<p>واسه جواب دادن به این سوال که چه چیزی خود تنظیمی رو شکل میده، زیمرمن (1998) یک چهارچوب مفهومی رو ارائه داد. این چهارچوب می تونه طبق 6 سوال اساسی مشخص شه که در جدول (2-2 به همراه فرایندهای خود تنظیمی مهم نشون داده شده.<br />جدول (1-2) ابعاد خود تنظیمی<br />موضوعات یادگیری خرده فرایندهای خود تنظیمی<br />چرا <br />چطوری <br />چه وقتی<br />چه چیزی<br />چه وقت<br />با کی خودکارآمدی و اهداف خود<br />استفاده از راهبردها یا کارکرد معمولی<br />مدیریت زمان<br />نگاه خود، قضاوت در مورد خود و خود واکنشی<br />ساختار بخشی به محیط<br />خواسته کمک</p>
<p>یک جزء مهم و جدا کننده یادگیری خود تنظیمی اینه که یادگیرنده کمه کم در یک جنبه و شاید در همه جنبها امکان انتخاب داشته باشه.این به اون معنا نیس که یادگیرنده گان همیشه از انتخابای موجود به درستی استفاده می کنه، بلکه اونا ممکنه در مورد چگونگی پیش رفتن نامطمئن باشن و از معلم در باره ی چیزی که باید انجام دهند، سوال کنن. اما تا وقتی که همه جنبه های تکلیف به طور بیرونی کنترل نمی شه، ما میتونیم از خود تنظیمی سخن به بین آوریم. وقتی که همه جنبها کنترل می شه می گیم که رفتار به طور بیرونی یا به وسیله بقیه تنظیم شده. این نوع موقعیت وقتی به وجود میاد که معلمان در مورد این تکلیف چرا، چطوری، چه وقتی، کجا و با کی انجام می شه، به علم آموزا هیچ آزادی عمل نمی دن. پس عاقلانهه درباره ی خود تنظیمی طبق میزان اون صحبت کنیم تا طبق واژهای مطلق ( افراد دارای خود تنظیمیه یا نه؟). <br />معنی خود تنظیمی مثل مفاهیمیه که بندورا مطرح کرده.<br />بندورا معتقده که خودتنظیمی به دلیل سه کارکرد جانبی عمل می کنه: <br />- خودمون نگری<br />- خود قضاوتی<br />- خود واکنشی<br />خودمون نگری، دو هدف کلی داره؛ یکی اینکه اطلاعات لازم رو واسه دسته بندی اهداف واقعی و اطلاعات لازم رو واسه عمل به عنوان مبنایی واسه خود – واکنشی فراهم می کنه و دیگه اینکه عمل خود تشخیصی رو به کار میگیره. خود تنظیمی مؤثر، به راستی، موندگاری و فوریت خودمون نگری بستگی داره. قضاوتا( خودارزیابیا) به خود واکنشی منجر می شن. این عمل، از راه <br />الف)ایجاد یک استاندارد شخصی، بیشتر طبق آموزش مستقیم <br />ب) خودمقایسه ای با رفتارهای قبلی<br /> ج) ارزش گذاری بر اساس فعالیت<br /> د) و تعیین کنندهای ادراکی کارکرد، انجام می شه. <br />خود – واکنشیا، روشایی هستن که طبق معیارها، رفتار رو تنظیم می کنن. پس خود – واکنشی، افراد رو بر می انگیزد تا سعی لازم رو واسه انجام چیزی که مهم می دونه، از سر می گیرن(ابراهیمی قوام، 1388).</p>

مطلب مشابه :  اختلال سلوک و نافرمانی در علم روانشانسی
دسته بندی : داغ ترین ها