دیدگاه انسان گرایانه

دیدگاه انسان گرایانه

دیدگاه انسان گرایانه

انتخاب تکلیف در شرایط آزادانه شاخص انگیزش برای عملکرد
تلاش
تلاش زیاد- بویژه روی مواد درسی دشوار- شاخص انگیزش است.
پشتکار
کار طولانی مدت – بویژه وقتی فرد با مانع مواجه می شود- با انگیزش بالا ارتباط دارد.
پیشرفت
انتخاب، تلاش، پافشاری وپشتکار پیشرفت در انجام تکلیف را افزایش می دهد.
اولین شاخص، انتخاب تکلیف است. وقتی دانش آموزان انتخابی می کنند، انتخاب آنان نشان دهنده وضعیت انگیزشی آنان است. آنچه دانش آموزان در داخل یا خارج مدرسه، از بین فعالیت های مختلف انتخاب می کنند نشانگر علاقه و انگیزش آنان است؛ برای مثال دانش آموزانی که در موقعیت های بیشتری تکالیف درسی را برای انجام دادن انتخاب می کنند نسبت به دانش آموزان دیگر که بیشتر، تکالیف غیردرسی را انتخاب می کنند انگیزش تحصیلی بالاتری دارند.
شاخص دوم انگیزش، تلاش است. دانش آموزان برانگیخته برای یادگیری، تلاش ذهنی بیشتری طی آموزش صرف کرده و راهبردهای شناختی که معتقدند به بهبود و ارتقای یادگیری شان می انجامد را به کار می گیرند (پنتریچ و شانک، 2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386). سودمندی تلاش به عنوان شاخصی برای انگیزش فقط محدود به مهارت هاست. چون هم چنان که مهارت افزایش می یابد، فرد می تواند با تلاش کمتر عملکرد بهتری داشته باشد.
شاخص سوم انگیزش، پشتکار یا صرف زمان روی تکلیف است. دانش آموزان برانگیخته برای یادگیری باید در انجام تکالیف پشتکار و استمرار داشته باشند؛ به ویژه زمانی که با موانع و مشکلاتی مواجه می شوند. پشتکار به دلیل این که یادگیری اساساً کاری زمان بر است و لزوماً موفقیت به همراه ندارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. پشتکار بیشتر به فعالیت های بیشتر می انجامد. پژوهشگران عموماً از پشتکار به عنوان یک نسخه انگیزش بهره می گیرند. همانند تلاش، سودمندی پشتکار به عنوان شاخصی از انگیزش فقط به مهارت محدود می شود؛ هم چنان که مهارت های دانش آموزان بهبود و ارتقاء می یابد آن ها می توانند کار خود را به صورت بهتر و در زمان کمتری انجام دهند. پشتکار به هنگام یادگیری و برخورد با موانع، عامل مهمی برای انگیزش به شمار می رود.
درنهایت پیشرفت دانش آموزان را می توان به عنوان یک شاخص غیرمستقیم انگیزش در نظر گرفت. احتمالاً دانش آموزانی که درگیر شدن در یک تکلیف را انتخاب می کنند. تلاش خود را افزایش می دهند و پشتکاردارند به سطوح بالاتر پیشرفت تحصیلی دست می یابند (پنتریچ و شانک، 2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386).
2-1-2- 4- دیدگاه های نظری در مورد انگیزش
دیدگاه های نظری مختلف، انگیزش را به شیوه های متفاوتی تبیین می کنند که ما در اینجا به چهار دیدگاه رفتاری، انسان گرایانه، شناختی و اجتماعی – فرهنگی اشاره می کنیم.
2-1-2-4-1 دیدگاه رفتاری
دیدگاه رفتاری بر پاداش و تنبیه بیرونی به عنوان تعیین کننده انگیزش دانش آموز تأکید می کند. مشوق ها، محرک ها یا رویدادهای مثبت و منفی هستند که می توانند رفتار دانش آموز را برانگیزانند. مدافعان استفاده از مشوق تأکیددارند که آن ها علاقه یا هیجان را به کلاس می افزایند و توجه را به رفتار مناسب معطوف می کنند و از رفتار نامناسب بازمی دارند. مشوق هایی که معلمان در کلاس درس استفاده می کنند شامل نمره عددی، رتبه حروفی، چک مارک یا ستاره، تشویق و قدردانی است ارائه مناسب این مشوق ها به بالا رفتن وجهه دانش آموز در نزد خود، معلمان، همسالان و والدین کمک کرده و تقویت انگیزش پیشرفت را سبب می شود. در این صورت دانش آموز موفقیت را خوشایند و انتظاراتی را برای خود وضع می کند که برای تحقق آن ها تلاش می نماید (بیابانگرد، 1384).
2-1-2-4-2- دیدگاه انسان گرایانه
بر اساس اصل انگیزشی نظریه پردازان انسان گرایی (راجرز و مزلو)، در انسان گرایش تحقق استعدادها وجود دارد. در انسان نیرویی درونی برای توسعه توانایی ها و استعدادهای سرشتی در جهت تحول نهفته است. این انگیزه، گرایش فرد به سوی تکامل و توسعه و تجهیز خود است. مزلو پیشگام روان شناسی انسان گرا، انگیزش انسان را برخاسته از نیازهایی می داند که به صورت سلسله مراتبی، فرد را به طرف ارضاء برمی انگیزاند (خدا پناهی، 1384).
مزلو، سلسله مراتبی از نیازها را پیشنهاد کرد که بر طبق آن، نیازهای سطوح پایین تر (نیازهای زیستی، نیازهای ایمنی یا امنیت، نیاز وابستگی یا تعلق و نیاز احترام) باید به طور وسیعی قبل از نیازهای سطوح عالی تر (نیاز به دانستن، نیاز به زیبایی شناختی و نیاز به خود شکوفایی) ارضاء شوند. مطابق این دیدگاه باید نیازهای افراد طی یک توالی سلسله مراتبی ارضاء شود تا خودشکوفایی به عنوان بالاترین نیاز محقق گردد (بیابانگرد، 1384). بر اساس دیدگاه راجرز و مازلو، گرایش انسان این است که پتانسیل بالقوه خویش را توسعه دهد. با توجه به این که در انسان یک نیروی درونی بیولوژیک برای توسعه توانایی ها و استعدادهای سرشتی در راستای تحول نهفته است، انگیزه فرد، گرایش به سوی تکامل و توسعه و تجهیز اساسی خود است (خدا پناهی، 1384).
2-1-2-4-3- دیدگاه شناختی
دیدگاه شناختی در مورد انگیزش تا حد زیادی در واکنش به دیدگاه رفتاری پدید آمد. نظریه پردازان شناختی بر این باورند که رفتار به وسیله تفکر تعیین می شود نه صرفاً بر اساس دریافت پاداش برای رفتارهای گذشته. در این دیدگاه رفتار به وسیله طرح و برنامه، اهداف، انتظارات و اسناد شروع شده و تنظیم می گردد. یکی از مفروضات اساسی در رویکردهای شناختی این است که افراد نه به رویدادهای بیرونی یا شرا
یط جسمی مانند گرسنگی بلکه بیشتر نسبت به تفسیرهایشان از این رویدادها واکنش نشان می دهند (Woolfolk, 2001). دیدگاه شناختی در مورد انگیزش بر این باور است که افراد ذاتاً گرایش دارند بر شکاف ها و ناهماهنگی ها میان آنچه می دانند و آنچه تجربه می کنند، غلبه نمایند. این دیدگاه بر انگیزش درونی تأکید می کندBiehier) et al,1993). کریمی (1389) معتقد است روان شناسان شناختی انگیزش، از انگیزش درونی سخن می گویند و انگیزش درونی عبارت است از پاسخی به نیازهایی که در درون یادگیرنده است از قبیل کنجکاوی، نیاز به دانستن و احساس قابلیت و رشد. ما به وسیله نیاز به نظم، قابلیت پیش بینی و درک این که جهان گونه کار می کند برانگیخته می شویم، نیاز به دانستن که انگیزش کنجکاوی نیز خوانده می شود از عوامل انگیزش درونی محسوب می شود و وقتی شاگردان احساس کنترل و مسئولیت نسبت به یادگیری خود پیدا می کنند این احساس قدرت منجر به انگیزش درونی آنان می شود.
2-1-2-4-4- دیدگاه فرهنگی – اجتماعی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~