دیدگاه قرآن، کار شایسته، قرآن کریم

دانلود پایان نامه

در حقیقت حیات، باارزش‌ترین نعمتی است که یک موجود زنده از آن برخوردار است؛ زیرا آن‌سوی زندگی چیزی جز نیستی و نابودی نیست و خداوند نیز در سوره فاطر بر برتری حیات بر مرگ وزنده بر مرده تأکید می‌کند و می‌فرماید: «وَ مَا یَستوِی الاعمَی و البَصیرُ و مَا یَستوِی الاَحیاءُ و لَاالاموات ُإنَ ّ الله یُسمِع ُمَن یَشاءُ و مَا اَنتَ بِمُسمِع ٍ مَّن فِی القبُوُرِ»(و هرگز کور و بینا، (کافر و مؤمن) یکسان نیست و ابداً زندگان (علم و ایمان) با مردگان (جهل و عصیان) برابر نیستند. ای رسول، خدا هر که را بخواهد شنوای (کلام حق سازد) و تو آن‌کس را که در گورستان فرورفته هرگز شنوا نتوانی کرد.)(فاطر 19 و 22)
خداوند متعال در این آیات، مردگان و زندگان را برابر ندانسته، آن‌گونه که انسان عالم و دانا و روشن‌بین را با انسان جاهل و نادان و کوردل یکی ندانسته است درواقع قرآن، این‌همه اهمیت و ارزش را برای حیات به خاطر آثار و نتایج آن، یعنی شعور و علم و اراده و اختیار انسان قائل است که سعادت زندگی انسان درگرو آن است. ولی در رابطه با حیات انسان، اهمیت و ارزش آن به سبب آن است که قسمتی از زندگی پایدار و جاویدان انسان در این سرا و دنیا سپری می‌شود؛ که ویژگی اصلی آن این است که برای زندگی انسان در آن سرا سرنوشت‌ساز است. درواقع سرنوشت انسان در آن سرا در دنیا رقم می‌خورد و سعادت و شقاوت حیات اخروی در چگونگی حیات وی در این دنیا است. چنان‌که قرآن می‌فرماید: «مَا الحیَاه الدُنیا فی الاخرَه الا متاع. وزندگی دنیا [در برابر] آخرت جز توشه و متاعی [ناچیز] نیست»(رعد:26)
خداوند در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «کلّ نَفس ذائقه المُوت ونَبلُوَکُم بِالشَر الخَیر فتنه وَ إلَینا تُرجَعون. هر نفسی، چشنده‌ی مرگ است و شمارا به بدی و خوبی چنان‌که باید می‌آزماییم و به‌سوی ما بازگردانده می‌شوید.»(انبیا:35) آیه‌ی شریفه به دو نکته‌ی مهم اشاره می‌کند، یکی اینکه مرگ سرنوشت گریزناپذیر تمامی انسان‌ها می‌باشد و دیگری زندگی این جهان آزمونی برای زندگی جهان دیگر است. لذا مرگ نیستی نیست و حیات آدمی پس از مرگ نیز ادامه خواهد داشت. از دیگر کارکردهای حیات و مرگ که اهمیت آن را چند برابر می‌کند، این است که این دو پدیده‌ی الهی در مکتب تربیتی انبیاء از نشانه‌های توحید و یگانگی و خداشناسی ذکرشده است. قرآن کریم حیات و ممات را آفریده‌ی خداوند متعال و زمام آن دو را به قدرت او می‌داند. «الَذی خَلَقَ المُوت و ألحَیاه لیَبلُوَکُم ایکم أحسَنُ عملاً. مرگ وزندگی نه ساخته‌ی دست بشرند و نه به غیر خداوند متکی و وابسته است، بلکه تحت ربوبیت خداوند متعال است. (ملک:2) ازاین‌رو یکی از برهان‌هایی که انبیاء آن را اقامه کرده‌اند، این است که مسئله‌ی مرگ وزندگی به دست خداوند است و اوست که خالق یگانه و توانایی است که می‌تواند انسان را زنده کند و بمیراند و این کار از عهده‌ی احدی برنمی‌آید.
حال با توجه به روشن شدن نسبی مفهوم و اهمیت حیات از دیدگاه قرآن کریم به بررسی مفهوم حیات طیبه که در میان مراتب مختلف حیات برترین نوع حیات برای انسان محسوب می‌شود و به‌طور خاص در آیه‌ی 97 سوره‌ی نحل با این تعبیر به‌کاررفته است از دیدگاه تفاسیر مختلف قرآن و همچنین روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌پردازیم.
جایگاه حیات طیبه در تفاسیر مختلف قرآن کریم
یکی از موضوعات مهمی که قرآن کریم آن را رهاورد وحی می‌داند (حیات طیبه) زندگی پاک و منزه است. خدای متعال مؤمنان را وعده داده است که درازای ایمان و عمل صالح آنان را زندگی می‌بخشد؛ و از حیاتی طیبه بهره‌مندمی کند. آن‌هم حیاتی برتر و راستین و نه مجازی و مبدل که از همین سرای دنیا نیز برای آنان محقق می‌گردد.
در قرآن کریم از «حیات برتر انسانی» با تعبیر «حیات طیبه» یادشده است و فقط در آیه‌ی 97 سوره‌ی نحل این تعبیر صراحتاً به‌کاررفته است. «مَن کانَ عَمِلَ صالِحاً مِّن ذَکَرٍ أو أَ نثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحییَنّه حَیَوه ً طَیّبَه ً وَ لَنَجزِیَنَّهُم أجرَهُم بِأحسَنِ مَا کَانُوا یَعمَلُونَ. هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را بازندگی پاکیزه‌ای، حیات [حقیقی] بخشیم و مسلماً به آنان بهتر ازآنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.»
هرچند در آیات متعدد دیگری و با تعابیر مختلفی به این مرتبه از حیات انسانی اشاره‌شده است و تمامی انسان‌ها را به آن دعوت و راه‌های وصول و همچنین آثار آن را بیان نموده است.
«یا ای‌ها الذَینَ آمَنوا إستَجیبوا للهِ وِ لِلرَّسولِ إذَا دَعَاکُم لِمَا یُحییکم ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبرش شمارا به چیزی فراخواندند که به شما حیات می‌بخشد آنان را اجابت کنید.»(انفال:24)
خداوند در این آیه از مؤمنان خواسته است که دعوت خدا و پیامبرش را که آن‌ها را به چیزی که حیات می‌بخشد، فرامی‌خواند، اجابت نمایند. حیاتی که در این آیه بدان دعوت‌شده، غیر از حیات حیوانی و یا طبیعی و غریزی انسانی است که افراد قبل از دعوت از آن برخوردار بوده‌اند، بلکه بسیار بالاتر از آن است و مخاطب آن نیز مؤمنان می‌باشند.
و کافران را از این حیات برتر انسانی محروم می‌داند: «لینذر من کان حیاً و یحق القول علی الکافرین. تا افرادی را که [دلی] زنده است بیم دهد و گفتار خدا درباره‌ی کافران محقق گردد. (یس:70)
انّما یستجیب الذین یسمعونَ و الموتی یبعثهم الله ثم الیه یرجعون. تنها کسانی دعوت تو را اجابت می‌کنند که گوش شنوا دارند و اما مردگان را خداوند در قیامت بر خواهد انگیخت؛ سپس به‌سوی او باز گردانیده می‌شوند.»(انعام:36)
در آیه‌ی 70 سوره‌ی یس «کافران» بنا بر مقابله آن‌ها با «زندگان»، «مرده» محسوب شده‌اند. (مکارم شیرازی،18: 441)
و در آیه‌ی 36 سوره‌ی انعام «مردگان» بر اساس مقابله‌ای که صورت گرفته است همان «کافران» و روی‌گردانان از دعوت الهی هستند. (طباطبایی،7: 67)
حیات طیبه وبرتری که صالحان مؤمن از زن و مرد از آن بهره‌مندمی شوند و کافران از آن محروم‌اند حیات جدیدی است. غیرازآن حیاتی که به دیگران نیز داده‌شده است و مشترک میان همه‌ی انسان‌هاست. وعده‌ی خداوند در آیه‌ی 97 سوره‌ی نحل مبنی بر اینکه مؤمنان صالح را به حیاتی طیبه زنده می‌کند، به این معنا نیست که زندگی آنان را تغییر می‌دهد. مثلاً حیات خبیث آنان را به حیاتی طیبه و خوش تبدیل می‌نماید یعنی اصل حیات همان حیات عمومی است ولی وصف آن را خداوند تغییر دهد؛ زیرا اگر مقصود این بود کافی بود که بفرماید: «ما حیات او را طیب می‌کنیم» ولی این‌طور نفرموده، بلکه فرمود: «ما او را به حیاتی طیب زنده می‌سازیم.»(طباطبایی ج 12: 342)
مانند حیاتی که در پرتو جهاد درراه خدا نصیب مؤمن می‌شود: «وَ لَا تَحسَبَن الذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ الله أمواتا بَل أحیاءٌ عِندَ رَبِهِم یُرزَقُونَ. (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که درراه خدا کشته شدند، مردگان‌اند، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»(آل‌عمران: 169)
البته باید توجه داشت که نه حیات موعود، اختصاص به حیات شهیدان دارد و نه دعوت خداوند و پیامبر در جمله‌ی «لما یحییکم» به جهاد درراه خدا خلاصه می‌شود، بلکه قلمرو حیات و دعوت در آیه‌ی شریفه تمامی معارف الهی را دربرمی گیرد.
اما با توجه به تفسیر آیه‌ی 97 سوره‌ی نحل، در مورد مراد از حیات طیبه نظرات متفاوتی بیان‌شده است:
1 ـ قاضی عبدالجبار گفته، اقرب آن است که در دنیا حاصل می‌شود، زیرا خداوند در آخر آیه فرموده است: «و لنجزینهم اجرهم به احسن ما کانوا یعملون» که بدون شک مراد اجر در آخرت است.
2 ـ سعید بن جبیر معتقد است این حیات در آخرت و در بهشت حاصل می‌شود.
3 ـ ابن عباس مصداق این حیات را رزق حلال و حسن بصری قناعت دانسته است.
4 ـ از سری نقل‌شده مراد حیات طیبه‌ای است که در قبر حاصل می‌شود.
بنابراین حیات طیبه حیاتی است حقیقی و واقعی و نه مجازی و لذتی است عاری از الم و کدورت و خیر و سعادتی است غیر آمیخته به شر و شقاوت که خداوند آن را به کسانی که سزاوارند افاضه می‌کند. حیات طیبه حقیقتی جدا و مستقل از حیات طبیعی که همه در آن مشترک‌اند نیست. در عین اینکه غیر آن است، با آن است، اختلاف به مرتبه است نه به عدد، به‌عبارت‌دیگر، تفاوت در کیفیت است نه در کمیت؛ بنابراین انسان برخوردار از آن دو گونه زندگی ندارد، بلکه چون دیگران یک زندگی دارد اما قوی‌تر، روشن‌تر و واجد آثار بیشتر است. همان‌گونه که مرتبه‌ی بالاتر از حیات طیبه یعنی ـ روح قدسی ـ که خداوند آن را مخصوص پیامبران دانسته، زندگی سومی نیست، بلکه مرتبه‌ی سومی از حیات است؛ بدین معنا که زندگی رهبران الهی از درجه‌ی بالاتری برخوردار است.
نکته‌ی دیگر، مستفاد ازجمله‌ی «فلنحیینه حیاه طیبه» این است که خداوند متعال به مؤمنی که عمل صالح انجام دهد، حیات جدیدی، غیر آن حیاتی که داشته و دیگران نیز دارند، افاضه می‌کند، نه آنکه حیات او را تغییر می‌دهد؛ مثلاً حیات خبیث او را تبدیل به حیات طیبی می‌کند که اصل حیات همان حیات عمومی باشد و وصفش تغییر کند؛ زیرا اگر مقصود این بود، گفته می‌شود: «فلنحیین حیاته» ما حیات او را طیب می‌کنیم، ولی این‌چنین نفرموده، بلکه فرموده است: «فلنحیینه حیاه طیبه» ما او را به حیاتی طیب زنده می‌سازیم ازاین‌گونه برمی‌آید که خداوند متعال حیاتی ابتدایی و جدید به او عنایت می‌کند.

مطلب مشابه :  مقدمه، مبانی نظری ، مقدمه