درمان شناختی – رفتاری

درمان شناختی – رفتاری

درمان شناختی – رفتاری

همچنین پژوهش ها بیانگر نقش مؤثر درمان شناختی – رفتاری درافزایش انگیزش پیشرفت افراد می باشد که از آن جمله می توان به پژوهش فرانکلین و همکاران (2011) اشاره کرد.
درپژوهشی با عنوان درمان شناختی- رفتاری علاوه بر دارو درمانی در کودکان با اختلال وسواس اجبار، 124 نفر از افراد سنین 7 تا 17سال را که با توجه به ملاکهای تشخیصی دی اس ام به وسواس اجبار مبتلا بودند طی چهار هفته در سه موقعیت دارو درمانی به تنهایی، تقویت دارو درمانی با دستورالعمل درمان شناختی- رفتاری و دارو درمانی به اضافه درمان شناختی – رفتاری قرار داده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که افراد گروه دارو درمانی به اضافه درمان شناختی- رفتاری نتایج مطلوب تری نسبت به دو گروه دیگر در کاهش علائم بیماری از خود نشان دادند و از آنجا که این افراد در سنین مدرسه به سر می بردند با توجه به گزارش معلّمان انگیزه فراگیری دروس در آنها افزایش قابل توجهی پیدا کرد (واقری، 1382).
شناختی – رفتاری، در کاهش میزان بازگشت معتادان به اعتیاد (عود) در این درمانها که بر مبنای یادگیری شکل گرفته است، بر توانایی انسان بر آموختن رفتارهای سازگار و ناسازگار و چگونگی تغییر آن تأکید می شود. این درمانها خط اول درمان اعتیاد به شمار می روند و مبتنی بر راهبردهایی برای پیشگیری از عود، حل مسأله، آموزشهای ضروری و مهارتهای اولیه بهبودی بر اساس الگوی درمان شناختی- رفتاری میباشند )مارلاتوگوردون، 1999).
همچنین می توان از روش رفتار درمانی عقلانی عاطفی نام برد که به بیماران کمک می کند باورهای خود را بسنجند (الیس و مک لارن، ترجمه فیروز بخت، 1385، ص 76) روشی مؤثر نیز توسط مک مالین تحت عنوان بازسازی شناختی ارائه شده است که بیشتر از روش رفتار درمانی عقلانی- عاطفی ریشه، گرفته است (مک مالین و جالیز، 1998، مک مالین، 1999، به نقل از فری، ترجمه محمدی و فرنام، 1387، ص48).
این روش از حساسیت زدایی تدریجی به همراه شناخت درمانی استفاده می کند.
در ایران برخی پژوهشها عبارتند از: اثر درمان شناختی- رفتاری بر کاهش میزان اشتیاق (مؤمنی، 1388) و مقایسه اثر بخش روان درمانی مثبت نگر و شناختی- رفتاری بر پیشگیری از عود (کیانی دولت آبادی، 1389) و تأثیر اموزش گروهی کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری و شدت اعتیاد (حدادی، 1389) در همین رابطه یک روش برای کنترل اختلالات هیجانی و تفکرات منفی کمکهای مؤثری به بیماران ارائه می کند. همچنین این نوع درمان برای بهبود اختلال های شخصیت و به خصوص اختلال های شخصیت مرزی امیدهایی به وجود آورده است (فری، 2009، شناخت درمانگری گروهی، ترجمه جان بزرگی، 1388).
مصاحبه انگیزشی: رویکرد رواندرمانی در امریکا از سبک مقابله ای به سبک مراجع محور تغییر ماهیت داده است و در درمان اعتیاد تکنیکهای مصاحبه انگیزشی اهمیت بالایی پیدا کرده اند. مواردی همچون گوش دادن فعال، اصول مصاحبه همدلانه، ایجاد ناهماهنگی و مغایرات، لغزیدن بر مقاومتهای بیمار، بازخورد دادن ، فهرست پیشنهادها و حمایت از خودکارآمدی از اصول مصاحبه انگیزشی به شمار می روند (راوسون و همکاران، 2005).
از طرفی پژوهش ها در رابطه با درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی خصوصاً نشان می دهند که مراجعین به علت این که در بر آورده ساختن معیارهای عملکرد و موفقیت خودشان در حیطه های ارزشمند زندگی مثل کار، تحصیل، روابط عاشقانه، دوستی ها، عملکرد اخلاقی یا توانایی کنترل علایم اختلال روانی مثل افسردگی، اضطراب و اعتیاد احساس شکست و ناتوانی می کنند؛ دچار احترام به خویشتن کم یا به عبارتی خودکارامدی پایین می شوند و احتمالاً به طرف مصرف مواد کشیده می شوند. راه های موفقیت برای کسب احترام به خویشتن و افزایش خودکارآمدی در این دیدگاه استفاده از تکنیک های بازسازی شناختی مثل دروغ سنج و ثبت روزانه استرس، همچنین تمرین موهبت ها /دستاوردها/ استعدادها و ثبت موفقیت دو ابزار دیگری هستند که می تواند خودکارامدی افراد را افزایش دهند.
مدیریت مشروط: یکی از مداخلات موجود در درمان اعتیاد است که مبنای آن رفتار درمانی و فرایندهای شرطی سازی عامل است. اثربخشی این مداخله در مطالعات متعدد و در شرایط مختلف نشان داده شده است. در این روش به ازای انجام تکالیف درمانی و پیشرفت در رفتارهای مثبت تقویت دریافت کرده و در صورت عدم اجرای قراردادها مثلاً آزمایش مثبت ادرار با برخی محدودیتها موجه میشود مثلاً باید داروی خود را در محل مرکز درمانی استفاده کند علی رغم اثربخشی قابل توجه به دلیلی محدودیتهای موجود در اجرا، عملاً بسیار کم مورد استفاده مراکز درمان اعتیاد قرار می گیرد.
گروه درمانی: امکان صحبت در مورد مشکلات و بررسی و بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مربوط به فرآیند درمان را فراهم می کند. بعضی معتقدند گروه درمانی بهترین روش برای درمان معتادان است.
روان درمانی روانپویشی : در این روش به انگیزه های فردی، ارتباطی و اجتماعی که در طی دوران رشد بر فرد حادث شده و زمینه ساز پیدایش اعتیاد شده است، اشاره می شود. بعضی از محققین اعتقاد دارند که سم زدایی به تنهایی نمیتواند به بیمارکمک کند، بلکه بیمار نیازمند مداخلات روان درمانی و انگیزشی است. درمان باید برتقویت احساس کنترل و تسلط فرد، به ویژه از طریق برنامه ریزی برای فرصتها و تمرین رفتارهای مقابله ای مناسب تمرکز کند (لوئیس، دانا، بلوینس، 2009).
در مجموع میتوان گفت که وضعیت سلامتی روانی نقش مهمی در سبب شناسی و فرایند درمان فرد معتاد بازی میکند.
وجود اختلالهای روانی مزمن باعث مقاومت در درمان و بازگشت دوباره بیماری میشود (کاپلان و سادوک، 2003؛ مارکوس، 2001). با توجه به ماهیت مزمن و عود کننده بودن بیماری اعتیاد، عده زیادی از افرادی که مصرف مواد را ترک میکنند؛ اندکی بعد از دوره ی سم زدایی دچار لغزش میشوند. از این رو برای اینکه بتوان به فرد معتاد کمک کرد، در کنار مرحله سم زدایی و بعد از آن در مرحله توانبخشی، استفاده از فنون روان درمانی ضرورتی دوچندان پیدا میکند.
پذیرش مسئولیت: صرف نظر از اینکه مشکل چگونه شروع شده باشد افراد باید ازطریق ی ادگیری فنون رفتاری، بیاموزند که مسئو لیت حل مشکلات خود را به عهده بگیرند؛ بدون این که مجبور باشند خود را به علت شروع اعتیاد سرزنش کنند (مارلات و گوردون، 1999). پذیرش مسئولیت یکی از اولین گام های درمان بیماران معتاد است. نقطه قوت این نگرش این است که بیمار از همه توانایی خود برای ایجاد تغییرات درمحیط زندگی اش استفاده میکند .مارلات و گوردون (1999) در تاکید بر این دیدگاه معتقدند که آسیب شناسی اعتیاد میتواند تحت تاثیرعواملی کاملا متفاوت با عوامل مربوط به فرایند درمان و بهبودی به حساب آید.
ارجاع به گروههای خودیاری معتادان گمنام: گروههایی هستند که توسط خود معتادان به منظور حمایت از یکدیگر، گفتگو، راهنمایی و ارائه راه حل تشکیل می شود. این گروهها فاقددرمانگر بوده و خود معتادان آنها را اداره می کنند. در این گروهها بر مسئولیت خود فرد در ارتباط با اعتیاد تأکید می شود. این گروه بر اساس دوازده قدم و دوازده سنت که نمایانگر قاعده و اصول این گروههاست، اداره می شود.
12-2 گروه درمانی
روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملاً پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضاء و مداخلات یک رهبر اموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیمارن روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند.گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد .همچنین برخی اصول روان درمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویارویی کاربرد داشته است.
از گروه درمانی برای درمان اعتیاد استفاده فراوانی می شود. معتادان در گروهها به بازسازی روابط بین فردی، دریافت حمایت، داشتن یک شبکه ی اجتماعی جدید، دریافت کردن بازخوردهای سالم و مناسب و آموزشهای کم هزینه ای دست پیدا می کنند (مؤمن پور، 1387). بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد. تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد. به طور عادی ما در زندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است، البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند. آن دسته از روابط فی مابین افراد که توأم با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توأم با فشار تحقیر روابطی ناسالم است.
از سوی دیگر رابطه صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضاء میکند و هر انسانی با تمام وجود آن را طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمارگونه نیست. رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله بگیرند و او تنها منزوی گردد، شاید یکی از علل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهایی و بی همدلی افراد باشد. بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیاز اجتماعی فرددر ارتباط بادیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد، ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد. در بررسیهای کلینیکی به عمل آمده از معتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و در روابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند.
معتادین معمولاً با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنینی با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند به نارضایتی استفاده می نماید .طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیمارن روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند.گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد. همچنین برخی اصول روان درمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویارویی کاربرد داشته است.
از گروه درمانی برای درمان اعتیاد استفاده ی فراوانی می شود. معتادان در گروهها به بازسازی روابط بین فردی، دریافت حمایت، داشتن یک شبکه ی اجتماعی جدید، دریافت کردن بازخوردهای سالم و مناسب و آموزشهای کم هزینه ای دست پیدا می کنند (مؤمن پور، 1387).
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد. تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد. به طور عادی ما در زندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است، البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند وحتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند. آن دسته از روابط
فی مابین افراد که توأم با ریا وتزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توأم با فشار تحقیر روابطی ناسالم است.
از سوی دیگر رابطه صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضاء میکند و هر انسانی با تمام وجود آن را طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمارگونه نیست. رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله بگیرند و او تنها منزوی گردد، شاید یکی از علل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهایی و بی همدلی افراد باشد. بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیاز اجتماعی فرد در ارتباط بادیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد، ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
بنابراین پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنبال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلاً در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی به تدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش فردی نسبت بخود مثبت گردیده و نهایتاً درمان کامل دنبال می شود) ثقه الاسلام، 1388).
13-2 مقایسه دارودرمانی با تلفیق دارودرمانی و درمانهای روانشناختی
با توجه به یافته های به دست آمده از تحقیق حدادی و همکاران می توان نتیجه گرفت که درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی مبتنی بر الگوی شناختی رفتاری در کنار دارو درمانی توانسته است تکانشگری را در

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~