دانلود پایان نامه مدیریت درباره کارآفرینی سازمانی

دانلود پایان نامه مدیریت درباره کارآفرینی سازمانی

دانلود پایان نامه مدیریت درباره کارآفرینی سازمانی

ارزش افزوده برای جامعه تعریف می‏کند(احمدپور داریانی، 1380: 75-74):
این تعریف کمک می‏کند به اینکه با چه معیارهایی می‏توان کارآفرینان اجتماعی را تشخیص داد:
1. کسب و کارهای بازرگانی (انتفاعی) که تعهداتی برای کمک به جامعه و محیط دارند؛
2. موسسات اجتماعی که دارای اهداف اجتماعی وسیعی هستند، اما هنوز کسب و کار تجاری دارند؛
3. بخش داوطلبانه
5-2 ضرورت کارآفرینی در سازمان
امروزه بسیاری از شرکت‏ها به لزوم کارآفرینی شرکت پی برده‏اند. در واقع این گونه تغییر گرایش در استراتژی، در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکتها تحمیل گردیده است:
1) افزایش سریع رقبای جدید
2) ایجاد حس بی‏اعتمادی نسبت به شیوه‏های مدیریت سنتی در شرکت‏ها

3) خروج بهترین نیروهای کار از شرکت‏ها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل
در خصوص نخستین مورد، یعنی رقابت باید اشاره نمود که این عامل با شتابی که در سالهای اخیر به خود گرفته تمامی شرکت‏ها را به ستوه آورده و حتی صنایعی را که در فناوری‏های پیشرفته فعالیت دارند نیز امروزه با رقبای بسیاری مواجه نموده است. سرعت نوآوری و ارائه محصولات جدید به قدری سرعت یافته که تغییرات، ابتکارات و بهبودها به امری عادی در بازارهای فروش تبدیل شده است. از این رو شرکتها یا باید به نوآوری بپردازند یا اینکه محکوم به فنا می‏باشند. دوم اینکه با توجه به حرکت سریع محیط به سوی پیچیدگی بیشتر و عدم پایداری در شرایط محیطی و بازار، شیوه‏های سنتی مدیریت نمی‏تواند پاسخگوی اینگونه چرخشهای شدید در محیط بوده و عدم تطبیق سریع آن با شرایط تصمیم‏گیری در چنین محیط‏های جدیدی، نوعی بی‏اعتمادی را نسبت به سبکهای مدیریت سنتی ایجاد نموده است. سومین مشکل، ترک شایسته‏ترین افراد شرکت برای اقدام به کارآفرینی مستقل می‏باشد. از علل اصلی تشویق افراد به ترک شرکت‏های خود می‏توان به پاداشهای حاصل از کارآفرینی مستقل همچون رفاه اقتصادی و اجتماعی، شهرت و استقلال در تصمیم‏گیری اشاره نمود و همین عوامل سبب می‏شود تا کارکنان جوان و با سابقه شرکتها بیش از پیش به کارآفرینی ترغیب شوند. از سوی دیگر، شکل‏گیری بازارهای سرمایه به صورت یک صنعت نوین و تمایل آن به سرمایه‏گذاری مخاطره‏آمیز سبب شده تا کارآفرینان با سهولت بیشتری نسبت به گذشته برای تحقق فکرها و اجرای پروژه‏هایشان به منابع مالی دست پیدا کنند. به طور کلی پیشرفت سریع دانش و فناوری، تغییر روندهای جمعیت‏شناختی همچون افزایش سطح تحصیل، اشتغال زن و مرد به کار در خانواده‏ها، و افزایش طول عمر و سالخوردگی جمعیت، و حضور اثربخش بازارهای سرمایه و آشنایی بیش از پیش مدیران با پدیده کارآفرینی سبب گردیده تا گرایش به کارآفرینی در استراتژی شرکت‏ها شدیداً مورد تأکید قرار گیرد (Fry,2001:72).

6-2 سیر تطور کارآفرینی در سازمان
«کالینز» و «مور» در سال 1970 اولین محققینی بودند که در مطالعات خود، بین کارآفرینان مستقل و اداری تمایز قائل شدند و این طور عنوان نمودند که کارآفرینان مستقل، سازمانهای جدید را به طور مستقل به منصه ظهور می‏رسانند، در حالی که کارآفرینان اداری سازمانهای جدیدی را در درون یا در کنار ساختارهای شرکتی موجود، ایجاد می‏نمایند. «سوسبائر» در سال 1973 برای تشریح کارآفرینی در سازمانها واژه «کارآفرینی درون سازمانی» را ابداع و اشاره نمود که این فرآیند شامل تأسیس واحدهای نسبتاً مستقل در درون شرکت‏ها می‏باشد و به اعضای شرکت اجازه می‏دهد تا با همان روحیه، آزادی عمل و تعهد همانند شرکت‏های کوچک فعالیت نمایند.«وسپر» در سال 1980 کارآفرینی را به صورت کارآفرینی داخلی و کارآفرینی مستقل تقسیم‏بندی نمود و بیان نمود که کارآفرینان داخلی فعالیتهای کارآفرینانه را در سازمان‏های بزرگ هدایت می‏نمایند و راه ایجاد و تشکیل واحدهای فرعی سازمانی و مستقل را برای ارائه محصولات و خدمات نوین مهیا می‏کنند(Gartner,1999:72).
«پینکات» در سال 1985 از ترکیب واژه‏های Entrepreneurship و Corporate و Intra واژه Intrapreneurship را ابداع نمود و کارآفرین سازمانی را فردی تعریف نمود که در سازمان‏های بزرگ همچون یک کارآفرین مستقل فعالیت می‏نماید و فعالیت وی ایجاد واحدهای جدید در سازمان، ارائه محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید می‏باشد که شرکت‏ها را به سوی رشد و سودآوری سوق می‏دهد.
از این پس سیر مطالعات در خصوص کارآفرینی سازمانی شدت گرفت و مطالعات گسترده‏ای در خصوص تفاوت‏های ویژگی‏های شخصیتی و تفاوتهای کارکردی کارآفرینان مستقل با کارآفرینان سازمانی آغاز گردید و انواع استراتژی‏های سازمانی برای ایجاد کارآفرینی سازمانی ارائه شد. محققین با عناوین مختلفی از این فرآیند یاد نموده‏اند که براساس سیر تاریخی در جدول 1-2 انواع عناوین ذکر شده است. لازم به ذکر است که امروزه کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی شرکتی به عنوان دو استراتژی متفاوت برای ایجاد تحول در شرکت‏ها مطرح می‏باشند. به طوری که اگر یک فرد آغازگر فعالیت‏های مخاطره‏آمیز در شرکت باشد به این فرآیند کارآفرینی سازمانی و به فرد موردنظر کارآفرین سازمانی گفته می‏شود و اگر کل شرکت و کارکنان دارای روحیه کارآفرینی شوند، از آن به عنوان کارآفرینی شرکتی نام برده می‏شود(Williams & Eliza,2005:8).
جدول 1-2: سیر تاریخی ابداع واژه‏ها در خصوص القای کارآفرینی در سازمان‏ها
ردیف نام محقق سال واژه
1 O. Cllins & D. Moore
کالینز و مور 1970 کارآفرینی اداری Administrative Entrepreneurship
2 سوسبائر J. Susbaure 1973 کارآفرینی درون شرکتی Intra-Corporate Entrepreneurship
3 وسپر K. Vesper 1980 کارآفرین داخلی Internal Entrepreneurship
4 برگل مان R. Burgleman 1983 فعالیت مخاطره‏آمیز شرکتی Corporate Venturing
5 پینکات G. Pinchot 1985 کارآفرینی سازمانی
کارآفرین سازمانی Intrapreneurship

Inrapreneur
6 رایش R. Reich 1987 کارآفرینی جمعی Collective Entrepreneurship
7 W. Guth & A. Ginsberg
گاث و گینزبرگ 1990 کارآفرینی شرکتی Corporate Entrepreneurship
8 J. Cornwall & B. Perlman
کورن وال و پرل‏مان 1990 کارآفرینی در سازمان Organizational Entrepreneurship
9 گینزبرگ A. Ginsberg 1994 احیاء سازمانی Organizational Revitalization

در جدول 2-2 تعاریف
مربوط به کارآفرینی سازمانی و در جدول 3-2 تعاریف کارآفرین سازمانی از دیدگاه برخی محققین آمده است که در خصوص وجود یک فرد کارآفرین در درون سازمان می‏باشد. در جدول 4-2 نیز تعاریف ارائه شده در مورد کارآفرینی شرکتی به طور جمعی در شرکت، ارائه گردیده است.

 
 
جدول 2-2: تعاریف کارآفرینی سازمانی
ردیف نام محقق سال واژه
1 Hans Schollhammer
هانس شول هامر 1982 فعالیتهایی که به طور صریح از حمایت قانونی و منابع سازمانی در جهت تلاش‏های نوآورانه برای ارائه محصول جدید، رشد، بهبود محصول و فرآیندهای جدید تولید، برخوردار می‏گردند.
2 وسپر K. Vesper 1990 فرآیندی است که سبب می‏شود شرکت نوآورتر شده و نسبت به موقعیت‏های بازار سریعتر عکس‏العمل نشان دهد و از طریق ایجاد حس مالکیت، کارکنان را برمی‏انگیزاند.
3 نفزیگر D. Naffziger
هورنزبای J. Hornsby
مونتاگنو R. Montagno
کورانکو D. Kuratko 1993 یک فرآیند چندبعدی با نیروهای بسیاری همراه است که طور هماهنگ عمل می‏نمایند و به اجرای یک اندیشه نوآورانه منجر می‏شوند.
4 فِرای F. Fry 1993 همچون کارآفرینی، یک فرآیند است، فرآیندی که اگر قرار باشد بقاء یابد، باید تشویق، تمجید و حمایت شده و مورد تقدیر قرار گیرد، کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که از طریق القای فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان به ارائه نوآوری در محصول و فرآیندها می‏انجامد.

جدول 3-2: تعاریف کارآفرین سازمانی
ردیف نام محقق سال واژه


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1 پینکات G. Pinchot 1985 کارآفرین سازمانی فردی است که همچون یک کارآفرین در سازمان‏های بزرگ فعالیت می‏کند، و به کارآفرینانی اداری گفته می‏شود که موفقیت آنها ایجاد واحدهای مستقل جدید در یک شرکت می‏باشد. آنها محصولات، خدمات و فرآیندهای جدیدی را ارائه می‏کنند که شرکت را قادر به رشد و سودآوری می‏سازد.
2 جک دان کن Jack Duncan 1988 کارآفرین سازمانی فردی رویائی است که مجری و اهل عمل (doer) هم باشد.
3 مایکل ورنر Michael Werner &
چارلز گاتچی Charles Gautshi 1987 افرادی که در محیط‏های انگیزشی و حمایتی فعالیت می‏کنند و کلید اصلی بازاریابی و توسعه محصول در یک شرکت می‏باشند.
4 گینزبرگ A. Ginsberg &
و گاث W. Guth 1990 کسی که در زیر چتر یک شرکت محصولات، فعالیتها و فناوری جدید را کشف و به بهره‏برداری می‏رساند.
5 کانتر R. Kanter 1990 افرادی که در سازمانهای بزرگ، حیثیت شغلی خود را بر روی نتایج حاصل از نوآوری می‏گذارند.
6 کورن وال J. Cornwall &
و پرل مان B. Perlman 199 کارآفرین سازمانی، فردی است که در یک سازمان بزرگ همچون کارآفرین عمل می‏نماید. از نقطه نظر شرکت، مزایای داشتن کارآفرینان سازمانی آشکار است، چرا که اینگونه افراد به معرفی و تولید محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید می‏پردازند و بدین ترتیب موجب رشد و سوددهی آن می‏شوند.
7 کوراتکو D. Kuratko &
و هاجتس R. Hodgetts 1989 کارآفرین سازمانی فرد رؤیابینی است که محاسبه می‏کند چگونه یک فکر را به یک واقعیت سودآور تبدیل نماید. شباهتهای بسیاری بین کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی وجود دارد و تفاوت آنها در این است که کارآفرینی سازمانی در داخل سازمان صورت می‏گیرد. موضوع اصلی آن ایجاد یا توسعه روح کارآفرینانه در داخل محدوده شرکت می‏باشد که به موجب آن، نوآوری ارتقاء یابد.

جدول 4-2: تعاریف کارآفرینی سازمانی
ردیف نام محقق سال واژه
1 شاپیرو A. Shapero 1980 کارآفرینی شرکتی یا مفهوم چندبعدی است که فعالیت‏های شرکت را متوجه نوآوری محصول، نوآوری در فناوری، مخاطره‏پذیری و پیشگامی می‏سازد.
2 میلر D. Miller 1983 کارآفرینی شرکتی شامل نوآوری سریع در محصول، مخاطره‏پذیری و پیشگامی است.
3 Rosabeth M. Kanter
روزابت ام. کانتر 1990 کارآفرینان شرکتی، افرادی هستند که محدودیت‏ها را می‏آزمایند و امکانات جدیدی را برای شرکت‏ها از طریق هدایت فرآیند نوآوری ایجاد می‏کنند. آنها از قدرت مهارتهای خود در زمینه‏های بسیاری همچون توسعه محصول یا طراحی مهندسی و … استفاده می‏نمایند.
4 W. Guth & A. Ginsberg
گاث و گینزبرگ 1990 کارآفرینی شرکتی دارای دو بعد است:
1) نوآوری به منظور ایجاد فعالیت‏های جدید
2) تأسیس واحدهای جدید
5 Charles Baden-Fuller
چارلز بادن فولر
کارآفرینی شرکتی همراه با نوآوری در شرکت‏های موجود می‏باشد و شامل نوسازی، احیاء و القای قوانین جدید رقابت می‏باشد. در پس این اندیشه‏ها، فردی قرار دارد که گرچه نقش رهبری دارد اما به تنهایی نمی‏تواند نوآوری کند و نیاز به سازماندهی گروه‏های کاری دارد.
6 J. Covin & D. Sliven
کاوین و اسلیون 1996 کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرآیندهای جدید و نظام‏های سازمانی نوین می‏باشد.

7-2 مفهوم کارآفرینی سازمانی
بر اساس تعریفی که در واژه‏نامه آمریکن هریتیج آمده است کارآفرین سازمانی شخصی است که در یک سازمان از قبل تأسیس شده مسئولیت تبدیل یک فکر و ایده‏ی خام را به یک کالایی ساخته شده و سود ده از طریق نوآوری و خطرپذیری بعهده می‏گیرد. کارآفرین، حتی گام را بسیار فراتر از وظایف تعریف شده خود می‏گذارد و به منظور ارتقاء سطح نوآوری خود حتی ساعت‏ها نیز در محل کار و یا در خانه روی پروژه‏های سازمانی خودکار می‏کند. از مزیت‏هایی که کارآفرینان سازمانی نسبت به کارآفرینان مستقل دارند این است که کارآفرینی سازمانی بنوعی از منابع آماده و رها شده‏ای که در سازمان وجود دارند بهره‏مند می‏شود در حالیکه کارآفرینان مستقل در بدو امر از چنین امتیازی برخوردار نیستند. به بیان دیگر می‏توان گفت کارآفرین سازمانی فردی است که عامل تحولات اساسی در درون سازمان است و مرتباً بدنبال ایجاد تغییر در درون سیستم‏های سازمانی است. کارآفرینی سازمانی می‏تواند رشد و نوآوری را در یک شرکت سنتی بهبود بخشد. همچنین می‏توان گفت کاری که کارآفرینی سازمانی می‏کند «تعدیلی» است. یعنی فرهنگ کارآفرینانه را در سازمانی تعدیل می‏کند که در گذشته ساختار کاملاً عمودی و سلسله مراتبی داشته است. فرآیند ارائه خدمات و محصولات جدید ممکن است که نتیجه کارآفرینی سازمانی باشد، اما هدف غائی آن بازیابی فرهنگ کارآفرینانه است و این در حالی است که کارآفرین مستقل فرآیند یا محصولی را ایجاد می‏کند که بیش از آن موجود نبوده است. از تفاوت‏های دیگر میان کارآفرینی فردی و سازمانی در رقیبان شرکت است. در کارآفرینی فردی رقیب بازار می‏باشد. کاری که کارآفرین مستقل انجام می‏دهد برطرف کردن موانع موجود در بازار برای بقاء و رقابت می‏باشد. اما در مورد کارآفرینی سازمانی فرهنگ شرکت رقیب اولیه است. با توجه به این ارتباط شرکت می‏تواند جلوی بسیاری از فرآیندهای کارآفرینانه را که به دنبال آن بوده سد نماید. از اینرو علاوه بر غلبه بر موانع بازار، کارآفرین سازمانی باید بر موانع سازمانی غلبه نماید. البته این امر همیشگی نیست و
ممکن است کارآفرین سازمانی ارتباط خوبی را با شرکت داشته باشد و بتواند از ثروت و امکانات مالی شرکت استفاده نماید در حالی که کارآفرین فردی می‏باید از ثروت خود خرج کند و یا تلاش نماید تا سرمایه‏ای را از منابع خارجی بدست آورد(بخشی، 1381: 57-55).

8-2 فرآیند کارآفرینی سازمانی
با توجه به اینکه مراحل کارآفرینی درون سازمانی از سازمانی به سازمان دیگر و از ایده‏ای تا ایده‏ی دیگر فرق می‏کند و نمی‏توان فرمول ثابت و استانداری برای آن ارائه داد اما در اینجا به یک مورد آن که توسط یکی از اساتید دانشگاه‏های ایالات متحده به نام «کانتر» ارائه شده اشاره می‏نمایم(اورند، 1382: 54-52):
1- معین کردن مشکل یا مسئله: اولین مرحله کارآفرینی درون سازمانی تشخیص و تعیین موضوع، مشکل، یا ایده‏ای است که برای آشکار شدن و جمع‏آوری اطلاعات آن ممکن است ماه ها و یا حتی سالها وقت لازم باشد. کارآفرینان سازمانی باید در این مرحله نه فقط به صدای درونی خود گوش دهند. بلکه با دیگران نیز مشورت کنند و از آنها چیز یاد بگیرند. معمولاً سازمانهای سنتی به دلیل اینکه افراد را محدود به شرح وظایف و مسئولیت‏های خاص هر شغل می‏کنند، مانع توسعه‏ی توانایی‏های افراد در این مرحله می‏شوند و نتیجتاً افراد نه وقت پیگیری ایده‏هایشان را دارند و نه اجازه‏ی خروج از حیطه شغلی خود را. همینطور دسترسی نداشتن به اطلاعات، فرهنگ غیرمشوق ایده‏های نو، ساختار و ارتباطات رسمی و سلسله مراتب سازمانهای سنتی از دیگر موانع این مرحله است.
2- اتحاد موقتی: بعد از معین کردن موضوع یا ایده‏سازی، کارآفرینان سازمانی وارد مرحله‏ی ائتلاف با دیگران می‏شوند. در سازمانهای بزرگ کارآفرینان برای ادامه و اجرای کار احتیاج به حمایت‏های مالی و قانونی مدیران دارند و باید سعی کنند از طریق ارتباط با دیگران مهارت‏ها و سوابق خود با افراد مسئول، ریسک کار خود را برای سازمان توجیه کنند و در واقع ایده‏شان را به سازمان بقبولانند و یا به اصطلاح بفروشند.

 

90

پایان نامه مدیریت

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT