یکی از بخش های تحقیقاتی امید بخش، معنی خودتنظیمی از بعد زیست شناختیه.پژوهشایی که در سعی هستن تا مبنای زیست شناختی واسه فرایندهای خود تنظیمی ارئه کنه، در درجه اول بر بخشای جورواجور مغز و بر جریان رشد زمان کودکی تأکید می کنه. تجربه ها نشون میده که توانایی خود تظیمی یکی از مهمترین مؤلفه های برابری آدم با دنیا به حساب میاد(دیمیتریو ،2000؛ به نقل از بیجرانو ،2007).دیمیتریو معتقده که بروز رفتارهای خود نظم یافته لازمه رشد و تکامل ارگانیسم در حد مطلوبیه. در درجه اول، ارگانیسم باید قادر به نظارت براعمال و رفتار، باخبر شدن از فعالیتا و میزان اثر اونا، توانایی بازنمایی اعمال، باخبر شدن از خاطرها، علاقه هاو مهارتای حل مسئله و توانایی اصلاح فعالیتای الان به خاطر اثر بخشی هر چه بیشتر فعالیتای آینده باشه. نظریه ی خود تنظیمی از خیلی جهات طبق نظریه نظامای کنترل غیر ارادی یا فرمانشی قرار داره(کارور و اسکیر ،1982به نقل از هاگوی،2009).کارکرد ترموستات یک استفاده عادی از رفتار خود تنظیم پیدا کرده. وظیفه ی ترموستات بررسی دمای فعلی محیط و در صورت ضرورت تنظیم دما طبق اینه.این احتمال هست هنگامی که تغییر شرایط اجتماعی و محیطی به نابودی بقیه گونه ها منجر گرد، توانایی خود تنظیمی ضامن باقی موندن آدم به حساب رود(زیمرمن،2005).تعدادی از کارکردها و ساختارهای جورواجور مغز با توانایی خود تنظیمی در رابطه هستن. ناحیه کورتکس پیش آیندی که، از اون به عنوان جای هوشیاری نام برده می شه. به عنوان یکی از بخشای مهم مغر در بروز رفتارای خود تنظیم یافته مطرح گردیده. این بخش تنها ناحیه مغز در دریافت اطلاعات از تموم گیرنده های حسی بوده و آسیب وارده به این ناحیه، به ناتوانی در طراحی یا اصلاح اشتباهای رفتاری میرسه(بانفیلد و بقیه،2004؛ به نقل از هاگوی). این بخش هنگامی که فرد در حال حفظ کردن، توجه و تصمیم گیریه، فعال گردیده واهمیت اون در بین فرایندهای خود تنظیمی قطعی گردیده(همون)
بخش کورتکس کمربندی قبلی به عنوان ناحیه ایی تأثیرگذار در کنترل شناختی و رفتار شناخته می شه(کرنس و بقیه،2004).این ناحیه نقش مهمی در برطرف ساختن تعارضا از راه ایجاد رابطه بین فرایندهای رفتاری و شناختی برعهده داره آمیگدال به عنوان یکی دیگه از قسمتای مهم مغز، وظیفه ی شناسایی محرکای در ارتباط و ایجاد واکنشای مناسب نسبت به محرکای جورواجور رو بر عهده داره(اچسنر،گراس،2004؛ به نقل از هاگوی 2009). استراتیوم در بروز رفتارهای تقویت شونده و تفاوت قائل شدن بین این جور رفتارها و رفتارهای غیراز این نوع، نقش مهمی رو اجرا می کنه(ناتسون و بقیه ،2001؛به نقل از هاگوی، 2009). نتایج حاصل از تحقیقات در بعد زیست شناختی به افزایش درک ما از اثر نواحی خاص مغز بر فرایندهای خود تنظیمی منجر گردیده.دسته دیگری از تحقیقات در بعد زیست شناختی به این موضوع می پردازند که خود تنظیمی همیشه بر کارکردهای شناختی در سطوح بالا(دلیل یا حل مسئله) اثر گذاره؛ اما هیچ تأثیری بر کارکردهای شناختی سطوح پایین مثل یادگیری طوطی وار یا به خاطر آوردن اطلاعات، برجای نمی ذاره(اشمایکل وسایرین،2003).اینجور تأثیرگذاری بر فرایندهای شناختی سطوح بالا مهر تأییدیه بر این ادعا که خود تنظیمی چیزی بیشتر از یک مهارت از پیش یاد گرفته شده به حساب میاد. اشمایکل و همکاران به وجود رابطه بین مؤلفه های هوش روون مثل دلیل، پرداختن به امور ذهنی و منطق اقرار کردن؛ ضمنا تحقیقات اشمایکل نشون داده ان که رفتارهای خود تنظیم یافته همیشه تأثیری بر کارکردهای شناختی بازیابی اطلاعات، لغتا و علم عمومی بر جای نمی ذارن(اشمایکل وسایرین ،2003). افزون بر این کارا آرامش و تشویق رابطه برعکس با کم شدن نیروی خود تنظیمی داره. تشویق یا تجارب هیجانی موفقیت امیز به جایگزینی هر چه سریع تر نیروی بررسی رفته ی خود تنظیمی منجر می شه(تیس و همکاران، 2007).

مطلب مشابه :  نقش مهم کارکردهای اجرایی در یادگیری
دسته بندی : داغ ترین ها