جنگ های ایران و روس

دانلود پایان نامه

حکومت در تالش با فوت قره خان د ر1201 هجری قمری (1786 میلادی )به دست فرزندش میر مصطفی خان می رسد ، دوره میر مصطفی خان مصادف می شود با حذف هدایت خان از صحنه قدرت و کشته شدن او در سال 1201 قمری پس از شکست از سپاه آقا محمد خان قاجار.در این دوره حکومت گیلان به وسیله آقا محمد خان قاجار فتح می شود ولی حکومت تالش با استراتژی میرمصطفی خان به مدتی قریب 30 سال حالت نیمه مستقل و مستقل می یابد. منطقه تالش تا پیش از جنگهای ایران و روسیه، در زمانهای قدرت گیری حکومت مرکزی در ایران تحت حاکمیت دولت مرکزی قرار می گرفت و در زمانهای ضعف حکومت مرکزی به صورت مستقل اداره می شد تا پیش از دوره ی قاجار خصوصا در دوره ی صفویه حکام تالش سرنوشت خود را در پیوند و مشارکت با حکومت مرکزی ایران می دیدند چنانکه در به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی نقش موثری ایفا کردند.اما در دوره ی قاجار تضاد حکام تالش با حکومت مرکزی به طور فزاینده ای افزایش یافت این تضادها از خصومت برادر آقا محمد خان قاجار، مرتضی قلی خان که در اتحاد با میر مصطفی خان سر به شورش نهاد آغاز شد و بعدها در دوره فتحلی شاه با امتناع میر مصطفی خان از فرستادن دختر هفت ساله اش به حرمسرای فتحلی شاه تشدید شد . اخبار نامه نوشته میرزا احمد لنکرانی فرزند میرزا خداوردی منشی و وزیر میرمصطفی خان و میر حسن خان از نزدیک حوادث آن دوره را شرح می دهد او روایت می کند میر مصطفی خان در رد درخواست فتحعلی شاه پیغام فرستاده:«هرچند که نام شما شاه است اما من هم در حقیقت خودم را کمتر از شما نمی دانم»(لنکرانی ،1380، 61)
پس از چند بار لشکر کشی فتحلی شاه و شکست سنگین از نیروهای تالش بخش مرکزی و شمالی منطقه تالش به حالت مستقل درآمد و تنها به صورت اسمی تحت حاکمیت قاجار بود .(لنکرانی،1380، 32)استراتژی عمده میر مصطفی خان اتحاد با روسیه در مقابل حمله شاهان قاجار و بالعکس نزدیک شدن به پادشاهان قاجار در زمانی بود که حکومت خود و استقلال ناحیه تالش را در خطر و سپاه قاجار را قوی می دید. اما محوریت سیاست او استقلال تالش بود چنانچه در یکی از برهه ها که از ناحیه روس ها احساس خطر کرد چنین گفت« اروس چه سگ است او را هم مثل قاجار چون سگ می دوانم»(خداوردی،1380 ،79)
میرزا خدا وردی همچنان می نویسد:
« در آن وقت میر مصطفی خان در ولایت تالش که عبارت از دیناچال الی سالیان بود حاکم بالاستقلال بود و باجی به پادشاه ایران نمی داد سهل بود دو هزار اشرفی هم بر سبیل مستمری بنابر اقرار پادشاه ایران هر سال از رشت به او می دادند»(همان ، 80) در خصوص حدود سیاسی تالش که تحت حاکمیتی مستقل اداره می شد سعید کاظم بیگ در تذکره سعیدیه می نویسد: «بدان که تالش سوای شهر لنکران که قبل سمت نگارش یافت عبارت است از دوانزه(دوازده)ناحیه که در اصطلاح این ایام از آن با لفظ محال آرند: اول محال اسالم دویم کرگانرود،سیم ویلکیج چهارم آستارا پنجم خانبلی ششم چای ایچی لنکران هفتم زوَند هشتم الوف، نهم دشته وند، دهم دریغ، یازدهم اجارود، دوازدهم مغان و این جمله مملکتی وسیع و ارضی عریض است»(احمدی، 113،1390)در همین منبع حد شرقی تالش را دریای خزر حد جنوبی را رود دیناچال و متصل به نواحی گسکر و ازغرب به سمت اردبیل رودخانه سیاه رود (قره سو) را سرحد محال ویلکیج تالش با اردبیل می داند. از شمال نیز رودخانه بالهارود رود را که از میان صحرای مغان می گذرد را حدود تالش می داند و در مورد مغان تاکید می کند و می گوید:«از طوامیر اسلاف خوانین متصرفات این سرزمین و تصدیق سفید ریشان سرحد نشینان صدق آیین این چنین به تواتر رسیده است چنانچه احدی از جوار جنب ادعایی بر خلاف این ننموده و نمی تواند نمودن» لازم به تاکید است حدودی که او بیان می کند حدود سیاسی تحت حاکمیت با نام تالش است و این بخشی ازحدود قومی و طبیعی منطقه تالش است و در این زمان تالش جنوبی را در بر نگرفته است.سعید میرکاظم در مورد نحوه اداره حکومت تالش از توزیع قدرت توسط میر مصطفی خان میان اعیان تالش و کدخدایان معتمد و خیر اندیش یاد می کند و همچنین به مجلس شورایی از ریش سپیدان اشاره می کند که تحت نظارت میر مصطفی خان در مواقع لزوم برای حل مسائل تصمیم جمعی می گرفتند.«این مطلب در نزد مستخبرین اخبار ماضیه ثابت است که بعد انقراض دولت نادری مدتی که دور دول سرکشان ایرانی بود آن نقاوه دودمان مصطفوی دست ارادت در عهد خود به کسی و باج طالشی به ذی نفسی نداد و فریدا به امر ایالت این ولایت می پرداخت»پس از مرگ میرمصطفی خان طالش در سال1230 هجری (به نوشته لسان الملک سپهردر ناسح التواریخ) (آقاجانی،378 ، 537). حکومت به دست پسرش میر حسن خان رسید و او چند سالی با استقلال در سرزمین تالش حکومت کرد و بعد مصرانه در اردوی ایران به جنگ با روس ها پرداخت اما دیر نپایید که طوفان حوادث و جنگهای سهمگین ایران و روسیه علی رغم تمان تلاش هایش شیرازه ی حکومت تالش را گسست.
بنابر آنچه آمد در تالش در دوره ی افشاریه و زندیه و قاجاریه حکومتی موروثی از میرعباس بیگ به جمال الدین میرزا بیگ(قره خان) از قره خان به میر مصطفی خان و از میر مصطفی خان به میرحسن خان رسید که این فرایند بیش از 70 سال طول کشید و عاقبت پس از جنگ های ایران و روس و عقد عهدنامه های گلستان (1813) و ترکمنچای (1828)شیرازه ی حکومت تالش از هم پاشید و تغییرات اساسی در آرایش جغرافیای سیاسی تالش به وجود آمد.قرض از بیان مطالب بالا تثبیت و یا آوری این واقعیت است که تا حدود 200 سال قبل هنوز دو حکومت همجوار گیلان و تالش وجود داشت و اصلی ترین ضربه به یکپارچگی سیاسی بخش اعظم تالش در دوره فتحلی شاه قاجار وارد آمد و کانون اصلی قدرت تالش به روسیه تزاری پیوست.
3-2-2-2-وضعیت تالش در زمان تجزیه وعقد عهدنامه های گلستان و ترکمنچای
پس از میر مصطفی خان ؛ زمان حکومت پسرش میر حسن خان مقارن بود با اوج گیری دست اندازی های روسیه تزاری به خاک ایران و جنگهای فرسایشی ایران و روسیه ، بعد عهد نامه گلستان میر حسن خان در لقب ژنرالی که از سوی امپراطوری تزاری به او داده شده بود حاکم لنکران بود،اما ایلینسکی از سوی امپراطور روسیه برای اداره تالش فرستاده شد، وی عامل دشمنی در خانواده میر حسن خان شد،میرحسن خان تحت نظارت و عملا فاقد قدرت بود به همین سبب در جنگ بعدی ایران و روس که بعد معاهده گلستان بود در ارودگاه ایران قرار گرفت.در این زمان میر حسن خان بالکل تالش را در اردوگاه ایران قرار داد و چندین بار روسها را تا پشت مرزهای سالیان عقب راند.در جبهه های نبرد با قوای روسیه تنها جبهه ای که روسها شکست خوردند و ناچار به عقب نشینی شدند جبهه تالش بود درجبهه های دیگر قوای روسیه پیروز گشت و با تصرف ایروان و نخجوان و تا تبریز پیش رفت.میر حسن خان حتی قوای کمکی برای شاهزاده جهانگیر میرزا وحاکم اردبیل فرستاد اما مصالحه ای که بین دولت ایران و روسیه تزاری شکل گرفت اوج تراژدی دو نیمه شدن تالش را رقم زد. در کتاب زندگی عباس میرزا نوشته میرزا مسعود انصاری در مورد عهدنامه ترکمنچای آمده :
«… حضرت والا عباس میرزا آنگاه شرط دوم را که عبارت از تفویض تالش بود شروع کردند، چون بر خاطر خطیر آن حضرت گران بود که یک وجب از ملک ایران به اختیار و جز در جنگ واگذار فرمایند و در مورد تالش چون هنوز در تصرف میرحسن خان بود توقف نموده و مکالمات مفصل فرمودند؛ خلاصه فرمایش اینکه چون باعث خصومت دولتین، اختلال امر سرحد مملکتین بوده تا سرحدی خداداد ما بین دو دولت قبول نباشد،رشته این مصالحه نیز که به دست ما بسته می شود در اندک زمان گسسته خواهدشد و برای اثبات و دوام مصالحه، شایسته آن می دانم که رودخانه ارس تا اتصال آن به رودخانه کُر (کورا ) و پس از آن رود کُر تا التقا به دریای خزر سرحد دو مملکت باشد تا به این واسطه مِن بَعد سالهای دراز غایله وحشت بین این دو دولت پدیدار نگردد، روسیه بعد از اینکه بدون قبول شروط ثلاثه مأذون به مکالمه حرف مصالح باشند، از قبول این تکلیف سرباز زدند »شاهزاده عباس میرزا در پاسخ به فرستاده میر حسن خان به تبریز گفت:«شما دو روز است به تبریز آمده اید اما من از خجالت نمی توانستم این کیفیت را آشکار کنم…لازمه سعی و کوشش را نمودیم در خصوص واگذار نکردن تالش به دولت روسیه ممکن نشد آخر الامر سردار روسیه گفت: بلکه از هفت کرور پول دست بکشم اما از تالش دست نخواهم کشید حال هم به میرحسن خان تکلیف میکنم اگر می تواند با دولت روسیه سازش نماید من هیچوقت از او رنجیده خاطر نمی شوم اگر ما را می خواهید ولایت تالش را تخلیه کرده در وقت آمدن قشون روسیه تالش را به روسیه تحویل بدهد و خودش از سرحد این طرف سکنی نماید.» (لنکرانی ،1380، 111).
با این حساب تالش زمانی از ایران منتزع شد که هزاران سرباز تالش در راه حفظ تالش برای ایران در مقابله با روسیه جان داده بودند و از قضا با پیروزی ،نیروهای روسیه را به آنسوی رود کورا رانده بودند .اما حلاوت این پیروزی که در نبردگاه های سهمگین به دست آمده بود بر روی کاغذ عهد نامه ترکمنچای به شکستی تلخ انجامید که برای دو قرن قوم و سرزمین تالش را در دو سوی مرزی تحمیلی دچار جدایی وآسیبهای جبران ناپذیر کرد.
3-2-2-2-1- مرزهای ایران و روسیه تزاری بر اساس عهد نامه ترکمنچای1828 (1206 شمسی)
بر اساس این عهد نامه رود ارس به بخش عمده مرز تبدیل شد که سراسر مسافت میان دیم قشلاق در43 درجه شرقی در شرق را در بر میگرفت.خط مرزی دشت مغان را مستقیما از منطقه بالا رود قطع می کند که 21 ورس روسی در زیر محل اتصال رودهای آدینه بازار و سری قمیش است و سپس جریان بالا رود تا منشا آن در قله جگار پیش می رود. از این نقطه، مرز در امتداد آب تفسیم شده از مراتعی که تالش را از ارشق جدا می کند و تا قله های کمرقویی و کالوپوتی بالا می رود تا به سر منشا آب رود آستارا می رسد و با دنبال کردن خط تالوگ در این رودخانه به دهانه آن در دریای خزر می رسد یعنی جایی که دو شهر دو قلوی آستارا ی روسیه و آستارای ایران قرار گرفته اند. مرزهایی که بدین گونه تعیین شده اند بخش بزرگی از دشت حاصلخیز مغان و بندر استراتژیک لنکران را در اختیار روسیه قرار می دهند (مجتهدزاده،1389، 64)
3-2-2-2-2-تالش قوم یاغی به مفاد عهدنامه:
میر حسن خان هرگز مفاد عهدنامه ترکمنچای را به رسمیت نشناخت و به جنگهای چریکی علیه قوای روسیه پرداخت و در چند نوبت شکستهای سنگینی به روسها وارد کرد.اما عاقبت پس از چند نوبت دستگیری و فرار با تبانی نیرو های دو طرف دستگیر و در تهران مسموم و کشته شد.نکته قابل تامل اینکه گریبایدف کنسول روسیه در تهران به قتل رسید و یکی از متهمین میرزا کریم خان تالشی بود که دستگیر و اعدام شد که احتمالا بی ارتباط با نارضایتی تالشان از دو شقه شدن سرزمینشان نیست. چنانکه اولین حمله میر حسن خان به قوای روسیه پس از عهدنامه زمانی رخ داده که خبر کشته شدن گیریبایدوف میرسد.دولت تزار می ترسید در صورت فشار بر ایران انقلاب علیه ایران در گیرد و دامنه آن به ماوراء قفقاز کشیده شود.بنابراین نه تنها پوزش ایران از قتل گیریبایدوف را پذیرفت بلکه با تخفیف میزان تاوان به دو ملیون روبل موافقت کرد (گرانتوسکی ،1359، 329).
3-2-3-تحولات قدرت و جغرافیای سیاسی تالش شمالی پس از تجزیه تالش
3-2-3-1- از تجزیه تا انقلاب اکتبر 1917
پس از تجزیه تالش در اثر جنگ های ایران و روسیه و عقد عهدنامه های ترکمنچای و گلستان، جغرافیای سیاسی تالش در دو سوی مرز تغییرات کاملا متفاوتی را پشت سر گذاشته است، این تغییرات را ابتدا در قسمت شمالی و سپس به تغییرات جغرافیای سیاسی و تحولات قدرت در تالش جنوبی خواهیم پرداخت.بعد عهد نامه گلستان میر حسن خان با لقب ژنرالی که از سوی امپراطوری تزاری به او داده شده بود حاکم لنکران بود اما تحت نظارت و عملا فاقد قدرت بود به همین سبب درجنگ بعدی ایران و روس که بعد معاهده گلستان بود در ارودگاه ایران قرار گرفت. میرحسن خان هم قبل و هم بعد ترکمنچای چندین بار به اراضی تحت اداره روسیه یورش برد. خانات تالش پس از مرگ نادر شاه افشار در سال 1747 تشکیل گشت. «خانات تالش دراواسط قرن هیجدهم به وجود آمد(نقشه 1_3).این خانات با گیلان ، اردبیل،قره داغ و خانات جواد وسلطانات سالیان هم مرز بود» (امیراحمدیان ،ب 186)در بعضی نقشه های کشیده شده توسط آکادمی علوم آذربایجان حدود خانات تالش تا کورا است. نامه هایی در آرشیوهای اسناد در تفلیس موجود است که میر مصطفی خان از ورود ترک های قره باغ به اراضی خانات تالش در مغان و دزدی و چپاولشان در مغان به تزار روسیه شکواییه نوشته است.
نقشه 3-2-نقشه خانات تالش ماخذ: سایت تالش پرس
پس از تجزیه تالش در 1828تا 1841 واژه خانات تالش در تقسیم بندی روسیه تزاری استفاده می گشته است در سال 1841 در اسناد از عبارت والی مرکز سرپرستی ولایات مسلمان قفقاز و خانات تالش یاد شده است که در تفلیس بود. و والی و دفتر والی خانات تالش در لنکران بود در مدت کوتاهی بین 1839 تا 1841 در اسناد حکومتی از تالش با نام های خانات تالش، ولایت تالش،قضای تالش و در نهایت قضای لنکران یاد شده است (نقشه 2_3 کشیده شده توسط ریس)
نقشه3-3- قضای لنکران کشیده شده توسط ریس
ماخذ، نسخه کتاب ریس در کتابخانه سنت پطرزبورگ، 1855
یعنی در یک دوره ی گذار دو ساله دو اتفاق مهم از منظر جغرافیای سیاسی و هویتی برای تالش رخ می دهد. یکی از بین رفتن خانات تالش، دوم از میان رفتن اسم تالش در تقسیمات سیاسی که درتالش شمالی بیش از 150 سال طول می کشد که دوباره برای مدت کوتاهی در 1993 در جمهوری تالش مغان دیگربار احیا می شود. البته در این مدت در شکل عمومی ،محلی و طبیعی این واژه استعمال داشته است.در سال 1840 روسیه تزاری سیستم مدیریتی قفقاز را که پیش از این توسط فرماندهان نظامی کنترل می شد و خودسری های این فرماندهان موجب نارضایتی های گسترده بود را تغییر داد و قفقاز را به دو فرمانداری بزرگ یکی به نام گرجستان به مرکزیت تفلیس و دیگری به نام کاسپی به مرکزیت شماخی تقسیم کرد که زیر نظر فرمانداری کل قفقاز بودند این فرمانداری در 1844 تشکیل و در 1917 از میان رفت.اوبلست کاسپی(منطقه کاسپی) از بخش یا قضا (شروان، شکی، قره باغ، باکو،تالش،دربند و قوبا) تشکیل می شد ،مرکز اوبلست کاسپی شماخی بود. در روسی به قضا« اویِزد» گفته و به بخش ها اوچست گفته می شد. در 1846 اوبلست کاسپی جای خود را به 4 گوبرنیا داد. گوبرنیا ها عبارت بودند از: شماخی، دربند، کوتاییس، وتفلیس.قضای لنکران در گوبرنیای شماخی قرار گرفت. در سال1859 زمین لرزه شدیدی بناهای حکومتی را در شماخی ویران کرد همه ی مراکز به باکو منتقل می گردد و نام گوبرنیا به گوبرنیای باکو تغییر می کند.نقشه ریس که مربوط به 1855 است حدود قضای لنکران را نشان می دهد که تا کمی آنسوتر از کورا است و با توجه به عنوان کتاب دورن سال… کنار عنوان «کرای تالش» که همان ناحیه تالش است داخل پرانتز:« قضای لنکران » را آورده است. مشخص می شود که مرزهای سیاسی ناحیه تالش تا ماورای کورا بوده است.1868 از ترکیب بخش اعظم 3 قضای لنکران و بخشی از قضاهای شوشی و شماخی قضای جواد را درست می کنند. یعنی قضای لنکران کوچک می شود.قضای لنکران تا انقلاب اکتبر 1917 و دگرگون شدن همه جانبه روسیه تزاری همچنان باقی بود (ریس 1855، 135)
3-2-3-2-تغییرات جغرافیای سیاسی تالش شمالی بعد از 1917 تا فروپاشی شوروی 1991
بعد انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 امپراطوری تزاری تا مدتی صحنه درگیری انواع ائدئولوژی ها، جنگ داخلی ،وجود نیروهای اشغالگر خارجی و به طور کلی یک دوره گذار بود منطقه تالش نیز در همین کوران حوادث بود.به طوری که در یک دوره کوتاه،استقرار و انحلال حکومت نظامی مغان، استقرار و انحلال حکومت شوروی مغان یا لنکران ، فشار حکومت مساوات ها و برچیده شدن حکومتشان و در نهایت تثبیت حکومت جمهوری شوروی سوسیالیستی را از سر گذراند.بازیگران اصلی تاثیر گذار عبارت بودند از:
1. سرخ ها یا همان انقلابیون که نظام روسیه تزاری را برانداخته بودند، ارتش سرخ را تشکیل و قصد داشتند انقلاب را در سراسر قلمرو روسیه تزاری تثبیت کنند.

مطلب مشابه :  توسعه زیرساخت ها