سلیه عنوان می کند که معمولاً بین دو نوع استرس تفاوت قابل ملاحظه ای وجود دارد و نباید چنین تصور کنیم که استرس همیشه منفی است. همچنانکه استرس بد یا ناخوشایند وجود دارد، استرس خوب یا خوشایند هم وجود دارد.

اگر توجه کنیم خواهیم دید که سلیه، هر نوع تقاضای سازگاری از ارگانیسم را استرس آور می داند. بنابراین می توان گفت که تقریباً همه محرک های بیرونی می توانند استرس ایجاد کنند چون همه از ارگانیزم می خواهند که سازگاری ایجاد کند. (گنجی 1380،147)

ما در واقع با 3 نوع استرس روبرو هستیم: اوسترس  –  نوسترس   و دیسترس .

اوسترس: همان استرس خوب است و در موقعیتی ایجاد می شود که شخص آن را انگیزه دهنده یا الهام بخش ارزیابی می کند. (مثل عاشق شدن) اوسترس لذت بخش است و تهدیدی به شمار نمی آید.

نوسترس: محرکی است حسی که تأثیری به جای نمی گذارد، یعنی نه خوب است و نه بد.

سومین نوع استرس دیسترس یا حالت پریشانی است. این نوع استرس بد است و در بسیاری از مواقع آن را به عنوان استرس تبارنام می برند.

دیسترس خود دو گونه است: استرس حاد و استرس مزمن.

استرس حاد بسیار شدید است و به سرعت از بین می رود. استرس مزمن می تواند بسیار شدید باشد و با این حال تا مدتی باقی بماند. این نوع استرس مهلک تر از استرس حاد است زیرا بدن به حالت تعادل کامل حیاتی بازنمی گردد. (قرچه داغی 1381،156)

مطلب مشابه :   ارزیابی نخستین و ثانوی در مقایسه ی ویژگی های شخصیتی
دسته بندی : داغ ترین ها