حوزه شناختی

دانلود پایان نامه

ششم) نباهت: اسم مصدر است که به معنای زیرکی آمده است.
هفتم) خبرت: اسم مصدر و معادل معنای بصیرت، و در اصطلاح: هی المعرفهُ ببواطن الامور، خبرت به معنای شناخت درون و باطن چیزهاست.
هشتم) رَویّت: اسم مصدر، و به معنای معرفت به کار رفته است؛ منتها معرفتی که منشأ آن فکر و تأمل زیاد باشد.
نهم) جودت فهم: که به معنای تیزهوشی، تیزفهمی، تیزفکری و صحت انتقال از ملزومات به سوی لوازم تعریف شده است.
دهم) حکمت: حکمت، اتقان و صحت عمل به حقایق اشیا و احوال و خواص و ویژگیهای نهان و آشکار اشیا و مصالح و مفاسد آنها و نیز علم به ارتباط اسباب و مسببات است.
یازدهم ) کشف:
حاصل معنا: کشف در لغت برداشتن حجاب، و در اصطلاح اطلاع از آن چیزی است که وراء حجاب است از معانی غیبی و امور حقیقی.
برخی گفته اند: کشف، افاضه حقایق از عالم مفارقات بر نفوس شریف یا القای معانی خاص بر قلب است به طریق فیض مستقیم و یا وارد غیبی که در قلب تجلی می نماید
دوازدهم) دوراندیشی و پیش بینی: کسی که بصیرت دارد، توانایی دوربینی و آخربینی امور را دارد. چنین شخصی می تواند وقایع و حوادث را تا حدودی پیش بینی، و متناسب با آن به صورت نسبی پیشگیری کند و یا حداقل آمادگی دفع آنها را بالنسبه داشته باشد. او به اندازه طهارت باطنی و سعه وجودی، اخبار به غیب و آینده دارد و آنچه برای دیگران «دور» است برای او «نزدیک» است.
سیزدهم) بینش و بینایی: در فارسی نزدیک ترین معنا به بصیرت، «بینش و بینایی» است که بیشتر به حوزه شناختی و معرفتی تعلق دارد. اهل بصائر، بینش ژرف و نگرش بلند دارند.
چهاردهم) لُبّ:حاصل معنا: لُبّ، عقل منور و صاف از اوهام و خیالات است.
پانزدهم و شانزدهم ) قوه عاقله و نور قدسی:
حاصل معنا: قوه عاقله، قوه روحانی و مجرد از ماده و جسمانیات است که برای تفکر به کار می رود و نور قدسی نامیده می شود و حدس، نوری از انوار آن است.
هفدهم وهجدهم ) حدس و جذبه: حدس در فلسفه نظیر جذبه (کشش) در عرفان است و آن استعداد و آمادگی نفس برای یافتن، بدون طی مقدمات است که دفعتاً و یکمرتبه بدون فکر حاصل می شود .
جذبه لطف، عنایت و افاضه حق بر عبد است که کرَم و منّت ابتدایی اوست. فرق جذبه با حدس به سرعت و کندی انتقال معلومات برمی گردد.
نوزدهم) وارد:
حاصل معنا: وارد، بر هر آنچه بر قلب عبد از معانی غیبی بدون تأمل و قصد وارد می شود، اطلاق می گردد.
ب)مراتب بصیرت:
بصیرت مانند سایر کمالات وجودی، «ذومراتب» است و در همه افراد یکسان نیست. بصیرت، کیفیتی مَقول به تشکیک است که به لحاظ شدت و ضعف، درجات متعدد دارد؛ به عبارت دیگر چون عوالم غیبی و حقایق، مراتب دارد، طبعاً مشاهده و دیدن آنها نیز دارای درجات خواهد بود (شاید بتوان فرق حضرت موسی (علیه السلام) با جناب خضر (سلام الله علیه) را در مراتب بصیرت خلاصه نمود. وا… اعلم)
این چنین نیست که اگر کسی بر اثر عنایات ربانی و تجلیات الهی از بصیرت و دیده وری برخوردار شد به اولین عالم بالاتر از ماده که رسید، بتواند همه عوالم بالاتر از ناسوت را مشاهده کند، بلکه نور متجلی در قلب و چشم او به اندازه ای است که اولین عالم و حقایق آن را در می نوردد؛ اگرچه با «مجاهده» و «کمال انقطاع»، امکان مشاهده حقایق بالاتر و والاتر وجود دارد.
کشف ابصاری برای مشاهده هر حقیقت و عالمی، چشم مناسب با آن عالم و بصیرت مطابق با آن حقایق را می طلبد. با این وصف می توان گفت چشم بالاتر و برتر، یکی دوتا نیست.

مطلب مشابه :  درگیری و تحلیل رفتگی