دیدگاه یادگیری

دانلود پایان نامه

شیوه فرزند پروری اقتداری در دوران کودکی باعث می شود که کودکان سرزنده، شاداب و دارای عزت نفس بالا، خودکنترلی بالا و رفتار نقش جنسی اندکی باشند و همچنین در نوجوانی باعث می شود که نوجوان از سطح بالای جرئت، بلوغ اجتماعی، اخلاقی، پیشرفت علمی و موفقیت آموزشی برخوردار باشد (برجعلی، 1378).
سبک والدگری مقتدرانه با پافشاری در کار، پیشرفت تحصیلی، پختگی اجتماعی، عزت نفس و اعتمادبه نفس بالا، اتکای به خود در انجام وظایف جدید و خودکنترلی در ارتباط است. کودکان والدین مقتدر افرادی مستقل، اجتماعی و باجرئت، هدف دار و جویای موفقیت هستند و از خود صمیمیت، خلاقیت، اصالت، سازندگی و کنجکاوی نشان می دهند (Berk، 1996؛ نقل از کاوه، 1382). (,Baumrind 1991؛ نقل از (Darling,1999 معتقد است که بچه ها با والدینی که مقتدر بودند، دارای انگیزه بیشتری در پیشرفت تحصیلی هستند، کفایت بیشتری داشته و پیشرفت گرا هستند.
2-1-4-7-2- پیامدهای سبک والدگری مستبدانه
شیوه فرزند پروری استبدادی در دوران کودکی باعث می شود که کودک مضطرب، ناشاد و ناسازگار بار بیاید و در صورت ناکام شدن از خود خصومت نشان دهد و در نوجوانی باعث می شود که نوجوان سازگاری کمتری نسبت به همسالان از خود نشان دهد (برجعلی، 1378). این کودکان منزوی، سرکش و متخاصم، غمگین، عزت نفس پایین، دلواپس و از میزان ترک تحصیل بالا و پیشرفت کمتری برخوردار هستند و نیز فاقد حس کنجکاوی، خلاقیت و خودجوشی هستند (Marisol, 1997).
2-1-4-7-3- پیامدهای سبک والد گری سهل گیرانه
شیوه فرزند پروری سهل گیر در کودکی باعث می شود کودک تکانشی، نافرمان، سرکش، متوقع و وابسته بار بیاید. نسبت به تکلیف پافشاری کمتری از خود نشان می دهد و در نوجوانی باعث خودمداری نوجوان می شود و عملکرد ضعیفی در مدرسه از خود نشان می دهد (برجعلی، 1378). این کودکان همچنین دارای رفتارهای ناپخته، پیشرفت کم عزت نفس پایین و متکی به بزرگ سالان هستند (Marisol, 1997). کودکان دارای والدین سهل گیر بیشتر مستعد بدرفتاری هستند، از قابلیت تحصیلی کم و سوءمصرف الکل و مواد مخدر برخوردار هستند و تأثیرپذیری زیادی از همسالان دارند. در ضمن، آن ها ممکن است احساس کنند هر چیزی دست یافتنی است. این کودکان اگرچه ممکن است گرفتار مسائل رفتاری باشند و نمایش ضعیفی در مدرسه از خود نشان دهند، اما آن ها عزت نفس بالا، مهارت های اجتماعی بهتر و سطح پایینی از افسردگی برخوردار هستند (, 1999 Darling).
2-1-5- نگرش
ازآنجاکه اصطلاح نگرش ازنظر روانشناسان معانی مختلفی دارد، جای تعجب نیست اگر در روانشناسی به تعریف های گوناگونی از این مفهوم روبرو شویم. دریکی از قدیمی ترین کاربردهای این کلمه معنی آن وضع و حالت بدنی بود، مثلاً در آزمایش های اولیه مربوط به زمان واکنش، آزمایشگران وقتی از آمادگی آزمودنی برای پاسخ دادن به یک محرک سخن می گفتند، از کلمه نگرش استفاده می کردند؛ اما در تعاریف فعلی، نگرش بیشتر به جنبه ذهنی و روانی فرد اطلاق می شود، هرچند آمادگی برای عمل یا پاسخ دادن به یک محرک همچنان در این تعاریف حفظ شده است (کریمی، 1380). به چند تعریف از نگرش در زیر اشاره می کنیم:
نگرش یک حالت روانی و عصبی آمادگی است که از طریق تجربه سازمان یافته و تأثیری هدایتی یا پویا بر پاسخ های فرد، در برابر کلیه اشیاء یا موقعیت هایی که به آن مربوط می شود، دارد (آلپورت، 1935 به نقل از کریمی، 1387). ترکیب شناخت ها، احساس ها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را نگرش شخص نسبت به آن چیز می گویند (صناعی، 1374 به نقل از کریمی، 1387). امروزه در تعریف نگرش ترکیبی از عناصر موجود در دو دیدگاه یادگیری و شناختی موردتوجه قرار دارد. نگرش نسبت به هر شئ، اندیشه، شخص، گروه و یا موقعیت، به عنوان جهت گیری پایدار با عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری تلقی می شود. بخش شناختی نگرش شامل همه افکار، حقایق، دانش ها و باور داشت هایی است که شخص در مورد موضوع نگرش دارد. بخش عاطفی شامل تمامی عواطف به ویژه ارزش گذاری مثبت یا منفی شخص نسبت به موضوع نگرش است؛ بنابراین، نگرش ازیک طرف با آموخته ها و تجارب قبلی ما و از سوی دیگر با برداشت ذهنی زمان حال ما در مورد موضوع نگرش در ارتباط است و درهرصورت واکنش مثبت یا منفی ما را نسبت به اشیاء، موقعیت ها، سازمان ها، مفاهیم و افراد برمی انگیزد (پاشاشریفی، 1376). نگرش نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساس و یک تمایل به عمل است (Friedman et al,1970؛ به نقل از کریمی، 1387). نگرش مفهومی انتزاعی است که صاحب نظران درباره تعریف آن اتفاق نظر ندارند. تعریف (Friedman et al,1970؛ به نقل از کریمی، 1387) که نگرش را شامل سه عنصر شناختی، عاطفی و تمایل به عمل می داند تعریفی است که بیشتر روانشناسان اجتماعی روی آن اتفاق نظر دارند. عنصر شناختی شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره شئ یا اندیشه است. عنصر احساسی یا عاطفی آن است که معمولاً نوعی احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد؛ و تمایل به عمل، به آمادگی برای پاسخگویی به شیوه ای خاص اطلاق می شود.
2-1-5-1- ویژگی ها و ابعاد نگرش
نگرش ها دارای سه ویژگی هستند:
نخست این که هر نگرشی معطوف به یک موضوع است که می تواند شخص، رویداد یا موقعیت خاصی باشد.
دوم این که نگرش ها معمولاً ارزشیابانه اند؛ یعنی در آن ها باور به خوب یا بد بودن، مناسب یا نامناسب بودن، باارزش یا بی ارزش بودن نهفته است.
سوم آن که نگرش ها معمولاً دارای ثبات و دوام قابل توجهی هستند (کریمی، 1387).
هر یک از عناصر نگرش خو دارای دو بعد دیگر هستند: یکی نیرومندی یا شدت و دیگری درجه پیچیدگی. نیرومندی یا شدت، ترکیب جهت و نیرومندی نگرش نسبت به هر یک از عناصر نگرش است. عناصر نگرش ازنظر درجه پیچیدگی نیز می توانند متغیر باشند؛ در بعد شناختی، اطلاعات شخص نسبت به موضوع نگرش، ممکن است بسیار ساده باشد یا مجموعه ای از اطلاعات پیچیده را شامل شود. بعد عاطفی ممکن است شامل یک علاقه یا نفرت ساده یا شامل علاقه ها و نفرت های پیچیده و گوناگون باشد و بعد رفتاری ازنظر میزان پیچیدگی می تواند از رفتار ساده در مقابل موضوع نگرش تا رفتارهای پیچیده تر را در مورد آن در برگیرد (کریمی، 1380).
2-1-5-2- چگونگی شکل گیری نگرش ها
نظریه پردازان نگرش معتقدند که نگرش ها به جند شیوه آموخته می شوند که عبارت اند از:
الف. تجربه مستقیم: نگرش مثبت، نسبت به یک شئ ممکن است حاصل تجربه مستقیم و خوشایند ما با آن شئ باشد. همین طور است نگرش منفی ما که می تواند حاصل تجربه تلخ ما با یک شئ باشد.
ب. در معرض قرار گرفتن صرف: گاهی ما بدون این که برنامه ریزی خاصی وجود داشته باشد، در معرض محرک یا محرک هایی قرار می گیریم و همین عمل نگرش ما را نسبت به آن محرک یا محرک ها شکل می دهد. در این جریان، تکرار نقش مهمی را ایفا می کند.
پ. شرطی شدن کلاسیک: در این نظریه اعتقاد بر این است که وقتی یک شئ خنثی با یک شئ غیر خنثی همراه شود، به تدریج خواص شئ غیر خنثی را پیداکرده و در ما همان نگرش را برمی انگیزد که نسبت به شئ غیر خنثی داشتیم.
ت. شرطی شدن کنشگر: طبق این نظریه رفتارهایی که به نتیجه خوشایند برسند، تقویت و تکرار می شوند و رفتارهایی که به نتایج ناخوشایند برسند، تکرار نمی شوند؛ بنابراین طبق این نظریه، اظهارنظر یک فرد در مورد موضوعی، اگر مورد استقبال، تأیید و تشویق قرار گیرد. این اظهارنظر تکرار شده و به صورت یک نگرش مثبت درمی آید.

مطلب مشابه :  تصدیق