دستورالعمل ها

دانلود پایان نامه

امیرالمومنی علی (علیه السلام) نه تنها بصیرت را بر خلفاء الله بلکه بر زمامداران، فرمانداران و فرماندهان نیز لازم دانسته است؛ برای نمونه: پس از عزل محمد ابن ابی بکر به او نامه نوشت و ضمن آن فرمود:
«فَاَصحر لعَدُوَّکَ وَامض عَلی بَصیرَتکَ …» (نهج البلاغه، نامه 34)
«پس به سوی دشمن خویش برون شو و با بینایی به راه بیفت … »
هم چنین در خطبه دیگری چنی فرمود: «حَمَلوُا بَصائرَهُم عَلی اَسیافهم» (نهج البلاغه، خطبه 150)
«شمشیرها در راه حق آختند و بصیرتی را آشکار ساختند. »
یعنی شمشیر زدنشان در جنگها از روی بینایی بود. در همین معنا برای تشحیذ(تیزکردن-روشن کردن ذهن )و دلگرمی یاران و رزمندگان به جهاد با دشمن فرمود:
«فَانفُذَوا عَلی بَصائرکُم وَلتَصدُق نیّاتُکُم فی جهاد عَدُوَّکُم» (نهج البلاغه، خطبه 197)
«پس با دل بینا به راه افتید و نیت خویش را در جهاد با دشمن خود، راست بدارید.»
نه تنها در امور دینی و معنوی بصیرت لازم است، بلکه در امور دنیوی و جنگ با دشمن نیز بصیرت ضرورت دارد.
آن حضرت در جملات بلندی که به کمیل ابن زیاد نخعی فرمود بر ضرورت و اهمیت بصیرت به یاران خویش تأکید می کند و از اینکه در بین آنان، انسانهای با بصیرت را کمتر می بیند، گله می کند و علم خویش را که در سینه دارد به دلیل نبود یاران بصیر در خورد آنان نمی داند فرمایش آن حضرت این است:
«بدان که در اینجا (و به سینه خود اشارت فرمود) دانشی است انباشته، اگر فراگیرانی برای آن، می یافتم. (آن گاه به دو گروه اشاره می کند) آری! (گروه اول) یافتم آن را که «تیز دریافت» بود لیکن امین نمی نمود؛ با دین، دنیا می اندوخت و به نعمت خدا بر بندگانش برتری می جست و به حجت علم بر دوستان خدا بزرگی می فروخت. (گروه دوم) یا کسی که پیرون صاحبان دانش است اما در شناختن نکته های باریک آن، او را بصیرت و بینش نیست. چون نخستین شهبت در دل وی راه یابد، درماند. بدان نه این در خور است و نه آن.» (نهج البلاغه، قصار 147)
حضرت علی علیه السلام دو دسته را شامل دریافت علوم خود نمی داند: اولی بصیر و تیزبینی که امین نیست و اهل تکبر است و دومی کسی که در فهم نکته های باریک بصیرت و بینایی ندارد.
امیر المومنین علی (علیه السلام) در چگونگی تحصیل بصیرت، وصایا و دستورالعمل های بسیار سودمندی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
«انَّ اللهَ سُبحانَهُ جَعَلَ الذَّکرَ جلاءً للقُلُوب تَسمَعُ به بَعدَ الوَقرَۀ وَ تُبصرُ به بَعدَ العَسوَۀ و… »
(نهج البلاغه، خطبه 222)
«همانا خدای سبحان یاد خود را روشنی بخش دلها کرد تا از آن پس که ناشنوایند بدان یاد بشنوند و از آن پس که نابینایند، بینا شوند. »
«مَن تَفَّکَرَ اَبصَرَ» (نهج البلاغه، نامه 31)
«هر کس بیندیشد، بیناست. »
«اَحی قَلبَکَ بالمَواعظَه وَ… وَ بَصَّرهُ فَجائعَ الدُّنیا» (نهج البلاغه، نامه 31)
«دلت را به اندرز زنده دار و… و به سختیهای دنیایش بینا گردان. »
«فَلَو رَمَیتَ ببَصَر قَلبکَ نَحوَ ما یُوصَفُ لَکَ منها لَعَزَفَت نَفسُکَ عَن بَدائع ما اُخرجَ الَی الدَّنیا مِن شَهَواتِها ولَذَّاتها وزَخارِفِ مَناظِرِهَا» (نهج البلاغه، خطبه 165)

مطلب مشابه :  مشارکت اجتماعی و مدنی، مدیریت خدمات بهداشتی، دانشگاه علوم پزشکی