درمانهای مکمل و جایگزین

دانلود پایان نامه

ج- لمس درمانی
لمسدرمانی یکی از درمانهای مکمل و جایگزین است که در یک فرایند مستقیم و بیواسطه درمانگر با استفاده از دستهایش به صورت آگاهانه اقدام به تبادل انرژی با فرد درمانجو کرده و به وی در ایجاد تعادل در میدان انرژی حیاتیاش کمک میکند(مازیلو و گرانوویس ، 2011).
مالنسکی (1993) لمسدرمانی را به عنوان کیفیت سازماندهی و طراحی در سلامت تعریف کرد که به وسیله آن درمانگر و بیمار به طور آگاهانه در تغییر جریان میدان انرژی فرد- محیط مشارکت میکنند (به نقل از کونز و کریگر، 2004).
در این پژوهش از روش لمسدرمانی کورمک (1990) استفاده شد و مراحل اجرای آن به ترتیب زیر انجام شد:
تمرکز؛ در این مرحله درمانگر به ایجاد آرامش کامل در خود میپردازد و هشیارانه بر خود متمرکز میشود.
سنجش؛ درمانگر دستهای خود را در یک وضعیت متقارن از سر تا پای بیمار به فاصلهی 5 تا 10 سانتیمتر بالای بدن حرکت میدهد. در این مرحله درمانگر میدان انرژی فرد را بر هم نمیزند و فقط آن را ارزیابی میکند.
پاکسازی؛ هدف از این مرحله به جریان درآوردن انرژی مسدود شده و برقراری تعادل در آن است.
ارزیابی؛ در این مرحله درمانگر اعمال مرحلهی دوم را دوباره انجام میدهد تا از آزاد شدن جریان انرژی اطمینان حاصل کند و زمینه را برای پایان دادن به درمان آماده کند
( آدامز و رایت، 2001).
فصل دوم
ادبیات نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه
طب روانتنی (روانی- فیزیولوژیک) از بیش از 75 سال پیش یکی از حوزههای اختصاصی پژوهش در رشته روانپزشکی بوده است. این طب مبتنی بر دو فرض اساسی است: 1- وحدت ذهن و بدن (که در اصطلاح طب ذهن- بدن بازتاب یافته است) و 2- در بررسی تمام بیماریها باید عوامل روانشناختی مورد توجه قرار گیرد. مفاهیم مشتق از طب روانتنی بر ظهور طب مکمل و جایگزین (CAM) و رشته طب کلنگر تأثیرگذار بودهاست. طب مکمل و جایگزین به میزان زیادی به بررسی عوامل روانشناختی مؤثر در حفظ سلامتی میپردازد و بر معاینه و درمان بیمار به عنوان یک کل واحد ( نه فقط اختلال یا بیماری وی) تأکید دارد. مفاهیم طب روانتنی همچنین بر رشته طب رفتاری تأثیرگذار بودهاست و طب رفتاری و زیستی را در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری تلفیق میکند(سادوک وسادوک،2007).
در متن بازنگری شده ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) هیچ گونه طبقهبندی برای بیماریهای روانتنی لحاظ نشده و مفاهیم طب روانتنی در یک عنوان تشخیصی به نام عوامل روانشناختی مؤثر بر بیماریهای طبی آورده شدهاند. این طبقه حاوی اختلالات جسمانی ناشی از عوامل هیجانی یا روانشناختی است و ضمناً اختلالات روانی یا هیجانی که بر اثر بیماری جسمی ایجاد یا تشدید شدهاند را نیز در بر میگیرد. در سال 2005 هیأت بورد تخصصی طب آمریکا و هیأت بورد روانپزشکی و نورولوژی آمریکا بورد مجزایی را به نام بورد طب روانتنی آمریکا تصویب نمودند، که این تصمیم تأکیدی بر اهمیت این رشته است و مجدداً سبب رواج اصطلاح روانتنی میشود (سادوک وسادوک،2007).
سندرم رودهی تحریکپذیر(IBS) از جمله بیماریهای روانتنی است که با وجود شیوع بالا و هزینههای هنگفتی که بر بیماران وارد میکند (نیکول و همکاران، 2008؛ ری و تالی، 2009)، سبب شناسی آن هنوز به طور دقیق مشخص نشده است (هاریسون، 2008) و درمانی وجود ندارد که بتواند کلیهی نشانههای این سندرم را کاهش دهد(آگاه و همکاران، 1388). بنابراین، بسیاری از بیماران و پزشکان از میزان اثربخشی درمانهای دارویی رضایت ندارند. این موضوع سبب میشود که تعداد زیادی از بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر درمانهای مکمل و جایگزین را جستجو کنند (تیلبرگ و همکاران، 2008). لمسدرمانی(TT) یکی از درمان های مکمل و جایگزین است که برای اولین بار در سال 1975 توسط کریگر مطرح شد (هانلی ، 2008) و با توجه به شواهد و تحقیقات موجود به عنوان یک روش درمانی برای بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر مطرح میباشد.
2-2 بیماریهای دستگاه گوارش
بیماریهای گوارشی در اثر اختلالاتی در درون یا بیرون دستگاه گوارش ایجاد میشوند و دارای شدتهای گوناگونی هستند که از اختلالات همراه با علایم خفیف و بدون عوارض طولانیمدت تا آنهایی که دارای علایم مقاوم بوده و عواقب نامطلوبی دارند، متغیر است. بیماری میتواند به یک عضو محدود بوده یا با درگیری تعدادی از اعضا همراه باشد. بیماریهای گوارشی به صورت اختلالاتی در جذب مواد غذایی، دفع مواد زاید و یا فعالیتهایی که این دو اختلال را پشتیبانی میکند، روی میدهند (هاریسون، 2008).
2-2-1 طبقهبندی بیماریهای دستگاه گوارش
الف- اختلالات هضم و جذب
بیماریهای معده، روده، درخت صفراوی و پانکراس میتوانند هضم و جذب مواد غذایی را مختل کنند. حالات ترشحی بیش از حد معده، نظیر سندرم زولینگرالیسون به مخاط رودهای آسیب رسانده، فعالیت آنزیم پانکراس را مختل کرده و باعث شتاب بخشیدن عبور مواد غذایی، به علت افزایش اسید معدی میگردند. شایعترین سندرم سوء جذب رودهای کمبود لاکتاز است که باعث ایجاد اسهال به دنبال مصرف فراوردههای لبنی میشود ولی هیچ عارضهی نامطلولی برای بقا ندارد. سایر نقایص آنزیمی روده، موجب علایم مشابهی در هنگام مصرف سایر قندهای ساده میگردند. برخلاف موارد فوق، بیماری سلیاک ، رشد بیش از حد باکتریها، آنتریت عفونی و آسیب ایجاد شده در اثر پرتوتابی که عمل جذب و یا هضم را به صورت گستردهای تحت تأثیر قرار میدهد، باعث کمخونی، اختلالات الکترولیتی یا سوء هاضمه میشوند. انسداد صفراوی در اثر تنگی یا نئوپلاسم ممکن است هضم چربی را مختل نماید. اختلال در آزاد شدن آنزیمهای پانکراس در پانکراتیت مزمن یا سرطان پانکراس هضم داخل لوله گوارشی را کاهش میدهد و میتواند به سوء تغذیه شدید منجر شود.

مطلب مشابه :  اعتماد به نفس، سعادت و کمال، امام حسین(ع)