1990 در لنکران پرچم شوروی را پایین آوردند.به روایتی در پروسه اعلام استقلال کشورها و فروپاشی شوروی منطقه تالش از نخستین جاهایی بود که این فروپاشی را تسریع کرد.نکته مهم این که در برنامه ی اصلی شعبه تحت سرپرستی علی اکرم همت اف طلب خود مختاری تالش نیز قید شده بود.
در 26 ژانویه 1990 علی اکرم همت اف دستگیر گشت پس از تشکیل دادگاه بی گناه شناخته شد و آزاد گشت. در سال 91 هلال محمد اف حزب تالش را بنیان گذاشت اما اسم تالش را در مرکز قبول نکردند در سال 92 با نام حزب برابری ملل آذربایجان ثبت شد در بهار سال 93 علی اکرم همت اف عضو این حزب گشت. از اهداف این حذب خود مختاری تالش بود.اول جونِ 93 صورت حسین اف از گنجه به باکو حمله کرد و ایلچی بگ که صدر جبهه خلق بود به نخجوان گریخت .علی اکرم همت اف از صورت حسین اف حمایت کرد.در 21 ژوئن 1993، رهبری واحد نظامی «17» اطلاعیه ای خطاب به مـردم صادر کرد، در این بیانیه آمده بود: « دراوضاع بحرانی که در نتیجه فقدان حکومت و هرج و مرج در کشور به وجود آمده است واحد نظامی (17) در مقابل مـردم احساس مسئولیت خود را درک کرده و تامین امنیت مـردم مناطق آستارا، لنکران، لریک، یاردیلمی، ماسالی، جلیل آباد و بیله سوار را بر عهده خود گرفته و در این منطقه جمهوری خود مختار تالش مغان را اعلام می کند.»

مطلب مشابه :  رفتار مشارکتی