دستورالعمل ها

دانلود پایان نامه

وَ قَد عَرَفتُ أَنَّ مُعَاوِیَهَ کَتَبَ إِلَیکَ یَستَزِلُّ، لُبَّکَ، وَ یَستَقِلُّ غَربَکَ، فَاحذَرهُ، فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیطَانُ : یأتِی المَرءَ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ، وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمَالِهِ، لِیَقتَحِمَ غَفلَتَهُ، وَ یَستَلِبَ غِرَّتَهِ.
در اندرزهای حکیمانه به زیاد می نویسد:« اطلاع یافتم که معاویه برای تو نامه ای نوشته تا عقل تو را بلغزاند و اراده تو را سست کند، از او بترس که شیطان است و از پیش رو و پشت سر و از راست و چپ به سوی انسان می آید تا در حال فراموشی، او را تسلیم خود سازد و شعور و درکش را برباید.»
ب- اطلاع از کجروی ها
آنقدر مراقبت حضرت دقیق و حساب شده بود که وقتی یکی از فرمانداران به انحراف کشانده شده و مرتکب عمل ناروایی می شود، امام علی (علیه السلام) عکس العمل نشان می دهد، نامه می نویسد و هشدار می دهد. به یکی از آنان در نامه 40 نهج البلاغه نوشت :
اَمَّا بَعد ! فَقَد بَلَغَنی اَمرٌ، اِن کُنتَ فَعَلتَهُ فَقَد اَسخَطتَ رَبَّکَ، وَ عَصَیتَ اِمامَکَ وَ اَخزَیتَ أَمانَتَکَ.
(پس از یاد خدا و درود ! از تو خبری رسیده است که اگر چنان کرده باشی، پروردگار خود را به خشم آورده و امام خود را نافرمانی کردی و در امانت خود خیانت کردی).
و در نامه 41 نهج البلاغه نیز یکی دیگر از فرماندهان متخلف را مورد نکوهش قرار می دهد ، سرزنش می کند و کجروی های او را تذکر می دهد.
و در نامه 71 نهج البلاغه به توبیخ و سرزنش یکی دیگر از فرماندهان خویش به نام «منذر بن جارود» می پردازد و پس از اطلاع از خیانت، او را عزل و دیگری را به جای او نصب می فرماید.
اگر مراقبت حساب شده نباشد و مسئولین نظام اسلامی به خیانت و فساد روی بیاورند، نه می توانند کشور و پشت جبهه را حفظ کنند و نه لیاقت جنگ و خط شکنی دارند، در این شرایط آنان فاسدند و باید تصفیه شوند.
7)سوء استفاده نکردن از مقام و منصب اجتماعی:
حضرت علی (علیه السلام) هیچگاه حاضر نبود نه خودش و نه خویشان و نزدیکانش از منصب و مقام خلافت و رهبری جامعه سوء استفاده نمایند. در شرایطی هم که سوء استفاده محسوب نمی شد بلکه اولویتی به شمار می رفت، حاضر به استفاده از آن نبود. اگر برای خرید به بازار می رفت، سعی می کرد کسی را بیابد که او را نشناسد تا ملاحظه اش را نکند و میان او وسایرین تفاوت و تمایزی نگذارد. (مطهری ، 1358، ص 21)
در استفاده از بیت المال چنان سخت گیر بود که وقتی برادرش عقیل درخواست مقرری بیشتری نمود، سهم خودش را به وی پیشنهاد کرد، اما حاضر نشد در اموال مردم تصرف کند و با نزدیک کردن دست عقیل به حرارت آتش، او را از این گناه منصرف کرد. زیرا معتقد بود صرف بیت المال به خویشان و اقوام، گناهی بزرگ و در حکم خیانت به مسلمین است. (نهج البلاغه، خطبه 215)
در سیره اداری و حکومتی امیرمؤمنان (علیه السلام)، منصب و مقام جنبه شخصی و فردی نداشت تا بر طبق امیال و سلیقه های شخصی به آن عمل شود و از رهگذر آن، منافع مادی و معنوی را برای خود و اطرافیان به دست آورد. بلکه مقام و منصب جنبه عمومی و اجتماعی داشته و به هیچ عنوان نباید از آن سوء استفاده کرد. حضرت علی (علیه السلام) امین ترین، سخت ترین و قاطع ترین فرد در حفظ این امانت و اجرای این اصل بود و دستورالعمل های وی به کارگزاران و عاملان حکومتی، گواه این مطلب است. وی در پرهیز از استفاده خصوصی از امکانات اجتماعی، به مالک فرمود :
«بپرهیز از این که به خود اختصاص دهی چیزی را که همگان در آن حقی دارند. یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه به آن ضروری است و همه از آن آگاهند. زیرا به زودی آن را از تو می ستانند و به دیگری می دهند. زودا که حجاب از برابر دیدگانت برداشته خواهد شد و داد مظلومان را از تو می ستانند.» (نهج البلاغه، نامه53)
در جلوگیری از سوء استفاده اطرافیان و اقوام والی و زمامدار نیز فرمود :
«بدان که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری جویی و گردنکشی است و در معامله با مردم رعایت انصاف نکنند. ریشه ایشان را با قطع موجبات آن صفات قطع کن. به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای مجاورشان را در سهمی که از آب دارند، یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود را بر دوش آنها نهند. اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوند پاداش شکیبایی تو را خواهد داد. هر چند در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان تو را زیان رسد.» (نهج البلاغه، نامه 53)
8)روش عزل مسئولان :
در هر جامعه ای باید تلاش بر آن باشد که حتی الامکان مدیران با تجربه و مفید در جایگاه خود حفظ و ثباتشان تضمین گردد، زیرا تغییر مداوم مسؤولان بسیار مضر بوده و هر فرد جدیدی باید حدود یک سال زیرکانه و با دقت کار کند تا مجموعه خویش و نیروهای آن را بشناسد، خلأها را به خوبی تشخیص دهد و سرانجام راه و روش درست عمل کردن را به دست آورد. این مدت در حقیقت زمان کارآموزی مدیر بوده و تصمیم گیریها و حرکتهای ناپخته فراوانی خواهد داشت؛ در نتیجه مجموعه از پویایی و حرکتهای سالم به گونه ای بایسته برخوردار نخواهد بود.
اگر مدیری دارای ضعفی بود باید با تذکر و راهنمایی و یا تغییر بعضی از همکارانش در اصلاح مدیریت او کوشید و حتی الامکان از تغییر آن احتراز جست؛ اما در مواردی که وجود مدیر در مسند کار کاملا مضر تشخیص داده شد، باید جهت تغییر او اقدام کرد. نظیر این امر در چند مورد در نهج البلاغه دیده می شود که حضرت با اطلاع از خطای والیان برای آنان نامه نوشت و به عملکردشان تذکر داد.
گاهی بعضی از نامه ها با توجه به ضعف والی آرام است و گاهی آن چنان تند و قاطع که واقعاً تکان دهنده و سازنده می باشد، که به جهت اختصار، از ذکر موارد آن خودداری می نماییم، ولی در نهایت، حضرت با تذکر و راهنمایی و پند و اندرز مسأله را فیصله می دهد.
در مواردی هم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اقدام به برکناری فرماندار خویش می کند که شیوه برکناری آنان باید مورد دقت قرار گیرد. به طور کلی هنگامی که تغییرفرمانده و مدیر ضروری به نظر رسید، باید توجه داشت که او اگر فرمانده و مدیر خوبی نبوده، بدین معنا نیست که کارمند خوبی هم نیست؛ از این رو حتی الامکان باید سعی شود که آبرویش محفوظ ماند و از ضربه بیش از حد بر روح و روان او جلوگیری شود، زیرا حفظ آبروی مسلمان در بسیاری از موارد واجب است.

مطلب مشابه :  آزادی و مسئولیت